eitaa logo
پاتوق کتاب آیه
228 دنبال‌کننده
553 عکس
56 ویدیو
4 فایل
📚عرضه‌ی تازه‌های نشر بهمراه ارائه محفل های کتابخوانی و گفتگو📖 و 🛵پیک کتاب . آدرس آیه🔻 اصفهان.بلوارشفق.کوی کوه نور.پاتوق کتاب آیه https://maps.app.goo.gl/z3VtRdFY6Gq7XTLi6 ارتباط با آیه🔻 @Zeinab_m1200 @Omid_maktoubian
مشاهده در ایتا
دانلود
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
پاتوق کتاب آیه
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
استثنایی برقاعده . می خواهم کتابی را به شما معرفی کنم که شعر نیست ، رمان نیست ، نقد نیست و به یک معنا از دایرهء امور باور پذیر بیرون است اما واقعی است .یک نفر ثابت کرده که محال ، ممکن است .نام کتاب این است؛ . ◇روایتی است از یک ایمان پولاد وار از توکل به خدا و اعتماد به نفس و نترسیدن در عرصهء دستیابی به تکنولوژی.آنهم در کشوری که نه هیچگاه دولت کارآمدی داشته است نه بخش خصوصی آن جز دلالی دانشی داشته و نه جز تولید هله هوله صناعتی. من هرچه بنویسم جای خواندن یک ورق از روایت سیر وصیرورت مهندس نوید نجات بخش را نمی گیرد ،اما می گویم پدید آمدن چنین عزم واراده ایی دراین کشور از مقولهء کرامات اولیاست. ◇تکنولوژی پزشکی شعر وشاعری نیست که دراین کشور سابقهء هزار وصد وچندساله داشته باشدتا هرکسی بتواند با به کار بستن نسخهء شمس قیس رازی کاری از پیش ببرد.ما در زمینهء صنایع مدرن باور کرده ایم توانی بیش از مونتاژ نداریم و باید تا قیامت مصرف کنندهء تولیدات کشورهای پیشرفته باشیم.همین باوراست که خرده پاهای مارا به دلالی و حاکمان را به اختلاس و پولشویی و غارت آشکار سوق داده است. وقتی همگان از کبیر تا صغیر خود را در عرصهء تمدن تکنیکی درمانده وناتوان ببینند و باور کنند که راهی برای خوشبختی نیست ناچار به دزدی از بیت المال رو می آورند و به تبهگنی خود وجههء قانونی می دهند و با بخشی از چپاول سبیل بالادستیها را چرب می کنند و اگر حاصل دور زدن تخریمها سر به خدا میلیارد هم بزند می شود با چند سال زندانی شدن و مقاومت دربرابر شرکای سابق ،دیگر بار بر اریکهء قدرت نشست و با افتخار به عرصهء غارت برگشت.در چنین مغاکی که قدم به قدم چاله وچاه ومانع دولتی وحکومتی وخصولتی و...الخ در کارست، چگونه می شود کاری از پیش برد؟ من می گویم محال است ما از بشکن دوانگشتی و خاله رو رو و عموسبزی فروش و وزن وقافیه و التماس دعا گفتن به یکدیگر،کاری از پیش ببریم ،اما نوید نجات بخش چیز دیگری می گوید و اگر این کتاب تخیل نباشد کاری کرده است کارستان. کاری که باور آن خارق اجماع است تا چه رسد به اصل آن. ◇چگونه توانسته است بر مشکلات فنی تکنیک غلبه کند؟ چگونه برخلاف تمام درس خوانده های مقاله نویس که گمان می کنند علم یعنی مقاله نویسی ،از هیمنهء تکنیک و ولایت آن نترسیده است؟ چگونه توانسته است با کمک دوستان اندک خود علیرغم سنگ اندازیهای دولتمردان و بالا دستیها به اینهمه موفقیت دست پیدا کند وتابوی ناتوانی ایرانیان را درعرصهء تکنیک بشکند؟ چنانکه خود می گوید با ایمان به خدا و اخلاص در دیانت . آیا نمی توان گفت دیگران که چهل وهفت سال است ترجیح می دهند برمدار مصرف کالای خارجی بگردند فاقد ایمانی هستند که نوید نجات بخش به آن مسلح است؟ خلاف جریان حرکت کردن در حرف آسان است اما بنا بر کتاب" تندتر ازعقربه ها حرکت کن" نوید نجات بخش در عمل توانسته است بر خلاف جریان فراگیر و رسوب کرده در خردها وروانها،حرکت کند. ومن درحیرتم که چگونه ناامید نشده ودست از تلاش برنداشته است . ◇در کشوری که از صدر تا ذیل واز حاکم تا محکوم به وضع موجود گردن نهاده وبه "ولایت تکنیک" تسلیم نشده اند پایداری و پیشرفت نوید نجات بخش و دوستانش حیرت انگیز است. ◇ایرانیها قومی هستند که از حملهء اعراب تا کنون از بس ستم دیده و توسری خورده وسرکوب شده اند ، هرگاه با مانعی مواجه می شوند به جای مقاومت یا چاره اندیشی صورت مسئله را پاک می کنند یا مانع را دور می زنند (مثل دور زدن تحریمها که واپسین نمونهء گسسته خردی این قوم است) آیا نوید نجات بخش از تباری دیگراست یا از سیاره ای دیگر به سرزمین رضا وتسلیم فرود آمده است؟ ادامه دارد ✍یوسفعلی میرشکاک . ‌. 『 @Ayehbook
🔖کتاب حاضر، دربردارنده خاطراتی از دوران زندگی «شهید ایوب بلندی» است. معلم جانباز و شهید ایوب بلندی در پاییز 1339 متولد شد. وی از دوران کودکی تا جوانی خود، در پی کشف حقیقت زندگی بود تا آن که آشنایی او با امام خمینی (ره) و رهروان حقیقت باعث شد تا او هم بر ضد باطل به مبارزه برخیزد و از هیچ کوششی دریغ نورزد. وی، با شروع جنگ تحمیلی به جبهه جنگ رفت و در عملیات‌های گوناگونی چون فتح‌المبین شرکت کرد و به افتخار جانبازی نائل شد تا آن که بر اثر جراحات جنگ در چهارم مهرماه 1380 به شهادت رسید. در کتاب، تصاویری از دوران زندگی شهید بلندی به چاپ رسیده و گوشه‌ای از دست‌نوشته‌های وی نیز آمده است. . 📚 این اثر شش جلدی ، نوشته هایی است ، درباره مردانی که درسال های جنگ ، زخمی شدند اما نرفتند . زخم ها ماندند تا سال ها بعداز جنگ و محملی شدند برای نماندنشان... . ایوب بلندی 📌 در پاتوق کتاب آیه
راز مادری ◇ مادر و پناه بی‌عالمی جهان امروز . ...زن هوایی است که فضای خانواده را انباشته... . . 『 @Ayehbook
پاتوق کتاب آیه
#حتما_بخوانید ◇ راز مادری ◇ مادر و پناه بی‌عالمی جهان امروز . ...زن هوا
. ◇ما یک درد جانکاهی به نام "بی‌عالمی" داریم که پناهش است. پناهش است .اینجاست که جایگاه زن هم برای خودش هم برای دیگران آشکار می‌شود. اینجاست که زن به یک معنا جایگاه پیدا می‌کند و دیگر یک نفر میان بقیه نیست؛ کسی است که عالم‌ساز است . ◇حال مسئله این‌ است که طلب حقیقی زن کجا اتفاق می‌افتد ؟ کجاست که ما پناهمان مادر می‌شود ؟ کجاست که به زبان مادری پناه می‌بریم ؟ آن نقطه‌ای است که درد بی‌عالمی را احساس کنیم! . . 『 @Ayehbook
هدایت شده از KHAMENEI.IR
