آنه.... فک کنم دفعه سوممه که میگم دوست آن چنانی(جز تو) ندارم... فقط دو نفر بودن یه کم باهاشون حرف میزدم...
ولی خب همون دوتاروهم از دست دادم... خیلی خلاصه...
#ف
~
گاهی با خودم میگم لیاقت چنین حرف هایی رو دارم؟
میگم ، آنه! وای به حالت اگه همین چند دوستی رو هم که داری ، از دست بدی... یا در واقع ، وای به حالت اگه باعث از دست دادن شون بشی...
میگم ، خدایا!
چرا؟
چرا؟
چرا؟
چرا من رو این طوری آفریدی؟ چرا انقدر بی عرضه؟
یا شایدم تو من رو بد نیافریدی.. خب ، تو خالقی بی نقصی!
من خودم خراب کردم..
آره. آره تقصیر منه! ولی کمکم کن..!
خدایا من هیچم. تو ذره ام کن.
هدایت شده از چای و ایوون
و لطفا اگر هیئت میگیرید تاحد امکانتون فقط مخصوص آقایون نباشه
بخدا ما زن ها هم دل داریم:))))))
نهایت یه پارچه بزنید به سقف مارو هم یه گوشهٔراه بدید-💔
• افکارِ آنه •
و لطفا اگر هیئت میگیرید تاحد امکانتون فقط مخصوص آقایون نباشه بخدا ما زن ها هم دل داریم:)))))) نهایت
و یکی دیگه از دلایلی که میگم ای کاش پسر بودم.
• افکارِ آنه •
دلم میخواد محمود کریمی رو بیارم جلوم بنشونم و بگم که برام بخونه...
بالا بلند بابا
گیسو کمند بابا
• افکارِ آنه •
بالا بلند بابا گیسو کمند بابا
ای ماهی غرق خونم..
ای باغ گل خزونم...
پاشو که منم مثل تو نیمه جونم..!
• افکارِ آنه •
امیر برومند رو هم بیارم بگم بخونه..
قلهی غیرت
تویی اوج تجلی احساس
• افکارِ آنه •
قلهی غیرت تویی اوج تجلی احساس
لقمان زانو زد به ادب در خونهی عباس
رقیه دیده آسمون رو رو شونهی عباس..
• افکارِ آنه •
لقمان زانو زد به ادب در خونهی عباس رقیه دیده آسمون رو رو شونهی عباس..
عباسه ، یا مرتضی علی..؟!