ارایشینمیکرد،رختخیلیزیبایی
تننمیکرد،موهایخیلیبلندینداشت
چشمهایرنگینداشت،
هیچوقتهمنخواستهکهتغییریدرصورتش
ایجادکنداما؛
زیباییاشازهزارکیلومتریمشخصبود
چهرهاشازهزارانمتریهمجذاببود.
چونرژیکهبرلبانشمیزدمهربانیبود
کرمپودریکهبرصورتشمیزدبخشندگیبود
ریملیکهبرمژههایشمیزداحترامبود
جایگذراندنزمانبانارفیقها
کتابهایشرابازمیکرد،
شیرینیکهبردهانشمیگذاشت
حرفهایزیبابودنهحرفهایکنایهدار
بهتلخیانتهایشیرکاکائوها..!
اینزیباییدرونشبودکهحساباورا
ازبقیهجدامیکرد،اینباطناوبودکه
بادستودلبازیبهاوجذابیتمیبخشید.
@Arvan_sun .زادهمهر
زندگیکهفقطبرندهشدننیست؛
مااومدیمکهیهسریچیزاروببازیم
زمینبخوریمطعمخاکوبچشیمو
نشونبدیمکهطعمخاکودردزمین
خوردنوبافکرِبهشیرینیعسلوایستادن
تحملمیکنیم.
@Arvan_sun.زادهمهر
صائب تبریزی :
هر که را مینگری مرکزِ پرگار غم است کیست در دایره چرخ مسلم باشد؟
@Arvan_sun
حتیشازدهکوچولوهم،نتوانست
میانگندمزارشجاییرابیابدکه
ازدستمارهادرامانباشد.
@Arvan_sun.زادهمهر
انقدر،هیزمدراتشزیستنشریخته
بودندکهوقتیکسیبرایشابمیاورد
برسراوفریادمیکشید.
@Arvan_sun.زادهمهر
مدتهاستاوارهایم؛
میانِقلبهاییکهشکستگیهایشان
جاهایخالیراپرکردهاند.
انگاردیگرجایخالینیست
اندوهوکینهقبلاتمامسکونتهارا
اشغالکرده.
@Arvan_sun.زادهمهر
چکشهایشانرارویاعصابوروانت
میکوبانندووقتیلبازلببازمیکنیو
فریادتبهگوششانمیرسد
جویایدلیلعصبانیتتمیشوند.
@Arvan_sun.زادهمهر
پرسشهازیادوجوابهایپوچبسیارتر؛
نمیدانممیاناینهمهدروغوگزافهگویی
صداقتهاکجاپنهانشدهاندکه
حتیصداینیشخندهایشانازشنیدهها
بهگوشنمیرسد.
@Arvan_sun.زادهمهر