روحانی در مسیر انقلاب زحمت زیادی کشید، باید نگران بود مانند صحابه پیامبر در زمان امیرالمؤمنین نشود. یادمان باشد در سال ۳۷ هجری از آن همه صحابه پیامبر و شاگردان صف اول او که مدالهای افتخار هم از پیامبر داشتند، جز عمار کسی گرد امیرالمؤمنین نبود. تاریخ معلم انسانهاست.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
پیشنهاد به صداوسیما
محمدمهدی تهرانی:
صداوسیما شاید در یک دوگانه است: اینکه یا خط انقلابی را نگه دارد و به هر بی سر و پایی و هر سخنی به بهانه انسجام و عقلانیت و وحدت و... میدان ندهد و اینکه صریح بخواهیم بگوییم لیبرال شود.
پرسش این است که چگونه میتوان ضمن تقویت انسجام، خط انقلابیگری را نه تنها نگه داشت که حتی تقویت کرد و لیبرال هم نشد. چگونه میتوان انسجام را به نفع انقلابیگری افزایش داد؟ چگونه میتوان افراد بیشتری را زیر پرچم انقلابیگری آورد؟
پیش از این در خصوص تمایز "انسجام کاغذی" و "انسجام مضموندار" نوشتم. حرف من همان چیزی است که مهدی جمشیدی هم میگوید. نکته این بود که باید "رقابت"ی ساخت برای "خلق مضمون انقلابی". اکنون این را بیشتر توضیح میدهم.
صداوسیما در انتخاباتها یا مقاطع خاصی در قالب گزارشهایی مواضع احزاب مختلف را منعکس میکند. سئوال میکنم چرا این کار را همیشه انجام نمیدهید؟ آیا اینها هیچگاه مواضع انقلابی ندارند؟
در گام نخست مواضع خوب جریانهای مختلف را منعکس کنید؛ مثل همان گزارشهای انتخاباتی. بگویید حول یک موضوع ملی چگونه چهرههای جریانهای مختلف موضع گرفتهاند. این حس را ایجاد کنید که اگر کسی موضع ملی بگیرد، مورد استقبال رسانه ملی خواهد بود. دقت کنید! محوریت با مضمونهاست نه افراد. اگر میخواهیم فضا را باز کنیم، باید افراد بیشتری را پای "مضامین انقلابی" بیاوریم نه آنکه مضمون را "بی در و پیکر" کنیم.
ممکن است سئوال شود یعنی حساسیت نسبت به سوابق شخصیتها نداشته باشیم؟ حتماً چنین حساسیتی باید مدنظر باشد اما اصل قرار نگیرد. اینها را بیشتر در ضریب دادنها لحاظ کنید. به نظر من حتی مواضع خوب سیدمحمدخاتمی را هم منعکس کنید. جلاییپور گاهی مواضع خوبی دارد. حتی مواضع جوانترهایشان را بیارید. با یک متانت و شیبی وارد این فضا شوید. تاکید میکنم بر سر خلق مضمون انقلابی "رقابت" ایجاد کنید. باید تشویق شوند که حرف انقلابی بزنند تا دیده شوند. لاریجانی را ببینید! ضمن اینکه گذشته او فراموششدنی نیست، ولی به او اجازه نوعی ریبرندینگ را دادیم. این اجازه را با حفظ ملاحظات به بقیه هم بدهید. رسانههای انقلابی هم البته نقدهایشان را داشته باشند.
فضایی که تا اینجا گفتم خصوصاً در گزارشهای صداوسیما و تا حدی در اخبار میتواند دنبال شود. این فضا به پُررنگ شدن نقاط اشتراک کمک میکند، به برجسته شدن گفتمان انقلابی کمک میکند، به پُرتر شدن سبد مضمونهای مورد انسجام کمک میکند. انسجام مضموندار، انسجامی است که میتوان در آن توضیح داد بر سر این ۱۰ گزاره همصداییم؛ انسجامی است که بر سر هیچ نیست. این گزارهها را باید افزایش دهید. به سریعالقلم هم حتی میتوانم اینجا رفرنس بدهم. او هم از انسجام بر پایه گزارهها و در نهایت بر پایه تئوری میگوید: "هر نظام و تمدنی که انسجام و فعلیت یافته، در پرتو داشتن یک تئوری به آنجا رسیده است." این یعنی یک اجماع و انسجام نسبی و البته قابل تکمیل و گفتوگو.
