eitaa logo
از ایران بخوان
148 دنبال‌کننده
20 عکس
18 ویدیو
0 فایل
راوی قدرت و قوت و امکانات کشور تلاش برای روشنایی در میان گرد و غبار روایت‌ها ارتباط با ما: @Jagerani
مشاهده در ایتا
دانلود
پدافند چندلایه نهاد ریاست‌جمهوری یوسف پزشکیان: آنچه می‌خوانید نظر شخصی من است، بدون اینکه نظر رئیس‌جمهور را بدانم و بدون هماهنگی و سئوال از رئیس‌جمهور دارم منتشر می‌کنم. در قانون «تعیین حدود وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های ریاست جمهوری اسلامی ایران» آمده است: نهاد ریاست‌جمهوری ایران نهادی دارای شخصیت حقوقی است که به‌منظور اداره امور نظارت رئیس‌جمهور ایران و همچنین معاونت‌های رئیس‌جمهور تشکیل شده است. این نهاد با چند هزار نفر نیرو و ساختار مفصل برای این ایجاد شده است که امور ریاست‌جمهوری با کمترین خطا انجام شود. تصویب لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» در دولت و ارسال آن به مجلس نشان می‌دهد مجموعه فعال در نهاد نیاز به اصلاح و بازبینی دارد. این لایحه گویا با نظر شورای عالی فضای مجازی، توسط قوه قضائیه تهیه و در اختیار دولت قرار گرفته است. دولت می‌بایست لایحه را بررسی، در صورت نیاز بازبینی و سپس به مجلس ارسال کند. از نظر علمی قانون و مقررات مربوط به هر موضوعی باید با مشارکت ذی‌نفعان آن موضوع تهیه و تدوین شود. دکتر پزشکیان نیز بارها روی این موضوع تاکید کرده که بدون نظر و همراهی مردم، تصمیمات مهم و تاثیرگذار بر زندگی آن‌ها را اتخاذ نخواهد کرد. ببینیم این لایحه از چند لایه عبور کرده است: لایه اول - شورای عالی فضای مجازی و قوه قضائیه لایه دوم - لایه‌ای که باید وجود داشته باشد ولی وجود ندارد: لازم است کمیسیون‌ دولت نسبت به اخذ دیدگاه‌های کارشناسان (حقوق‌دان‌ها و جامعه‌شناسان) و ذی‌نفعان (فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران) برای بررسی لایحه اقدام می‌کردند. لایه سوم - پیش از اینکه لایحه در دستور کار کمیسیون‌ قرار بگیرد، توسط دبیر کمیسیون و شاید برخی دیگر از اعضا بررسی و تایید می‌شود. لایه چهارم - اعضای کمیسیون‌ها در جلسات متعدد لایحه را بررسی، اصلاح و تایید کرده‌اند. کدام وزارتخانه‌ها و معاونت‌های ریاست‌جمهوری در تصویب این لایحه دخیل بودند؟ وزارت دادگستری، وزارت ارشاد، معاونت حقوقی، معاونت پارلمانی، معاونت زنان، و سایر کارشناسان و اعضای کمیسیون. وزرا یا شخصاً در جلسه کمیسیون حاضر بودند یا نماینده‌شان حضور داشته است. لایه پنجم - دبیرخانه دولت باید لایحه را از کمیسیون دریافت و در دستور کار هیئت دولت قرار دهد. برخی تشکیک کرده‌اند که آیا این لایحه پیش از طرح در جلسه، در دستور کار قرار داشته یا اینکه در همان روز تصویب در دستور کار قرار گرفته. لایه ششم - اعضای هیئت دولت پیش از جلسه هیئت دولت باید به لوایح و دستور جلسات هیئت دولت دسترسی داشته باشند و در صورت نیاز از کارشناسان خود