آنها در این موضع سعی میکنند حتی رقیب را هم حذف کنند یا حداقل زمینه ظهور و بروز او را از بین ببرند تا مبادا در روایت ماجرای جنگی که بر سر کارآمدی شکل گرفته است، بازنده باشند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
هئیتها و گام دوم انقلاب
محمدصادق شهبازی:
ماجرای نسبت هیئات با مفسدین و سرمایهداران چند هفتهای است که نقل محافل است. اما سطحی مهمتر از نسبت مداحان و هیئتها با آنها وجود دارد.
چرا یک هیئت به سرمایه و پول درشت احتیاج دارد که وابسته شود؟
وقتی ما هیئت را از مجموعه مراسمهای مردمی گسترده و پراکنده و مهمتر از ان دستههای حرکتکننده بین مردم که تامین مالیاش برای عموم مردم هم مقدور و ممکن است؛ هم با آن احساس هویت میکنند تبدیل میکنیم به تعدادی مراسم رسانهای و بزرگ که مردم نه از خودشان میدانند، نه میتوان با هزینههای مردمی تامینش کنند خواه ناخواه مردم را از هیئت و هئیت را از مردم جدا میکنیم، ولو چند دههزار نفر در آن شرکت کنند. هئیت غیرمردمی هم مجبور است از جایی تامین شود و به جایی وابسته شود!
اهداف هیئت و روضه هم گم میشود؛ چون یا باید رضایت اسپانسر تامین شود یا در افکار عمومی دست اصحاب قدرت و ثروت به حساب میآید. آنوقت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا تبدیل میشود به اینکه فقط همه جا و همیشه گریه کنیم نه همه جا و همیشه مبارزه با ظلم. اگر هم کسی و هیئتهای بزرگ، پشت مبارزه با ظلم را نگیرد، کسی احساس مسئولیت نمیکند.
اینگونه میشود کمتر هیئتی مییابیم در مواردی مثل ظلمهای ملی و منطقهای و جهانی، خصوصیسازی، ظلم هند به مسلمانان هند و کشمیر، تعطیلی سازمان فضایی، اقتصاد مقاومتی، قیمت گوشت، زکزاکی و سایر مسایل مردم و نظام و انقلاب نقشآفرینی کند و کثیر هیئتهایی مییابیم که دلخوش به تعداد عزاداران و دمِ پایانی و سخنران و مداح سلبریتیاش است.
هیئت باید به اهدافش برگردد و به مردم و بین مردم و تامین مالی وسط مردم تا از خیلی از این آفات مصون بماند. اگر هم هیئت بزرگ و رسانهای درست شد؛ به صورت واقعی و مردمی و خودجوش و متکی بر مردم شکل بگیرد، نه فقط هیئت؛ ما این بلا را سر مسائل انقلاب، فلسطین، مقاومت، علم و فناوری و هزاران مسئله دیگر آوردیم. مردم را کنار گذاشتیم و احساس مسئولیت آنها را از آنها گرفتیم یا سرکوبش کردیم.
یکی از مهمترین کارها در گام دوم انقلاب برگرداندن مواردی از این دست به مردم است.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
پهلوانی
محسن مهدیان:
۱- دختر نوجوان ایرانی روی سکوی قهرمانی آسیا ایستاد و پرچم ایران را بالا برد؛ پرچمی که عکس شهدای کودک ایرانی در جنگ ۱۲ روزه بر خود داشت.
او پیشتر همهی پاداشهای قهرمانیاش را داد تا برای پدر رانندهاش خودروی سنگین بخرد. گفته بود: پدرم آرام باشد، من بهتر نفس میکشم.
در توییتی هم نوشت: «زیر پرچمی ایستادم که فقط سه رنگ ندارد؛ نقش خون دارد.» وطندوستی از همینجا شروع میشود: از قدرشناسی پدر، خانواده، و شهدا.
۲- در طرف مقابل، علی کریمی قرار دارد؛ کسی که از اعتماد خواهرش سوءاستفاده کرد و با چکهای او، ۷۷۰ میلیارد تومان بدهی روی دستش گذاشت. حالا آن زن، با دو فرزند، در زندان است. کسی که حرمت خانوادهاش را نگه نمیدارد، حرمت خاکش را هم نمیشناسد.