بعد از تاکید و گسترده کردن مابهالاشتراکها، باید بتوان از ظرفیت گفتوگو در مابهالاختلافها در یک شیبی و با یک ملاحظاتی استفاده کرد. گفتوگو اگر خوب تعریف شود، به عمق تفکر انقلابی، به اندیشیدن حول مسائل اصلی، به افزایش فهم متقابل در کشور کمک میکند. من معتقدم فیلترینگ و شکافهای شبکههای اجتماعی در کنار عدم بازیگری درخورِ صداوسیما این فهم متقابل را کاهش داده است. چنانچه میبینیم در اینجا هم باز پای امر ملی وسط است و این یعنی بازتعریف مسئله از منظری کاملاً متمایز از افق لیبرال. در اینجا نه مسائل حزبی که جهتگیریها نسبت به امر ملی محل گفتوگو واقع میشود تا فهم متقابلِ بهتری از دیدگاهها حول مسائل کشور شکل بگیرد. اینجا هم موضوعیتِ اصلی با مسئله است نه افراد. افراد به تبع مسئله و دیدگاه نسبت به مسئله مهم میشوند. افرادی دعوت نمیشوند که صرفاً نماینده جریانی باشند. افرادی دعوت میشوند که در گام نخست حول مسئله سخن دارند و در گام بعد نماینده جریاناتی هم هستند. ضمناً گفتوگو هیچوقت بدون حاشیه نیست و باید احتمال این حاشیهها را پذیرفت.
به این ترتیب تقویت انسجام با تاکید و افزایش مابهالاشتراکها آغاز میشود و تا فهم متقابل نسبت به مابهالاختلافها پیش میرود. از این پیشتر هم میتوان رفت اما برای این نوشتار همین حد کافی است. جای تعجب است از کسانی که این مسیرهای معقول را نمیبینند و عملاً با صورتیبازی از رسانه ملی، رسانهای لیبرال میخواهند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
@AzIranBekhan
وفاق فقط با ما!
علی ریاحیپور:
در ایام سالگرد روی کار آمدن دولت چهاردهم هستيم. دولتی که از همان دوران تبليغات بسیاری از دلسوزان پیشبینی میکردند دولتی ضعیف، بیبرنامه، ناکارآمد و بیهويت و ائتلافی باشد. دولتی که فقط با دو ميليون اختلاف آرا از رقیبش روی کار آمد و به کماقبالترین دولت پساانقلاب اسلامی شهره گشت، دولت پزشکیان با کسب فقط ۲۷ درصد از کل آرای مأخوذه تشکیل شد.
یکی از شعارهای اصلی دولت چهاردهم شعار وفاق بود. شعاری که هنوز هم هر کسی فهمی متفاوت و متنوع از آن دارد و هیچ مانیفست مشخص و چهارچوببندیشدهای درباره آن بیان و یا نگارش نشده است. مفهومی شلخته، مغشوش و پریشان. اما یک معنا عموماً از طرف نزدیکان دولت و شخص رئیسجمهور نسبت به آن استخدام میشود و آن هم این گزاره است که باید به همه سلایق سیاسی احترام گذاشت و به همه دست دوستی داد و الان دیگر وقت چنگ کشیدن به صورت یکدیگر نیست و قس علی هذا.
این شعار در فضای سیاسی عملاً یک خفگی و استبداد سیاسی را حاصل کرد. اتمسفر سیاسی چنان سنگین شد که هر کسی در هر موضوعی قرائت و نظر متفاوتی با جریانات حاکم در قدرت بیان میکرد به انواع و اقسام برچسبها و فحشهای سیاسی مزین میشد. نقد اقدامات و نظرات دولتیها و بخشهای دیگری از ساخت قدرت مساوی با وحدتشکنی و دشمن انسجام اجتماعی و خوارج و ضدیت با ولایت فقیه بودن بود. به تعبیری میتوان گفت وفاق تبدیل به اسم رمزی شد برای بستن دهان هرگونه اراده مستقل سیاسی، محملی برای سرکوب فکر، اندیشه و بیان صریح آرمانهای انقلاب اسلامی.
از روز اول مشخص بود که وفاق نه یک ایده حکمرانی که یک چماقی بود برای سرکوب و لجنمال کردن رقيبان سیاسی. وفاق تا آنجایی خوب بود که فقط منجر به مدح و ثناگویی آقایان میشد. وفاق به مثابه چتری بود که فقط باید برای باندهای قدرت و ثروت باز میشد و نه برای عموم مردم. وفاق قبایل سیاسی با یکدیگر بود. وفاق و ائتلاف جناحهایی از قدرت اصولگرایی و نواصولگرایی با اصلاحطلبان و اعتدالیها بود. روز به روز که به جلو آمدیم کوس رسوایی این وفاق بلندتر به گوش میرسد.
