🍃آوای رویش🍃
#رمان #ناحله #قسمت_هشتاد_و_نه بعداز ده دقیقه اومدم بیرون. یه لباس مناسب جاده پوشیدم که دیدم مامان
#رمان
#ناحله
#قسمت_نود
گلوله یخورده پایین تر میخورد شهید میشدیا
هم یه حلوایی میخوردیم هم رفیق شهیدداشتیم شفاعتمون کنه.
دفعه بعدی دقت کن درست تیر بخوری.
+خوبه دیگه آقا محمد با ملک الموتم یه ملاقات چند دیقه ای داشتی. یادت نیست چه شکلی بود؟
میگفتن و میخندیدن
از جایی که ایستاده بودم هیچ دیدی نداشتم
محسن بعد از چنددقیقه اومدوگفت:
+بفرمایید
آب دهنم رو به زور قورت دادم ودستامو مشت کردم
با صدای محسن صداها کم شده بود و همه برگشتن طرف ما
دو نفر که جوون تر بقیه به نظر میرسیدن بادیدن من یه نگاه به محمد انداختن و زدن زیر خنده که صدای کم جون محمد رو شنیدم:
_چه خبرتونه؟
با تشر محمدساکت شدن
شنیدن صداش بهم انرژی داد.
لبخندی که دوست داشت رو صورتم بشینه رو مهار کردم
یکی یکی رفتن بوسیدنش و براش آرزوی سلامتی کردن
وقتی جمعیت کمتر شد
تونستم قیافه محمد رو ببینم آخرین نفر هم بهش دست داد و همراه محسن بیرون رفت
رنگ به چهره نداشت
خودشو بالاتر کشید
تو لباس گشاد بیمارستان مظلوم تر از همیشه شده بود
از کتفش تا پایین دستش کاملا بانداژ شده بود و روی تخت افتاده بود.
مامانم رفت نزدیک تختش
سلام وعلیک کردن که مامانم گفت:+بازهم که خواهر بیچارت رو نگران کردی آقا محمد؟چرا بهش نگفتی بیمارستانی؟
محمد:
+تا چندروز پیش که نمیتونستم زنگ بزنم بهش.میفهمید یه چیزیم شده خیلی نگران میشد الانم که دیگه نزدیکای مرخص شدنمه نمیخواستم کاری کنم اذیت شن وبخاطر من اینهمه راه رو بیان.
رفتم جلو تر وگفتم:
_ولی اینطوری بیشتر نگران شد
با تعجب نگام کرد
که سرم رو انداختم پایین وبا لحن آروم تری گفتم:
_سلام
محمد نگاهش رو برنداشت و گفت:
+سلام
مکث کرد و گفت:
+ به ریحانه که نگفتید؟
_نگفتم ولی میخوام بگم
+میشه لطف کنیدنگیدبهش؟خواهش میکنم!شوهرش هم درس داره هم کار میکنه.بخاطر من کلی تو زحمت میافتن.
برادرم هم نمیتونه خانم و بچه هاش رو ول کنه بیاد اینجا.
من هم الان کاملا خوبم
از اینکه زمان گفتن این جمله ها نگاهش رو ازم برنداشته بود غرق ذوق شده بودم.
حس قشنگی بود که من رومخاطب حرف هاش قرار داده بود
دلم میخواست این گفت وگو ادامه پیدا کنه برای همین گفتم:
_ببخشیدمنو ولی نمیتونم نگم بهش.ریحانه خیلی به شما وابسته است.
مطمئن باشین اگه نگم خودش پامیشه میاد تهران
محمد سرش رو انداخت پایین و چیزی نگفت
فهمیدم قبول کرده حرفم رو
سرش رو اورد بالا و با شرمندگی رو به مامان گفت:
+من شرمنده ام واقعا باعث زحمت شماهم شدم
نگاهش رو چرخوندسمت من
ادامه دارد ...
نویسندگان: #فاطمه_زهرا_درزی و #غزاله_میرزاپور
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️شماها همان نسلی هستید که کشور را به اوج خواهید رساند...
#شب_جمعه
شهدا را مهمان کنیم با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد 🌹
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
السَّلَامُ عَلَى غَوْثِ اللَّهْفَانِ
یعنی:
🔶🔹"سلام بر او که دادرس بیچارگان است
و هر کس بیچاره شده
و هیچ راهی برایش نمانده،
او به فریادش میرسد.."
