eitaa logo
اَروآنـه
120 دنبال‌کننده
895 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
اَروآنـه
تز ادیسون یاد گرفتم نرم تودل ترس و برای ترس ام راه حل پیدا کنم از بودیکا یاد گرفتم ترسی از تنهایی
ی معرفی کوچیک از شخصیت های این نوشته مون و توضیح کوشولو✨🥺: _ادیسون مخترع برق ، فوبیا تاریکی داشت . _بودیکا جنگجوی زنی بود که همراه دخترانش در جنگ کشته شد🥀- _بیترایس شمشیر بازی هست که بخاطر بیماری که داشت برای همیشه با دست و پا ی خودش خداخافظی کرد ولی این باعث نشد که متوقف بشه.🥺✨🥀 _ادری هپبورن بازیگر سینمایی که الهام بخش افراد خیلی زیادی بود و وقتی او مرد به یادش رزی سفید بع نام او کاشته شد . _اشلی فیولک موتور سوار ناشنوایی که بارها در مسابقه های موتور سواری مدال های ارزشمندی رو برده💖🥺 مهرسانوشت🥺 https://eitaa.com/carrotf
_ باشگاه پنج صبحی ها https://eitaa.com/carrotf
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگترین متنی که امروز خوندم💖
کسی که رو شخصیتش کار میکنه ، چهره و جذابیت و هنر نمیتونه تحت تاثیر قرارش بده ، تنها چیزی که اونو تحت تاثیر قرار میده شخصیت و زیبایی درونیه . مهرسانوشت❤️ https://eitaa.com/carrotf
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو تا درخت خشکیده هنوز ریشه دارن🥺🥀 _اهنگ ریشه از امیر ارسین ی چیز دیگس✨🥺 https://eitaa.com/carrotf
اره من یک روانی ام ، چون فقط یاد گرفتم مثل شماها نباشم ، فقط دنبال نشانه های امید گشتم ، فقط نخواستم روزی برسد که بزرگترین رویایم در پول خلاصه شود . من روانی ام چون پول را موفقیت ندیدم ، چون هنوز به دیدار قلبم میروم . من یک روانی ام چون فقط دوست داشتم ارزوهای محالم را ممکن کنم همین... مهرسانوشت🥺✨ @Arvan_sun
_باشگاه پنج صبحی ها✨ @Arvan_sun
بهار مهربانی از راه می‌رسد این زمستان بی رحم تمام میشود روزی دور قلبت حصاری بکش، تا وقتی بهار برسد طول میکشد ،حصار بکش تا قلبت آسیبی نبیند🥺🦋 مهرسانوشت🦋✨✍ https://eitaa.com/carrotf
در سرم نفس کشیدن من مقداری پاستیل و شیر برنج تزریق کنید قول میدم زندگی کنم🥺💞 مهرسانوشت✍ https://eitaa.com/carrotf
_ ممکن نبود ، فراموشی او ممکن نبود و نیست . بخار یک شیرکاکائو داغ من را به یاد او انداخت ، اخرین پاستیل خرسی بسته ی پاستیل من را به یاد او انداخت،شیرینی شیر برنج را حس کردم و به یاد او افتادم ، ب گلهای آفتابگردان نگاهی کردم و یاد او افتادم ، طرح گل بابونه را روی لباسی دیدم و یاد او افتادم ،کتاب خریدم بر اثر عادتی که از او گرفته بودم کتاب را بو کردم و یاد او افتادم ، روی بخار شیشه نقاشی کردم و یاد او افتادم ، چراغ را روشن کردم خانه نورانی شد و یاد او افتادم ، اتفاقی در مغازه موسیقی کالیمبا دیدم و یاد او افتادم، نشانه هایش انقدر تابلوست که با هر تلنگر ی یاد او می افتم مهرسانوشت✨ https://eitaa.com/carrotf
_می خواهم از ادمها دور شوم ، ازارم می دهند ، هرچه قدر هم بیخیال باشم بازهم گاهی از انها لطمه میخورم . گاهی حس میکنم در زبانشان شمشیر پرورش می دهند تا کلمه ، اخر نمی شود چند تا کلمه انقدر تیز و دردناک باشد . مهرسانوشت✨ @Arvan_sun