در این وفاق نظر و تشخیص ۱۴ ميليون ایرانی هیچ جایی ندارد. ۱۴ میلیونی که در سهمگینترین شرایط هجمه رسانهای و سیاسی نظرشان سعید جلیلی بود. انگار که نه انگار اینان هم بخشی از جامعهای هستند که آقایان برایش نسخه وفاق میچینند! کار به جایی رسیده است که رسماً سخنگوی دولت به نظر این ۱۴ میلیون توهین کرده و سعيد جلیلی را متهم به عدم درک صحیح از جامعه میکند. مشق وفاق امضا میکنند. محمد مهاجری عضو شورای اطلاعرسانی دولت نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی را تعبیر به نخودی میکند و دم از وفاق میزنند! هر چند انگار نسبت دادن این تعبیر زشت و زننده به رئیس جناب مهاجری به واقعیت نزدیکتر باشد. آن دیگری هم در روزنامه فرهیختگان جلیلی را عامل داخلی رژيم صهيونيستی معرفی میکند!
در وفاقی که حاصل ائتلاف پنجگانه قالیباف، روحانی، خاتمی، لاریجانی و پزشکیان است نباید هم صدای ۱۴ میلیون نظر متفاوت شنیده شود! چنان کينهای از این مردم دارند که همه رسانههایشان را بهخط کردهاند که روز به روز نسبت به فضای سیاسی کشور نااميدترشان کنند و البته پشیمان. جرم آن ۱۴ میلیون فقط و فقط یک چیز بوده و آنهم انتخاب سعید جلیلی. این رفتارها البته کاملاً طبیعی است. دولتی که در یکسالگی اش تنها دستاوردش برای مردم به قول خانم سخنگو عذرخواهی کردن دولت از مردم بوده است باید هم دست به رقیبهراسی و تخریب رقبای سیاسیاش بزند! جز این چارهای ندارند، زیرا چیزی برای عرضه ندارند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
سعید جلیلی، آخرین زنگی زمانه!
حجتالله عدالتپناه:
این روزها وقتی وارد فضای مجازی میشوی و تیترهای خبرگزاریها یا روزنامههای رسمی را نگاه میکنی بهگونهای عجیب همه تیترها را علیه دکتر سعید جلیلی میبینی! پیش خودت شک میکنی نکند جلیلی رئیسجمهور است! یا رئیس مجلس است که همه مشکلات مملکت و وضعیت فعلی مردم گردن ایشان است!
هر چه تاریخ بعد انقلاب را مرور کردم به جز شش سالی که او دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده، جایگاه کلیدی در ساختار سیاسی کشور نداشته و به جز همان شش سال هم در هیچ برههای مذاکرهکننده اصلی نبوده!
قرارداد الجزایر را که نگاه میکنی، هدایت مذاکرات با بهزاد نبوی بوده ولی جلیلی نبوده! همان قراردادی که ما گروگانهای آمریکایی را آزاد کردیم ولی آمریکا پولهای بلوکهشده ایران را آزاد نکرد که هیچ، کلی هم بعدش علیه ما اقدام کرد! آن موقع جلیلی ساکن آمریکا نبوده و یحتمل داشته کولهاش را میبسته که به جبهه برود!
قطعنامه ۵۹۸ را هم که میبینی، جلیلی در حالی که پای راستش را در جبهه جا گذاشته بوده در دانشگاه داشته درس میخوانده! ولی جواد ظریف و ولایتی بودند! رفسنجانی و روحانی هم نقش داشتند. در آن قطعنامه اگر یک بند الزامآور وجود داشت که صدام را مجبور به غرامت دادن کرده باشد، خیلی از مشکلات بعد از جنگ حل میشد. جنگی که بیش از هزار میلیارد دلار برآورد خسارت مادیاش بود!
اما شما طی در ۶ سالی که جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده را بررسی کنید و ببینید قراردی هست که امضای جلیلی پای آن باشد ولی بعداً جلیلی بگوید من فلان قسمتش را نخواندم یا فلان کسی آمد و کلمهای را عوض کرد و ما نفهمیدیم؟!
وقتی جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود سوریه را که از دست ندادیم که هیچ، جبهه مقاومت هم در اوج قدرت بود! آمریکا و اسرائیل حتی به مخیلهشان هم خطور نمیکرد که حاجقاسم و سیدحسن و اکثر فرماندههان ارشد ما را ترور کنند چه رسد به آنکه جنگ را به خاک کشورمان برسانند و جان شریف چندصد نفر از غیر نطامیان ما را هم بگیرند.