کریمی امروز ساقدوش کسانی است که کشتن کودک گرسنه و تشنه، کمترین جنایت شان است.
۳- فاصلهٔ قهرمان تا پهلوان، همین وطندوستی است. همین هویت. همین تربیت.
وطندوستی، ژست و شعار نیست. مرام است. و اگر ملت ایران در جنگ ۱۲ روزه چون کوه ایستاد، بهخاطر این است که برای دفاع از وطن، تربیت شده است.
روح امام شاد
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
یادداشت جواد قرایی برای عذرخواهی از شهیدان طهرانیمقدم و فخریزاده
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
نتیجه بر کشیدن نا اهلان
محمد ایمانی:
دادستانی، بهدلیل انتشار کاریکاتور توهینآمیز درباره آقای پزشکیان، علیه کاریکاتوریست نشریات زنجیرهای اعلام جرم کرد.
وارونه نشاندن فرد روی الاغ، روشی بود که در گذشته برای بیحیثیت کردن اشرار سابقهدار انجام میشد و کاریکاتوریست هتاک، رئیسجمهور را در همین وضعیت به تصویر کشیده است!
اما آیا تا کار هتاکی این فرد به سطح رئیسجمهور نمیرسید و او همچنان به شخصیتهای محترم و حتی نمادهای دفاع مقدس و شهادت توهین میکرد، نباید مورد پیگرد و مواخذه قرار میگرفت تا وقاحت را توسعه ندهد؟!
نکته قابل تامل و عبرتآموز اینکه همین فرد دونپایه، ۲۶ شهریور پارسال، بهعنوان مجری اولین نشست خبری آقای پزشکیان (پس از انتخابات ریاستجمهوری) گماشته شد و انتقادات گستردهای را هم برانگیخت.
کاریکاتور مبتذل و موهن اخیر، حاصل دسخوش دادن و بر کشیدن افراد ناشایست است؛ و پاچهگیری امروزشان، حاصل رهاشدگی دیروز.
یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر میکنند
در هر صورت، نفاق همین شکلی است. مرضی است که اگر مجال یابد، چنگ میکشد و پردهدری میکند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
دو نکته در استعفای آقای صدیقی
محسن مهدیان:
حجتالاسلام صدیقی از سمت امامت جمعه تهران استعفا دادند و رهبر انقلاب نیز این استعفا را پذیرفتند. در اینباره، دو نکته کوتاه و بااهمیت وجود دارد:
یکم؛ اینکه ستاد نماز جمعه تهران، کسی را که نه متهم است و نه مجرم، صرفاً بهدلیل حواشی مربوط به خانوادهاش کنار نگذاشت، نشانهای روشن از پختگی ساختاری است. اگر این دعوت صورت نمیگرفت، حق بود که پرسیده شود: چرا باید فردی که گناهی برایش ثابت نشده، از حقوق دینی و انقلابی خود محروم شود؟ عدالت، یعنی عمل بر مبنای معیار، نه بر اساس هیجانات جمعی. حتی اگر بسیاری مخالف باشند، نمیتوان بهصرف احساسات، حکمی ناعادلانه صادر کرد.
دوم؛ وجه دیگر ماجرا به تصمیم خود آقای صدیقی بازمیگردد. ایشان با تشخیص اینکه ممکن است حضورشان بهانهای برای خدشه به شأن نماز جمعه شود، داوطلبانه از خطبهها کنار رفتند. این کنارهگیری نه از سر ضعف، بلکه نشانهای از بلوغ انقلابی بود؛ یعنی ترجیح مصلحت عمومی بر حیثیت فردی.
این ماجرا یک پیام روشن دارد:
آنجا که ساختار، عدالت را بر غوغا ترجیح میدهد و آنجا که فرد، مصلحت جمع را بر حق شخصی مقدم میدارد، بلوغ یک جامعه دینی نمایان میشود.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
از ایران بخوان
نتیجه بر کشیدن نا اهلان محمد ایمانی: دادستانی، بهدلیل انتشار کاریکاتور توهینآمیز درباره آقای پزش
کاریکاتور هادی حیدری، توهینآمیز نیست
رضا غبیشاوی:
هادی حیدری هنرمند کاریکاتوریست، کاریکاتور جدیدی را منتشر کرده که مسعود پزشکیان رئیسجمهوری را برعکس نشسته بر الاغی به تصویر میکشد در حالی که بر روی بدن الاغ نوشته شده "وفاق". این کاریکاتور باعث شده از هادی حیدری شکایت و توهین آمیز بودن کاریکاتور مطرح شود.
