🔰 تحلیل کلی اندیشکده های غربی درباره آینده تقابل ایران و رژیم صهیونسیتی
✔️ اگر ایران با دادن امتیازات قابل توجه موافقت نکند و تصمیم به تغییر مسیر نگیرد - از جمله اگر بیسروصدا برنامه هستهای خود را از سر بگیرد - دیر یا زود، خطر حملات بیشتر اسرائیل یا حتی ایالات متحده را به جان خواهد خرید. در هر صورت، عدم قطعیت منطقهای احتمالاً ادامه خواهد یافت و تنشها را بالا نگه میدارد و خطر درگیری مجدد همیشه وجود دارد.
✅ به نظر میرسد جنگ طرفین قطعی بوده و لازم است از تمام ظرفیتهای ممکن برای تضعیف رژیم صهیونسیتی و آمریکا برای بازدارندگی بلندمدت استفاده شود.
تحلیل موردی جهت مطالعه بیشتر:
📎https://acleddata.com/2025/07/04/qa-twelve-days-that-shook-the-region-inside-the-iran-israel-war/
🔰 درباره بحران غزه
🖊 #اندیشکده_شورای_روابط_خارجی_آمریکا
🔹 طبق گزارشها، گرسنگی در غزه، با جمعیت نزدیک به دو میلیون نفر رو به افزایش است. مقامات بهداشت سازمان ملل و محلی صدها مورد مرگ در هفتههای اخیر اعلام کرده اند.
🔹 سازمان ملل متحد، اعلام کرده است که یک میلیون کودک در غزه - نیمی از جمعیت - اکنون در معرض خطر گرسنگی هستند. این سازمان هشدار داد که «آخرین شریانهای حیاتی که مردم را زنده نگه میدارند» در غزه در حال فروپاشی هستند.
🔹 آمریکا و گروه G8 نیز این اقدام اسرائیل را محکوم کرده اند اما نتیجه ای نداشته است.
✅ جنایات رژیم صهیونیستی به حدی زیاد شده که صدای اندیشکده های غربی نیز در محکومیت آنها شنیده میشود؛ اما حقیقت آن است که رژیم صهیونیستی از غذا به عنوان یک سلاح برای نابودی مردم غزه سود میبرد.
📎https://www.cfr.org/article/gazas-food-crisis-worsening-what-know
🔰 برنامه نظم آمریکایی
🖊️ #اندیشکده #هریتیج
🔸 طبق این گزارش، زمان آن رسیده است که تلاشها برای پیشبرد ادغام منطقهای در راستای توافقات صلح تاریخی ابراهیم دو چندان شود.
🔸 لازمه این موضوع عملیاتی شدن کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) است که مورد حمایت ترامپ قرار دارد.
🔸 اکنون که حملات ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی قدرت نظامی و نفوذ منطقهای تهران را تضعیف کرده است، زمان آن رسیده است که تلاشها برای پیشبرد ادغام منطقهای در راستای توافقنامههای صلح تاریخی توافقنامههای ابراهیم دو چندان شود.
🔸این کریدور به عنوان جایگزینی برای «ابتکار کمربند و جاده» به رهبری چین و «کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب» تحت سلطه ایران و روسیه عمل خواهد کرد.
✔️ جنگ دوازده روزه، تقابل دانش بومی یک کشور تحت تحریم با لبه فناوری مدعی ترین کشورهای غربی در زمینه فناوری بود؛ به نظر میرسد این اندیشکده و عمده مقامات غربی با وجود اینکه پیشنهاد آتش بس را داده اند، ضعف رژیم صهیونیستی و نابودی آن را درک نکرده اند؛ از همین رو پیشنهاداتی شبیه این گزارش ارائه شده است.
✔️ در این زمینه تعامل ایران با قدرتهای شرق برای تقویت نقش کریدوری خود و تضعیف و نابودی کریدور آمریکایی-صهیونیستی ضروری خواهد بود.
📎https://www.heritage.org/middle-east/commentary/now-the-time-advance-middle-east-integration
💟 @Attacheintl
🔰 چرا تسلط بر انرژی جهان؟
🖊️ #اندیشکده_هریتیج
Diana Furchtgott-Roth مدیر مرکز انرژی، آب و هوا و محیط زیست
✔️ دستور کار تسلط بر انرژی دولت ترامپ صرفاً یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه یک دکترین استراتژیک است. اهداف این دکترین شامل موارد زیر است:
۱) تضمین استقلال انرژی از طریق استفاده از سوختهای فسیلی داخلی و انرژی هستهای؛
۲) تأثیرگذاری بر قیمتهای جهانی انرژی؛
۳) تأمین انرژی مقرونبهصرفه و قابل اعتماد برای آمریکاییها و متحدان ما؛
و ۴) کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین انرژی سبز چین.
