eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز‌رو‌باایران‌قشنگم‌شروع‌میکنیم‌و‌ بعدهمه‌ی‌تقدیمی‌هاتونو‌میزارم:)
ایران؛روایتی‌ازاریایی‌ها. روایتی‌ازمردم‌ِ‌دلسوز‌و‌مهربان‌با‌دلهایی سراسرغم‌. اگرچه‌غم‌گاهی‌دلهایشان‌راسیاه‌می‌کند اما؛هیچ‌وقت‌این‌سیاهی‌راروی‌درودیوار این‌‌وطن‌نریخته‌اند. گذاشته‌اند‌،به‌رنگ‌رنگ‌نصیرالملک به‌قدمتِ‌ارگ‌بم،‌به‌اصالت‌پاسارگاد به‌‌عظمت‌تخت‌جمشید،به‌شگفت‌انگیزی علیصدر،به‌‌رنگ‌ِ‌خاکِ‌هرمز‌ باقی‌بماند. خون‌خود‌را‌روی‌خاک‌ریختند،جان‌خود را‌زیراین‌خاک‌گذاشتند‌اما نگذاشتند‌که‌یک‌وجب‌ازاین‌خاک‌زیبا یک‌دهم‌ازابِ‌خلیج‌پارس‌ازجهان‌ِ پارس‌منشان‌بیرون‌برود. خواب‌و‌خیال‌بر‌‌غیرایرانیان‌عیب‌نیست بگذار‌بارویای‌داشتن‌خلیج‌پارس‌زیستن‌را ادامه‌دهند‌، انها‌ندانند‌ماکه‌میدانیم‌این‌خلیج‌،این خاک‌تا‌ابد‌نام‌پارس‌رورویش‌حک‌شده. انها‌نمی‌دانند‌ماکه‌می‌دانیم‌ ایرانیِ‌جماعت‌،جانش‌برودنمی‌گذاردذره‌ای ازخاکش‌برود:)) @Arvan_sun.زاده‌مهر
اصفهان-زمانی‌که‌زاینده‌رودنفس‌میکشید. _گوشهایم‌راتیزمیکنم اوا‌،و‌نوای‌تاریخ‌سخن‌می‌گوید؛ ازدوران‌صفویه‌و‌ازکاخ‌هشت‌بهشت ازچهل‌ستون‌و‌ازمسجدجامع. اما‌انگار‌با‌خشک‌شدن‌زاینده‌رود لبخند‌هم‌ازدل‌این‌خاک‌پرکشیده‌و‌خشک شده،هرچه‌مردم‌با‌لبخند‌و‌مهربانی میخواهند‌‌،خوشیِ‌خشک‌شده‌رادوباره بازگردانند‌به‌این‌شهردوست‌داشتنی بازهم‌نمی‌شود،انگاربستن‌و‌بازشدن‌ زاینده‌رود‌‌به‌حال‌این‌مردم‌تاثیردارد. این‌مردم‌که‌سالهاست‌میراثی‌جهانی‌را دردلشان‌در‌خاکشان‌نگه‌داشتند‌و‌ حتی‌اوای‌موزه‌ی‌موسیقی‌راهم‌‍به‌جهان نداده‌اند. بگذارید‌زاینده‌رود‌برای‌این‌مردم‌بجوشد‌. @Arvan_sun.زاده‌مهر
دزفول؛زمانی‌که‌جانی‌درتن‌نماند‌اماخاکی‌نرفت. _اینبارصدای‌درد‌رامیشنوم صدای‌مقاوت‌را،صدای‌مردمی‌رامیشنوم که‌،جانی‌درتنشان‌نماند‌،زیربمب‌باران‌ها جگرگوشه‌هایشان‌را‌زیرخروارهاخاک‌کردند امانگذاشتند‌این‌خاک‌خونین‌،به‌دست کسی‌بیافتد. کسی‌به‌این‌مردم‌ظلم‌دیده‌کمک‌نکرد خودشان‌‌روی‌پا‌ایستادند‌جنگیدند‌و‌ بعدجنگ‌بازهم‌خودشان‌دوباره شهرشان‌راساختند. انگار؛ جندی‌شاپور‌و‌ابشارشوی،‌سربطاق‌اقامیر تادریاچه‌ی‌شهیون‌همه‌اوای‌مقاومت سرمی‌دهند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
دلمم‌برای‌نساجی‌تنگ‌میشه:)))
مشهد؛زمانی‌که‌کسی‌نبود‌و‌او‌بود. اینبار‌صدای‌مظلومانه‌مردمم‌رامی‌شنوم مردمی‌که‌صدایشان‌درنمیاید؛ مردمی‌که‌خودشان‌می‌ایستند،خودشان می‌جنگند‌و‌خودشان‌بازهم‌دوباره‌شهرشان رامی‌سازند‌. صدای‌مردمی‌رامی‌شنوم‌که‌تشنه‌ی ادبیات‌ِ‌نهفته‌درطوس،تشنه‌ی‌معنویات‌در حرم،تشنه‌ی‌‌طبیعتی‌‌پررمز‌و‌راز‌درجیغ اند‌و‌برای‌حفظ‌این‌‌اثار،ازهرکاری‌دریغ نکردند. مردمی‌که‌هرکجا‌جنگ‌شد اولین‌نفر‌رختِ‌رزم‌برتن‌کردند. هرکجا‌کمک‌‌خواستند، اولین‌نفر‌کمک‌رسانی‌رااغاز‌کردند. این‌مردم‌،قلبهای‌مهربانشان‌را‌ فریادنمی‌زنند..قلبهای‌مهربانشان‌را صرفِ‌‌قلبهای‌شکسته‌می‌کنند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
تهران؛زمانی‌که‌الودگی‌وجود‌نداشت. درمیان‌الودگی‌ِ‌این‌اسمان‌؛ دریغ‌ازیک‌‌قلب‌رنگ‌و‌رو‌رفته‌دراین‌شهر. شهری‌پرازارزوها،شهری‌که‌‌ هرکس‌ارزویی‌داشته‌باشد‌به‌سویش‌می‌رود. شهری‌که‌،بندبندش‌لبریزاز دلهایی‌ست‌که‌شکسته‌امانمی‌گذارد شکسته‌های‌دلش‌دل‌دیگری‌رابشکاند. صدای‌موزیک‌و‌هنر‌،گوش‌را‌نوازش‌میکند و‌گیتارهااوای‌ِ‌دل‌‌می‌نوازنند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
پایان‌این‌چالش:) امیدوارم‌هرکجای‌ایران‌که‌زندگی‌میکنید چه‌دزفول‌‌چه‌اصفهان‌چه‌تهران‌و‌چه‌مشهد لبخندمهمون‌همیشگی‌لبهاتون‌باشه!