eitaa logo
آوان'
132 دنبال‌کننده
113 عکس
14 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
این شاهکارا
با این شاهکار انقدر زمین خوردم که هنوزم‌ یادم میوفته دردم‌ میآد. همیشه هم به پشت‌ می‌خوردم زمین.
مامانم یک گونی بزرگ از وسیله‌های دوران کودکی‌ و کاغذ ماغذ و کتابای‌ بچه‌گیمو‌ انداخته دور .
خانوادم بعضی وقتا دیوانه‌م میکنن . زندگی‌ باهاشون‌ روز به روز سخت تر میشه .
این عادتِ بیرون انداختن ِوسایلمو مامانم از قبل داشت. من عاشق یادگاری نگه داشتن بودم و مامانم‌ عاشق بیرون انداختنِ یادگاریام .
شاید فکر کنید این اسهالِ پرنده‌ست‌ ولی خیر . اینا تیکه‌های ِریزِ خمیرِ خشک شده‌یِ چسبیده به ظرفن‌ که من روش‌ یه چیزی ریختم نرم شه ولی انگار چون قدیمیه خراب شده.
بیاید براتون داستان بگم بلکه‌ یخورده حواسم پرت شه .
خب بسم‌الله
https://eitaa.com/Avanstart/2564 بگو عشقم مامنتظریم=> _ ای قربونت بشم
آوان'
حارث ، برادرِ رابعه هم توی اون جمع بود و داشت‌ حرف‌هایِ رودکی رو می‌شنید.
دیشب اونجایی بودیم‌‌ که رابعه که داشت از اشعارش برای رودکی میخوند ناخواسته‌ داستان ِعشق و عاشقیشم‌ لو داد . رودکی هم تو جشنی‌ که امیر بخارا گرفته بود داستان عشق و عاشقی ِرابعه رو جلوی ِبرادرش تعریف کرد .
حارث وقتی داستان ِعقشِ خواهرش به بکتاش‌رو از زبونِ رودکی شنید انگار یه پارچه آب یخ ریختن رو سرش.