السَّلامُ علیكَ یا بقیَّةَاللهِ یا أباصٰالحَالمَهدي❤️
🍃🌺اگر ز کویِ تو بویی به من رسانَد باد
تمامِ هستیِ خود را به باد خواهم داد...
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
Farahmand1_5608489165.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
💫#دعای_ندبه
✨دعایِ ندبه را دوست دارم
پُر از سؤال است
پُر از أین َ...
پُر از "متی" و "إلی متی"...
نمیگذارد سؤالهای آدم کوچک شوند.
جواب هیچ کدام از سؤالهای آدم را نمیدهد،
فقط آنها را بزرگ میکند.
ناله و ضجهی آدم را،
به پای سؤالهایش بلند میکند...
سؤالهایی که منتظرها؛
از خودشان
و از خدای خودشان با ندبه میپرسند:
أین بقیة الله ...؟
آن نافع بركتت که برای بشر باقی مانده
و مايه خير و سعادت و حیات ابدی ماست؛
كجاست...!؟
🎤باصدای #استاد_فرهمند
🥀بخوانیم به نیابت از امام راحل، امام شهید،شهدا،جمیع اموات مومنین به نیت تعجیل در فرج مولای غریبمون
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#قسم_بخون_رهبر_ایستاده_ایم_تا_آخر
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨
🔻ولينصرن الله من ينصره ۗ إن الله لقوي عزيز
🔺و خدا هر كس را كه ياريش كند، يارى مىكند و خدا توانا و پيروزمند است.
📚سوره حج، آیه 40
#امام_خامنه_ای
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
🍃آوای رویش🍃
💠 اعتدال؛ یعنی «بهاندازه» زندگی کنیم 🌱
امام حسن عسکری علیهالسلام میفرمایند:
«عَلَيْكَ بِالاقْتِصَادِ وَإِيَّاكَ وَالإِسْرَافَ»
یعنی:
«میانهروی را پیشه کن و از اسراف دوری کن.»
📚 بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۹۲
وقتی میگیم «اسراف»، معمولاً یاد غذا و پول میافتیم؛
اما اعتدال توی خیلی از رفتارهای خانوادگی هم لازمه.
مثلاً 👇
🍽️ در مهمانیها
قرار نیست برای اینکه مهمانیمون آبرومند باشه، سفرهای پهن کنیم که بعدش مقدار زیادی غذا دور ریخته بشه.
🛍️ در خرید برای بچهها
هر چیزی که بچه میخواد، لزوماً نباید براش بخریم.
گاهی «نه گفتن» هم بخشی از تربیته.
🎁 در هدیه دادن
محبت بچه فقط با خریدن هدیههای گرانقیمت بیشتر نمیشه.
گاهی یک کتاب، یک یادداشت محبتآمیز یا چند دقیقه بازی کردن با او، خیلی باارزشتره.
📱 در استفاده از گوشی
اگر پدر و مادر مدام مشغول گوشی باشن، نمیشه از بچه انتظار داشت تمام وقتش رو کنار موبایل نگذاره.
اعتدال از خودمون شروع میشه.
🗣️ در اختلافات خانوادگی
نه هر حرفی رو همون لحظه بزنیم،
نه قهر و سکوت طولانی کنیم.
گاهی چند دقیقه فاصله گرفتن برای آرام شدن، خیلی بهتر از ادامه دادن یک بحثه.
❤️ در محبت کردن
محبت کردن عالیه؛
اما محبت بدون حد و مرز گاهی بچه رو وابسته و ناتوان میکنه.
محبت همراه با مسئولیت دادن، تربیت سالمتری میسازه.
📚 در توقع از فرزندان
قرار نیست بچه در همه چیز بهترین باشه.
گاهی فشار بیش از حد برای نمره، کلاس، ورزش و موفقیت، آرامش خانواده رو میگیره.
👨👩👧👦 حتی در وقت گذاشتن برای خانواده
نه اینکه آنقدر غرق کار و مشغله بشیم که خانواده سهمی از ما نداشته باشن،
نه اینکه تمام مسئولیتهای شخصیمون رو رها کنیم.
🌿 اعتدال یعنی:
نه افراط، نه تفریط؛
نه کم گذاشتن، نه بیش از اندازه.
#اعتدال
#خانواده
#تربیت_فرزند
#سبک_زندگی
#آوای_رویش