eitaa logo
آزادنامه
862 دنبال‌کننده
612 عکس
64 ویدیو
20 فایل
آثار و اندیشه‌های دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد دین‌پژوهی، هرمنوتیک، اخلاق، جامعه اطلاعات تماس: @Dr_Alireza_Azad https://t.me/AzadName https://youtube.com/azadnameh https://instagram.com/alireza_azad_amoli
مشاهده در ایتا
دانلود
رفقای قدیمی... متن در ادامه👇 @Dr_AlirezaAzad
🔹 رفقای قدیمی... ▪️برای ماهایی که بین چل و پنجاه سالگی هستیم، رفیق یعنی همون رفقای دوران کوچه و دبیرستان و کارشناسی؛ بقیه‌ش اغلب ادا بازیه. دانشجویی هم یعنی همون دوران کارشناسی. بقیه‌ش ادای دانشجویی در آوردنه. ▪️رفقای قدیمی، خودِ خودِ خودت رو دیدن. قهرای بچه‌گانه‌ت رو، تقلبای ناشیانه‌ت رو، عاشقی‌های کورکورانه‌ت رو، کلاس‌گذاشتنای ابلهانه‌ت رو، التماسای بی‌نتیجه‌ت رو، سیگارا و آرایشای مخفیانه‌ت رو، حس باشگاه گرفتن‌ت رو، خرخونیای بی‌نتیجه‌ت رو، آدامس بادکردن‌‌ت توی کلاسا رو، هفته در میان شکست عشقی خودن‌ت رو، تعصبای ورزشی و دینی‌ت رو، تیپ‌زدن‌های خنده‌دارت رو، دست و پا چلفتی‌ بودنات رو، احساسات ناب‌ت رو، خاطرات فراموش شده‌ت رو، همه و همه رو خوب به خاطر دارن. ▪️اونا تو رو قبل از اینکه پر از سایه‌ها و لایه‌های امروزت بشی، بدون ماسک دیدن. لازم نیست پیش‌شون نقش بازی کنی، خودتو اثبات کنی یا چیزی از خودتو پنهان کنی. اونا بهترین داورانِ بازیِ روزگار با تو هستن. ▪️اونا رو دوست داری ولی نمی‌دونی چرا. شاید چون اونا بخش مهمی از خودِ امروزِ تو هستن. سهم بزرگی از زیستن و بودن رو با اونا تجربه کردی و قسمتی از وجودت، در وجود تک تک اونها جا مونده. وقتی دلت برای خودت تنگ میشه، منِ جا مونده از خودت رو در آیینه وجود اونها پیدا می‌کنی. ▪️اون زمان نه شماره‌ای بود و نه موبایلی و نه فضای مجازی. به سختی بعد از سال‌ها همدیگه رو پیدا می‌کنین، گروه تلگرامی و واتس‌آپی می‌زنین و  هر چقدر دلتون می‌خواد، چرت و پرت میگین. نه کسی ناراحت میشه و نه ناراحتی‌های گذشته رو به رو میاره. دیگه در چل و اندی سالگی، زمانه حسابی ورزتون داده. شاطر روزگار خوب خمیرتون کرده و چسبونده به تنور سرنوشت. به قول معروف دیگه جاافتاده شدین. با شغل و تحصیلات و زن و احتمالا فرزندانی که به سن اون سال‌های خودتونن، دیگه حد و حدود روابط رو فهمیدین. می‌دونین ارزش این دورهمی‌ها و بذله‌گویی‌ها خیلی بیشتر از بحثای اقتصادی و سیاسی و اعتقادیه. از رفقای قدیمی چیزی غیر از رفاقت‌های تینیجری می‌خواین: حس رهایی... حس رهایی رو می‌خواین با اونا تجربه کنین و بشین همون آدم ۲۰- ۳۰ سال قبل. ▪️قدر این رفیقا رو بدونین. بزرگترا خوب گفتن: همه چیز نوش خوبه، رفیق قدیمی‌ش. 🔹 توضیح عکس‌ها: دورهمی با هم‌کلاسی‌های دبیرستان بعد از ۲۱ سال دورهمی با هم‌دوره‌ای‌های کارشناسی بعد از ۲۶ سال @Dr_AlirezaAzad
🔹 هنر مشاوره ازدواج ✍ علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ▪️رسالت معلمی، راهنمای زندگی بودن است. هر معلمی باید به‌نوعی روان‌شناس و جامعه‌شناس باشد تا بتواند در کنار درس، بهتر زیستن را به دانشجویان بیاموزد. ▪️در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از حضور در هیأت اندیشه‌ورز جوانان و خانواده استان، در کنار انجام وظایف معلمی و مدیریتی، به حدود ۵۰۰ دانشجوی عزیز، مشاوره پیش از ازدواج، همسرداری، اختلافات خانوادگی، زوج‌درمانی و... داده‌ام و به لطف الهی، تاکنون زندگی هیچ‌یک از کسانی که برای مشکل خانوادگی یا مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کردند و ازدواج‌شان را بلامانع تشخیص دادم، به طلاق ختم نشده است؛ هذا من فضل ربّی. ▪️اصول علم مشاوره را باید از کتاب‌ها و کلاس‌های تخصصی آموخت. اما مشاوره، بیش از علم، یک هنر است. آنچه در ادامه خواهید خواند، نکات تجربی