بخواهند که لایحه بررسی شود و نظر وزارتخانه در خصوص لایحه تهیه و آماده شود. لایه هفتم - جلسه هیئت دولت: در این جلسه باید لایحه بررسی و تایید شود. گویا اصلاً لایحه در جلسه قرائت نشده است و فقط با توجه به چند نکته بلافاصله تایید شده است: ۱- عنوان لایحه مورد پذیرش بود (هیچ‌کس با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی موافق نیست)؛ ۲- ارسال لایحه از طرف قوه قضائیه به‌عنوان کارشناس‌ترین مجموعه در حوزه حقوقی در ذهن اعضای هیئت دولت تاثیر داشته است؛ ۳- بررسی لایحه در کمیسیون و نظر مثبت کمیسیون و اعتماد به نظر کمیسیون تخصصی؛ ۴- عدم مخالفت وزرا و معاونین صاحب نظر در این حوزه (وزیر ارتباطات، وزیر ارشاد، وزیر علوم، وزیر دادگستری، وزیر اطلاعات، وزیر کشور، معاون حقوقی، معاون پارلمانی، معاون زنان، رئیس شورای اطلاع رسانی و...) گویا یک نفر از اعضای هیئت دولت مخالفت کرده است، از او پرسیدند که «متن لایحه را خوانده‌ای؟». او هم گفته «نه!». گفته‌اند: «پس با چی مخالفت می‌کنی؟» بدین ترتیب لایحه از لایه هفتم نیز عبور کرده است. لایه هشتم - دفتر ریاست‌جمهوری که باید تمام نامه‌ها و مطالبی را که رئیس‌جمهور امضا می‌کند بررسی، تایید یا تهیه و در اختیار رئیس‌جمهور قرار دهد تا امضا کند. یا متن لایحه بررسی نشده است یا علی‌رغم بررسی هیچ اشکالی در لایحه ندیده‌اند و در اختیار رئیس‌جمهور قرار داده‌اند تا امضا کند. لایه نهم (لایه آخر) - شخص رئیس‌جمهور: شخص رئیس‌جمهور هم به‌خاطر حجم بالای کارها و نامه‌ها، متن نامه ارسال لایحه به مجلس را بدون بررسی شخصی امضا کرده است. عبور این لایحه از پدافند چندلایه دولت، معنایش لزوم بازنگری در عملکرد و کارایی هر کدام از اجزای این سیستم است. @AzIranBekhan
جعفر، ول کن! محسن مهدیان: یکم. معاون رئیس‌جمهور مشغول تعریف و تمجید است و رئیس‌جمهور با لحنی تلخ می‌گوید: «جعفر، ول کن؛ حرفت را بزن» دوم. دولت لایحه ضروری مربوط به فضای مجازی را بعد از موج انتقادها از مجلس پس گرفت. لایحه‌ای که دوستان، همراهان و حتی مدیران ارشد دولت، حاضر نشدند در رسانه‌ها از آن حمایت کنند. من از این دو تصویر؛ مظلومیت مسعود پزشکیان را می‌فهمم. او دولتی را اداره می‌کند که اطرافیان مجیزش را می‌گویند، اما برایش هزینه نمی‌دهند. و البته شاید خودِ رئیس‌جمهور هم این را می‌داند: که توفیقش نه در حامیان خاموش، بلکه در منتقدان صادق است؛ منتقدانی که به نام انقلاب، برای دولت نیز هزینه می‌دهند. @AzIranBekhan
