• افکارِ آنه •
قال الصادق علیه السلام: 🪴«هرکس در راه روضه ی جد ما حسین دیناری خرج کند ،خداوند هفتاد برابر به او بر
همیشه گفتم ، بازم میگم؛ کیفیت مهم تر از کمیتـه دوسِتان🙏🏽
هدایت شده از علیاکبر رائفیپور
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از مواردی که خیلی کم به آن پرداخته شد و کم از جنایت میناب نداشت
جنایت لامرد و استفاده از بمب با ۱۸۰ هزار ساچمه بود که قطعا جنایت جنگی است.
حرامی ها چنین سلاحی را علیه شهروندان عادی استفاده کردند.
✅ کانال شخصی علیاکبر رائفیپور در ایتا👇
🆔 @raefipour
• افکارِ آنه •
یکی از مواردی که خیلی کم به آن پرداخته شد و کم از جنایت میناب نداشت جنایت لامرد و استفاده از بمب با
یا امام هشتم!
مثل اینکه جدیدا هم این عمل خونخوارانه و وحشیانه رو تو لامِرد که یکی از شهرهای استان فارس هم هست انجام دادن..!
هدایت شده از لیلا درواکن مویوم
تفریح موردعلاقه مامانم هیت دادن به سلیقه منه
وااااااای خداااااا چقدر دیگه باید صبر کنم اخههههههه برای اون خوشگل موشگلاااااااا
https://eitaa.com/Autonomie/1065
امشب وقت داری؟
~
میخوام یه جوری تعریف کنم که هم گوش کنید ، هم ببینید😁
یک مقدار از کار هاش و کردم؛ میخواستم امشب بزارم ولی تا به خودم اومدم دیدم ساعت ۱۲ شده..
فردا یا پس فردا اگه عمری بود ان شاء الله به روی چشم🙏🏽
البته ، انتظار نداشته باشید خیلی جذاب باشه؛ اگر هم فکر کردید من خیلی دارم تعریف میکنم و جو میدم، اشتباه فکر کردید...
و بالاخره ، هیچ ماست فروشی نمیگه ماست من ترش_
اهم ، ببخشید اگه معطل تون میکنم🙏🏽
• افکارِ آنه •
•ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qnfk5tr&btn=گوشم.با.شماست •لینک ناشناس ذخ
میگم ، به نظر شما ، من چجور آدمی هستم..؟
• افکارِ آنه •
https://eitaa.com/Autonomie/1065 امشب وقت داری؟ ~ میخوام یه جوری تعریف کنم که هم گوش کنید ، هم ببین
آهان یادم رفت بگم؛ اینی که گفتم برای جلاد لاغره.
از دختری که ماه را نوشید چیز زیادی یادم نیست چون خیلی وقت پیش خونپم ، فقط میدونم که داستان اینجوری بود که یه ساحره ای توی یک شهری زندگی میکنه ، و به مردم شهر میگه که هرساله باید یه بچه رو قربانی کنند تا اون جادوگر بدجنس نیاد سراغشون؛ و این مردم هم هرساله این کار رو میکردم و آخرین بچه ای رو که تا یه زمان مشخصی به دنیا میومد ، قربانی میکردن و هدیه میدادن به اون جادوگر. حالا چجوری؟ هرسال اون موقعی که باید بچه رو قربانی میکردن ، بچه رو میبردن توی یک مکان مشخصی در جنگل و اونجا میگذاشتن تا اون جادوگر بیاد و بچه رو با خودش ببره.
• افکارِ آنه •
آهان یادم رفت بگم؛ اینی که گفتم برای جلاد لاغره. از دختری که ماه را نوشید چیز زیادی یادم نیست چون خ
حالا....
اون. جادوگر بدجنس ، اونی که ما فکر میکنیم نیست..!
چون اون جادوگر اصلا بدجنس نیست! اون جادوگر خوبیه. اون ، وقتی که میبینه هر سال بچه ها رو اینطوری قربانی میکنن ، هر سال میاد بچه ها رو با خودش میبره توی یک شهری و اون ها رو به خونواده های خوب و مهربونب میسپره که عاشق اون بچه ها هستند! و توی اون مدت زمانی که طول میکشه تا بچه ها رو به خونواده های جدید شون برسونه ، اونها رو با نور ستاره ها تغذیه میکنه.
حالا چرا ستاره ها و ماه نه؟
چون نور ماه خیلی خیلی قویه!
حالا ، چی میشه که اشتباهی به یکی از بچه ها به جای نور ستاره ، نور ماه بده تا بخوره..؟!
• افکارِ آنه •
حالا.... اون. جادوگر بدجنس ، اونی که ما فکر میکنیم نیست..! چون اون جادوگر اصلا بدجنس نیست! اون جادوگ
دیگه ادامهش رو خودتون باید بخونید؛ من هم تا همینجا یادم بود حدودا.