✔️ لغو ممنوعیت صادرات گاز طبیعی توسط رئیس جمهور ترامپ، ایالات متحده را در موقعیت تسلط بر بازارهای جهانی انرژی قرار میدهد و وزنه تعادلی در برابر صادرکنندگان انرژی اقتدارگرا فراهم میکند.
✔️ استدلال دیگر این اندیشکده آن است که سیاستهای زیستمحیطی که هزینهها را افزایش میدهند و حزب کمونیست چین را توانمند میسازند.
✔️ در انتها نیز استدلال میشود که: در جهانی که انرژی هم یک کالا و هم یک سلاح است، ایالات متحده نمیتواند کنترل را به رژیمهایی که ارزشهای آن را به اشتراک نمیگذارند، واگذار کند.
✅ نکته قابل توجه لزوم شکل گیری نگاه واقع بینانه در مقابل سیاستهایی است که نابودی دیگر کشورها، مردم و محیط زیست، دارای اهمیت نیست.
📎https://www.heritage.org/energy/commentary/why-american-energy-dominance-strategic-imperative
💟 @Attacheintl
🔰 استنباط غرب از تقابل با ایران
🖊️ سوزان مالونی معاون رئیس موسسه #بروکینگز و مدیر برنامه سیاست خارجی این اندیشکده که سابقه حضور در دولت اوباما و بوش رو داشته، درباره نتایج جنگ 12 روزه، موارد مهمی رو مطرح کرده که در ادامه بهش میپردازیم:
1. اکنون که این غول (ایران) به زمین خورده است، وسوسه پایان دادن به آن وجود دارد، ایران سقوط کرده اما هنوز از بین نرفته است!
2. "خطرناکترین موجود هر جامعهای، مردی است که چیزی برای از دست دادن ندارد." این توصیف اکنون ممکن است در مورد مردانی که بر ویرانههای نظام انقلابی ایران حکومت میکنند، صدق کند!
3. با تضعیف شبکه نیابتی آنها، تخریب پدافند هوایی آنها و آشکار شدن پوچی صفبندیهای قدرتهای بزرگ، نگهبانان ناتوان ایران به ابزارهای جدیدی برای دور نگه داشتن گرگها نیاز دارند.
4. پیامدهای اولیه این درگیری، تسلط رهبران ایران را تقویت کرده و دلبستگی پایدار ایرانیان به ملتشان را برانگیخته است.
5. برخلاف ترامپ، رهبران اسرائیل هیچ توهمی ندارند که برنامه هستهای ایران "از بین رفته" است. آنها پیشبینی میکنند که تهران به دنبال بازسازی قابلیتهای خود خواهد بود و آمادهاند تا به این کارزار ادامه دهند تا مطمئن شوند که ایران نمیتواند موفق شود.
6. هزینه های سنگین و رهگیری دشوار موشکهای ایران اسرائیل را به نقطه پیشنهاد آتش بس رساند.
7. طولانی شدن درگیری اسرائیل و ایران به قیمت از دست رفتن عزم دولت ترامپ برای تمرکز بر دفاع از منافع ایالات متحده در هند و اقیانوس آرام در مواجهه با ارتش چین که به طور فزایندهای جسورتر میشود، تمام خواهد شد.
8. سعودیها و دیگر رهبران خلیج فارس که مصمم به ادامه تبدیل اقتصادها و جوامع خود به قطبهای جهانی فناوری، گردشگری و تجارت هستند، ناچار به تعامل با ایران شده اند و محاسبه کرده اند تلاش برای حذف ایران منجر به آسیب متقابل خواهد شد.
9. در نهایت برنامه ترامپ انجام توافقی بهتر از برجام با ایران بوده است؛ بنابراین پیشنهادات دیپلماتیک در شرایط فعلی حداقل منجر افزایش شکاف بین حاکمیت و مردم ایران خواهد شد؛ بنابراین باید مذاکرات را مجددا از سر گرفت!
