چـیتـوزبـاطَعـمِوانــــیل ☁️
درسته وقت نداشتم کیک درست کنم
ولی خداروشکر خلاقیتم کار کرد 😌🙈
مثلا آن شب تا صبحی که چندین بار زور خستگی بهمان غلبه کرد و کمی چشم هایمان گرم شد و باز با نگرانی و کابوس از خواب پریدیم
چشمه های اشک مان خشکیده بود از آن بی خبری
امان از بی خبری
امان از بی خبری
یا آن روز هایی که یکی یکی سردارانمان جلوی چشم هایشان سفر میکردند و مبهوت بودیم
در تمام آن لحظات تمام غصه و دلخوشی هایمان تو بودی آقا جان
یادش بخیر چقدر اشک را به چشم کشیدیم و زمزمه کردیم ای وای آقا ای وای آقا
آقا تنها تر شد
مگر آقا چقدر تاب دارد که بخواهد بر بالای سر تمام عزیزانش بیاید و وداع کند
حتی اگر آقا هم توانش را داشتند من یکی که دیگر فکر نمیکردم با بغض آقا زنده بمانم
اگر دوباره آقا جانم موقع گفتن «اللهم آنا لا نعلم منه الا خیرا...» بغض کند دیگر زنده نمیمانم...
✍ زینب عطاران
دماغ هاتون سالمه ؟!
اگه کسی هست که از اول تجمع هنوز چوب پرچم به دماغ مبارکش اصابت نکرده همین الان دستاشو بیاره بالا سه مرتبه بگه : الحمدالله رب العالمین العفو العفو🤲😇🤕
امشب آنقدر خسته ام که خوابم نمیبره
یه پارادوکس عجیبی داره واقعا 🧐
امروز یکم حالم بد بود
دیگه جاتون خالی کلاس و پیچوندم خوابیدم😊