هیچوقت برای گفتن مشکلاتت پیش من شک نکن، تو هیچوقت بار دوش من نیستی، شاید نتونم دلداری بدم یا راه حل ولی من همیشه میتونم شنودهی خوبی باشم.
من جنگ رو دیدم مرگ هم وطنام رو دیدم دشمن شدن دوستام رو دیدم بنظرم دیگه نیازی نیست بیشتر ادامه بدیم.
جنگ تمام شد.
باقی میماند آن مادر پیری که چشم به راه فرزند شهیدش است.
و آن دختر جوانی که منتظر معشوق خویش است.
و فرزندانی که به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند.
آری، نمیدانم چه کسی وطن را فروخت اما دیدم چه کسی بهای آن را پرداخت(:
در نامه ای که بربالینش پیدا کردند نوشته بود: نتوانستم غم را به پایان برسانم بنا بر این خود را به پایان رساندم.