وقتی جلیلی دبیر شورا بود، ما دَه تُن اورانیوم غنیشدهمان که هر گرمش میلیونها تومان هزینه داشت را با دست خودمان از بین نبردیم و در قلب راکتور اراک بتن نریختیم!
وقتی جلیلی دبیر شورا بود دو نفر از معاونهایش را به جرم جاسوسی نگرفتند!
وقتی جلیلی دبیر شورا بود یکی از معاونین اصلیاش را به جرم اختلاس و فساد اقتصادی دستگیر نکردند! املاک نجومی هم به هیچ کس نداد!
برادرش یا برادر معاونش هم به جرم فساد اقتصادی دادگاهی نشد! پسرش هم نفتکش نداشت و الان ندارد! کلاً یک پسر دارد که نخبه است و در دانشگاه شریف درس میخواند و به بهانه ادامه تحصیل هم اپلای نکرده تا به دانشگاههای اروپایی و آمریکایی برود.
همسر جلیلی نیز پزشک است و خیریه هم تاسیس نکرده که در پوشش آن حرف و حدیثی داشته باشد! این زوج میتوانستند از موقعیتشان سواستفاده کنند و به اسم خیریه کار اقتصادی کنند و مثل خیلی از مسئولان دیگر مولتیمیلیاردر شوند و خانه چندهزار متری در ولنجک یا خیابان یاسر بخرند یا اصلاً یکی از خانههای مصادرهای در نیاوران را صاحب شوند ولی چنین نکردند و بین مردم زندگی میکنند. حتی دفتر جلیلی فضای ساده و معمولی و بدون تجملاش تعجببرانگیز است و برای پذیرایی جز چند فلاسک چای و بیسکویت ساقهطلایی چیز دیگری نیستش؛ دیدم که میگویم!
مواضع سیاسی ایشان نه! اینهاست که اصلاحطلب و اصولگرا را علیه ایشان شورانده! جلیلی در سپهر سیاسی ایران تنها چهره باقیمانده است که هنوز بوی خمینی میدهد! جلیلی، آخرین بازماندهی یک گفتمان انقلابی اصیل، سادهزیست و ایدئولوژیک در دل سیاستمداران تکنوکرات یا پراگماتیست است.
او وابسته به هیچ حزب، لابی سیاسی یا سهمخواهی جناحی نیست. اهل زد و بند و مصلحتسنجیهای مرسوم نیست. سعید جلیلی امروز: برای اصلاحطلبها یک «خطر جدی گفتمانی» و برای اصولگرایان حزبی یک «بازیگر غیرقابل پیشبینی و مهارناپذیر» و برای سیاستورزان رند، یک «نامزد دردسرساز در آینده نزدیک» است.
او یک تهدید بالفعل و بالقوه برای تمام کسانی است که برای ۱۴۰۷ برنامه دارند! جلیلی شاید برای این مردم خسته، «آخرین زنگی زمانه» باشد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
از ایران بخوان
حق همسایگی؛ درباره رابطه ایران و آذربایجان یوسف پزشکیان: کارهایی که ما انجام میدهیم عواقب و نتایج
خوابِ بیدار؛
آذربایجان بخشی از ایران است
یوسف پزشکیان:
بیدار بودم،
دیدم همه خوابند.
خوابیدم.
خواب دیدم...
همه بیدار شدهاند.
نمیدانم در چه تاریخی مجری شبکه itv کشور آذربایجان گفته که تبریز و اردبیل و خوی... بخشی از آذربایجان بوده و اظهار امیدواری کرده که دوباره آزاد خواهند شد!
بعضی به بهانه یادداشت اخیرم درباره رابطه ایران و آذربایجان، ویدئوی این صحبتها را برای من ارسال کردند. شاید به این گمان که من متوجه شوم که حرفهایی که زده بودم اشتباه است. تا نشان دهند که آذربایجان دوست ما نیست. دشمن ماست.
من خیلی تاریخ بلد نیستم. اینقدر میدانم که شهرها و سرزمینها در دورههای مختلف بین حکومتها دست به دست شده اند. نمیدانم آیا دورهای از تاریخ وجود داشته که در آن تبریز، اردبیل، خوی، ارومیه، زنجان و باکو و گنجه و... ذیل لوای یک حکومت و جدا و منفک از تهران و اصفهان و مشهد و شیراز کشور مستقلی بودهاند یا نه؟! خیلی هم اهمیت ندارد.
