شمایی که واسه میناب و ماکان هیچی نگفتی و صدات در نیومد، گوه میخوری واسه جنوب دلسوزی میکنی.
گاها از این که چرا ی سری ادمارو وارد زندگیم کردم و یا حتی آشنا شدم باهاشون خودم رو سرزنش میکنم و حرص میخورم.
گریهی رونالدو و نیمار رو دیدیم، ناراحتی مودریچ هم دیدیم
حالا نوبتی هم باشه نوبت مسیعه دیگه.
ولی بازاون فکرمیکنه تنهاست نمیدونه من تا آخرش همراش میمونمو میکنم پاک همه اشکاش:))))))))
دیشب رسما پایان اسطورههای بچگیمون بود.
من در میان جمعیت بودم، اما انگار در یک جزیره دور افتاده زندگی میکردم، جایی که صدای هیچکس به من نمیرسید.