eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
23 دنبال‌کننده
215 عکس
23 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از موسیقی
• ازتو‌دست‌بکشم؟ •.mp3
زمان: حجم: 2.4M
باز سر قرار اومدم شاید که به کار اومدم دنبال تو می‌ره دلم من اینجوری بار اومدم هر جا به جز روضه عمرم و حیف کردم به قدر شاه های جهان تو روضه کیف کردم حسین حسین میگم خب مگه سیر میشم؟ خدارو شکر دارم تو دستای تو پیر میشم از تو دست بکشم؟ ابدا ابدا! عاشق تو می‌شن عشق و عاشقی بلدا ای الهه ناز ذکر بعد نماز السلام علیک یا سیدالشهدا سیدالشهدا سیدالشهدا سیدالشهدا سیدالشهدا کی جز تو هوا خواهمه اینه فرق تو با همه دنیا اگه جنگم بشه کربلات پناهگاهمه ما که میمیریم اما روضه ها می‌مونه کن فیکون بشه زمین کربلا می‌مونه اون که دلش گرمه مست اباالفضله امنیت کرببلا دست اباالفضله قبلمه حرمت بخدا بخدا وقت مردنمم من نمیشم از تو جدا خاکم از گِل تو برمی‌گرده به تو زندگیه پس از زندگیمه کرببلا سیدالشهدا سیدالشهدا سیدالشهدا سیدالشهدا
هدایت شده از موسیقی
حسین ستودهenc_17503772076119281932008.mp3
زمان: حجم: 4.3M
خسته ام از شبای بی غمت وقتی که تو رو ندارمت شبایی که تو نیستی روبروی کی باید بشینم خواهشم همین یه حرفمه این خودش یه دنیا ماتمه نذاری من بمیرم و محرم تو رو نبینم زندگیم مثل یه ساعته تلخه و ولی حقیقته نمیتونی بگیری که جلوی این دقیقه ها رو زندگی یه روز تموم میشه دیدن تو آرزوم میشه چه جوری سر کنم زیر لحد آخه محرما رو لااقل بذار که تو قبر باز تو رو صدا بکنم زیر خاک چه جوری آخه گنبدو نگاه بکنم یا حسین حبیبی حسین ... دلخوشیم فقط امام رضاست آخرش نمیدونم کجاست منم یادم بره ولی امام رضا یادش میمونه کاش یکی باشه به جای من جای اشک و گریه های من یه خورده روضه رقیه سه ساله رو بخونه وقتی مرگ خبر نمیکنه التماس اثر نمیکنه چرا به جز حسین آدم رفیق دیگه داشته باشه لااقل یه جوری نوکری میکنم که آخر سری امام رضا کاری کنه که مرگ من تو روضه باشه حرف راست همینیه که سنگ قبر مثل قفسه بعد مرگ نمیذاره که من صدام به تو برسه یا حسین حبیبی حسین ...
پدر مهدی غریبی بعد از تموم شدن ولیمه رو کرد به من که هنوز نصفِ ته‌دیگِ سیب‌زمینی با جوجه و گوجه، گوشه‌ی لپم بود و گفت«حاج آقا دعای سفره رو بخونید ما آمین بگیم.» من دعای سفره رو حفظ نبودم. یعنی صدبار تو حجره با بچه‌ها زده بودیم به دیوار و خونده بودیم و سعی کرده بودیم حفظش کنیم ولی به خدا که نمی‌شد، یعنی من نتونستم، وگرنه برای بقیه شده بود. دعای سفره برای من، مثلِ آیت‌الکرسی و دِرعک‌الحصینه‌ و وَجعلنا نبود که وِرد زبونمون‌ باشه واسه اینکه نرم زیر تریلی و دشمن نزنه و پلیس راهور نگیرتم. ماها تهِ غذا رو که در می‌آوردیم می‌گفتیم الهی شکر. می‌گفتیم خدایا نوکرتم. دمت گرم. به خدا می‌دونم تو رزاقی‌. این چاه‌ِ وَیل رو پر می‌کنی هنر می‌کنی به خدا. چه پاستای هفتصد‌تومنی