متصدی بنزین جوان بود و تریاکی. کارت جایگاه رو که داد پرسیدم «یه بار بیشتر نمیشه؟» خندکی کرد و گفت «پولو رو مُرده بذاری زنده میشه، نمیشه؟» تلخندی زدم و گفتم «میشه ولی من مُرده زنده نمیکنم داداش. ما ساداتِ مسیحی نیستیم» و بعد خودم دیدم که تمام پمپبنزین قبرستون شد.
@ir_tavabin
بربری روغنیِ نونواییِ خیابون فرصتشیرازی دیگه مثل سابق نیست. مثل اولین باری که واسه افطار گرفتم بردم دفتر خیابون شوریده و مزهی بهشت میداد. فکر میکردم اون موقعها چون با بچهها دور هم بودیم و خلیل چای میریخت و سجاد نمک میریخت و بچهها هرجا که بودن اذان خودشون رو میرسوندن دفتر جهادی، مزه میداد.
دیشب دیگه روم شد از کارگرشون بپرسم. صداش رو پایین آورد گفت «مواد اولیه گرون شده.. مجبورن..که قیمت رو نبرن بالا.. آخه..» تلخندی زدم و سرِ تأیید تکون دادم.
ولی کاش میشد داد زد! کاش میشد سر کوبید به شیشهی جلوی مرد که پر از فتیر و نونخرمایی و سمبوسه بود! اصلاً کاش میشد رفت ازشون شکایت کرد! میگی به چه جرمی؟! من میگم به چه حقی دارن خاطرات گذشتهی من رو ازم میگیرن!؟ چرا نمیذارن دیگه این فرصت تکرار بشه!؟ فقط یه نونه! چشم ندارن ببینن من همینقدر ساده به گذشته وصل میشم!؟ انقدر سخته؟؟ نون حلال نخوردن مگه آخه..
@ir_tavabin
مظلومیت جمهوری اسلامی رو از مظلومیت شهداش میشه فهمید..
برای شهید حمیدرضا رجبزاده 💔
@ir_tavabin
توابین | سید مصطفی موسوی
مظلومیت جمهوری اسلامی رو از مظلومیت شهداش میشه فهمید.. برای شهید حمیدرضا رجبزاده 💔 @ir_tavabin
هنوز نمیدونیم حقیقتِ این اتفاق تلخی که افتاده چی بوده و خواهش میکنم اولاً به روایتهاتون از این اتفاق چیزی کم و زیاد نکنید، ثانیاً سیستم امنیتی داره تمام تلاشش رو میکنه پس روضهخونیهامون برای این اتفاق لگد زدن به زحمات این بچههای امنیتی و جانبرکف نباشه..
@ir_tavabin
شوقی مویه کرد که آدمیزاد چه قدر بی کس است آقای بقراطی .و شنید که؛ همه بی کس ایم دختر جان خوب است که ناکس نباشیم.
بریدهای از کتاب دودمان اثر محمود دولت آبادی
@ir_tavabin
به خدا من هم دلم برای حمیدرضا میسوزه هم قاتلینش! بله! جفتشون ایرانی بودن دیگه.. مگه امام حسین دلش برای لشگر یزید نمیسوخت؟ دنبال هدایتشون نبود؟
کاش این برادرکشیها نبود..
@ir_tavabin
توابین | سید مصطفی موسوی
به خدا من هم دلم برای حمیدرضا میسوزه هم قاتلینش! بله! جفتشون ایرانی بودن دیگه.. مگه امام حسین دلش ب
دلم واسه شما که این زیر به من فحش میدی هم میسوزه
توابین | سید مصطفی موسوی
به خدا من هم دلم برای حمیدرضا میسوزه هم قاتلینش! بله! جفتشون ایرانی بودن دیگه.. مگه امام حسین دلش ب
جایی از این متن ننوشته که قاتل نباید اعدام بشه! جایی از حرفم سفیدشویی دشمن هم نبود. من فقط دلم سوخت واسه انسانی که انسان آفریده شده ولی خوی حیوانی پیدا کرده و از قضا فارسی هم بلد بوده و هموطن ما بوده.
حالا هرکسی هر برداشتی میخواد بکنه و هرطور دلش میخواد ادبی که خانوادهش یادش دادن رو به بقیه هم نشون بده. من که از ضدانقلاب فحش میخورم و تهدید میشم، از خودی هم میشنوم، فرقی نداره. امید که بار گناهانم رو کمتر کنه..
هرکی هم لگد نزده بیاد بزنه که فردا پسفردا میریم سراغ مطالب بعدی یه وقت جا میمونه خدایی نکرده
یاد حاجی شعاعی افتادم. بنده خدا تعریف میکرد میگفت یه جلسهای رفتیم همه پشت سرش حرف زده بودن. حفاظت خواسته بودش و جلسه شروع شد نیمساعت اول همه داشتن به این میپریدن و بعد هم دیگه کمکم تا مرز کافرشدن بردنش. این حرفهاش رو با این جمله شروع کرد: اشهدانلاالهالاالله... منم مسلمونم برادرا..
حالا یکی بره این بالا به عزیزان بگه که:
۱/ من اگه دنبال جلب توجه و فالوورگرفتن بودم، خیلی کارهای دیگهای میشد کرد که از سال ۸۸ تا الان نکردم و نخواهم کرد.
۲/ وقتی خواستی درباره کسی نظر بدی، سابقهش رو نگاه کن، اونقدری که من کف خیابون بودم و هزینه دادم، اون قدری که من کف مجازی بودم و صفحهی ۸۰ کایی و ۴۰ کایی و ۳۰ کایی از دست دادم، (که وظیفهم هم بوده و منتی سر کسی نیست) فکر نکنم تویی که اینجا داری فحاشی میکنی بهم، یک هزارمش رو تجربه کرده باشی..
۳/ نظر مخالفی تو جبههی خودی میبینی به جای اینکه دهنت رو باز کنی هرچی به ذهنت میاد تف کنی بیرون، استدلال بیار، منطقی حرف بزن، اگه آدمی و بچهمذهبی و حزباللهی هستی اگه نیستی که هیچی.