تراژدی جعفر‌ها محمد زعیم‌زاده، سردبیر فرهیختگان نوشت: با توجه به موضوعات پیش‌روی کشور نه پس‌گرفتن لایحه خودساخته درباره‌ فضای مجازی دستاوردی محسوب می‌شود نه «بس کن جعفر» گفتن رئیس‌جمهور در برابر تملق‌گویی معاون اجرایی‌اش؛ اما این دومی از زاویه‌ای دیگر قابل تأمل است. ناگفته نماند واکنش جناب پزشکیان به تعریف و تمجید قائم‌پناه همانی بود که از او انتظار داشتیم، هر ارزیابی‌ای از رئیس‌جمهور داشته باشیم نمی‌توانیم به صفای باطن و تواضع او بی‌اعتنا باشیم، انسانی با چنین خصائلی حتماً از تملق بیزار است... اما نکته اصلی چرایی بیان چنین کلماتی از جانب معاون رئیس‌جمهور و اهمیت این رفتار است، هر کسی کمترین تجربه‌ای از حکمرانی داشته باشد می‌داند الگوی رفتاری قائم‌پناه‌ها یا به قول رئیس‌جمهور جعفر‌ها تکراری است، لذا مسئله ما در ادامه متن جناب قائم‌پناه نیست؛ بلکه یک سبک رفتاری است. مشاوران یا معاونان این‌چنینی حتماً در کنار یک مدیر ارشد کارکرد‌های مثبتی دارند که حضورشان استمرار می‌کند، اما مشاهدات و تجربیات نشان می‌دهد این سبک مشاوران در ۴ سطح اثر مخرب دارند. اول) سفیدنمایی بیش از حد از وضعیت: این یکی از مهم‌ترین بلایای مشاوران و به‌ویژه مشاوران تملق‌گو است، برخی مشاوران و معاونان با هر انگیزه‌ای معمولاً تلاش می‌کنند اثر اقدامات مجموعه و مدیرشان را بزرگ‌نمایی کنند و وضعیت را بیش از آنچه هست مثبت نشان بدهند، چنین مشاورانی مانع تصمیم‌های سریع و دقیق بالادستی‌ها در موضوعات اصلی می‌شوند. دوم) تملق رئیس: تملق وقتی رخ می‌دهد که مشاوران اولاً توانسته باشند وضعیت را سفید مطلق نشان دهند، ثانیاً این سفیدنمایی‌ها در یک فرایند پروپاگاندا یک گام جلو‌تر برود و تبدیل به باور شود. خب وقتی باور کند همه چیز خوب است چرا نباید تملق کند؟ این یکی از بدترین رذیله‌های اخلاقی و مدیریتی در کشور است و اگر مدیر بالادستی صفای باطن و مراقبت از نفس نداشته باشد به‌سرعت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد، دچار کیش شخصیتی می‌شود، گوش‌ها را به نقد می‌بندد، واقعیت‌ها را نمی‌بیند و به سراشیبی سقوط می‌افتد. در ادوار گذشته در ریاست‌جمهوری افرادی را داشتیم که در آغاز دوره بسیار نسبت به بزرگان خاشع و خاضع بودند؛ اما بعد از ۸ سال بر اثر استمرار اقدام اطرافیان متملق تبدیل به کوه غرور شدند و در سراشیب سقوط افتادند. سوم) تصمیم‌سازی به سمت نااولویت‌ها: مشاوران متملق چون معمولاً محل اعتماد و رجوع قرار می‌گیرند در فرایندهای تصمیم‌ساز مهم می‌شوند، آن وقت آن‌ها چون برای مسائل اصلی راه‌حل ندارند، می‌توانند سیستم حکمرانی را به سمت نااولویت‌ها پیش ببرند. راه دور نرویم همین حالا که موضوع آب و برق یک مسئله جدی است آیا دولت توانسته چشم‌انداز روشنی برای حل آن به مردم ارائه دهد؟ کسی توقع ندارد کژروی حکمرانی آب، یک‌روزه حل شود؛ اما آیا نمی‌توان با اولویت و فوریت یک چشم‌انداز واقعی برای حل آن طراحی کرد و صادقانه با مردم مطرح کرد؟ آیا نباید به‌جای مسئله لایحه کذا اولویت دولت چنین موضوعی باشد؟ جعفر‌ها در چنین شرایطی ترجیح می‌دهند دولت به سمت نااولویت‌ها برود. جعفر‌ها البته فقط در دولت نیستند، آن‌ها برخی اوقات تصمیم می‌گیرند اولویت رسانه‌های اصلی را هم عوض کنند و در شرایطی که همه ایران دوستان روی دشمنی با نتانیاهو و ترامپ متمرکز هستند و اولویت کشور انسجام‌بخشی و بازگرداندن مرجعیت رسانه‌ای به داخل است، چون ناتوان از پیشبرد این راهبرد هستند، دشمن واهی درست می‌کنند و با رقیب فرضی کشتی می‌گیرند و به‌جای امر ملی، امر آغلی را در رسانه برساخت می‌کنند. چهارم) هجو و تخریب منتقدان و رسانه‌ها: جعفر‌ها معمولاً برای ناکارآمدی‌های مجموعه مدیریتی‌شان یک جواب آماده در آستین دارند، آن‌ها به طور طبیعی ممکن است از سوی رئیس خود با این پرسش که چرا ناکارآمدیم؟ مواجه شوند، در این حال دو وضع متصور است، نخست گفتن واقعیت و علل کاستی‌ها و دوم انداختن تقصیر به گردن منتقدان و رسانه‌ها. جعفر‌ها (باز هم تأکید می‌کنم منظور شخص معاون اجرایی رئیس‌جمهور نیست و از یک جایگاه و رفتار حرف می‌زنیم) در این بزنگاه معمولاً دومی را انتخاب می‌کنند؛ چون راه دم‌دست‌تر و کم‌هزینه‌تری است، جعفر‌ها به‌جای پاسخ به این سؤال که چرا همه آن چه خارج از قدرت، تئوری‌سازی می‌کردید در عمل به عکسش تبدیل شده است؟ ترجیح می‌دهند از یک رسانه منتقد نام ببرند و تیم‌های رسانه‌ای و پروژه‌بگیران توییتری‌شان را علیه آن رسانه اجیر کنند، اینجا این مسابقه شکل می‌گیرد که چه کسی بهتر آن رسانه را هجو و نقد می‌کند و معمولاً برنده مسابقه جایزه هم می‌گیرد و در سیستم ارتقا پیدا می‌کند.
آن‌ها در این موضع سعی می‌کنند حتی رقیب را هم حذف کنند یا حداقل زمینه ظهور و بروز او را از بین ببرند تا مبادا در روایت ماجرای جنگی که بر سر کارآمدی شکل ‌گرفته است، بازنده باشند. @AzIranBekhan
هئیت‌ها و گام دوم انقلاب محمدصادق شهبازی: ماجرای نسبت هیئات با مفسدین و سرمایه‌داران چند هفته‌ای است که نقل محافل است. اما سطحی مهم‌تر از نسبت مداحان و هیئت‌ها با آن‌ها وجود دارد. چرا یک هیئت به سرمایه و پول درشت احتیاج دارد که وابسته شود؟ وقتی ما هیئت را از مجموعه مراسم‌های مردمی گسترده و پراکنده و مهم‌تر از ان دسته‌های حرکت‌کننده بین مردم که تامین مالی‌اش برای عموم مردم هم مقدور و ممکن است؛ هم با آن احساس هویت می‌کنند تبدیل می‌کنیم به تعدادی مراسم رسانه‌ای و بزرگ که مردم نه از خودشان می‌دانند، نه می‌توان با هزینه‌های مردمی تامینش کنند خواه ناخواه مردم را از هیئت و هئیت را از مردم جدا می‌کنیم، ولو چند ده‌هزار نفر در آن شرکت کنند. هئیت غیرمردمی هم مجبور است از جایی تامین شود و به جایی وابسته شود! اهداف هیئت و روضه هم گم می‌شود؛ چون یا باید رضایت اسپانسر تامین شود یا در افکار عمومی دست اصحاب قدرت و ثروت به حساب می‌آید. آن‌وقت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا تبدیل می‌شود به اینکه فقط همه جا و همیشه گریه کنیم نه همه جا و همیشه مبارزه با ظلم. اگر هم کسی و هیئت‌های بزرگ، پشت مبارزه با ظلم را نگیرد، کسی احساس مسئولیت نمی‌کند. اینگونه می‌شود کمتر هیئتی می‌یابیم در مواردی مثل ظلم‌های ملی و منطقه‌ای و جهانی، خصوصی‌سازی، ظلم هند به مسلمانان هند و