10. ارائه پیشنهاداتی مانند کنسرسیوم غنیسازی منطقهای خارج از قلمرو ایران و همچنین سرمایهگذاری خارجی در تأسیسات انرژی هستهای غیرنظامی، برای مسئولان ایرانی دشوار خواهد بود و ما باید بر روی ایجاد آینده روشن برای ایرانیان تاکید کنیم!
11. در نهایت حتی اگر مذاکرات مورد قبول ایران نباشد یا مورد تایید رهبران آن واقع نشود؛ بذر یک فروپاشی استراتژیک در این کشور کاشته میشود!
✅ باید منتظر ماند و دید واکنش مسئولان ما در برابر نیات آشکار ارائه شده توسط آمریکا چیست؟ و این سوال همچنان برای ما وجود دارد که فایده مذاکره با کشورهایی که تعهدی بدان ندارند، چیست؟
📎 Iran’s Dangerous Desperation: What Comes After the 12-Day War (foreignaffairs.com)
🔰 اهمیت دیدار پوتین و ترامپ
🖊 #اندیشکده #شورای_آتلانتبک
✔️ این اندیشکده معتقد است اقدامات هماهنگ کننده ترامپ با اتحادیه اروپا و تهدید به افزایش تعرفههای هند برای تحریم بیشتر روسیه دلیل این ملاقات خواهد بود.
✔️ پیشنهادات روسیه برای صلح دستیابی به سرزمینهای شرقی اوکراین است که به نتیجه رسیدن آن قطعی نیست.
✔️ عدم حضور کشورهای اروپایی یادآور کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ است «جایی که ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا سرنوشت نیمی از اروپا را بر سر آن ملتها تعیین کردند.»
✔️ از طرفی نیرهای مستقر آمریکا در اروپا به سمت اقیانوس هند راهی میشوند و تمرکز آمریکا بر چین متمرکز خواهد شد.
اما اهمیتش برای ایران چیه؟
✅ در صورت تحقق هرگونه توافق، منطق قدرتهای بزرگ درباره ما نیز صدق میکند. یعنی قدرتهای بزرگ برای مهار قدرتهای کوچکتر با یکدیگر کنار می آیند.
اما مشکل اصلی عدم اعتماد پوتین به آخریکا و ترامپ است. بی اعتمادی که حاصل بی توجهی به توافقات بینالمللی و سیاستهای یکجانبه آمریکا در قبال تمامی بازیگران نظام بینالملل بوده است.
اما در شرایط فعلی نیاز آمریکا به توافق بیشتر از نیاز روسیه خواهد بود؛ علت این موضوع نیز تمرکز بر شرق و حل مسأله ایران برای این کشور است.
📍 https://www.atlanticcouncil.org/content-series/fastthinking/trump-and-putin-just-announced-a-meeting-in-alaska-what-does-that-mean-for-the-war-in-ukraine/
🔰 ارزیابی عملکرد سیاست خارجی آمریکا در یکماهه اخیر
🖊 #اندیشکده #بنیاد_دفاع_از_دموکراسی
🔹 اندیشکده هر ماه با نظرخواهی از کارشناسان و اندیشمندان به ارزیابی عملکرد سیاست خارجی آمریکا میپردازه که در ادامه نتایج آخرین بررسی آورده میشود:
↙️ عملکرد بسیار ضعیف: سیاست خارجی آمریکا در قبال ترکیه، گروههای جهادی اهل تسنن، سوریه، چین و حملات سایبری بسیار ضعیف بوده است.
◀️ خنثی: سیاست خارجی آمریکا در قبال اقدامات ایران رویکردی خنثی داشته است.
↖️ مثبت: سیاست خارجی آمریکا در زمینه دفاع از آمریکا و اروپا و در قبال کشورهای لبنان، کره شمالی و اسرائیل عملکرد مثبتی داشته است. نکته اینکه این عملکرد در قبال برخی کشورها مانند لبنان (تضعیف آن) و در قبال برخی دیگر مانند اسرائیل (تقویت آن) لحاظ میشود.
↖️ روند بسیار مثبت: عملکرد آمریکا در قبال سازمانهای بینالمللی برخلاف قبل رو به بهبود است. نکته این تحلیل در محوریت منافع آمریکا و اسرائیل است؛ یعنی خروج از تعهدات بینالمللی و تضعیف آنها به دلیل حمایت از اسرائیل اقدامی بسیار مثبت لحاظ میشود!!!
