پاییز
از یجایی بین تختم و دیوار صدایی شبیه جیرجیرک اومد ک شبیه ترین تشبیه جیرجیکه وگرنه جیرجیرک نیس
متوجه شدم فقط صدای کاغذه
اینو نخوردم شب نگهداشتن برا سحری و وقتی بیدار شدم متوجه شدم نیست گویا مامانم گذاشته بود بیرون ک گرم شه ولی دستش خورده بود افتاده بود شکسته بود اونم کلشو انداخته بود اشغال