هدایت شده از نمیدونم چیچی!
از سرعتتون توی رسیدگی به این امورات بسیار سپاس گذارم بانوی من(چیزی نیست داشتم دونگی میدیدم)
همهچیزِ امروز من یه «لیب» داشت.
اول رفتم باشگاه و لیبرو بودم.
دویدم، زمین خوردم و توپ جمع کردم.
بعدش اومدم کتابخونه و دربارهی لیبرال و لیبرالیسم خوندم.
یه «لیب» توی دو تا دنیای متفاوت.
یه جا بدنم درگیر بود یه جا ذهنم.
جالبه نه؟ :)