eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
26 دنبال‌کننده
229 عکس
24 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 焚
هدایت شده از برگ زیتون🌿
ابن‌مرجانه گفته بود بعد از شهادتِ حسین علیه السلام حتماً بر بدن مطهر ایشون اسب بتازن... لشکریان حاضر مثل عمرسعد میپرسن که چرا؟ بعد شهادت که فایده‌ای نداره چنین کاری! ابن‌مرجانه میگه من گفتم این کارو میکنم و باید به حرفم عمل کنم...! چرا؟ ابن‌زیاد به چه کسی قول چنین عملی رو داده بود؟ از عقاید مصریان باستان و کاهنانشون که بعدها بنی‌اسرائیل هم در قالب کابالا بهش ایمان آوردن، این بود بدن برای اینکه به عالم دیگه بره، باید سالم بمونه‌ وگرنه روح سرگردان و نابود میشه... اصلا از همین رو مومیایی میکردن. هیچ بعید نیست مشاوران یهودی ابن‌زیاد، همونایی که برای قتل حسین علیه السلام هویت خودشونو پنهان کردن؛ «تنقّبت لقتالک برای اسب نیست برخلاف ترجمه زیارت عاشورا، یعنی انسانهایی هویت خودشونو پوشوندن تا تورو شهید کنن. برخلاف رسم عرب که اول جنگ خودشونو معرفی می‌کنن. این تنقبت لقتالک‌ها جاسوس بودن» همونا اینقدر با حسینِ فاطمه علیهماالسلام دشمنی داشتن که فکر میکردن با این کار، روح ایشون رو هم از بین می‌برن... فکر میکردن اینطوری در سرای دیگر هم حسین علیه السلام به انتقامشون نخواهد رفت! امام صادق علیه السلام میفرمان دو فسادِ بنی‌اسرائیل که در قرآن اومده، به شهادت رسوندنِ امیرالمومنین و اباعبدالله علیهما السلام بود. و چه فساد عظیم و همه‌جانبه‌ای بود! بین ما و اون حرامی‌ها، تا ابد هیچ صلحی نیست، حالا هرکی هرچی دلش میخواد امضا کنه.
هدایت شده از - نقره‌ای‌ِکهن🏴
شمر فهمید که انگار علمدارت نیست، چه عجولانه به گودال سرازیر شده .. دو قدم رفت به پایین و دوباره برگشت، داد زد زود بیایید زمین گیر شده .. همه حیرت زده دیدند حسین ابن علی، چقدر بعد علی اکبر خود پیر شده یک نفر از سر گودال اشاره می‌کرد، که غروب است ببرید دگر دیر شده ..
•‌ افکارِ آنه •
شمر فهمید که انگار علمدارت نیست، چه عجولانه به گودال سرازیر شده .. دو قدم رفت به پایین و دوباره برگش
خواستم مصراع یا بیتی از این رو جدا کنم؛ ولی نمی‌تونم. نمی‌تونم از بین این ها انتخاب کنم. هر کدوم رو بردارم ، دیگری داد میزنه و خودش رو در دلم جا میده. پس شما خودتون بخونید. چند بار بخوانید. بخونید و بخونید و بخونید. هر بیت‌اش رو چند بار بخونید. هر مصراع‌اش رو بار ها بخونید. کلمه به کلمه‌اش رو درک کنید؛ اگر نمی‌تونید ، لااقل سعی کنید. حرف به حرف‌اش رو. نقطه به نقطه‌اش رو. بخونید و بخونید و بخونید. جرعه جرعه بخونید. بخونید و بر جان بنشانید.
دیر رسیدم من...
یعنی انقدر بی‌لیاقتم که نتونستم برای مصیبت شما بمیرم...؟
گلی گم کرده ام می‌جویم او را..
به هر گل میرسم می‌بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت..
یکی پیراهن کهنه به تن داشت...!