۱- کاریکاتور، هنر انتقاد با استفاده از اغراق طنزآمیز است. کاریکاتور، واقعیتنمایی نیست که باعث ناراحتی و برداشت توهینآمیز شود. اغراق است نه واقعیت. مثل فیلم که واقعیت نیست؛ فیلم است.
معنی این کاریکاتور هم مشخص است: پزشکیان وارانه از وفاق استفاده میکند. یادآور ملانصرالدین هم هست. هیچ کدام نه توهینآمیز هستند نه شایسته شکایت. حتی اگر وفاق در قالب یک الاغ به تصویر کشیده شود. نه پزشکیان مقدس است نه وفاق. طنز است.
۲- شکایت از کاریکاتوریست و روزنامهنگاران و به دادگاه کشاندن او، اقدام مناسب و صحیح نیست. با روزنامهنگاران باید با مدارا و تحمل بیشتری رفتار داشت.
۳- هادی حیدری کاریکاتوریست حرفهای با حدود ۳ دهه تجربه است. او از جمله معدود هنرمندان کاریکاتوریست مطبوعاتی است که با وجود همه سختیها در ایران ماند و به کار حرفهای ادامه داد. وی بیش از هر کس، با محدودیتها و خط قرمزهای این حوزه، آشناست.
۴- اینکه در برابر انتشار کاریکاتور انتقادی، عدهای به سرعت، توهین - توهین را تکرار کنند شیوهای نخنما و غیراخلاقی است.
۵- دولت پزشکیان به سرعت باید با واکنش مناسب و حمایت از این هنرمند و حل مسئله، بیش از این به تصویر خود آسیب نزند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
درباره تغییر ساختار شعام و تشکیل شورای عالی دفاع
داود مدرسییان:
آنچه که روشن است: ساختار شعام (شورای عالی امنیت ملی) با توجه به ساختار، وظایف و ترکیب اعضا، از کارآمدی لازم در بحث نظامی و دفاعی و اقدامات سریع و چگونگی اقدامات نظامی برخوردار نبوده و نیست و لازم است «ساختاری کاملاً نظامی» تشکیل شود و برای امور خاص امنیتی و نظامی و دفاعی کشور، تصمیمات لازم، سریع و کارشناسی گرفته و تقسیم کار را انجام داده و دستورات لازم را صادر کند.
ساختار شعام بیشتر سیاسی است تا نظامی و دفاعی؛ اکثر اعضا هم از تخصص امنیتی و نظامی بیبهرهاند و نه تنها کارشناس این حوزه نیستند بلکه بعضاً با دستورات و تصمیمات و نظرات غیرکارشناسی، مانع از تصمیمگیری فوری، سریع و صریح در امور امنیتی، نظامی و دفاعی هم میشوند.
بدین ترتیب علی لاریجانی با پیشنهاد دولت و تأیید رهبری بناست دبیری شعام را بر عهده گرفته و بحثها و پروندههای کلان را پیگیری کند و احمدیان بحث پروژههای خاص و پیشران و تخصصی و پروژههای علمی در بحثهای امنیتی و دفاعی را مدیریت کند.
البته بنا نیست که شورای عالی دفاع مجزا از شعام عمل کند بلکه قانوناً ذیل شعام و رئیسجمهور است اما به جهت تخصصی و چابکی مجزاست که نباید معطل برخی مسائل بماند و در تصمیمگیری دچار اختلال یا تأخیر شود.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
صهیونیسم و ایران منهای جمهوری اسلامی
عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت:
شاید از این منظر به تنظیمات، ترتیبات و رفتار کشورهای منطقه غرب آسیا - یا همان نام خاورمیانه استعماری - از منظر صهیونیستها نگاه نکرده باشیم.