کشمیر، تعطیلی سازمان فضایی، اقتصاد مقاومتی، قیمت گوشت، زکزاکی و سایر مسایل مردم و نظام و انقلاب نقش‌آفرینی کند و کثیر هیئت‌هایی می‌یابیم که دلخوش به تعداد عزاداران و دمِ پایانی و سخنران و مداح سلبریتی‌اش است. هیئت باید به اهدافش برگردد و به مردم و بین مردم و تامین مالی وسط مردم تا از خیلی از این آفات مصون بماند. اگر هم هیئت بزرگ و رسانه‌ای درست شد؛ به صورت واقعی و مردمی و خودجوش و متکی بر مردم شکل بگیرد، نه فقط هیئت؛ ما این بلا را سر مسائل انقلاب، فلسطین، مقاومت، علم و فناوری و هزاران مسئله دیگر آوردیم. مردم را کنار گذاشتیم و احساس مسئولیت آن‌ها را از آن‌ها گرفتیم یا سرکوبش کردیم. یکی از مهمترین کارها در گام دوم انقلاب برگرداندن مواردی از این دست به مردم است. @AzIranBekhan
پهلوانی محسن مهدیان: ۱- دختر نوجوان ایرانی روی سکوی قهرمانی آسیا ایستاد و پرچم ایران را بالا برد؛ پرچمی که عکس شهدای کودک ایرانی در جنگ ۱۲ روزه بر خود داشت. او پیش‌تر همه‌ی پاداش‌های قهرمانی‌اش را داد تا برای پدر راننده‌اش خودروی سنگین بخرد. گفته بود: پدرم آرام باشد، من بهتر نفس می‌کشم. در توییتی هم نوشت: «زیر پرچمی ایستادم که فقط سه رنگ ندارد؛ نقش خون دارد.» وطن‌دوستی از همین‌جا شروع می‌شود: از قدرشناسی پدر، خانواده، و شهدا. ۲- در طرف مقابل، علی کریمی قرار دارد؛ کسی که از اعتماد خواهرش سوءاستفاده کرد و با چک‌های او، ۷۷۰ میلیارد تومان بدهی روی دستش گذاشت. حالا آن زن، با دو فرزند، در زندان است. کسی که حرمت خانواده‌اش را نگه نمی‌دارد، حرمت خاکش را هم نمی‌شناسد. کریمی امروز ساق‌دوش کسانی است که کشتن کودک گرسنه و تشنه، کمترین جنایت شان است. ۳- فاصلهٔ قهرمان تا پهلوان، همین وطن‌دوستی است. همین هویت. همین تربیت. وطن‌دوستی، ژست و شعار نیست. مرام است. و اگر ملت ایران در جنگ ۱۲ روزه چون کوه ایستاد، به‌خاطر این است که برای دفاع از وطن، تربیت شده است. روح امام شاد @AzIranBekhan
یادداشت جواد قرایی برای عذرخواهی از شهیدان طهرانی‌مقدم و فخری‌زاده @AzIranBekhan
نتیجه بر کشیدن نا اهلان محمد ایمانی: دادستانی، به‌دلیل انتشار کاریکاتور توهین‌آمیز درباره آقای پزشکیان، علیه کاریکاتوریست نشریات زنجیره‌ای اعلام جرم کرد. وارونه نشاندن فرد روی الاغ، روشی بود که در گذشته برای بی‌حیثیت کردن اشرار سابقه‌دار انجام می‌شد و کاریکاتوریست هتاک، رئیس‌جمهور را در همین وضعیت به تصویر کشیده است! اما آیا تا کار هتاکی این فرد به سطح رئیس‌جمهور نمی‌رسید و او همچنان به شخصیت‌های محترم و حتی نمادهای دفاع مقدس و شهادت توهین می‌کرد، نباید مورد پیگرد و مواخذه قرار می‌گرفت تا وقاحت را توسعه ندهد؟! نکته قابل تامل و عبرت‌آموز اینکه همین فرد دون‌پایه، ۲۶ شهریور پارسال، به‌عنوان مجری اولین نشست خبری آقای پزشکیان (پس از انتخابات ریاست‌جمهوری) گماشته شد و انتقادات گسترده‌ای را هم برانگیخت. کاریکاتور مبتذل و موهن اخیر، حاصل دسخوش دادن و بر کشیدن افراد ناشایست است؛ و پاچه‌گیری امروزشان، حاصل رهاشدگی دیروز. یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند در هر صورت، نفاق همین شکلی است. مرضی است که اگر مجال یابد، چنگ می‌کشد و پرده‌دری می‌کند. @AzIranBekhan
