آن بخش از وجودم که دلش میخواست دنیا را بگردد، میخواست جای آدم های گوناگون بنشیند، جنون را بشناسد، غم را لمس کند، میخواست قصاب باشد، یا آهنگر یا رقاصه یا مجسمه ساز، یا میخواست زنی روس باشد یا مردی فرانسوی، موهای نارنجی داشته باشد، یا چشمان سیاه، و خیلی چیز های دیگر که اگر بخواهم نام ببرم روز ها و روز ها طول خواهد کشید، آن بخش از وجودم، که دلش میخواست خیلی چیز ها باشد، با تئاتر، زنده نگاه داشته میشود.