۱۳ مرداد ۱۴۰۱
۱۳ مرداد ۱۴۰۱
۱۳ مرداد ۱۴۰۱
آیھ ؛
5,14.
یه گل از این گل زردای بلوار خیابونا گرفته بود دستش داشت پرپر میکرد
زیر پاهاش پر از گلبرگای کوچیک و زرد پریشون بود
زمزمه کنان میگفت:
دوسم داره،دوسم نداره
از گلش فقط یه پر مونده بود با اروم ترین صدای ممکن گفت:
دوسم نداره سرشو بالا کرد و بهم گفت:
همیشه گلا انقد راستگوان؟
نمیشد این دفعه رو بگه دوسم داره؟
اصن میشه یه گلبرگ اضافه بهم بدی؟
اینو که منم میدونستم یه دروغ کوچیک که این دل شکستنارو نداره
سرمو انداختم پایین و زیر لب گفتم خدا دروغگوهارو دوس نداره!
گفت:میدونم،خدا منم دوس نداره میشه بغلم کنی؟ :)) .
۱۳ مرداد ۱۴۰۱
۱۳ مرداد ۱۴۰۱
۱۴ مرداد ۱۴۰۱
۱۴ مرداد ۱۴۰۱
۱۵ مرداد ۱۴۰۱
آیھ ؛
**❤🩹
زمان میتونه مسکن خوبی باشه! اما فقط برای وقتایی که فراموشی امکان پذیره. بعضی وقتا بعضی ادما بعضی روزا بعضی خاطره ها انقدری عمیق پررنگن که گذر زمان فقط میتونه دلتنگ ترت کنه و بی تاب تر! تو نمیتونی کسیرو یه روزی همه زندگیت تو وجودش خلاصه میشده رو فراموش کنی رد حضورش رو توی زندگیت هیچ گذر زمانی نمیتونه کمرنگ کنه یادمه یکی میگف تو میدونی چقد زمان باید بگذره تا ادم یه خاطره رو فراموش کنه؟
نمیدونی!
چون اگه میدونستی خاطره نمیشدی :)) .
۱۵ مرداد ۱۴۰۱
۱۵ مرداد ۱۴۰۱
۱۵ مرداد ۱۴۰۱
۱۵ مرداد ۱۴۰۱