eitaa logo
اَروآنـه
120 دنبال‌کننده
895 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌شوق‌رادیدم‌که‌چون‌باران‌شهابی‌درکویر ازاسمان‌چشمانت‌می‌بارید‌و‌با‌غلتیدن‌بر سطح‌گرم‌گونه‌هایت‌،هستی‌صورتت‌را ستاره‌باران‌می‌کرد. ومن‌مبهوت‌ماندم‌‌که‌انها،چطورمی‌توانستند تورااندوهگین‌کنندهنگامی‌که‌لبخند چون‌رنگین‌کمانِ‌پس‌ازباران‌های‌بهاری جزء‌به‌جزء‌صورتت‌رارنگین‌و‌درخشان‌کرده‌بود. @Arvan_sun.زاده‌مهر
صفحه‌ای‌ازمجله‌داخلی‌«ایین‌دانشجویان» باعنوان‌تکیه‌کلام‌‌استادان؛ سال:۱۳۲۵
چه‌بساکه‌ادم‌هایی‌که‌زمان‌و‌شناخت‌ درتصورمان‌برانها‌زینت‌می‌بخشند، بسیارزیباترازان‌نقاب‌های‌رنگین‌و‌زیبادر دیدارنخست‌که‌پس‌ازمدتی‌روح‌زشت خود‌رابه‌نمایش‌می‌گذارند،هستند. فراموش‌مکن‌نازنینم! صورت‌زیبا،تکراری‌خواهدشداین‌سیرت‌و باطن‌زیباست‌که‌جاودانه‌می‌درخشد. @Arvan_sun.زاده‌مهر
وامروز،زادروز‌زنی‌ست‌که‌ازدل‌منع‌خنده‌ها‌و‌ خانه‌نشین‌کردنهاو‌اسارت‌بخشیدن‌برزنان‌ خاکهای‌ِ‌محدودیت‌را‌کنارزد‌و‌باتکیه‌بر ریشه‌ی‌خود‌،برقله‌ی‌موفقیت‌ایستاد‌و راه‌را‌برای‌باقی‌زنانی‌که‌در‌دام‌نتوانستن‌ها افتاده‌بودند‌هموارساخت. سالها‌پیش‌درچنین‌روزی،مریَم‌ایران‌ زاده‌شد‌تا‌برمردمان‌بفهماند‌هیچ‌ارزویی‌ دست‌نیافتنی‌نیست‌. درچنین‌روزی‌‌بود‌که‌«نماد‌پشتکار‌و‌تلاشی‌زنانه»ازبطن‌ مادر‌رویید‌تا‌،درمیدانی‌که‌مردان‌ تصاحبش‌کردند‌و‌بیگانگان‌بر‌صحنه‌اش می‌درخشنداستوار‌بایستد‌و‌نوراقیانوس‌ابی چشمانش‌را‌روشنی‌بخش‌راه‌دیگر‌زنان‌کند. ²²اردیبهشت‌چهارصدوپنج به‌وقت‌زادروز‌بانو‌مریم‌میرزاخانی‌ وروزجهانی‌زنان‌درریاضیات @Arvan_sun.زاده‌مهر
اَروآنـه
وامروز،زادروز‌زنی‌ست‌که‌ازدل‌منع‌خنده‌ها‌و‌ خانه‌نشین‌کردنهاو‌اسارت‌بخشیدن‌برزنان‌ خاکهای‌ِ‌محدودیت‌
اگرمیانِ‌ما‌بود؛حال‌۴۹سالگی‌خود‌را‌جشن‌می‌گرفت. و‌اسمان‌چقدروسیع‌است‌که‌ چنین‌روح‌ِ‌بزرگی‌رادرخود‌جای‌داده‌...
«بزرگ‌میشی‌یادت‌میره» اگر‌قرار‌براین‌‌بود‌که‌در‌بزرگسالی‌همه‌چیز ازیاد‌هابرود‌،جهان‌را‌همهمه‌فریادها دربرنمی‌گرفت. اگرکودکان‌‌به‌وقت‌بزرگسالی‌فراموش‌می‌کردند‌که‌به‌ هنگام‌زمین‌خوردن‌کسی‌دستگیرشان‌نشده‌‌،کینه‌اینگونه‌ دردل‌انسانها‌رخنه‌نمی‌کرد‌و‌انزوا‌اینگونه تیشه‌برریشه‌‌ی‌روابط‌ها‌نمی‌زد. هیچ‌چیز‌،درهیچ‌زمانی‌ازیادبرده‌نمی‌شود.. درددرکودکی‌،چون‌حکاکی‌رو‌ی‌سنگ تا‌هزاران‌سال‌بعد‌باقی‌می‌ماند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
چطورمی‌شود‌برکشوری‌که‌، شاعرانش‌حتی‌ازشعرها‌به‌راحتی‌نمی‌گذرند‌و به‌پای‌بیت‌‌هایشان‌سی‌سال‌‌زندگی‌شان‌را می‌گذارندعشق‌نورزید؟ چطور‌می‌شود‌این‌حجمه‌ی‌عظیم‌ازتاریخ‌را نادید‌گرفت‌وقتی‌‌حتی‌اشعاراین‌کشور نیم‌قرنی‌رابرچشم‌می‌بینندتا‌به‌اتمام‌برسند.. چگونه‌می‌شود‌اهلِ‌این‌‌لاله‌زارِ‌سرخ، اهلِ‌این‌مهد‌ادب‌و‌فرهنگ‌باشی‌و‌هویت‌خود‌را فریادنزنی؟ چگونه‌می‌‌شود‌برخاکی‌چشم‌بپوشانی‌که‌ ازبطنش‌فردوسی‌هاو‌حافظ‌هاو‌مولاناها روییده‌اند؟ و‌من‌امروز‌فریادمی‌زنم‌‌که: «ای‌مردم‌!ما‌ازکشوری‌هستیم‌که‌تاریخ‌دارد، شعردارد،به‌وقت‌هفت‌ِ‌ابان‌و‌بیست‌و‌پنج‌اردیبهشت‌ گرامیداشت‌بزرگان‌خویش‌رادارد‌و‌به‌وقت‌ اسپندگان‌و‌خردادگان‌و‌مهرگان‌جشن‌و‌پایکوبی. ای‌شرقیِ‌غمگین‌ِ‌زمانه،به‌عزیزی‌و‌گرامی‌بودن این‌روز‌قسم‌که‌حالمان‌خوب‌میگردد روزی‌دوباره‌،فردوسی‌جدید‌ازبطن‌مادر‌زاده می‌شود‌و‌تمام‌این‌پریشانی‌هارا‌«غم‌نامه‌ای» می‌نویسد‌،تنها‌با‌یک‌تفاوت‌که‌او‌انتهایش‌را به‌شیرینی‌‌نبات‌ِ‌‌بازار‌رضای‌مشهد‌به‌پایان‌می‌رساند. به‌وقتِ²⁵اردیبهشت‌؛ بزرگداشتِ‌حکیم‌ابوالقاسم‌فردوسی @Arvan_sun.زاده‌مهر