شوقهایما،چونشمعبود
مقابلچشمانشانشعلهورشد،فروغبخششد
انهانوررامیدیدند،اماتوجهیبهمنبعنورنمیکردند
پارافینذوقرفتهرفتهابمیشدوقطرهقطره
برپایینقدمهایشانمیافتاد.
ازخاموشیگهگداریگلهمیکردنداما،هرگز
براینفکرنیفتادندکهبراینشمعنیمهافروخته
جاندوبارهببخشند.
شوقهایماچونشمعبود،
نرمنرمکسوختنش،فروغدیدههمگانشدو
کسینفهمیدکه،اینحوالی
جگرِشوقِ،جوانیاتشگرفت.
@Arvan_sun.زادهمهر
ناامیدمباشعزیزمن؛جایاینغمنهفتهمیان
چشمانمشکیاترا،روزیفروغدربرمیگیرد.
@Arvan_sun.زادهمهر
پرسید:بخشیدی؟
دلیلیبراینبخشیدنوجودنداشت
وجودش،حتیبهنامکینهدردلاضافیبود
حتیلایقتفکرنبود،راستشموضوعایناستکهلایقِبودننبودنهبهعنوانِرفیق،نهبهعنواندوست
نهبهعنواناشنا،نهبهعنوانغریبهونهبهعنوانِدشمن.
گاهیبرخیهاانقدربیاهمیتهستند
کهدیگرازانهابهدلنگیریکهلازمبه
بخشیدنویانبخشیدنباشد..
@Arvan_sun.زادهمهر
عزیزِمن؛خودراچنانقدرتمندنشانمیدهی
کههرکستورابیندفکرکند،توهرگزنمیشکنی.
اماادمیزادبایدکورباشدکه،انردههایقهوهای
رنگسردرگمیوشکنندگیرادروننگاهت نبیند.
@Arvan_sun.زاده مهر
صورتگرِطبیعت،چوننقشجهانشرا
بیرنگدید«دختر»راافرید.
دخترانراچونرنگینکماندرمیانابرهایسیاه
کشید،تانقشبیرنگبومنقاشیاش،
گلگونگردد.
روز دختر مبارک
@Arvan_sun.زادهمهر
چهبسیارزخمخوردیمازچهرههایزیباییکه
روحهایزشتیداشتند.
@Arvan_sun.زادهمهر
منتمامِاشفتگیهایمراخرجکردم،
اما،موجودیروانمبهخریدارامشنرسید.
ارامشبسیارگراناستاما،نخریدنش
گرانتربرایمتمامشد.
@Arvan_sun.زادهمهر
شایدهم،اندیوانگانیکهگردتنشستهاند
ومیگویندزیادیشلوغشکردهایکورند.
چراکهنمیشودچشمسالمداشتوردههایاندوهباردردرادرپسچشمانقهوهایرنگتنادیدهگرفت.
@Arvan_sun.زادهمهر