عارفانه
❖ لیست کامل کتب فلسفی، سلوکی و عرفانی را در لینک زیر مشاهده کنید: https://eitaa.com/Arefane/6872
لیست کتب عرفانی، فلسفی و.. جهت خرید
❖ کتاب «حدیث سهر» | نکات ناب و خاطرات شنیدنی از عارفان، حکیمان و اندیشمندان در بیان آیت الله حسن رمضانی (از شاگردان علامه حسن زاده آملی، آیتالله بهاءالدینی، حیدرآقا معجزه و..)
زبان: فارسی
جلد: سخت
تعداد صفحات: ۵۴۴
بسیاری از مطالب و خاطرات این کتاب برای نخستین بار منتشر شده است. در این اثر، علاوه بر معرفی بزرگان و اندیشههای آنان، در راستای رفع برخی شبهات و ابهامات درباره اندیشه آنها نیز تلاش شده است.
از جمله عارفان، حکیمان و اندیشمندانی که نکات و خاطراتی ناب از آنان در این اثر ذکر شده، میتوان به ابن عربی، قونوی، مولوی، حافظ رجب برسی، سید حیدر آملی، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، ملاصدرا، علامه سید علی قاضی، علامه رفیعی قزوینی، امام خمینی، علامه طباطبایی و برادرشان، شهید مطهری، علامه حسن زاده آملی، استاد رضا ولایی، آیتالله بهاءالدینی، حیدر آقا معجزه تهرانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله سید عزالدین زنجانی، آیت الله مروارید، میرزا جواد تهرانی، آیت الله حجت هاشمی، میرزا علی فلسفی، میرزا هاشم آملی، آیت الله انصاری شیرازی، میرزا مهدی اصفهانی، شیخ احمد کافی، آیت الله خامنه ای، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله جناتی، استاد مهندسی و شهید جوانمرد اشاره کرد.
👈 مشاهده فهرست کتاب
✅ نمونه مطالب کتاب👇(کلیک کنید):
طی الارض علامه حسن زاده
مکاشفه حیدرآقا معجزه
پیشگویی آیتالله بهاءالدینی
نامحرم اسرار
فراموشی علامه در آخر عمر
👈 سفارش خرید: @rosvaa
@Arefane
CamScanner ۲۰۲۴-۰۵-۱۸ ۲۲.۳۰.pdf
حجم:
2.5M
❖ فهرست کامل کتاب «حدیث سهر» | نکات ناب و خاطرات شنیدنی از عارفان، حکیمان و اندیشمندان در بیان آیت الله حسن رمضانی
@Arefane
هدایت شده از عارفانه
❖ انتشار نخستین بار| ماجرای طی الارض علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه
• روزی حقیر از حضرت استاد حسن زاده آملی پرسیدم: آیا شما دارای طی الارض هستید و دستتان در مساله طی الارض باز است؟ ایشان این جمله را فرمود: «ریاضتش را کشیدهام».
• پسر ایشان؛ علی آقا، روزی به من گفت: در خدمت آقاجان که هستید سعی کنید از اسرار مگوی ایشان بهره بگیرید، از تخصصهای ویژهای که در اختیار ایشان است و در جای دیگر پیدا نمیشود بهره بگیرید.
• پرسیدم: مثلا؟
اشاره کردند که زمانی ما با آقاجانم در ایرا به سر میبردیم و والده در آمل بود، و دلمان برای مادرمان تنگ شده و مدت زیادی بود ایشان را ندیده بودیم. خدمت پدر گفتم: دلمان برای مادر تنگ شده، فکری بکنید، برویم به آمل سری بزنیم. ایشان گفتند: دلتان برای مادرتان تنگ شده؟ میخواهید برویم پیش مادر؟ گفتم: بله. ایشان فرمودند چشمانتان را ببندید! ما هم چشمانمان را بستیم و گفتند: باز کنید. باز کردیم دیدیم آمل در خدمت مادر هستیم!
✍ جناب استاد حسن رمضانی،
کتاب حدیث سهر، ص ۳۱۳
@Arefane
❖ مکاشفه سالک الی الله حیدر آقا معجزه تهرانی در حرم امام رضا (ع) و عنایت حضرت به ایشان
استاد آیت الله رمضانی در کتاب «حدیث سهر» صفحه ۴۲۸ میفرمایند:
روزی حضرت آیت الله جوادی آملی از بنده خواستند تا حیدر آقا معجزه را بیشتر به ایشان معرفی کنم که در پاسخ گفتم: خاطره ای را نقل می کنم که برای حضرتعالی از این خاطره خیلی از مسائل روشن میشود. خاطره این بود که حیدر آقا معجزه میفرمود: من با مرحوم آیت الله شاه آبادی (استاد امام خمینی) ارتباط داشتم و از ایشان استفاده میکردم و بهره میبردم.