چه املت صد و پنجاهی همه‌ش از دستِ توعه قربونت برم. حتی اگه بپرسم غذا چیه بگن کوفت هم می‌گم خدایا شکرت. حتی بعدترها و دور از خونه، وقتی که آخر شب‌ها تو آشپزخونه‌ی دانشگاه علمی‌کاربردیِ میدونِ نبرد، مجردی، جیگر مرغ درست می‌کردیم و شام می‌خوردیم هم، من شکرت می‌کردم. وقتایی که تو حجره دَکی‌دُنگی صبحونه نون بربری می‌گرفتیم با پنیر و بدون کره و چایِ کم‌رنگ هم همین‌طور. حتی وقتی دخل و خرجم نمی‌خوند که ناهار بگیرم و ناهار و شام و صبونه یکی می‌شد هم شکرت کردم. حتی اگه بعداً ببری جهنم بندازیم‌ کنار قابیل و فرعون و نمرود و شمر و خولی و رضا شاه و هایده و مهستی اینا هم می‌گم شُکرت. می‌گم «إن أدخَلتَنِی النّارَ أَعلَمتُ أهلَها انّی اُحِبُّک» سید مصطفی موسوی دوزخی @ir_tavabin
هدایت شده از - نقره‌ای‌ِکهن🏴
واقعا تو کل عمرم فقط محرم ها شده که با خودم گفتم کاش مرد بودم 😭😭😭
خدایا چرا من انقدر خنگ و بدبختم
هدایت شده از  رودخانه‌ءموج‌دار
هیئت یه تراپیه که صد هیچ ، همه تراپیستارو تو جیبش میزاره
هدایت شده از برگ زیتون🌿
روضه‌ی عبدالله‌بن‌حسن(ع)، در واقع روضه‌ی خود امام حسین علیه‌السلامه؛ 🤍عبدالله خیلی کوچیک‌ بود که امام حسن(ع) شهید شدن، رسماً ایشون رو امام حسین(ع) بزرگ کردن! 🤍بچه‌ی کوچیک شیرخواری که بهت امانت میدن و باید از کوچیکی بزرگش کنی، امانت بودنش خیلی حساس‌ترش می‌کنه؛ 🤍اونم نه امانت دستِ من و شما، امانتِ امام معصوم(ع) برای امام معصوم(ع)! 🤍۱۱سال بزرگش می‌کنی، راه رفتنش، حرف زدنش، دینش، نماز خوندنش رو یادش میدی؛ مراقبشی از خودت جداش نمی‌کنی! 🖤دم آخر، لحظه‌ای که «بلندمرتبه‌شاهی‌زصدرزین‌افتاد»؛ لحظه‌ای که در گودال دیگه هیچ توانی برای محافظت از امانت برادر نیست، 🖤دستش رو از دست عمه‌ش‌ جدا می‌کنه، به سمتت میدوه در حالی که دیگه هیچ توانی در بدن برای مراقبت ازش نداری، دستش رو جلوی ضرب شمشیر میگیره؛ 🖤آخرین لحظاتِ امانت برادر معصوم، فقط توان آرام کردنش در حسین(ع) هست؛ -صبر کن عموجان، به زودی به پدر شهیدت ملحق می‌شی... 🖤وقتی تیر حرمله کار رو تمام می‌کنه، شاهد آخرین نفس‌های پاره‌ی تنِ حسن(ع) در آغوش خودتی، تا جایی که دیگه صدا و گرمای نفسش نیاد... 🤍نازك آرای تن ساق گلی؛ كه به جانش كشتم؛ و به جان دادمش آب؛ اي دريغا به برم می شكند... صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
هدایت شده از چای و ایوون
هدایت شده از چای و ایوون
جاسمین.. محرمه.. جاسمین... اربابت رو توی گودال.. جاسمین آدم باش حداقل این ماه..
وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای دشیب ساعت دوازده کتاب شروع کردم ساعت سه و نیم شب تمومش کردم... حالا چه کتابی؟ سنگدل... الان فقط میتونم بگم که... جست عزیزم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭دلقک عزیزم😭😭😭 #ف ~ وااااااای منم سنگدل و می‌خوام ولی خیلی گرونه😭😭😭 همه‌شم اسپویلم😭😭😭 جست خوشگلم😭😭😭 دلقک بیچارم😭