𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره کنسر نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره کنسر نمیفهمه اینه که اون از تنهایی نمیترسه.
از بیاهمیت شدن میترسه.
از این میترسه که یه روز برای کسی که دوستش داره، به اندازه قبل مهم نباشه.
برای همین کوچکترین تغییر رفتارها رو میبینه.
کوچکترین فاصلهها رو حس میکنه.
و قبل از اینکه بقیه متوجه بشن چیزی عوض شده، کنسر مدتهاست اون تغییر رو احساس کرده.
بعضی از غمهایی که حمل میکنه، حتی هنوز اتفاق نیفتادن.
𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره لئو نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره لئو نمیفهمه اینه که اون دلش نمیخواد مرکز توجه باشه.
دلش میخواد برای یه نفر خاص، خاص باشه.
همین.
لئو میتونه جلوی همه قوی باشه.
جلوی همه بخنده.
جلوی همه بدرخشه.
اما وقتی کسی که براش مهمه نادیدهش بگیره، بیشتر از چیزی که نشون میده میشکنه.
و بدترین قسمتش اینه که معمولاً هیچکس متوجه اون شکستگی نمیشه.
𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره ویرگو نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره ویرگو نمیفهمه اینه که اون اینقدر به بقیه سخت نمیگیره.
به خودش سخت میگیره.
خیلی از شبهایی که بقیه راحت خوابیدن، ویرگو داشته یه اشتباه قدیمی رو مرور میکرده.
یه جمله. یه تصمیم. یه فرصت از دست رفته.
مردم فکر میکنن زیادی فکر میکنه.
اما هیچکس نمیپرسه چرا انقدر فکر میکنه.
شاید چون همیشه حس کرده اگر خودش مراقب همهچیز نباشه، هیچکس دیگهای نخواهد بود.
𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره لیبرا نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره لیبرا نمیفهمه اینه که اون بیشتر از چیزی که نشون میده تنهاست.
چون همیشه نقش آدمی رو بازی میکنه که حال همه رو میفهمه.
که به همه گوش میده.
که همه میتونن پیشش درد دل کنن.
اما کمتر کسی میپرسه:
«خودت چطوری؟»
لیبرا سالها میتونه بار احساسات بقیه رو حمل کنه.
اما وقتی نوبت خودش میشه، معمولاً سکوت میکنه.
𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره لیبرا نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره لیبرا نمیفهمه اینه که اون بیشتر از چیزی که نشون میده تنهاست.
چون همیشه نقش آدمی رو بازی میکنه که حال همه رو میفهمه.
که به همه گوش میده.
که همه میتونن پیشش درد دل کنن.
اما کمتر کسی میپرسه:
«خودت چطوری؟»
لیبرا سالها میتونه بار احساسات بقیه رو حمل کنه.
اما وقتی نوبت خودش میشه، معمولاً سکوت میکنه.
𔘓 ⋆ ࣪. ✿
𑁤 چیزی که هیچکس درباره اسکورپیو نمیفهمه...
چیزی که هیچکس درباره اسکورپیو نمیفهمه اینه که اون از خیانت نمیترسه.
از اشتباه اعتماد کردن میترسه.
برای همین قبل از اینکه بهت نزدیک بشه، هزار بار نگاهت میکنه.
رفتارت رو میبینه.
حرفهات رو میسنجه.
انرژیت رو حس میکنه.
و وقتی بالاخره در دلش رو باز میکنه، دیگه فقط یه علاقه ساده نیست.
یه جور آسیبپذیریه.
برای همین زخمهایی که از آدمها میخوره، خیلی عمیقتر از چیزیه که نشون میده.