فرض کنیم اکنون بهجای جمهوری اسلامی نظام دیگری در ایران مستقر است و این نظام مانند نظام سوریه فعلی هیچ حساسیت منفی نسبت به صهیونیستها ندارد. آیا آن ایران و آن دولت میتواند غنیسازی صلحآمیز هستهای داشته باشد و آیا میتواند قدرت بازدارندگی دفاعی خود را موشک قرار دهد؟
حقیقت این است که صهیونیستها و حامیان غربی آنها جدای از اینکه چه کسی در کشورهای اسلامی غرب آسیا حکومت میکند یا نوع حکومت چیست، دو موضوع را به صورت جدی دنبال میکنند و موضوع سومی را در سر میپرورانند:
موضوع اول عبارت است از تفوق نظامی-امنیتی. در منطقه هیچ یک از کشورهای اطراف سرزمینهای اشغالی نباید قدرت و ابزار دفاعی داشته باشند که موجب کاهش آرامش صهیونیستها شود. به اردن و مصر نگاه کنید، طوری از سوی غرب تر و خشک میشوند که هم وامدار باشند هم نتوانند از جهت نوع سلاح و نوع هواپیما تفوق یابند. به سوریه بنگرید! بدون اسد و ایران و با ظهور افرادی که دنبال رضایت غرب هستند، آسیبهای بیشتری از دوران اسد دید. یعنی سوریه نباید جز سلاح سبک و نیمهسنگین ابزاری مانند موشک و هواپیما و سامانه دفاع هوایی داشته باشد و فرقی نمیکند چه کسی آنجا حاکم است. عراق را زمان صدام بمباران میکردند و این سالها هم میکنند. لبنان با میشل عون یا جوزف عون برایشان ذرهای فرق نمیکند. غرب ارتش لبنان را بهصورتی نگه داشته است که قدرت شلیک به یک پهپاد را نیز ندارد.
موضوع دوم گسترش جغرافیایی است. صهیونیستها به صورت شبانهروز فکر میکنند که چگونه متراژ اشغال خود را گسترش دهند. آرمان از نیل تا فرات را سخن ابراهیم(ع) در تورات میدانند و از هر فرصتی برای رسیدن به آن بهره میبرند. اشغال مجدد سوریه (بعد از جولان اشغالی) چرا صورت گرفت؟ چرا بهدنبال ماندن در جنوب لبنان و ضمیمه کردن کرانه باختری هستند؟ بنابراین گسترش جغرافیایی را لحظهای رها نخواهند کرد و فرق نمیکند نظامهای اطرافشان چگونه باشند.
موضوع سوم ملتسازی در خاورمیانه است. چون جمعیت و وسعت از عوامل اصلی قدرت یک کشور هستند. صهیونیستها بهدنبال ملتهای کوچک و کمجمعیت و کموسعت هستند تا مانند خودشان کوچک و کمجمعیت باشند و تفوق بر آنان راحتتر انجام شود. مثلاً سوریه ۴۰ میلیونی بشود چند کشور هفت، هشت میلیونی یا عراق ۵۶ میلیونی بشود سه کشور ده، پانزده میلیونی و... اولین تست ملتسازی را در اقلیم کردی عراق دنبال کردند که با همت حاجقاسم و اهتمام دولت مرکزی عراق شکل نگرفت و اکنون بهصورت علنی دولت دروزی در جنوب سوریه را دنبال میکنند. با داعش نیز دنبال چهار ملت در سوریه بودند. اخبار زیادی هست که تجزیه عراق و ایران را نیز در دستور کار دارند و تاکنون نشده است، نتوانستهاند.