❤️ فرارسیدن سالروز بعثت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلوات‌الله‌علیه‌‌وآله مبارک باد... 🔹 ای جامه بر سر کشیده؛ برخیز!... ...روز با روح شیری خویش، در کار دمیدن در کالبد رخوت‌زده‌ی شهر بود. تاریکی نرم‌نرم واپس می‌نشست و روشنایی پیش می‌خزید. سیاهی رنگ می‌باخت و هر دَم نازکتر می‌گشت، و سپیدی بر آن چیرگی می‌یافت... به حیاط اندر، خنکای سپیده دم واپسین روزهای پاییز که از جانب صحرا در زیر پوست شهر می‌دوید، لرزه بر تن گنجشکان می‌افکند. در زیر آن روی‌اندازهای کلفت اما، گرمایی دلچسب تن پیامبر را در بر گرفته بود. پیامبر، غوطه‌ور در میانه‌ی خواب و بیداری، ناگاه چندی، صدایی چونان کشیده شدن آهن بر آهن شنید. 🔹 ای جامه بر سر کشیده، برخیز! صدا، بیگانه و هم آشنا می‌نمود. نرم و هموار. چونان زمزمه‌ی ملایم نسیم که در میان برگهای نخلی پیچد، یا آواز خیال‌انگیز جویباری که از میانه‌ی قلوه‌سنگ‌هایی کوچک، در دشتی ساکت راه گشاید و پیش رود. لیک در بُن آن، صلابتی پدرانه بود: آمیزه‌ی مهر و نرمی و قدرت. نه از جنس صدای آدمیان. زلال و شفاف، چونان بلوری روشن و بی‌حباب. بُرنده و با نفوذ، بر مثال شمشیر آب داده‌ی شامی. 🔹 ای جامه بر سر کشیده، برخیز! آه... چگونه از یاد برده بود...! این، همان صدای فرشته‌ی دوشین بود که در غار حرا و از پس آن، در افقهایِ آسمان صحرا بر او آشکار گشته بود. این، صدای جبریل بود! 📗 بخش‌هایی از کتاب آنک آن یتیم نظر کرده را در شب پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-page?id=9346
. ◇حوالی احمد◇ چند روایت از شهید احمد کاظمی . . 『 @Ayehbook
پاتوق کتاب آیه
#حتما_بخوانید . ◇حوالی احمد◇ چند روایت از شهید احمد کاظمی . #تازه_ها #نشر_شه
. ◇همیشه درباره‌ی قرارگاه حمزه کنجکاو بودم آن چندروزی که سردار پیش ما نیست چه می‌کند؟ آذین‌پور که مسئول دفتر آنجا بود، چه جور آدمی است؟ سردار باهاش چه رفتاری دارد؟ اما همین که حرکت کردیم، چیز جالب‌تری توجهم را جلب کرد. سردار از توی هواپیما تبدیل به آدم دیگری شد و خودش هم گفت : "از اینجا به بعد، من سردار کاظمی قرارگاه حمزه هستم!" وقتی هم که لشکر ۸ را از سردار گرفتند و رفتیم لشکر امام حسین ،سردار کاملا رفتار متفاوتی پیدا کرد. متناسب با روحیه‌ی آن لشکر با کارکنانش رفتار می‌کرد. . . 『 @Ayehbook
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
‌ ‌ ▪️ ما جهان را آن‌گونه می‌بینیم که زبان‌مان به ما اجازه می‌دهد و چون زبانِ غالبِ امروز، زبانِ تکنیک و عدد است، لاجرم جهان را نیز به صورتِ منبعِ انرژی و کالا می‌بینیم. 📗 بُرشی از کتاب «غرب‌زدگی و امکان آینده» ┄┅═✧●●●✧═┅┄ 🔺@varastegi_ir ‌ ‌
◇ حوالی احمد؛ رازی که انقلاب با احمد کاظمی در میان گذاشت.◇ . .:متن‌خوانی و گفتگو کتاب حوالی‌احمد به روایت فائضه غفارحدادی:. . سه شنبه ها | حوالی ساعت ۱۸:۳۰ پاتوق کتاب آیه📚 . . 『 @Ayehbook