آنچه میفهمم این است که:
۱- تمدن ایران (تمدنی که در این منطقه شکل گرفته است، حالا هر اسم تاریخی که داشته باشد) بسیار بزرگتر از آذربایجان بوده است. آذربایجان، خراسان، خوزستان، کردستان، سیستانوبلوچستان و... همه با هم و در کنار هم ایران را ساختهاند. برای من آذربایجان جدای از ایران نیست.
۲- آینده مهمتر از گذشته (تاریخ) است. آن تصویری که برای آینده منطقه در ذهن دکتر پزشکیان رئیسجمهور هست (که گمان میکنم منطبق بر نگاه و راهبرد رهبر انقلاب است) چیزی فراتر از ایران است. تمام کشورهای منطقه میتوانند در کنار هم قرار بگیرند و قدرت بزرگتری را شکل بدهند که هیچ سابقه تاریخی نداشته است. یعنی کشورها و مردم مناطقه با میل و اراده خود کنار هم قرار بگیرند و جلوی طمعورزی شرق و غرب بایستند.
ایران، ترکیه، عربستان، قطر، پاکستان، عراق، افغانستان، همه همسایههای ما، همه کشورهای مسلمان، همه مظلومان و ستمدیدگان بیدار شوند و روی پای خود بایستند. یکی شدن و متحد شدن بهمعنای تشکیل یک حکومت واحد نیست. ما میتوانیم تجارت را تسهیل کنیم. رفتوآمد را گسترش بدهیم. به همدیگر کمک کنیم تا از بحرانها و سختیها عبور کنیم. میتوانیم از خطاهای هم چشم بپوشیم. میتوانیم تفاهم کنیم. در عین حال به حاکمیت تکتک کشورها احترام بگذاریم و در امور داخلیشان دخالت نکنیم.
بر هر آنچه درباره حل اختلافات با کشور آذربایجان گفتهام پافشاری میکنم. آذربایجان دشمن ما نیست. ما نباید اجازه بدهیم غرب و یا شرق و یا اسرائیل و حامیانش بین ما و همسایگان و دوستانمان جدایی بیافکند.
ما رویایی داریم که میتواند محقق شود.
خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک ناله خاموش و اثرباخته آهی است
هر ذره این خاک گره خورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران خیز
اقبال لاهوری
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
زندانی سیاسی؛ از تصور تا واقعیت
عبدالله گنجی:
[...] جمعی از اصحاب رسانه خدمت ریاست محترم قوه قضائیه بودیم.
اونجا متوجه شدم برخی اصلاحطلبان قبلاً از دستگاه قضا خواستهاند زندانیان سیاسی! را بعد از جنگ ١٢ روزه آزاد کنند. قوه قضائیه هم گفته لیست بدهید بررسی کنیم.
در جلسه از یک دوست رسانهای سرشناس اصلاحطلب پرسیده شده: لیست چی شد؟ گفت با دوستان صحبت کردیم به ۳ نفر رسیدیم.
آقای اژهای گفت حالا پنج تا هم باشد اشکال ندارد لیست بدهید. برادر اصلاحطلب دیگری گفت لیست نمیدهیم. اما آخر جلسه بالاخره لیست حداکثری دادند که ٧ نفر بود. آقای اژهای قول بررسی داد.
اما ما تعجب کردیم که اینهمه هیاهوی "آزادی زندانیان سیاسی" حالا ٣ تا ٧ نفر؟ ما فکر کردیم ١۵٠ نفر هستند!
بنده عرض کردم وقتی مرتب میشنوید که مسئولین فاسد یا فساد مسئولین، اونجا هم اگر اسم بخواهید پنج نفر ندارند اما تصویر چیز دیگری است.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
بوی باروت!
سلمان کدیور:
از شواهد صحنه میتوان دریافت که دور دوم جنگ ما با اسرائیل در راه است. از مانور اخیر رژیم تا اظهارات دیشب نتانیاهو و دعوت او به شورش مردم علیه نظام تا مانورهای داخلی و...
اما دور دوم جنگ شبیه دور اول نخواهد بود.
در مرحله دوم رژیم با تجربه جنگ ۱۲ روزه تلاش خواهد کرد در وهله نخست نقاط قوت جمهوری اسلامی را نابود کند.
مشخصاً چی؟
در درجه اول رهبری. ایشان قطعاً هدف نخست ترور خواهند بود.
