عطر ِچای..
یه چیز جالب در باره آیه ۹۷ سوره مبارکه بقره که احتمال میدم نمیدونستین؛
درباره حضرت جبرائیل؏ و حضرت میکائیل؏؛
عطر ِچای..
-
اینبار بهانه برای نپذیرفتن حق یکی از فرشتگان مقرب درگاه الهی بوده..!
خداوند هم برای دفاع و حمایت از جبرائیل ؏ به اونها گفت که اون هیچ کاری بدون اذن و اجازه ما انجام نمیده!
یعنی او هرکاری بکنه، چیزیه که من بهاو دستور دادم! مخالفت با جبرائیل؏، مخالفت با خداونده!
و در ادامه گفت که جبرائیل؏ کتابی رو اورده که داره دین شما رو ، کتاب شما رو، عقاید شماها رو تصدیق میکنه!
و شما میگین که نه ما قبولش نداریم؟!
مثل این میمونه که تو بگی فلان چیز خیلی خوبه و وقتی یک نفر دیگه حرفت رو تایید میکنه بگی نه! تو داری اشتباه میکنی! من این حرف تورو قبول ندارم!
عطر ِچای..
وایبِ چنلِ آنه(عطر چای) رو میپرستم:))))) 🛐🛐🛐🛐
بنده هم چشم های زیبای شما رو بانو🛐🛐🛐
شاید عجیب باشه و حتی بهم اینو بگن که تو ظلمی که بهشون میشه رو نمیبینی و بلاببلاببلاببلاب
ولی وقتی اون دختر دید که با اینکه حق مسلم او رو ازش گرفتن، اما تنها نیست ، لبخند زد. وقتی دید دوستانش دستش رو گرفتن و تنهاش نگذاشتن ، لبخند زد. لبخند زد و پشتش گرم شد چون میدونست داره درست پیش میره و کسی که باید از کارش پشیمون باشه اون نیست.
آره. اون تنها نیست. هرگز.