آرزو داشتم یک سفر به مشهد مقدس داشته باشم که تا آن زمان، به علت مشکلات مالی و فقر، توفیق دست نداده بود. بر اثر عشق به حضرت رضا علیه السلام به میدان خراسان میرفتم که اتوبوسهای مشهد مقدس از آنجا حرکت میکردند. به اتوبوسها نگاه میکردم و گریه میکردم و گاهی گرد و غبار آنها را دست میکشیدم و به سر و صورت خود میمالیدم و تبرک میکردم. تا اینکه مقدمات تشرف ما به مشهد فراهم شد و یک نفر هزینه سفر ما را فراهم کرد.
خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و با خوشحالی تمام عرض کردم آقا من میخواهم مشهد بروم. فرمایش و سفارشی دارید، بفرمایید. مرحوم آیت الله شاه آبادی فرموده بود: چون اولین بار است که با این عشق و علاقه به مشهد مشرف می شوید، یقیناً برای حضرت رضا علیه السلام عزیزید. لذا هر چه میخواهی بخواه منتها مواظب باش «چیز» بخواهی نه «ناچیز»! (مثلا امور دنیوی نخواه).
حیدر آقا معجزه میگفت: به مشهد مشرف شدم و بالا سر حضرت رضا علیه السلام که رسیدم یاد فرمایش آقای شاه آبادی افتادم. به امام رضا عرض کردم آقا، آقای شاه آبادی فرمودند از شما چیزی بخواهم که ارزش داشته باشد. ناچیز نخواهم. آقا من می خواهم هر کتابی را که باز کردم بفهمم. این را از شما میخواهم.
سپس زیارت را شروع کردم و نماز زیارت را خوانده بودم و سر به سجده بودم که حالت خاصی به من دست داد؛ دیدم آقا (امام رضا علیه السلام) تشریف میآورند به طرف من و دو نفر خادم هم حضرت را همراهی میکنند. جلو آمدند و آن دو خادم یک ظرف بزرگ پاتیل را آوردند و گذاشتند کنار من که صدایش مرا متوجه به خود کرد. نگاه کردم دیدم داخلش پر از کره است. از طرفی هم حضرت ایستادند و مرا نگاه میکنند. من هم اصلا نمیتوانستم حرف بزنم. حضرت دستشان را به جیب کردند و مقداری اسکناس در آوردند و شروع به ورق زدن کردند. وسط آنها یک اسکناس مچاله شده و کهنه یک تومانی در آوردند و به من دادند و رفتند. من هم همانطور مانده بودم که این چه بود و چه شد و... که از این حالت به حالت طبیعی برگشتم.
سفر ما به انجام رسید و برگشتیم تهران و خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و واقعه را خدمت ایشان عرض کردم. آیت الله شاه آبادی فرمود: «آن پول یک تومانی مچاله شده، حظّ تو از علم رسمی است. از علم رسمی و قیل و قال مدرسه، بهره ات همان اندازه است. و اما آن کره که داخل ظرف بود، لُبّ علم است. لبّ علم را که توحید است به تو داده اند».
جناب استاد رمضانی در ادامه میفرمایند: «واقعا ایشان چنین بودند و مشکلات عبارات محیی الدین ابن عربی، دقایق و ظرایف مثنوی و مسائل مختلفی را که از اهل معرفت نقل میشد، چنان استادانه و ماهرانه حل میکردند که ما تعجب میکردیم و به صداقت این مکاشفه یا رؤیا پی میبردیم. واقعا اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مغز عرفان و توحید را به ایشان چشانده بودند.»
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane | عارفانه
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ سیّد خستگی ناپذیر، نشان داد که ممکن است تو سوژهی برخی باشی در مدرک دانشگاهی و تپق زدن هنگام صحبت کردن و...، ولی دلی چنان پاک و زلال داشته باشی که خداوند و اهلبیت تو را به آغوش وصال بپذیرند و برخی را واگذارند بر حال تمسخر و سوژهیابی... وانگهی جمعیتی غیر قابل توصیف در تشییع تو حاضر شوند...
@Arefane | عارفانه
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسوزان هر طریقی میپسندی؛
که آتش از تو و خاکستر از من...
@Arefane