دو نکته در استعفای آقای صدیقی محسن مهدیان: حجت‌الاسلام صدیقی از سمت امامت جمعه تهران استعفا دادند و رهبر انقلاب نیز این استعفا را پذیرفتند. در این‌باره، دو نکته کوتاه و بااهمیت وجود دارد: یکم؛ این‌که ستاد نماز جمعه تهران، کسی را که نه متهم است و نه مجرم، صرفاً به‌دلیل حواشی مربوط به خانواده‌اش کنار نگذاشت، نشانه‌ای روشن از پختگی ساختاری است. اگر این دعوت صورت نمی‌گرفت، حق بود که پرسیده شود: چرا باید فردی که گناهی برایش ثابت نشده، از حقوق دینی و انقلابی خود محروم شود؟ عدالت، یعنی عمل بر مبنای معیار، نه بر اساس هیجانات جمعی. حتی اگر بسیاری مخالف باشند، نمی‌توان به‌صرف احساسات، حکمی ناعادلانه صادر کرد. دوم؛ وجه دیگر ماجرا به تصمیم خود آقای صدیقی بازمی‌گردد. ایشان با تشخیص این‌که ممکن است حضورشان بهانه‌ای برای خدشه به شأن نماز جمعه شود، داوطلبانه از خطبه‌ها کنار رفتند. این کناره‌گیری نه از سر ضعف، بلکه نشانه‌ای از بلوغ انقلابی بود؛ یعنی ترجیح مصلحت عمومی بر حیثیت فردی. این ماجرا یک پیام روشن دارد: آنجا که ساختار، عدالت را بر غوغا ترجیح می‌دهد و آنجا که فرد، مصلحت جمع را بر حق شخصی مقدم می‌دارد، بلوغ یک جامعه دینی نمایان می‌شود. @AzIranBekhan
از ایران بخوان
نتیجه بر کشیدن نا اهلان محمد ایمانی: دادستانی، به‌دلیل انتشار کاریکاتور توهین‌آمیز درباره آقای پزش
کاریکاتور هادی حیدری، توهین‌آمیز نیست رضا غبیشاوی: هادی حیدری هنرمند کاریکاتوریست، کاریکاتور جدیدی را منتشر کرده که مسعود پزشکیان رئیس‌جمهوری را برعکس نشسته بر الاغی به تصویر می‌کشد در حالی که بر روی بدن الاغ نوشته شده "وفاق". این کاریکاتور باعث شده از هادی حیدری شکایت و توهین آمیز بودن کاریکاتور مطرح شود. ۱- کاریکاتور، هنر انتقاد با استفاده از اغراق طنزآمیز است. کاریکاتور، واقعیت‌نمایی نیست که باعث ناراحتی و برداشت توهین‌آمیز شود. اغراق است نه واقعیت. مثل فیلم که واقعیت نیست؛ فیلم است. معنی این کاریکاتور هم مشخص است: پزشکیان وارانه از وفاق استفاده می‌کند. یادآور ملانصرالدین هم هست. هیچ کدام نه توهین‌آمیز هستند نه شایسته شکایت. حتی اگر وفاق در قالب یک الاغ به تصویر کشیده شود. نه پزشکیان مقدس است نه وفاق. طنز است. ۲- شکایت از کاریکاتوریست و روزنامه‌نگاران و به دادگاه کشاندن او، اقدام مناسب و صحیح نیست. با روزنامه‌نگاران باید با مدارا و تحمل بیشتری رفتار داشت. ۳- هادی حیدری کاریکاتوریست حرفه‌ای با حدود ۳ دهه تجربه است. او از جمله معدود هنرمندان کاریکاتوریست مطبوعاتی است که با وجود همه سختی‌ها در ایران ماند و به کار حرفه‌ای ادامه داد. وی بیش از هر کس، با محدودیت‌ها و خط قرمزهای این حوزه، آشناست. ۴- اینکه در برابر انتشار کاریکاتور انتقادی، عده‌ای به سرعت، توهین - توهین را تکرار کنند شیوه‌ای نخ‌نما و غیراخلاقی است. ۵- دولت پزشکیان به سرعت باید با واکنش مناسب و حمایت از این هنرمند و حل مسئله، بیش از این به تصویر خود آسیب نزند. @AzIranBekhan
