خادمی که مسئول صندلیِ چرخ داری بود، ایستاده بود و به مردمی که به سوی حرم آقایش، علی بن موسی میرفتند، خیره شده بود.
خانم ِمسنی که مشخص بود کمی پایش درد میکرد، آرام آرام به سوی خادم قدم برداشت. می خواست که روی صندلی بنشیند.
خانم در حال نشستن بود که خادم پرسید:«خانم،همراه دارید؟»
زن، لحظهای مکث کرد؛ بعد جواب داد:« نه همراهی ندارم.» کمی بعد گفت:« همراه من خداست..»...
دختر، ندید که چهره زن،موقع گفتن آن حرف چگونه بود؛ ولی ندیده میدانست که زن، آن حرف را از اعماق وجودش بر زبان آورده بود....
+ آنه
#چرندیات
• @Autonomie •
• افکارِ آنه •
خادمی که مسئول صندلیِ چرخ داری بود، ایستاده بود و به مردمی که به سوی حرم آقایش، علی بن موسی میرفتند
روایت کوتاهی بود ولی به نظرم عمق زیادی داشت..
• افکارِ آنه •
یه سلامم از اینجا:))
دوباره:
از کیفیت دوربین گوشی متنفرممممممم
تو حرم که بودیم پدافندا شروع کردن به زدن..
شاید بگید دیوونه ام ولی واقعا خیلی خوشگل بود:)))
• افکارِ آنه •
تو حرم که بودیم پدافندا شروع کردن به زدن.. شاید بگید دیوونه ام ولی واقعا خیلی خوشگل بود:)))
بعد از چند ثانیه که نورش رو دیدیم ، صداشون اومد!
ولی صداش یکمی بلند و ترسناک بود:/
• افکارِ آنه •
تو حرم که بودیم پدافندا شروع کردن به زدن.. شاید بگید دیوونه ام ولی واقعا خیلی خوشگل بود:)))
من کلا خیلی ریلکسم بدجور!
بعد مامانم کاملا نقطه مقابل منه و به شدت استرسیه.
یعنی طوری که چند روز پیش پدرم یکم دیر کرده بود(یکم که نه زیاد!)،گوشیش هم جواب نمیداد؛بعد مامانم هی داشت خودخوری میکرد(خود خوری که نه داشت سر ما غر میزد)، به زمین و زمان فوش میداد،به داداش بدبخت من فوش میداد و اصن یه وضعی..!
بعد من چون به خواب علاقه خاصی دارم(در حد کوالا!)رفتم یه بالش و پتو برداشتم و لالا:))
بعد مامانمم حرص میخورد منم از حرص خوردن مامانم حرص می خوردم که آخه مادر من این حرص خوردنات سره چیه؟ مگه تو نمیدونی بابا همیشه اینطوریه و اینا؟
البته منم نگران میشما ولی اینجوری جوش نمیزنم:/
الان همه دخترا رو سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا چیز شدن، ولی من هنوز از امیر دیوونه خوشم میاد:)))
• افکارِ آنه •
الان همه دخترا رو سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا چیز شدن، ولی من هنوز از امیر دیوونه خوشم میاد:)))
(منظورم از چیز همونیه که اولش «ک» داره آخرش «ش» حرف دُوُّمِشَمْ «ر» هستِ)
(یه حرفشم نمیگم که کامل لو نره)
• افکارِ آنه •
این از بقیه بهتر بود به نظرم:/
اینکه توی یک کشور غیر اسلامی اینطور حجاب گرفتن،اونم توی تجمعاتی که در حمایت از ایرانه،به نظرم خیلی قشنگ و شجاعانه است.
از طرفی به نظرم اون دختره خیلی شبیه منه چون منم همیشهی خدا ماسک میزنم اونم از نوع مشکی🤣🤣