هیچ کشوری در خاورمیانه نباید هواپیمای F-۳۵ داشته باشد. هیچ کشوری نباید غنیسازی داشته باشد و هیچ کشوری نباید موشکهای بلندبرد داشته باشد. ایران با جمهوری اسلامی و بدون جمهوری اسلامی در این قاعده فرق نمیکند. مصر و اردن نمونه در صلح با همین الگوست و سوریه و لبنان و عراق و ایران نمونههای غیرصلح (به رسمیت نشناختن صهیونیستها) نمونه دیگری است؛ بنابراین اگر کسی گمان میکند که ایران بدون جمهوری اسلامی میتواند دارای قدرت برتر دفاعی در خاورمیانه باشد، ذهنیت خود را اصلاح کند. ایران بدون جمهوری اسلامی حتماً باید رام امریکا و صهیونیستها باشد تا امریکا بیاید او را بدوشد. در غیر اینصورت تحریم و تهدید در جای خود خواهد بود. تجزیه ایران و نداشتن قدرت دفاع راهبردی برنامهای برای ایران است (خصوصاً ایران شیعی) لذا ملت ایران همین الان باید بدانند که بدون جمهوری اسلامی نمیتوانند قدرت دفاعی برتر داشته باشند و باید در بهترین حالت مصر و اردن فعلی و در بدترین حالت سوریه و لبنان امروز باشند. قدر جمهوری اسلامی را باید دانست.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
حق همسایگی؛
درباره رابطه ایران و آذربایجان
یوسف پزشکیان:
کارهایی که ما انجام میدهیم عواقب و نتایجی دارند که نمیتوانیم از آنها فرار کنیم. مرحلهای از رشد این است که وقتی میخواهیم حرفی بزنیم و مطلبی را بیان کنیم، علاوه بر اینکه لازم است به درستی حرف ایمان داشته باشیم، باید به عواقب حرفمان بیاندیشیم، تبعات آنرا بسنجیم و نتایج آنرا بپذیریم.
برخی از افراد دارای تریبون مدتی است مدام مطرح میکنند که «آذربایجان در جنگ به اسرائیل کمک کرده است». پیش از طرح چنین ادعایی، ابتدا باید بررسی کنیم که چه اسناد و شواهدی وجود دارد که از این ادعا حمایت میکند. آیا سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی گزارش در این خصوص دادهاند؟ آیا مشاهدات و گزارشهایی از ایرانیهای مقیم آذربایجان در اختیار داریم؟ چه مدرکی برای اثبات حمایت آذربایجان از اسرائیل در جنگ بر علیه ایران وجود دارد؟ نهادهای امنیتی چنین چیزی را تایید نکرده اند.
در گام بعد باید بررسی کنیم که طرح این ادعا چه سود و آوردهای برای کشورمان خواهد داشت؟ آیا «میخواهیم آینده روابط ما با کشور آذربایجان پرتنش و آزاردهنده باشد؟».
برای مواجهه با آذربایجان سه تا سناریو پیش روی جمهوری اسلامی ایران است.
اول - میخواهیم با آذربایجان بجنگیم؛ یا تحریک کنیم که آذربایجان با ما بجنگد!
دوم - میخواهیم بدون حل و فصل مسئلهمان با آذربایجان، دو کشور را در حالت نه جنگ و نه صلح نگه داریم!
سوم - میخواهیم همسایه باشیم و علیرغم وجود اختلافات، با هم کار کنیم. کمک کنیم مشکلاتش حل شود و برای حل مشکلاتمان کمک بگیریم!
قطعاً گزینه اول مورد نظر مسئولان کشور نیست. به نفع کشور هم نیست. متاسفانه ادعاهای مطرح شده کشور را به سمت گزینه اول هُل میدهد. وقتی کسی میگوید آذربایجان در جنگ به اسرائیل کمک کرد، یعنی آذربایجان دشمن ماست. وقتی میگویند آذربایجان دشمن ماست یعنی باید با او بجنگیم. بعید میدانم عقلای کشور چنین قصدی داشته باشند.
کسانی که به گزینه دوم قائل هستند، در واقع گمان میکنند ما با آذربایجان دشمن هستیم ولی وارد جنگ نظامی نمیشویم. این گزینه هم قطعاً به نفع ما نیست. چرا؟ چون وقتی با کسی دشمنی کنی، باید منتظر این باشی که بر علیه تو اقدام کند. جنگ که فقط نظامی نیست. در مجامع بینالمللی بر علیه تو رای بدهد و موضع بگیرد. در اقتصاد هرچه میتواند به تو ضربه بزند...