🔴 نکته قابل توجه دیگر این گزارش، تمرکز بر عمان است؛ بانکهای عمانی، که در سیستم مالی بینالمللی به رهبری ایالات متحده ادغام شدهاند، به شبهنظامیان تحت حمایت ایران خدمات ارائه دادهاند و به مقامات حوثی اجازه دادهاند تا وجوه دلار آمریکا را با دور زدن تحریمها منتقل کنند. بنابراین باید حمایت عمان از ایران و یمن سلب شود.
📌https://www.fdd.org/analysis/2025/08/07/trump-administration-foreign-policy-tracker-august/
🔰 هشتاد سالگی حمله اتمی به ژاپن
🖊️ #اندیشکده #چاتم_هوس به مناسبت هشتاد سالگی حمله اتمی #آمریکا به ژاپن نکات مهمی رو به سیاستمداران متذکر شده:
✔️ هشتاد سال قبل بین ۱۱۰۰۰۰ تا ۲۱۰۰۰۰ نفر در اثر بمبها و پیامدهای فوری آنها کشته شدند و دهها هزار نفر دیگر در دهههای بعد بر اثر بیماریهای ناشی از تشعشعات و سرطان جان خود را از دست دادند!
✔️ در حال حاضر ایران و قدرتهای نوظهور به دنبال قدرت هسته ای هستند. کشورهایی مانند عربستان سعودی، کره جنوبی، لهستان و حتی ژاپن به دلیل ترس از چین آشکارا در پی تضعیف ضمانتهای امنیتی ایالات متحده، مواضع هستهای خود را مورد بازنگری قرار داده اند!
✔️ روسیه برتری هسته ای را هدف قرار داده؛ ترامپ برای کسب جایزه صلح کاهش زرادخانه ها را مطرح میکند و چین به بهانه عقب ماندگی نسبت به روسیه و آمریکا از مذاکرات طفره میرود!
✅ نکته اصلی مورد غفلت در این گزارش، مطرح نکردن نقش آمریکا و به پیوست آن اسرائیل به عنوان بانیان شرایط خطرناک فعلی است؛ عدم پیوستن اسرائیل به NPT و تجاوز افسارگسیخته و نامشروع به دیگر کشورها عامل اصلی سوق یافتن کشورها به برخورداری از بمب هسته ای بوده است. مدعیان جدید بمب هسته ای را ضامنی جهت بقای خود در محیط آنارشیک نظام بین الملل میدانند.
📎 https://www.chathamhouse.org/2025/08/eighty-years-hiroshima-and-nagasaki-world-should-not-forget-devastation-wrought-nuclear
🔰تغییر نظم غربی
«گذار قدرت از غرب به شرق و ظهور یک نظم جهانی چندقطبی».
🖊 بر اساس تحلیلهای مؤسسه چتم هاوس، ما شاهد افول نسبی غرب و تولد «بقیه» هستیم. تحولی که نه تنها روابط بینالملل، بلکه اقتصاد، امنیت و فرهنگ جهانی را برای دهههای آینده شکل خواهد داد.
برای قرنها، نظم جهانی تحت هژمونی غرب—اول اروپا و سپس آمریکا—بوده است. اما این دوران به سرعت در حال پایان است. ما دیگر در یک جهان تکقطبی یا حتی دوقطبی زندگی نمیکنیم. جهان به سمت یک ساختار چندقطبی پیچیده حرکت میکند، جایی که قدرت میان بازیگران متعدد و متنوعی توزیع شده است.
⏪ اما «بقیه» دقیقاً چه کسانی هستند؟ این عبارت فقط به معنای چین و روسیه نیست. این یک جنبش جمعی است که شامل قدرتهای متوسط و در حال ظهور مانند هند، برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی میشود. این کشورها دیگر نمیخواهند مجبور به انتخاب بین بلوکهای شرق و غرب باشند. آنها به دنبال منافع ملی خود هستند و اتحادهای خود را بر اساس موضوعات خاص و مورد علاقه شکل میدهند؛ پدیدهای که به آن «چندجانبهگری سلیقهای» یا Selective Multilateralism نام دارد.
⏪ علل این گذار قدرت چیست؟ اندیشکده چتم هاوس سه محرک اصلی را مطرح میکند:
1. تغییر موازنه اقتصادی: سهم کشورهای غربی از اقتصاد جهانی به طور پیوسته در حال کاهش است، در حالی که سهم اقتصادهای در حال ظهور به سرعت در حال رشد است. این ثروت جدید، قدرت سیاسی و نفوذ دیپلماتیک به همراه میآورد.