دوم مردم. با توجه به عدم همراهی مردم با رژیم و پهلویها و... تلاش خواهد شد این اعتراضات منشا اجتماعی و غذایی داشته باشد.
با توجه به کمبودهای کشور، تلاش خواهد شد نیروگاههای برق و آب از مدار خارج شوند تا خاموشیها و تعطیلی کسبوکارها مردم را به شورش وادار کند.
سوم حمله بیشتر به تواناییهای موشکی است، با توجه به شناساییهای دور اول جنگ.
چهارم بهنظرم فاز دور دوم ما شاهد درگیری داخلی مسلحانه هم خواهیم بود. بهعلاوه خرابکاریها و...
در دور اول رژیم ثابت کرد طی یکی دو دهه گذشته به معنی واقعی یک ارتش در ایران سازماندهی کرده که هم کماندو دارد، هم نیروی پهپادی و هم موشکی.
این قابلیت مجدد در سطح بالاتری فعال خواهد شد.
متاسفانه شاهد هستیم که برخی مکانهای حساس ایست و بازرسی شهری تعطیل شده و ترددها بدون کنترل است.
متاسفانه ما در جهانی که به فتوا هیچ اعتنا و ارزشی نمیگذارد، بازدارندگی هستهای نداریم و صرف وجود اورانیوم با غنای بالا بینتیجه و تنها بهانه حمله است.
توان هستهای ما نه به درد تامین نیاز مردم خورد، نه برق و آبی از آن گرم شد و نه توانست بازدارندگی برای ما درست کند و مانع تجاوز دشمن شود. فقط هزینه بیفایده بر دوش ملت سوار کرد.
ما بدون اینکه سلاح اتمی داشته باشیم، دهها برابر یک کشور اتمی مجازات بینالمللی شدیم و هزینه دادیم و عقب رفتیم!
سئوال مخاطب این است که خب برنامه جمهوری اسلامی چیست؟
جمهوری اسلامی هم دستبسته نخواهد بود. در این مدت بخشی از پدافند کوتاهبرد جایگزین شده اما متأسفانه پدافند برد بلند و فرای جو همچنان ضعیف است. با این حال رینگ موشکی با توجه به تجربه قبل فعالتر و چابکتر شده است.
احتمالاً ما شاهد رونمایی از سلاحهای تازه و موشکهای خوشهای و... باشیم.
در دور دوم احتمال استفاده از ظرفیتهای باقیمانده منطقهای بیشتر است.
احتمال ورود سایر نیروها (دریایی، قدس و...) علاوه بر موشکی بسیار است.
آنچه مهم است اینکه برای جمهوری اسلامی این جنگ، جنگ بقاست و ممکن است اگر کارد به استخوان برسد، جغرافیای جنگ را گسترده و دیگر بازیگران پنهان را هم متحمل هزینه کند.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
توهم در برابر توهم
پرویز امینی:
میدان سیاست نمیتواند خالی از منازعه باشد. افراد و گروهها حولوحوش ایدهها و منافع خویش، گروهبندیهایی تشکیل میدهند که برحسب تفاوتها و تعارضها با یکدیگر به ناگزیر در رقابت یا در خصومت با هم قرار میگیرند. بخشی از صحنه سیاسی ایران در پساانتخابات ریاستجمهوری به تداوم تعارضات دو نامزد مرحله دوم (جلیلی و پزشکیان) و حلقه هواداران آنها سپری شده است.
بهترین عنوان برای این نزاع از منظر حکمرانی و معطوف به راهحلهایی که دو طرف نزاع برای بهبود امور میدهند، نزاع توهم در برابر توهم است. یکی از مؤلفههای این توهم، دوگانهانگاری داخل در برابر خارج (مذاکره و دیپلماسی) است و نقد دو طرف به یکدیگر بر همین اساس است. جلیلی مذاکره را گوسالهپرستی و امکانهای داخلی را تنها راه رهایی میداند و پزشکیان تنها مذاکره را حلوفصلکننده مسائل دانسته و چشم بر توان و امکانات داخلی بسته است. اما بیرون از توهم و در صحنه واقعیت این دو نه جدا از یکدیگر و نه در برابر هم، بلکه مکمل هم و در پیوند هم هستند.
مؤلفه دوم توهم، دید خیالپردازانه و آرزواندیشانه این دو گروه به راهحلهایشان است.
