ایا شما فکر میکنید ما چنل را با پی وی اشتباه گرفتیم؟
شما اشتباه فکر میکنید ما از شدت بیکاری میایم اینجا شما ام در جریان میزاریم حوصلتون سر نره😂
✨️ At_Talischi ✨️
حداقل بهادر بیاد بگیرتش😂
تو چیکار ستاره داستان من داری😂
✨️ At_Talischi ✨️
این خیلی سنتیه😂
همینه ک هسسس🗿😂
ادیت: عه چه کیف میده پیاماتو ویرایش کنم😂
✨️ At_Talischi ✨️
همینه ک هسسس🗿😂 ادیت: عه چه کیف میده پیاماتو ویرایش کنم😂
دسترسیتو ببندم دلم خنک شه؟😂
✨لیلی بی عشق✨
#Part_8
_ستاره خاله لیلی هست وخواهر من
البته اینم بگم اون دلش پیش یکی دیگه گیره ولی بخاطر مخالفت خانواده ها چیزی نمیگه
بعید میدونم بله بده
زیر لب گفتم:
_خداکنه
سهیل قهقه ای زد
+چرا خب؟
_هیچی بیخیال
دوست دارم اون خانم به عشقشون برسن
خودم ک خوب میدونستم دلیلم دروغه
من فقط دلم گیر کرده بود
گیر کرده بود پیش لیلی
برای همین نمیخواستم کس دیگه ای رو کنارم تصور کنم
صدای لیلی منو از فکر در اورد
*داییییییی
+چیه چته داد میزنی
*لپ تاپ منو ندیدی؟
+اخه دختر کوری مگه لپ تاپ یه این گندگی روگم کردی
*میبینی ک هستم
+خیلی دیونه ای بخدا
سهیل رو به من کرد
+اینو بردارین ببرین ها
از شرش خلاص شم
_بدید ببرمش
لیلی با جیغ گفت:
*چشمم روشن دایی
میخوای منو بفرستی برم؟
+افرین دقیقا قصدم همینه
*من چه ازدواج کنم چه ازدواج نکنم
هیچ وقت دست از سر تو برنمیدارم
+علیرضا توروخدا بیا اینو بردار ببر
ببرش شهر خودتون اصلا
دیگه هم نیارش
با خنده و شیطنت گفتم:
لیلی خانم بپوش بریم
*من بیام ک ایشون راحت بشن از دستم؟
متاسفانه انقدر مهربون نیستم و اینو بخوام
من باید باشم اذیتش کنم
+لیلی پاشو برو بخواب دیونه شدی
*دیونه بودم دایی جونممم
سهیل که انگاری از علاقه من به لیلی باخبر شده بود همش سعی داشت کاری کنه ما به هم نزدیک بشیم
+علیرضا تورو قرآن بیا این دیونه رو ببر اتاقش
منم از خدا خواسته از سر جام بلند شدم و سمت لیلی رفتم
با خنده رو کردم بهش
_بیا بریم لیلی خانم شوخی میکنه
*منم شوخی میکنم خب
ولی دارم براش
_باشه
ولی الان خسته ای استراحت کن فردا حسابشو برس
+افرین علیرضا داری موفق میشی
*دایی دمپایی پرت کنم بیاد؟
ادامه دارد....
✨️ At_Talischi ✨️
من نمیدونم یعنی شعور اینو ندارید که بفهمید وقتی روی یه چیزی ایدی مینویسن یعنی نباید اسکی رفت ازش
بله اینم همون قضیه ایه ک میگفتیم
بیشترین پیاما تو پی وی من و ستاره بود البته😂😂