هدایت شده از کنجِدنجِخیال.
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را نزن
آرزو داری که دیگر برنگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن
عهد بستی با نگاه خستهای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن
خوردهای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نامسلمانیست حرفش را نزن
خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن
- فرامرز عرب عامری
هدایت شده از کنجِدنجِخیال.
درسته روح و روانم کمی انگولک شد ولی جدی یچیزاییو یاد گرفتم که تو دنیای واقعی هر چقدر بهم میگفتن نمیفهمیدم
𝒜𝓊𝓉𝓊𝓂𝓃
درسته روح و روانم کمی انگولک شد ولی جدی یچیزاییو یاد گرفتم که تو دنیای واقعی هر چقدر بهم میگفتن نمیف
یکی دو تاش انقد مهمن ک اوف