مدافعان مذاکره بهمانند نجاری که بر اثر تکرار استفاده از چکش همه چیز را میخ میبیند، تنها یک گزینه در برابر همه مشکلات دارند به نام مذاکره و تجربیات تاریخی ناکامی مذاکره با آمریکا در حلوفصل مسائل چه در برجام و چه در دور جدید که در میان مذاکرات با آمریکا به کشور تهاجم نظامی شد، تغییری در ایده آنها ایجاد نکرده است. وجه توهمی ایده مذاکره برای حل مسائل یکی این است که مذاکره بهمثابه ابزار را به یک ایدئولوژی متعصبانه تبدیل کرده است که بههیچروی و تحت هیچ شرایطی نمیتواند از آن صرفنظر کند ولو این که کارآمد نباشد. وجه دیگر توهمی بودن صاحبان ایده مذاکره این است که فکر میکنند این ایران است که باید کاری بکند در حالیکه عمده مسئله خواست و اقدام طرف مقابل است. در حالیکه برای طرف آمریکایی جنگ و مذاکره یکی است و از هر دو تسلیم ایران را میخواهد و هیچ نشانه و پالسی از رفع تحریم نیز از خود نشان نمیدهد، اصرار مدام بر مذاکره بهعنوان تنها راهحل شبیه ماجرای خواستگاری است که وقتی از خواستگاری برگشت از او پرسیدند که نتیجه چه شد؟ و او گفت ۵۰ درصدش حل است، فقط مانده نظر طرف مقابل.
اما وجه توهمی ایده طرف مقابل دقیقاً حرفهایی است که بهعنوان راهحل بیان میشود؛ مثل صادرات صیفیجات به روسیه تا مرز یازده میلیارد دلار که حتی در عدد نیز غلط است و برآوردها نشان میدهد کل واردات روسیه از صیفیجات یکدهم این عدد است. وضعیت آبی کشور که این روزها برای همگان محسوس است، عمق راهبردی این توهم را در صادرات یازدهمیلیاردی صیفیجات به روسیه بهعنوان راهحل داخلی نشان میدهد.
یکی از نتایج نزاع کنونی توهم در برابر توهم، گسترش اجتماعی این منازعه در سطح نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی هوادار دو طرف نزاع است که موجب میشود عملاً صحنه اجتماعی و سیاسی و رسانهای به تولید و بازتولید این توهم در حکمرانی تبدیل شود. پیامد این نزاع توهم در برابر توهم نهتنها باری از دوش مسائل کشور بر نمیدارد، بلکه به مزمن شدن مشکلات، فرسایش دستگاه حکمرانی و تولید یأس و ناامیدی در بهبود امور میانجامد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
کنسرت همایون شجریان و حاشیهسازی مدیر نابلد برای دولت
برنامهریزی ضعیف معاونت هنری وزارت ارشاد برای برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، تنها ۴۸ ساعت قبل از زمان برگزاری، منجر به انتقال این رویداد به ورزشگاه آزادی شد. به گزارش منابع مطلع، این معاونت هیچیک از هماهنگیهای ضروری با نهادهای مربوطه را انجام نداده بود.
تنها ۴۸ ساعت مانده به زمان برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، مشخص شد معاونت هنری وزارت ارشاد که متولی اصلی برنامهریزی این رویداد بوده، هیچگونه هماهنگی اجرایی با نهادهای ذیربط انجام نداده است.
به گزارش منابع مطلع، این معاونت به سرپرستی «نادره رضایی» بدون اطلاعرسانی و هماهنگی با سازمانهای ضروری همچون نیروی انتظامی، اورژانس، پلیس راهور و شهرداری تهران، تنها بر روی کاغذ نسبت به طراحی این رویداد اقدام کرده بود.
یک مقام مسئول در شهرداری تهران در این رابطه گفت: «برای رویدادی در این مقیاس که جمعیت زیادی را به خود جذب میکند، برنامهریزی اجرایی و هماهنگی با تمام نهادها از هفتهها قبل ضروری است. این در حالی است که معاونت هنری ارشاد توقع داشت تنها در ۴۸ ساعت تمام این الزامات از جمله استقرار سیستمهای صوتوتصویر، تمهیدات ترافیکی، مراقبتهای پزشکی، انتظامی و ... فراهم شود.»
این بیتدبیری موجب شد تا دولت در آخرین لحظات وارد شود و دستور انتقال محل برگزاری کنسرت از میدان آزادی به ورزشگاه آزادی را صادر کند.
همایون شجریان، خواننده این کنسرت، نیز پیش از این در صفحه اجتماعی خود تأکید کرده بود: «لااقل باید ۲ ماه قبل این برنامهریزی انجام میشد.»