درباره تغییر ساختار شعام و تشکیل شورای عالی دفاع داود مدرسی‌یان: آنچه که روشن است: ساختار شعام (شورای عالی امنیت ملی) با توجه به ساختار، وظایف و ترکیب اعضا، از کارآمدی لازم در بحث نظامی و دفاعی و اقدامات سریع و چگونگی اقدامات نظامی برخوردار نبوده و نیست و لازم است «ساختاری کاملاً نظامی» تشکیل شود و برای امور خاص امنیتی و نظامی و دفاعی کشور، تصمیمات لازم، سریع و کارشناسی گرفته و تقسیم کار را انجام داده و دستورات لازم را صادر کند. ساختار شعام بیشتر سیاسی است تا نظامی و دفاعی؛ اکثر اعضا هم از تخصص امنیتی و نظامی بی‌بهره‌اند و نه تنها کارشناس این حوزه نیستند بلکه بعضاً با دستورات و تصمیمات و نظرات غیرکارشناسی، مانع از تصمیم‌گیری فوری، سریع و صریح در امور امنیتی، نظامی و دفاعی هم می‌شوند. بدین ترتیب علی لاریجانی با پیشنهاد دولت و تأیید رهبری بناست دبیری شعام را بر عهده گرفته و بحث‌ها و پرونده‌های کلان را پیگیری کند و احمدیان بحث پروژه‌های خاص و پیشران و تخصصی و پروژه‌های علمی در بحث‌های امنیتی و دفاعی را مدیریت کند. البته بنا نیست که شورای عالی دفاع مجزا از شعام عمل کند بلکه قانوناً ذیل شعام و رئیس‌جمهور است اما به جهت تخصصی و چابکی مجزاست که نباید معطل برخی مسائل بماند و در تصمیم‌گیری دچار اختلال یا تأخیر شود. @AzIranBekhan
صهیونیسم و ایران منهای جمهوری اسلامی عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت: شاید از این منظر به تنظیمات، ترتیبات و رفتار کشور‌های منطقه غرب آسیا - یا همان نام خاورمیانه استعماری - از منظر صهیونیست‌ها نگاه نکرده باشیم. فرض کنیم اکنون به‌جای جمهوری اسلامی نظام دیگری در ایران مستقر است و این نظام مانند نظام سوریه فعلی هیچ حساسیت منفی نسبت به صهیونیست‌ها ندارد. آیا آن ایران و آن دولت می‌تواند غنی‌سازی صلح‌آمیز هسته‌ای داشته باشد و آیا می‌تواند قدرت بازدارندگی دفاعی خود را موشک قرار دهد؟ حقیقت این است که صهیونیست‌ها و حامیان غربی آن‌ها جدای از اینکه چه کسی در کشور‌های اسلامی غرب آسیا حکومت می‌کند یا نوع حکومت چیست، دو موضوع را به صورت جدی دنبال می‌کنند و موضوع سومی را در سر می‌پرورانند: موضوع اول عبارت است از تفوق نظامی-امنیتی. در منطقه هیچ یک از کشور‌های اطراف سرزمین‌های اشغالی نباید قدرت و ابزار دفاعی داشته باشند که موجب کاهش آرامش صهیونیست‌ها شود. به اردن و مصر نگاه کنید، طوری از سوی غرب تر و خشک می‌شوند که هم وام‌دار باشند هم نتوانند از جهت نوع سلاح و نوع هواپیما