𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐚𝐫✨♥️
#part_85
___
گندم:رسیدیم خونه مشترک منو حامیم وای عررر چقدر قشنگههه حامی.
حامیم:فدات بشم به سلیقه خودت چیدیم.
گندم: عاشقش شدم خیلی خوشگله 🙊💘
حامیم:گندم برو لباسات رو عوض کن خسته ایی زود بخوابیم.
گندم: باشه.
گندم:لباسامو با کمک حامیم عوض کردم و میکاپمو پاک کردم رفتم حموم اومدم لباسامو پوشیدم و ولو شدم رو تخت خوابم برد.
حامیم: انقدر خسته بودم رفتم حموم اومدم خوابم برد.
(فردا صبح ✨)
گندم:بیدار شدم رفتم دست و صورتم رو شستم یه صبحونه خوشمزه درست کردم یه میز خوشگل چیدم. 🤓
حامیم:بیدار شدم دیدم گندم بغلم نیست رفتم سرویس بهداشتی اومدم دیدم یه میز صبحانه خوشگل چیده.
گندم: صبحونه رو خوردیم و میز رو جمع کردم و نشستم با حامیم برنامه ریزی کردیم واسه یه جشن مفصل.
حامیم:گندم میز رو جمع کرد و برنامه ریزی کردیم واسه مهمونی.
گندم: حامیم فردا که میریم ماه عسل و یک هفته بعد میای همه رو دعوت کنیم کافه .
حامیم:آره کافه خوبه،راستی چمدون جمع نکردیم🤦🏻
گندم:خوب شد یادم انداختی من برم چمدون ببندم🤓🤦🏻♀️
حامیم:زود جمع کن ناهار میخوایم بریم بیرون.
گندم:باشه.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا 💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫✨♥️
#part_86
__
گندم: رفتم اتاق چمدونو برداشتم بازش کردم گذاشتم رو تخت از کمد چند دست لباس و شلوار برداشتم صندل و کتونی برداشتم و رفتم سراغ وسایل آرایشی و بهداشتی..
اونا ام جمع کردم و چمدونو گذاشتم یه گوشه و رفتم پایین حامی نشسته بود رو کاناپه رفتم کنارش نشستم
حامی: جمع کردی؟
گندم: آره توعم برو جمع کن بریم ساعت یکه
حامی: چشم
گندم: حامی رفت چپدونشو جمع کنه منم نشستم فیلم ببینم
<یکم بعد>
گندم: داشتم فیلم میدیدم که حامی اومد
حامی: پاشو حاضر شو بریم عزیزم
گندم: باشه
رفتم اتاق یه لباس پوشیدم یکم میکاپ کردم موهامو باز گذاشتم کلاهمو گذاشتم رفتم پایین حامی حاضر بود
گندم: بریم
حامی: بریم خوشگلم
گندم: رفتیم پایین سوار ماشین شدیم حرکت کردیم
گندم: کدوم رستوران میریم؟
حامی: جدیدا یه جا باز شده میریم اونجا ناهار میخوریم میریم خرید
گندم: اومم آخجون مرسی عشقمم
حامی: قربونت برم
گندم: خدانکنه
دیگه تا رستوران حرفی نزدیم و آهنگ گوش دادیم
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫✨♥️
#part_87
__
گندم: رسیدیم حامی ماشین و پارک کرد پیاده شدیم رفتیم داخل یجا نشستیم
حامی: منو رو آوردن و غذامون رو سفارش دادیم
گندم: میگم حامی واسه ماه عسل کجا میریم؟
حامی: کانادا
گندم: جدی؟
حامی: آره هتل رزرو کردم
گندم: پس پاشو بریم لباس بخرمم
حامی: صبرکن غذامون و بخوریم بعد
گندم: باشه بریم ایرانمال
حامی: چشم
(بعد ناهار)
گندم: پاشو بریم
حامی: رفتم حساب کردم و با گندم راه افتادیم سمت ایرانمال
گندم: رسیدیم پیاده شدم دست حامی رو گرفتم رفتیم داخل
حامی: چی میخوای؟
گندم: لباس
حامی: اونهمه لباس داری گندم
گندم: بازم میخوام خبب
حامی: باش بیا بریم
گندم: یه لباس فروشیه خیلییییی خوشگل دیدم با حامی رفتیم داخل و چند دست لباس انتخاب کردم پرو کردم خیلی قشنگ بودن
_همینا خوبه
حامی: اوکی بریم حساب کنیم
گندم: لباسامو حساب کردیم یه چمدون دیگه ام گرفتیم رفتیم سمت خونه
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫✨♥️
#part_88
__
گندم:رسیدیم خونه شروع کردم چمدونامون رو جمع کردیم من کلی لباس برداشتم و برای حامیم هم کلی لباس برداشتم.
حامیم:گندم عشقم اینهمه لباس چیه برداشتی کلا یک هفته میخوایم بمونیم😀
گندم:زنگ زدم از مامان و بابام و گلاره و ماکان خداحافظی کردم بعدش هم زنگ زدم به مامان لیلا و بابا حمید و جانا.
حامیم: کاش میدادی منم باهاشون حرف بزنم.
گندم:ای وای خب خودت زنگ بزن🤦🏻♀️
حامیم:زنگ زدم با تک تک شون حرف زدم.
گندم:عشقم پاشو کم کم آماده بشیم دیر نرسیم فرودگاه.
حامیم: باشه.
گندم: رفتم حموم اومدم یه لباس راحت واسه هواپیما پوشیدم یه آرایش ریزی هم کردمو آماده بودم.
حامیم: رفتم حموم اومدم موهام رو حالت دادم و لباس پوشیدم آماده بودم.
گندم: حامی بریم؟
حامیم: آره عشقم بریم وایسا اسنپ بگیرم.
گندم:باشه.
حامیم:گندم بیا بریم ماشین دمه دره.
گندم:سوار ماشین شدیم و رسیدیم فرودگاه.
حامیم:یه حدود دو ساعتی معطل شدیم بالاخره موقع رفتن مون شد.
گندم:حامی استرس گرفتم🤷🏻♀️😂
حامیم:مگه تاحالا سوار هواپیما نشدی؟
گندم:کم کم ده بار سوار شدم ولی هر دفعه همین قدر میترسم.
حامیم:فدات بشم ترس نداره.
گندم:کنار تو باشم نمیترسم♥️
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا 💗🕯️
هدایت شده از 🦋'عآقآی ِصالِحی'🦋
صالحی رو ببین🙂↕️✋🏻
-تازه منتشر شده
✿اختصـاصـےچنـل🦢🤍✿
↬𝗧𝗼 𝘁𝗮𝗺𝗮𝗺𝗲 𝘇𝗲𝗻𝗱𝗲𝗴𝗶𝗺𝗶💙🫷🏻
@Haamimlove
بچه ها از این چنل تحت هیچ عنوانی لف ندین چنل اصلی گزارش بزنن نمیتونم هیچ جوره آیدی چنل رو بهتون بدم🤦🏻♀️