2. ظهور فناوری: دیگر انحصار غرب بر فناوریهای پیشرفته شکسته شده است. پیشرفتهای چین در هوش مصنوعی، تسلط روسیه در جنگ سایبری، و برنامههای فضایی هند و امارات، همگی نشاندهنده پراکندگی قدرت فناوری در سطح جهان است.
3. تغییر در ایدئولوژی و گفتمان: مدل غربی لیبرال دموکراسی دیگر به عنوان «پایان تاریخ» دیده نمیشود. بسیاری از کشورهای جهان مدلهای حکومتی را دنبال میکنند که اغلب بر حاکمیت مقتدر، توسعه اقتصادی و نظم اجتماعی—گاهی حتی به قیمت محدود کردن آزادیهای فردی—تأکید دارند.
⏪ اما این انتقال قدرت آرام و ساده نیست. این دوره میتواند بسیار بیثبات و خطرناک باشد. قدرتهای در حال افول—مثل ایالات متحده—ممکن است وسوسه شوند تا با استفاده از ابزارهای خود، از جمله تحریمهای یکجانبه یا حتی نیروی نظامی، این روند تاریخی را کند کنند. از سوی دیگر، قدرتهای نوظهور مصمم هستند که از نفوذ جدید خود برای تغییر قواعد بازی به نفع خود استفاده کنند.
⏪این تنش را میتوان در مکانهایی مانند اوکراین، دریای جنوبی چین، و در سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد مشاهده کرد، جایی که اکنون ائتلافهای در حال تغییر، تصویب هر قطعنامه یا تحریمی را به یک میدان نبرد دیپلماتیک تبدیل کرده است.
⏪ به نظر میرسد جهان به سمت یک سیستم چند قطبی حرکت میکند. به این معنی که ممکن است شاهد چندین سیستم متعارض باشیم که همزمان عمل میکنند: یک سیستم مبتنی بر قوانین به رهبری غرب، یک سیستم به رهبری چین و روسیه، و شبکهای از اتحادهای منطقهای و موقت در پیش داریم.
⏪ در چنین جهانی، توانایی برای نوآوری، انعطافپذیری و ایجاد اتحاد—حتی با کشورهایی که با آنها اختلاف نظر داریم—به یک ضرورت استراتژیک تبدیل میشود. دیگر نمیتوان به یک ابرقدرت برای حل بحرانهای جهانی تکیه کرد. همکاری و دیپلماسی چندجانبه—اگرچه آهسته و پرزحمت—تنها راه پیش رو است.
⏪ در پایان، این گذار قدرت یک «بازی صفر و صد» نیست که در آن پیروزی یک طرف لزوما به معنای شکست طرف دیگر باشد. بلکه یک تنظیم بزرگ است. چالشی که برای همه کشورها—چه در غرب و چه در «بقیه»—وجود دارد این است که چگونه میتوان در این نظم جدید چندقطبی نه تنها زنده ماند، بلکه رفاه و امنیت را در زمانی از رقابتهای عمیق ژئوپلیتیک تضمین کرد.
✔️ باید دید جهان اسلام و بطور خاص جمهوری اسلامی ایران چه نقشی را در تغییر نظم فعلی و آینده قدرت بر عهده خواهند داشت. نقاط قوتی مانند موقعیت جغرافیایی، توانمندی امنیتی و ظرفیتهای اقتصادی به چالش کشیده شده توسط آمریکا میتواند در نظم جدید «تعیین کننده» باشد.
📎https://www.chathamhouse.org/publications/the-world-today/2025-09/decline-west-and-rise-rest-will-lead-new-world-order
🔰 منطق دانش روابط بینالملل در تحولات روز
🔹 در این روزها که تحولات نظام بینالملل و بطور خاص رفتار کنشگرانی مانند ایالات متحده و رژیم صهیونسیتی یا آینده کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت به سوالاتی مهم تبدیل شده اند، درک منطق دانش روابط بینالملل امری ضروری است.