متولیان برگزاری رویدادهای مشابه با بیان اینکه برنامهریزی برای چنین کنسرتی نیازمند ماهها زمان است، ابراز تعجب کردند که چگونه متولی اصلی رویداد نسبت به این بدیهیات بیتوجه بوده است.
اگرچه برخی تحلیلها درباره وجود انگیزههای سیاسی در این ماجرا مطرح شده، اما سابقۀ مدیریتی نادره رضایی و حواشی پیشین، این موضوع را بیشتر به نابلدی و بیتجربگی مدیریتی نسبت میدهد تا دلایل سیاسی.
این اتفاق، باعث تا همایون شجریان تلویحاً اعلام کند که کنسرت را برگزار نمیکند تا بار دیگر حاشیهسازی مدیر نابلد وزارت ارشاد هزینه به دولت تحمیل کند./ فارس
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
ملیترین تعطیلات
هممیهن در سرمقاله ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ خود نوشت:
اگر به روند اخبار و تنشهای سیاسی داخل کشور توجه کنیم، به این نتیجه میرسیم که در شرایط مشابه تقریباً بهترین مقاطع سیاسی، تعطیلات مجلس است.
هم مجلس نیست و هم بیشتر نمایندگان سرگرم رسیدگی به برنامههای حوزه انتخابیه و اینجور چیزها هستند و تعداد اندکی از آنان در عرصه عمومی فعال هستند که مواضع و اقدامات آنان مشکلساز شود.
در نتیجه، در غیاب آنان در دوره تعطیلات احساس آرامش سیاسی بیشتری وجود دارد. نمونه آن را هم در این روزها شاهدیم که پس از سه هفته آرامش نسبی سیاسی، دوباره با باز شدن مجلس دلهرههای سیاسی و اقتصادی نیز دوباره تشدید شده است.
تعدادی از نمایندگان مجلس بهجای قانونگذاری و نظارت موثر بر امور، مکرر دنبال دخالت در امور اجرایی هستند و یا سیاستگذاری را با ابزار قانونگذاری انجام میدهند که بسیار غلط است و معلوم نیست که شورای نگهبان چرا به این مسئله دقت نمیکند؟
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
هشدار روزنامه اصولگرا به ۲ وزیر پزشکیان/ رئیسجمهور تصمیم تازه بگیرد
روزنامه جوان نوشت:
ناهماهنگی میان دستگاههای مسئول، نظارت ناکافی بر زنجیره تأمین و گسترش واسطهگری و احتکار نهادهها، تولیدکنندگان را در تنگنا قرار داده و هزینهها را به مردم منتقل کرده است.
رئیس مجلس دیروز قیمت کنونی مرغ را نشانه ناکارآمدی (وزارت کشاورزی) دانست. مجلس دو روز پیش نیز به وزیر نیرو هشدار ناکارآمدی داد، حتی بیاعتمادی به وزیر نیرو موجب شد سازمان بازرسی کل کشور تصمیم بگیرد وزیران نیروی دولت قبل و این دولت را برای مقایسه و فهم اشکال کار فرابخواند.
مسئله ناکارآمدی در ایران در بسیاری از اوقات با تعارض منافع گروههای خاص گره میخورد. رئیسجمهور میتواند درباره این دو وزیر با «کارشناسان» مشورت و تصمیم تازه بگیرد.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan
خواستند هستهای را خاموش کنند؛ ایران پرقدرتتر شد/ چرا برخورداری از یک نیروی نظامی کارآمد ضروری است؟
محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی در در روزنامه ایران نوشت:
دشمنان با جسارت و محاسبهای خطا خاک ایران را مستقیماً هدف حمله نظامی قرار دادند. اهداف آنان فراتر از ضربه به تأسیسات هستهای یا زیرساختهای دفاعی بود اما همانگونه که تجربه تاریخی نشان داده است، ملت ایران نه تنها مرعوب فشار و تهدید نمیشوند بلکه همواره در بزنگاههای حساس انسجام و همبستگی خود را تقویت میکنند.
برخورداری از یک نیروی نظامی کارآمد با قابلیت بازدارندگی فعال، یکپارچگی ملت و دولت را با جلوه ویژهای از عظمت ایران اسلامی به رخ جهانیان کشید.
صنعت هستهای نماد پیشرفت علمی ایران است که دشمنان سالها برای توقفش تلاش کردهاند. اتحاد، ایمان به خدا، پیروی از رهبری و وفاق ملی بهعنوان کلید دستیابی به آیندهای روشن و حفظ استقلال کشور است.
#از_ایران_بخوان
#یادداشتوتحلیل
Eitaa.com/AzIranBekhan