هدایت شده از چشمهایش .
انتظار خوب نیس
مخصوصا اینکه منتظری یه نوتیف از اون بیاد ویا منتظری چایی بدون هیچ شعله ای داغ شه
در نهایت انقدری منتظر میمونم که بیای معذرت خواهی کنی
بیای بگی که اشتباه بزرگی کردی
قبول کنی که قاتل من نبودم تو بودی
قبول کنی که تو منو خاکستر کردی
من منتظر میمونم که بگی "عذرمیخوام تو حق داشتی" میدونم قرار نیس بیای
حتی نیا دوست ندارم ببینمت اصلادوست ندارم
اما منتظر به معذرت خواهی از طرف تو هستم
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
"شهریار