فردایروزنبودنم.
بخش جذاب امروز همینجا بود که وقتی نور خورشید روی گونهم میخزید، فرفری کتابهای شعر رو ورق میزد و اونهارو زیر گوشم زمزمه میکرد.
هدایت شده از طاعمه.𓆟
«امروز دوازدهمین روزی بود که اینجا ماندم، و اگرچه میدانستم که این اقامت موقت است، اما احساس میکردم که زمان را از دست میدهم. هیچ کاری انجام ندادم، فقط در اتاق نشسته بودم و به این فکر میکردم که چقدر از تو دورم. این دوری دردناک است، میلنا، اما بیشتر از آن، ترس از دست دادن تو مرا آزار میدهد.»
- سری نامه های کافکا برای ملینا - / برای شما.
هدایت شده از وَردسِپِهر.
سلام و درود•๑.٠
وَردسِپِهر بازم یه تقدیمی آورده اما اینبار از جنسِ انیمیشن ؛)
عضو وَردسِپِهر بشین،
این پیام رو + یه پست دلخواه فور بزنین،
و تگتونو برای اَبرتَگ / من بفرستین.
+ منم بهتون یه تصویر و یه دیالوگ از یه انیمیشن یا شایدم انیمه میدم.
- ممبرها هم با فرستادن آیدی و عضو بودن توی وردسپهر میتونن شرکت کنن*
لیمیت؟ | ظرفیت؟
هدایت شده از وَردسِپِهر.
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من با این فیلم وجودم ذره ذره آب شد :))))