گزینه سوم مبتنی بر این فرض است که هیچ دو کشور و حکومتی در تمام مسائل سیاسی و بینالمللی و جزئیات کشورداری مواضع و رویکرد یکسانی ندارند. بنابراین طبیعتاً اختلافاتی وجود دارد. اما علیرغم اختلافات و گاه تعارض منافع، میتوان مسائل مشترکی را پیدا کرد که حول آنها همکاری کنیم و به همدیگر سود برسانیم. در مسائل اقتصادی، تجاری و حتی امنیتی میتوانیم به هم کمک کنیم و اختلافات را تا جای ممکن حل کنیم یا تلاش کنیم کمتر شود.
عمیقاً بر این باورم که بعضیها نیت خیر دارند، اما متوجه نیستند که آنچه بر آن اصرار میکنند نه تنها به ضرر کشور است، بلکه به ضرر مسلمانان و به نفع اسرائیل است. بیایید مراقب باشیم، نادانسته مهره اسرائیل نشویم.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
قیّمزدایی از دولت مهمترین اولویت پزشکیان
محمد ایمانی:
یک سال، از آغاز ریاستجمهوری آقای پزشکیان گذشت.
رئیسجمهور، طبق قانون اساسی باید «رجل سیاسی، مذهبی مدیر و مدبر» باشد. به عبارت دیگر، او باید دارای قدرت تشخیص عمیق باشد. این به معنای دانای کل بودن نیست، اما باید بتواند مستقل از مشاوران و اطرافیان، مسائل را تشخیص دهد، نه اینکه در مسئولیتهای کلانی که مسئولیت شخص اوست، از زیر دستان و اطرافیان تقلید کند.
این نقیصه موجب شده که آقای پزشکیان در مسائل مهم سیاست خارجی، بهجای مطالبه حقوق مسلم و بعضاً نقضشده کشورمان، در موضع انفعال و بدهکاری بیفتد.
علت را باید در مشاورانی مثل آقای ظریف جستوجو کرد که بیاعتنا به خسارتهای رقمزده در برجام، مذاکره نامتوازن و منفعلانه با آمریکای پایمالکننده توافق را طراحی کردند و نتیجه، وقاحت بیسابقه حریف بود.
همین حالا نیز آمریکا و طرف اروپایی با طلبکاری سخن میگویند اما زبان دولت محترم به طلبکاری و مطالبه حقوق کشورمان نمیچرخد. حتی درباره شیطنتهای دولتی مثل جمهوری آذربایجان هم آقای پزشکیان موضع متناسب نمیگیرد.
در حوزه داخلی، همچنان که ستاد اقتصادی دولت تقریباً فاقد فرمانده است، در حوزه سیاسی عملاً رئیسجمهور به نفر رده چندم دولت تبدیل شده است.
یک روز، تقدیم لایحه مقابله با نشر اکاذیب با "دو فوریت" در دولت تصویب میشود و چند روز بعد، در اثر جنجال برخی سیاسیون قیمنمای دولت، استرداد همان لایحه (با وجود تصویب دو فوریت در مجلس) به تصویب میرسد!
یک روز، بیتدبیری در تامین سوحت نیروگاهها و خاموشی را با دروغ "سالم کردن هوا" برای مردم فاکتور میکنند، روز دیگر تعطیلیهای بیضابطه را "تامین نشاط مردم" مردم مینامند!
نه خبری از برنامه اقتصادی مشخص دولت هست و نه از وزیر اقتصادی که ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ (یک ماهونیم قبل) از مجلس رای اعتماد گرفت.
سکان دولت دست کیست؟ همان جمعِ شامل برخی مجرمان و محکومان امنیتی (شورای راهبری کابینه و معاونت راهبردی) که با محوریت آقای ظریف شکل گرفت؟
خرما نتوان خوردن از این خار که کِشتیم
دیبا نتوان کردن از این پشم که رشتیم
...سعدی! مگر از خرمن اقبال بزرگان
یک خوشه ببخشند که ما تُخم نکِشتیم
کاری واجبتر از نان شب بر عهده آقای پزشکیان است. او اگر میخواهد از بنبست خودساخته خارج شود، باید تجدیدنظر اساسی در برخی مشاوران و اطرافیان انجام دهد و از زیر باز قیمومت آنها رها شود. این، آغاز گشایش فکری و روحی برای او و موفقیتهای بزرگ برای کشور است.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
نصیری و شمسالواعظین؛ دو پرتره جذاب
محمود جوانبخت:
ملانصرالدین آمد بپرد روی اسبش تلنگش در رفت و نتوانست، با خودش گفت: کجایی جوانی که یادت بهخیر... بعد دور و برش را که خوب نگاه کرد و دید کسی نیست، ادامه داد: ولی خودمانیمها، در جوانی هم چیزی نبودیم!
