نشستی داری اکسپلورگردیتو میکنی که یهو یه پست از بچههای میناب میاد بالا و تا نهادت رو میسوزونه.
جدی من نمیخواستم وسط ول چرخیدنم یهو زار زدنهای یه بچه دبستانی سرِ خاک رفیقش رو ببینم.
فردایروزنبودنم.
https://eitaa.com/Arihami/925 بهش رسیدی ؟ . ..
نه عزیزِمن. روزگار بی رحم تر از این حرفا بود. منم غصههامو خوردم، گریههامو کردم و رفتم صفحه بعدی زندگیم چون دیگه ارزش نداشت روزای باقی موندهی زندگیم اونجوری باقی بمونن.
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- شیشهی پنجره را باران شُست؛
از دل تنگ من اما چهکسی، نقش تورا خواهد شست؟
عذابآورترین لحظه برام اونجاییه که آدمای دوستداشتنیِ زندگیم از بعدِ مرگشون حرف میزنن.
فردایروزنبودنم.
عذابآورترین لحظه برام اونجاییه که آدمای دوستداشتنیِ زندگیم از بعدِ مرگشون حرف میزنن.
موقعی که وصیت نامهی بابامو دیدم قلبم مچاله شد واقعا
من عاشق چشمت شدم، شاید کمی هم بیشتر؛
چیزی در آن سوی یقین، شاید کمی هم کیشتر..