✔️ دو بال اصلی فهم دانش روابط بینالملل تسلط بر #تاریخ #روابط_بین_الملل و فهم #نظریات روابط بینالملل است که در ادامه بدان پرداخته میشود:
۱-تاریخ روابط بینالملل: نظم فعلی جهان برگرفته از کنگره وین در سال ۱۶۴۸ است که براساس آن قدرتهای وقت اروپا از جمله پروس، فرانسه، اطریش، روسیه و انگلستان تصمیم به تقسیم منافع جهان میان خود گرفتند. در ادامه و به فراخور قدرت هر کدام یکی از کشورهای اروپایی سکاندار هژمونی جهانی بود و این فرایند تا قبل از جنگهای جهانی به بریتانیا رسید. در انتها با قدرتنمایی آمریکا پس از جنگهای جهانی و جنگ سرد نوبت به ایالات متحده رسید که تاکنون تداوم داشته است. منطق تحولات این چهار سده اخیر مبتنی بر #زور و #قدرت سخت تا قبل از جنگهای جهانی و ترکیب ابزارهای سخت و نرم (با ابزار سازمانهای بینالمللی و ایجاد قواعد در خدمت آمریکا) پس از جنگهای جهانی تا امروز بوده است.
۲- نظریات دانش بین الملل: این نظریات به شکل مدون از سال ۱۹۲۱ شکل گرفتند و در دو طیف عمده نظریات رئالیستی (واقع گرایانه) و آرمان گرایان دسته بندی میشوند؛ هر چند بعدها نظریات انتقادی نیز به تبیین مسائل بینالملل پرداختند اما همچنان رویکردهای غالب نظریات رئالیستی و آرمانگرا بودند که با اشکال جدید از جمله نظریات نوواقع گرایی و نوآرمانگرایی به حیات خود ادامه میدهند. وجه تمایز دو رویکرد در تبیین مسائل نظام بینالملل براساس آنچه که هست (واقع گرایانه) و آنچه که باید باشد (آرمان گرایان) میباشد. این نظریات مبتنی بر تجربیات تاریخی و براساس منطق علمی در دستهبندی های مختلف تقسیم شده و در سطح داخلی کشورها نیز پیادهسازی شده اند؛ مصداق بارز این موضوع در کشور خودمان اداره سیاست خارجی دولت روحانی براساس #آرمانگرایی و اداره سیاست خارجی دولت شهید رییسی براساس #واقع_گرایی بوده است. دولت فعلی آمریکا نیز براساس پارادایم واقع گرایی و در پیش گرفتن رئالیسم تهاجمی سعی در ایجاد نظم جدیدی دارد که در ادامه مطرح میشود.
✅جمع بندی: مرور تاریخ روابط بینالملل و نظریات دانش روابط بینالملل نشان میدهد هسته اصلی تحولات نظام بینالملل #قدرت و برخورداری توان واداشتن دیگر کنشگران به منافع مدنظر خود است. منابع قدرت نیز صرفا #نظامی نبوده و طیف متعددی از منابع کلاسیک مانند جمعیت، ائتلاف سازی و وسعت سرزمینی گرفته تا منابع مدرن قدرت مانند فنآوری و جنگ رسانهای و انقلابهای رنگین را شامل میشود.
آمریکای امروز اما در صدد بازتعریف نظم ۴ سده اخیر با هدف کسب منافع حداکثری برای خود است؛ در این میان متحدان غربی ارزش سابق را از دست داده و کشورهای عربی مطیع و دولتهای دست نشانده جایگاه بهتری در تعامل با آمریکا دارند. آمریکا به عنوان هژمون برتر باید بیشترین منافع اقتصادی و سیاسی جهان را برخوردار باشد. بطور خلاصه دیگر کشورها ابزاری برای کسب قدرت و ثروت بیشتر آمریکا هستند و آمریکا هیچ تعهدی به کمک به متحدان قدیم خود ندارد.
رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه اداره غرب آسیا و ضامن منافع آمریکا باید به هر طریق ممکن حمایت شود؛ هر جنگ و تروری لازم است باید انجام شود و این موضوع منافاتی با استانداردهای دوگانه آمریکایی ندارد!
نهایتا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در منطق جدید آمریکا محکوم به نابودی هستند. نابودی که رهبران بعد آن در خدمت دستورات واشنگتن باشند و قدرت استقلال در تصمیمات خود را نداشته باشند.
چین و روسیه باید به قدرتهای محدود منطقه ای محدود شوند و آسیب به متحدان آنها از جمله ونزوئلا، ایران و... ضربه به آنها قلمداد میشود.
