هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
پدر مهدی غریبی بعد از تموم شدن ولیمه رو کرد به من که هنوز نصفِ تهدیگِ سیبزمینی با جوجه و گوجه، گوشهی لپم بود و گفت«حاج آقا دعای سفره رو بخونید ما آمین بگیم.» من دعای سفره رو حفظ نبودم. یعنی صدبار تو حجره با بچهها زده بودیم به دیوار و خونده بودیم و سعی کرده بودیم حفظش کنیم ولی به خدا که نمیشد، یعنی من نتونستم، وگرنه برای بقیه شده بود. دعای سفره برای من، مثلِ آیتالکرسی و دِرعکالحصینه و وَجعلنا نبود که وِرد زبونمون باشه واسه اینکه نرم زیر تریلی و دشمن نزنه و پلیس راهور نگیرتم. ماها تهِ غذا رو که در میآوردیم میگفتیم الهی شکر. میگفتیم خدایا نوکرتم. دمت گرم. به خدا میدونم تو رزاقی. این چاهِ وَیل رو پر میکنی هنر میکنی به خدا. چه پاستای هفتصدتومنی چه املت صد و پنجاهی همهش از دستِ توعه قربونت برم. حتی اگه بپرسم غذا چیه بگن کوفت هم میگم خدایا شکرت. حتی بعدترها و دور از خونه، وقتی که آخر شبها تو آشپزخونهی دانشگاه علمیکاربردیِ میدونِ نبرد، مجردی، جیگر مرغ درست میکردیم و شام میخوردیم هم، من شکرت میکردم. وقتایی که تو حجره دَکیدُنگی صبحونه نون بربری میگرفتیم با پنیر و بدون کره و چایِ کمرنگ هم همینطور. حتی وقتی دخل و خرجم نمیخوند که ناهار بگیرم و ناهار و شام و صبونه یکی میشد هم شکرت کردم. حتی اگه بعداً ببری جهنم بندازیم کنار قابیل و فرعون و نمرود و شمر و خولی و رضا شاه و هایده و مهستی اینا هم میگم شُکرت. میگم «إن أدخَلتَنِی النّارَ أَعلَمتُ أهلَها انّی اُحِبُّک»
سید مصطفی موسوی دوزخی
@ir_tavabin
هدایت شده از - نقرهایِکهن🏴
واقعا تو کل عمرم فقط محرم ها شده که با خودم گفتم کاش مرد بودم 😭😭😭
هدایت شده از رودخانهءموجدار
هیئت یه تراپیه که صد هیچ ،
همه تراپیستارو تو جیبش میزاره
هدایت شده از برگ زیتون🌿
روضهی عبداللهبنحسن(ع)، در واقع روضهی خود امام حسین علیهالسلامه؛
🤍عبدالله خیلی کوچیک بود که امام حسن(ع) شهید شدن، رسماً ایشون رو امام حسین(ع) بزرگ کردن!
🤍بچهی کوچیک شیرخواری که بهت امانت میدن و باید از کوچیکی بزرگش کنی، امانت بودنش خیلی حساسترش میکنه؛
🤍اونم نه امانت دستِ من و شما، امانتِ امام معصوم(ع) برای امام معصوم(ع)!
🤍۱۱سال بزرگش میکنی،
راه رفتنش، حرف زدنش، دینش، نماز خوندنش رو یادش میدی؛
مراقبشی از خودت جداش نمیکنی!
🖤دم آخر، لحظهای که «بلندمرتبهشاهیزصدرزینافتاد»؛
لحظهای که در گودال دیگه هیچ توانی برای محافظت از امانت برادر نیست،
🖤دستش رو از دست عمهش جدا میکنه،
به سمتت میدوه در حالی که دیگه هیچ توانی در بدن برای مراقبت ازش نداری، دستش رو جلوی ضرب شمشیر میگیره؛
🖤آخرین لحظاتِ امانت برادر معصوم، فقط توان آرام کردنش در حسین(ع) هست؛
-صبر کن عموجان، به زودی به پدر شهیدت ملحق میشی...
🖤وقتی تیر حرمله کار رو تمام میکنه، شاهد آخرین نفسهای پارهی تنِ حسن(ع) در آغوش خودتی، تا جایی که دیگه صدا و گرمای نفسش نیاد...
🤍نازك آرای تن ساق گلی؛
كه به جانش كشتم؛
و به جان دادمش آب؛
اي دريغا به برم می شكند...
صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
هدایت شده از چای و ایوون
جاسمین.. محرمه..
جاسمین... اربابت رو توی گودال..
جاسمین آدم باش حداقل این ماه..
وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای
دشیب ساعت دوازده کتاب شروع کردم ساعت سه و نیم شب تمومش کردم...
حالا چه کتابی؟ سنگدل...
الان فقط میتونم بگم که...
جست عزیزم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭دلقک عزیزم😭😭😭
#ف
~
وااااااای منم سنگدل و میخوام ولی خیلی گرونه😭😭😭
همهشم اسپویلم😭😭😭
جست خوشگلم😭😭😭
دلقک بیچارم😭
هدایت شده از چای و ایوون
به هنگاماین ماه و دلتنگیها؛ لطفکنید لینک کانالهاتون (یا آیدی خودتون) رو ارسال کنید اینجا https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dl09ptm&btn=!Here.are.the.Gifts
و این پیام رو داخل کانالتون قرار بدید؛
تا بندهٔحقیر یکعکس تصادفی از قسمتی از بهشتزمین، کربلای ابی عبدالله براتون بفرستم به همراه یک دعایناقابل برای شما پروانه های پاک:)
از طرف جاسمین|چای و ایوون
https://eitaa.com/Autonomie/1211
من پی دی اف میخونم💔
ولی باید بگم که...
کاترین بد بد بد
جست بیچاره💔😭
#ف
~
من که مطمئنم بعد از خرید سنگدل از خورد و خوراک میفتم ، ولی باز هم میخوام بخرم
جست خوشگلم جست خوشگلم جست خوشگلم جست خوشگلم جست خوشگلم جست خوشگلم
میگم ، هیچکس بلد نیست چطوری باید مالکیت یه کانالی رو انتقال داد؟
چون اگه نفهمم مجبور میشم این کانال رو حذف کنم💔
بلاخره درست شد ناشناس(البته فک کنم فقط برا من خراب بود)
#ف
~
نه گاهی خراب میشه یا هنگ میکنه