https://eitaa.com/114989212/858
خیلی هم مهمی قابل درکه راحت باش.
من هم کمپیدام،خودمم هم نمیدونم چرا.
- محیا
•
نوشتم و پاک کردم. نوشتم و پاک کردم. نوشتم و پاک کردم و در آخر هیچ چیز ننوشتم جز اینکه نوشتم و پاک کردم. همین.
طبیعیه تا الان نمیدونستم حرم کتابخونه داره؟ امیدوارم که ثبت نام کنی.🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔🪔
محیا
•
آه.. فکر کنم طبیعیه.
ممنونم بابت دعایی که در حقم کردی من هم امیدوارم.
عطر ِچای..
أنا مجنونةُ الجنةِ و أحترقُ فی لَهیبِ جهنم...,
برداشت خودتون رو از این جمله بگید لطفا.
[آزاد.]
عطر ِچای..
برداشت خودتون رو از این جمله بگید لطفا. [آزاد.]
جدی من منتظرم و دوست دارم نظرتون رو دربارش بدونم🙏🏽
منظورش اینه من عاشق بهشت و سوختن در آتش جهنم هستم، درسته؟ خب. عجیبه. عجیب. نمی دونم. شاید دیدگاه درستی باشه که بگه من آنقدر عشق به مجنونم یعنی خدا، دارم که هرچه را که او خلق کرده باشه دوست دارم. شاید به معنای جنون به خدا مثلا. اما از طرفی شنیدم که«این آتش حاصل عمل خود آنان ست.» پس شاید اون آتش،آتشِ حاصل عملی خلاف دستور خدا باشه،دراین صورت واقعا آتش مورد تنفریه.آتش نفرین شده. اما اگر به معنای بلای الهی خدا باشه، تازگی داشتم به حضرت ابراهیم هم فکرمی کردم.آتش های خدا لذت بخش اند، مگر نه؟
-جاسمین
•
وای جاسمین چه تعبیر زیبایی..
البته معنیش تا اونجایی که میدونم این میشد: «من دیوانه(عاشق) بهشتم و در شعله های آتش جهنم میسوزم..»
ولی اینی که تو گفتی منو به فکر فرو برد..
خیلی زیبا بود.
عطر ِچای..
منظورش اینه من عاشق بهشت و سوختن در آتش جهنم هستم، درسته؟ خب. عجیبه. عجیب. نمی دونم. شاید دیدگاه درس
شایدم بشه اینجور برداشت کرد که من خواستار بهشتم ولی در جهنم(که استعاره از سختی هاست) میسوزم.
https://eitaa.com/Atr_chay/879
چ. همین بی دقتی ها آخر پای امتحان نهایی عربی من رو میندازه. صدای معلم عربیم اومد توی ذهنم:«سوختی!. أحترق! فعل مضارع ست.« و» اومده. پس چطوری معنی میشه؟ نخیر غلطه! سوختی!»
هاها. سوختم. خب.. پس اینطوری هم معنای جالبی داره. از کُنده های آتش به گل برگ های لطیف بهشت زل زدن. آه عجب دژاوویی. یاد یه انسان آشنا افتادم، همونی که به تسبیح ها زل میزد درحالی که غرق در شراب بود. آه جاسمین.
•
ناراحت نباش. پیش میاد. منم برای همین سختی و گیج شدناش عربی رو دوست دارم.
آره جاسمین این تعبیری که کردی هم واقعا خیلییییی زیبا بود.
یاد من افتادی؟ اهه... [چشمک]