eitaa logo
کنجِ مرموزاتِ آیهان
127 دنبال‌کننده
22 عکس
3 ویدیو
0 فایل
Nothing https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_3qep9rx&btn=آیهان پیاما جوابش تو ناشناسه، وقت داشته باشم می‌ذارم تو کانال دورهم باشیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی بیش از حد مراقب قضاوت دیگرانی، صدای خودت کم‌کم خاموش می‌شه.
چیه این زندگی؟ یهو یه سنگینی وارد قفسه‌ی سینه‌ت می‌شه و حالاحالاها بیرون نمی‌ره.
ولی باهام نباید این‌جوری می‌کرد. می‌دونید بخش آزاردهنده‌ی ماجرا کجاست؟ این‌که جز خودش نمی‌تونی به کس دیگه‌ای هم شکایت کنی. پناهت انگار بی‌پناهت کرده باشه، تنها پناهت، اصلی‌ترین پناهت!
کنجِ مرموزاتِ آیهان
من توی دلم: جهان که لطف ندارد، بگو نجف چه خبر! همون لحظه مو قشنگ:
گریه‌ام را بنگر، رزق نجف را بنویس ورنه این سیلِ دمادم، ببَرد بنیادم
من سخت‌ترین لحظاتم‌و تنهایی سپری کردم، در حالی که بقیه فکر می‌کردن حالم خوبه. تو زندگی گاهی باختم؛ گاهی ساختم؛ گاهی گریه کردم؛ گاهی بخشیدم؛ گاهی افتادم؛ گاهی تو تنهایی مردم؛ اما الان زمانش رسیده که بگم: واقعا بریدم!
من؟ سبزآبیِ کبودم.
بهم گفت: اون خدایی که یه مورچه رو توی بزرگ‌ترین بیابون جهان به لونه‌ش راهنمایی می‌کنه، مطمئن باش هوای تو رو هم داره.
بچه که بودم یه عروسک اردک کوچولو داشتم و خیلی واسم دوست‌داشتنی بود. یه روز بچه‌ی دوساله‌ی فامیل اومد و به اون عروسکم چشم دوخت و ازم خواستش؛ وقتی اونو بهش دادم تا با خودش ببره انگار قسمتی از جونمو دادم. چندوقت بعد دوباره اون عروسکو بهم پس داد ولی من دیگه نمی‌خواستمش، دیگه توی دلم جایی نداشت و رغبتی نداشتم که نگهش دارم.
حس می‌کنم انقدر بغضمو خوردم، اضافه‌وزن گرفتم.
یعنیا زخمی که درد کنه رو به زخمی که بسوزه ترجیح می‌دم :/