حالا حکایت «مهدی نصیری» است. جسارتاً در جوانی و در دهههای گذشته هم چیزی نبود. پیشنهاد میکنم کتاب «روزنامهنگاری بدون درد و خونریزی» را بخوانید. مجموعه گفتوگوهایی است با روزنامهنگاران معاصران ایرانی از طیفهای مختلف، به کوشش «محمد دلاوری».
گفتوگوهایی با مهدی نصیری و «ماشاءالله شمسالواعظین» هم در این کتاب منتشر شده که اتفاقاً این دو گفتوگو در کتاب پشت سر هم آمده و خواندن آنها با هم بسیار عبرتآموز است. وقتی حرفهای این دو نفر را میخوانی حیرت میکنی که در میانههای دهه ۶۰ با کدام عقل و درایت، روزنامه کیهان را از دست شمسالواعظین و دوستان روزنامهنگارش در میآورند و به دست مهدی نصیری میسپارند؟
امروز هم سرنوشت این دو نفر خیلی جالب است. شمسالواعظین وقتی دید عرصه برایش تنگ شده در کار مطبوعاتی، رفت سراغ کشاورزی و نصیری هم رفت کانادا تا برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل ایران سکولار و دموکراتیک در آینده مبارزه کند.
وقتی هم جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی با ایران شروع شد، شمس با همهی وجود کنار نظام ایستاد و جانانه از ایران دفاع کرد و نصیری هواخواه اسرائیل و پسر شاه مخلوع درآمد.
نصیری از دههی ۸۰ اخباریگری جدیدی را به اسم مکتب تفکیک که پرچمدار آن در دورهی اخیر مرحوم استاد محمدرضا حکیمی بود، ترویج میکرد و حتی فصلنامهای به اسم سمات هم برای تبیین این مکتب منتشر کرد.
یادم هست در همان دوران مصاحبهای کرده و گفته بود اگر مجبور نبودم، الاغ سوار میشدم! و معتقد بود که استفاده از وسائل مدرن «اکلمیته» است.
یک روزی سر پل جوادیه، پشت فرمانِ یک پیکان نوِ سفید دیدمش. (احتمالاً داشت از قم میآمد و برای رفتن به مرکز شهر، توفیق نصیبش شده بود تا از حوالی جوادیه و نازیآباد رد بشود!) نایلونهای صندلی را هم هنوز در نیاورده بود. من هم با موتور بودم، رفتم نزدیک و زدم روی سقف و گفتم: آقای نصیری، عجب الاغ سفیدی! گفت: وایسا، وایسا توضیح بدم... خندهام گرفت و گفتم: شوخی کردم بابا، مبارکت باشه... گفت: نه باید منظورم رو روشن بگم برات... گفتم: ایشالا مصاحبهی بعدی روشنتر بگو... و گازش را گرفتم و رفتم...
در همان کتابی که گفتم، شمسالواعظین به صراحت از مرزبندی با سکولارها حرف میزند، در حالی که از طرف همین نصیری و رفقاش متهم به سکولاریسم و حتی بیدینی شد و به قول خودش از گردونه رسانه حذف.
و حالا طنز روزگار را ببین که نصیری رفته آن سر دنیا تا برای سکولار شدن ایران مبارزه کند و ولیعهد ۶۵ سالهی شاه سابقِ ایران را شاهراه رسیدن به حکومت ایدهآل خود میداند!
با خودم فکر میکنم عجب چیزی میشد اگر کسی پیدا بشود و پرترهی این دو نفر را در یک فیلم مستند بسازد. چیز جذابی از آب در میآید حتماً. و بسیار عبرتآموز. شاید یک روزی خودم ساختم.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan