eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
24 دنبال‌کننده
216 عکس
23 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
کجایی A1403 ؟؟
_ حسین ،منو بیشتر دوست داری یا سِد کوثر؟ + کوثر! _ ... من دیگه خواهر تو نیستم! + (خنده موذیانه حسین به همراه سِد کوثر..!)
این سفر یک روزه هم تموم شد... همیشه بعد از اینکه از حرم برمی‌گردم به خونه ، هم احساس شادی میکنم ، هم ناراحتی.. ناراحتی که مشخصه ، ناراحتم از اینکه دارم از جنت روی زمین میرم( ولی شادیم از اینه که امام رضا منو دست خالی بر نمی‌گردونه ، مطمئنم. اصلا همین که رفتم به اونجا خودش یه هدیه بزرگه.. ولی خب.. امام رضا حالمو خوب می‌کنه؛ چه روحی ، چه جسمی. می‌دونی؟ بعد از اینکه بر میگردم ، از شدت خستگی تمام بدنم درد می‌کنه ، ولی دردش خیلی شیرینه. این درد جزو اون درد هایی هست که ازش ناراحت نیستم. خیلی دوسش دارم. امام رضا رو میگم. خیلی دوست دارم. بطلب آقا ، زود به زود بطلب؛ میدونی که چقدر دوست دارم..؟ + آنه ، شاید هم نه..
شاید عجیب باشه ولی من شوالیه رو به پرنسس ترجیح میدم. نه!بزار تصحیحش کنم؛ من شوالیه بودن رو به پرنسس بودن ترجیح میدم.
معذرت می‌خوام ولی ، خاک تو سرت ایتا!
•‌ افکارِ آنه •
چت شده واقعا؟
صد بار باید از ایتا بیام بیرون و دوباره بیام توش تا برام باز کنه..
نت بین‌الملل وصل شد ، نت ملی قطع؟!
هدایت شده از اشتباه.
یه روز از این خونه میزنم بیرون، با یه دفتر، کتاب و مداد و پاک‌کن، گوشی و اگر شد هندزفری. کارت هم برمیدارم. می‌رم اینور و اونور. می‌رم و گم می‌شم تو قم، اتوبوس‌های مختلف سوار می‌شم و از ایستگاه‌ موردنظر جا می‌مونم، به آدمای تو خیابون لبخند می‌زنم تا توهم اینکه نکنه عاشق‌شونم رو بردارن. برای راننده ماشین‌هایی که وقتی تو خیابون می‌ایستن تا رد شم سر تکون می‌دم. اگر یه موتوری زد بهم و فحش داد، من فحش نمی‌دم. می‌رم کافه های کوچولو و نقلی. می‌رم صفائیه تا فقط راه برم. به بچهای کوچولو شکلات می‌دم، به مامان باباشون هم. برای کوچولوهایی که توی بغل مامان باباشونن دست تکون میدم و اگه مامان باباشون نگاهم کردن، به رو خودم نمی‌ارم. لبخند می‌زنم، سعی می‌کنم خوشحال باشم و با لبخندم بقیه رو هم خوشحال کنم. می‌رم توی کتاب‌فروشی و فقط نگاه می‌کنم؛ انقدر نگاه می‌کنم تا از کتاب‌فروشی بیرونم کنن. سر راه از یه فلافلی کثیف فلافل می‌خرم و با جمله "خودم کردم که لعنت بر خودم باد" می‌خورم. به درخت‌ها عشق می‌ورزم و از آشناهای تو خیابون فرار می‌کنم. یه روز من زندگی می‌کنم، یه روز احساس زنده بودن می‌کنم.
هدایت شده از اشتباه.
بنظر من همه چيز قشنگه، بخاطر همین ازشون عکس میگیرم و عکسام انقدر زیاده.
چیزی نیست؛ امتحاناتم داره تموم میشه ، فعالیتم کم...