📖 راهکار چیست؟ سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است؛ ایجاد انسجام داخلی و حمایت مردم از رهبران خود نقشی تعیین کننده در تحولات پیشروی کشورمان دارد. نمیتوان با فشار اقتصادی به مردم انتظار همراهی و دفع خطرات احتمالی از کشور را داشت. رسیدگی به مشکلات مردم و حل آنها بزرگترین نقش را در تحولات پیشروی کشورمان خواهد داشت.
🖊 محمدعلی رحیمی نژاد
دانش آموخته دکتری رشته روابط بینالملل
🔰 محورهای تعیین کننده جنگ و آینده آن
✔️ دسترسی به اندیشکده های مطرح قطع شده و نمیتوان تحلیلهای آنها از شرایط فعلی ایران-آمریکا را منتشر کرد اما براساس تحلیلهای پیشین میتوان مهمترین شاخصهای جنگ احتمالی طرفین را مطرح کرد:
۱- مردم دو کشور تعیین کننده نتیجه جنگ: هم جنگ آمریکا علیه ویتنام و هم جنگ ۸ ساله تحمیلی عراق علیه ایران اثبات کرد که عامل تعیین کننده اراده مردم است؛ پس از کشتار سربازان آمریکایی و اعتراضات داخلی این کشور مجبور به اختتام جنگ ویتنام گردید و عراق نیز بواسطه مقاومت مردم ایران و حمایت از مدافعان خود موفق به حفظ مرزهای خود گردید.
به هر حال، دیر یا زود، تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا اجتناب ناپذیر است؛ این موضوع از ۴۷ سال پیش امری بدیهی بوده و هم اکنون حمایت مردم نقش کلیدی در گذر از بحران جنگ با آمریکا دارد.
۲- نقش قدرتهای بزرگ: نسبت به سه دهه ابتدای انقلاب اسلامی توان نظامی و نفوذ بین المللی بیشتری داریم؛ خبری از اجماع روسیه و چین با آمریکا بر سر تقسیم ایران نیست؛ ضربه به ایران ضربه به چین و روسیه خواهد بود و در نتیجه آنها نیز همراه و کمک کننده به کشورمان هستند؛ هر چند ما اتحاد استراتژیک با چین و روسیه نداریم اما نمیتوان از کمکهای آنها در ماههای اخیر و دوران تحریم چشم پوشی کرد. علاوه بر این توان نظامی کشور برای چنین جنگی آماده شده است.
انجام ضربه اساسی برای طرف مقابل نیز دارای اولویت است و یقینا در صورت جنگ از بین بردن رهبران و زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور در کمترین زمان برای آنها مطرح است.
به نظر میرسد وقوع جنگ همراه با فعال کردن عناصر مزدور و تروریستی در داخل کشور همراه شود و از همین رو بیداری و هوشیاری مردم نقش مهمی در خنثی سازی این اقدامات خواهد داشت. از سوی دیگر جنگ آخرین ابزار در راهبردهای رئالیسم تهاجمی آمریکا مطرح است و در این شرایط باید از تمامی ظرفیتهای ممکن جهت حفظ و نابودی قدرت آمریکا در غرب آسیا استفاده شود.
۳- توان ضربه اساسی: بالطبع نیروهای نظامی کشور در حالت آماده باش کامل قرار دارند تا به مانند جنگ ۱۲ روزه غافلگیر نشویم اما صرف آمادگی کافی نیست و برای دفع شر جنگ ضربه اساسی و غیر قابل تحمل لازم است. این ضربه اساسی میتواند حمله مستقیم به زیرساختهای مستقر در آمریکا، هجوم حداکثری برای محو رژیم صهیونسیتی و یا نابودی تجهیزات جنگی و سربازان آمریکایی در منطقه باشد.
📖 به پیوست خلاصه مقاله علمی-پژوهشی با موضوع «راهبردهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر» جهت مطالعه ارسال میشود:
🖊 راهبردهای چهل ساله آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران
✔️ رویکرد این نوشتار تبیین راهبردهای آمریکا در چهار دهه اخیر، با تکیه بر نظریه رئالیسم تهاجمی و نظریه پرداز اصلی آن یعنی مرشایمر، قرار دارد. مرشایمر چهار استراتژی جنگ، باج گیری، آتش بیاری معرکه و طعمه گذاری و تحریک برای فرسایش را برای هژمون منطقه ای در قبال هژمون های بالقوه منطقه پیشنهاد می دهد. همچنین به چهار استراتژی برای حفظ وضع موجود، ایجاد و برقراری موازنه،[1] ساکت سازی،[2] دنباله روی[3] و احاله مسئولیت[4] را برای قدرت های بزرگ پیشنهاد می دهد.
