eitaa logo
مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی
472 دنبال‌کننده
497 عکس
477 ویدیو
2 فایل
کانال انتشار محصولات مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه قم ارائه موضوعات پیشنهادی، انتقادات،...: @AviniMedia313 📌 استفاده از تولیدات مرکز با ذکر منبع بلامانع است
مشاهده در ایتا
دانلود
📣 پیرو توصیه رهبر شهید انقلاب اسلامی مبنی بر قرائت سوره مبارکه فتح، دعای توسل و دعای چهاردهم صحیفه سجادیه، مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی برگزار میکند: قرائت روزانه سوره مبارکه فتح به نیت پیروزی فرزندان ایران اسلامی بر دشمن عبری-غربی 📱ثبت نام و لبیک به دعوت امام شهید انقلاب
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کرج، مراسم وداع با کشتی گیر شهید استان البرز 🎥امیرحسین ولی زاده دانشجو و عضو انجمن علمی معماری دانشگاه قم 📌 منتظر ارسال آثار شما هم هستیم 📱مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 فاطمه پیروی نژاد فقه و مبانی حقوق کز کرده ام یک گوشه و به درخت ها نگاه می‌کنم. شده اند آینهٔ دق‌ام. تا همین دیروز از شوق، روی ساقه هایم بند نبودم؛ از بین صدها نهال، من انتخاب شده بودم. بارها لحظه ای که عبایت را کناری می‌گذاری و به سمت من می‌آیی را متصور شده بودم. چندین و چندبار در خیالم مرا از جا بلند کردی و در میان دستانت گرفتی و هربار شاخ و برگ های نحیفم، بال شدند و به پرواز در آمدند. برای لحظه ای که قرار بود از آغوشت جدا شوم و به دست خاک سپرده شوم، چه نقشه ها داشتم. می‌خواستم بدقلقی کنم، می‌خواستم زمان بخرم تا کمی بیشتر در احاطهٔ دستانت باشم. امروز اما برای لحظه ای تمام تصوراتم را به دست باد سپردم. دود شدند و به هوا رفتند. حالا که فهمیده ام دیگر هیچ‌گاه لبخندت را نمی‌بینم، دنیا به چه دردی می‌خورد؟ اصلا بگذار من همان نهالِ کوچک و نحیفِ سابق بمانم. بگذار بی‌خود و بی‌جهت همین گوشه بنشینم و به درخت ها نگاه کنم. به خاطراتشان گوش کنم. خاطرات لحظهٔ تولدشان. آن هنگام که با دستان تو در خاک گذاشته شدند. می‌خواهم آنقدر در انتظار دیدنت بمانم که دلت برایم به درد بیاید. شاید وقتی برگشتی سراغم را بگیری. اشک هایم را پاک کنی؛ و با دستان گرمت مرا در خاکِ سردِ باغچه بنشانی. 📌 منتظر ارسال آثار شما هم هستیم 📱مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 فاطمه پیروی نژاد فقه و مبانی حقوق چندساعتی است گوش هایم ضعیف شده. حتی گاهی خوب نمی‌بینم. نشسته ام روی پله های سنگی روبروی سقاخانه. سخنران می‌گوید رهبرِ شَهی.... ادامه اش را نمی‌شنوم.گفتم که کمی گوش هایم ضعیف شده. چند دقیقه بعد روضه می‌خواند. انگار می‌خواند: بلندشو علمدار...علم رو بلند کن.. بازم پرچم این حرم رو بلند کن. زن ها شیون می‌کنند. مردها بر سر و سینه می‌کوبند. اما درست و حسابی نمی‌بینمشان. جلوی چشمانم سیاه است. سخنران باز هم چیزهایی می‌گوید. مردم به یک باره قیام می‌کنند. انگار تصویر مقام معظم رهبری روی مانیتور روبه رویمان افتاده. یک ویدئو. گوش هایم را تیز می‌کنم. شروع می‌شود. خانم ها انگار دارند اشک میریزند. اما من خوب نمی‌بینمشان. نمی‌دانم نمی‌توانم ببینم یا... آقا سلام می‌دهد. دست بر سینه می‌گذارم. _السلام علیک حینَ تَقرأُ و تُبَیّیِن بغض می‌کند. ما اما بغض نمی‌کنیم. فرو می‌ریزیم. می‌شِکنیم. خم می‌شویم. چشمانم را باز می‌کنم. حالا دیگر خوب می‌بینم. همه چیز را می‌بینم سیل جمعیتی که مبهوت و درمانده اند. دستم را از روی گوشم بر می‌دارم. صدای سخنران واضح می‌شود. حالا دیگر همه چیز را می‌بینم. و می‌شنوم و مطمئن می‌شوم که امروز حقیقت داشته و خواب نبوده ام. زیر لب زمزمه می‌کنم: _ادرکنی یا صاحب الزمان 📌 منتظر ارسال آثار شما هم هستیم 📱مرکز رسانه و تبلیغات شهید آوینی