تفوق یابند. به سوریه بنگرید! بدون اسد و ایران و با ظهور افرادی که دنبال رضایت غرب هستند، آسیب‌های بیشتری از دوران اسد دید. یعنی سوریه نباید جز سلاح سبک و نیمه‌سنگین ابزاری مانند موشک و هواپیما و سامانه دفاع هوایی داشته باشد و فرقی نمی‌کند چه کسی آنجا حاکم است. عراق را زمان صدام بمباران می‌کردند و این سال‌ها هم می‌کنند. لبنان با میشل عون یا جوزف عون برایشان ذره‌ای فرق نمی‌کند. غرب ارتش لبنان را به‌صورتی نگه داشته است که قدرت شلیک به یک پهپاد را نیز ندارد. موضوع دوم گسترش جغرافیایی است. صهیونیست‌ها به صورت شبانه‌روز فکر می‌کنند که چگونه متراژ اشغال خود را گسترش دهند. آرمان از نیل تا فرات را سخن ابراهیم(ع) در تورات می‌دانند و از هر فرصتی برای رسیدن به آن بهره می‌برند. اشغال مجدد سوریه (بعد از جولان اشغالی) چرا صورت گرفت؟ چرا به‌دنبال ماندن در جنوب لبنان و ضمیمه کردن کرانه باختری هستند؟ بنابراین گسترش جغرافیایی را لحظه‌ای رها نخواهند کرد و فرق نمی‌کند نظام‌های اطراف‌شان چگونه باشند. موضوع سوم ملت‌سازی در خاورمیانه است. چون جمعیت و وسعت از عوامل اصلی قدرت یک کشور هستند. صهیونیست‌ها به‌دنبال ملت‌های کوچک و کم‌جمعیت و کم‌وسعت هستند تا مانند خودشان کوچک و کم‌جمعیت باشند و تفوق بر آنان راحت‌تر انجام شود. مثلاً سوریه ۴۰ میلیونی بشود چند کشور هفت، هشت میلیونی یا عراق ۵۶ میلیونی بشود سه کشور ده، پانزده میلیونی و... اولین تست ملت‌سازی را در اقلیم کردی عراق دنبال کردند که با همت حاج‌قاسم و اهتمام دولت مرکزی عراق شکل نگرفت و اکنون به‌صورت علنی دولت دروزی در جنوب سوریه را دنبال می‌کنند. با داعش نیز دنبال چهار ملت در سوریه بودند. اخبار زیادی هست که تجزیه عراق و ایران را نیز در دستور کار دارند و تاکنون نشده است، نتوانسته‌اند. هیچ کشوری در خاورمیانه نباید هواپیمای F-۳۵ داشته باشد. هیچ کشوری نباید غنی‌سازی داشته باشد و هیچ کشوری نباید موشک‌های بلندبرد داشته باشد. ایران با جمهوری اسلامی و بدون جمهوری اسلامی در این قاعده فرق نمی‌کند. مصر و اردن نمونه در صلح با همین الگوست و سوریه و لبنان و عراق و ایران نمونه‌های غیرصلح (به رسمیت نشناختن صهیونیست‌ها) نمونه دیگری است؛ بنابراین اگر کسی گمان می‌کند که ایران بدون جمهوری اسلامی می‌تواند دارای قدرت برتر دفاعی در خاورمیانه باشد، ذهنیت خود را اصلاح کند. ایران بدون جمهوری اسلامی حتماً باید رام امریکا و صهیونیست‌ها باشد تا امریکا بیاید او را بدوشد. در غیر‌ این‌صورت تحریم و تهدید در جای خود خواهد بود. تجزیه ایران و نداشتن قدرت دفاع راهبردی برنامه‌ای برای ایران است (خصوصاً ایران شیعی) لذا ملت ایران همین الان باید بدانند که بدون جمهوری اسلامی نمی‌توانند قدرت دفاعی برتر داشته باشند و باید در بهترین حالت مصر و اردن فعلی و در بدترین حالت سوریه و لبنان امروز باشند. قدر جمهوری اسلامی را باید دانست. @AzIranBekhan