✔️ روند تهاجمی شدن سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران از آغاز انقلاب اسلامی مشاهده شد و در دوران بعد به ویژه کلینتون، جورج بوش و در حال حاضر ترامپ شاهد اوج آن می باشیم. اقدامات دولت آمریکا در این دوره برای مهار انقلاب اسلامی ایران شامل: حمایت از عراق و راه اندازی جنگ، فروش تسلیحات به کشورهای منطقه، استقرار پایگاه های نظامی در کشورهای همسایه، عدم برخورد با منافقین در عراق به عنوان گروه متخاصم و حفظ آنها تحت عنوان اسیران جنگی کنوانسیون چهارم ژنو، حمایت از ساز و کار برخورد با برنامه های هسته ای ایران در شورای حکام، کشاندن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامه تحریم های چند جانبه، صدور دستور تخریب تأسیسات هسته ای در سال 2008، حفظ کلیه گزینه ها بر روی میز، اتهامات مداخله در عراق و افغانستان، راه اندازی و حمایت از گروه های تروریستی، کنار رفتن از برجام و اعمال تحریم های یک جانبه از جمله مهم ترین اقدامات آمریکا بود. این اقدامات در حالی صورت گرفت که ساختار تک قطبی پس از جنگ سرد باعث شد تا ایالات متحده با دست باز و با استفاده از ابزارهای یک جانبه و چند جانبه بکوشد، برخورد با ایران را در دوجهت کلی یعنی تغییر رفتار ایران و دیگری در جهت تغییر نظام این کشور سوق دهد.
✔️ طبق نظریات مرشایمر آمریکا برای مهار جمهوری اسلامی ایران در ابتدا از حربه ایجاد و تداوم موازنه استفاده نمود؛ در ادامه به آتش بیاری معرکه (حمایت از تجزیه طلبی و گروهک های داخلی) احاله مسئولیت، طعمه گذاری و جنگ روی آورد که همچنان ادامه دارد. استفاده از استراتژی تحریم در تمام این چهار دهه توسط آمریکا برای مهار انقلاب اسلامی دنبال شده است. نکته قابل توجه در راهبردهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران حرکت تدریجی از راهبردهای عمدتاً سخت به راهبردهای عمدتاً نرم است، به طوری که در دهه چهارم از انقلاب اسلامی فروپاشی از درون و تغییر رژیم توسط خود مردم دنبال می شود. از دلایل مهم این روند گسترش ارتباطات و فناوری های مجازی از یک سو و ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر راهبردهای سخت ایالات متحده آمریکا بوده است.
✔️ همه این موارد بیانگر نقش پررنگ آمریکا جهت براندازی و تغییر در نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. نقش راهبردهای موازنه سازی و احاله مسئولیت در دو دهه اوّل انقلاب اسلامی پررنگ است زیرا آمریکا خواهان تسلط و نفوذ خود بدون وجود قدرت مسلط در خاورمیانه بود. در ادامه و به دلیل عدم دستیابی به اهداف مورد نظر جهت تغییر در خاورمیانه و پیشگیری از نفوذ ایران از راهبردهای جنگ، طعمه گذاری و آتش بیاری معرکه بهره برده است. نقش پررنگ تحریم با ضعف و قوت در تمامی 40 سال اخیر توسط آمریکا دنبال شده است.
✔️ از دیگر اقدامات آمریکا هویت زدایی از مردم ایران از طریق گسترش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و پشتیبانی مالی از سایت های اینترنتی مخالف نظام جمهوری اسلامی، ایران هراسی و پشتیبانی از تشکیل ائتلاف منطقه ای علیه ایران، طرح مسائل حقوق بشری و جاسوسی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در واقع به تعبیر مقام معظم رهبری از هر ابزار و راهی برای پیشگیری از انقلاب اسلامی استفاده کرده اند؛ مشکل آنها با فرد یا افراد در نظام جمهوری اسلامی نیست، آنها با ماهیت انقلاب که علیه زورگویی و استکبار است مشکل دارند؛ دشمنی آنها با مردم و این انقلاب مردمی است.
✅ اما در جنگ پیشرو ترکیب تمامی راهبردهای نرم و سخت آمریکا برای نابودی جمهوری اسلامی ایران در دستورکار قرار دارد.