و به اصطلاح، رمز موفقیت نسبی‌ام در ارائه خدمات مشاوره ازدواج و خانواده است: ۱. مشاوره رایگان هرگز برای انجام مشاوره ازدواج، مبلغی از مراجعه‌کنندگان دریافت نمی‌کنم. ۲. دوست‌داشتن آنها را از صمیم قلب دوست دارم. گفتن این جمله، ساده و عمل به آن، بسیار دشوار است. از کمک کردن به زندگی دیگران عمیقاً لذت می‌برم و از شنیدن خبر ازدواج و دیدن‌شان در کنار هم، مخصوصاً وقتی نوزادشان را در آغوش گرفته‌اند، از صمیم جانم خوشحال می‌شوم. ۳. نسبت خود و دیگری مراجعه‌کنندگان را مثل دختر و پسر خودم نمی‌دانم بلکه عین خودم می‌بینم. ظاهراً با آنها صحبت می‌کنم اما در واقع در حال گفتگو با خودم هستم؛ انگار در جلسات مشاوره، دیگری وجود ندارد لذا به سرعت با آنها دوست می‌شوم. ۴. اعجاز گفتگو گفتگو بهداشت روان و عین درمان است. وقتی راه گفتگو میان دو طرف (زوجین یا والدین و فرزندان) هموار می‌شود و آداب و اصول سخن گفتن با یکدیگر (نه از یکدیگر) را می‌آموزند، نیمی از مشکل‌شان حل می‌شود. ۵. رویکرد علمی هیچ مشاوری همه‌چیزدان نیست. در مواردی از مشورت با همکاران روان‌شناس و ارجاع مراجعه‌کنندگان به آنها مدد می‌گیرم. ۶. مزاج‌شناسی به تجربه دریافتم ریشه بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری، مدل تغذیه و سبک زندگی و مزاج افراد است. لذا توصیه‌های مناسب مربوط به غذا، خواب، نور، آب و... را در کنار توصیه‌های رفتاری، یادآور می‌شوم. ۷. باورهای اخلاقی شک ندارم وقتی دین در قالبی اخلاقی عرضه شود، بر دل و جان می‌نشیند و قوام‌بخش زندگی می‌گردد. لذا تصحیح باورهای دینی و نگریستن اخلاقی به جهان را محور توصیه‌هایم قرار می‌دهم. ۸. آموزش تکمیلی فایل‌های صوتی و تصویری برای آموزش‌ و مشاوره تکمیلی تولید کرده‌ام و به اقتضای گفتگو، رایگان در اختیارشان می‌گذارم. ۹. بیان زندگی شخصی‌ام در بیان مثال‌های واقعی از زندگی شخصی‌ام و شکست‌ها و موفقیت‌هایم، متناسب با نیاز مراجعه‌کنندگان، دریغ نمی‌کنم و به این وسیله، حس همدلی بین‌مان را تقویت می‌نمایم. ۱۰. احساس درونی برای احساس درونی‌ام نسبت به افراد و وقایع زندگی‌شان، بیش از جملات و عباراتی که از زبان‌شان می‌شنوم، اعتبار قائلم. ۱۱. پرهیز از مشاوره زرد هیچ‌گاه به آنان شنیدن سخنرانی‌های انگیزشیِ روان‌شناسان زرد و مراجعه به مشاوران صرفاً مذهبیِ فاقد دانش روان‌شناسی، را توصیه نمی‌کنم. ۱۲. در دسترس بودن شماره تلفن همراه و آیدی فضاهای مجازی‌ام را پشت درب اتاقم نوشته‌ام و در هر ساعتی از شبانه‌روز، پاسخگوی مراجعه‌کنندگان هستم. ۱۳. مشورت با همسرم گاهی تجربه‌های مشاوره‌ام را با حفظ امانت و نام اشخاص، با همسرم در میان می‌گذارم و از راهنمایی ایشان برای ارائه مشاوره بهتر، بهره می‌گیرم. ۱۴.  تعداد جلسات برخلاف کسانی که مشاوره و درمان را ۸-۲۰ جلسه ادامه می‌دهند، غالباً چنان مدیریت می‌کنم که مشاوره در ۲-۳ جلسه تکمیل شود. ۱۵. توکل باور دارم که ابزاری بیش نیستم و هر چه کنم، باز هم هیچ‌کاره‌ام و این خداوند است باید جوانه محبت را در دل‌های آنها برویاند. ۱۶. پیگیری پس از مشاوره در مواجهه با کیس‌های پرخطر و پرچالش، پس از اتمام مشاوره، چند روز یا چند هفته یا چند ماه بعد، با مراجعه‌کنندگان تماس می‌گیرم و جویای احوال‌شان می‌شوم. ۱۷. پذیرش دعوت دعوت زوج‌ها برای شرکت در مراسم عروسی‌شان، گفتگو با والدین‌شان، خواندن خطبه عقد در حرم با حضور خانواده‌های‌شان، حضور در منزل‌شان، صرف کله‌پاچه، ورزش، پیاده‌روی گروهی و... را معمولاً یک بار هم که شده، قبول می‌کنم و می‌دانم اثربخشی این کار، بیشتر از تمام جلسات است. ۱۸. عدم بایگانی برخلاف پروتکل‌های رایج، اجازه ضبط جلسه را به مراجعه‌کنندگان می‌دهم ولی پس از اتمام مشاوره، خلاصه پرونده را نزد خودم بایگانی نمی‌کنم. یقین دارم مشکل حل می‌شود و نیازی به بازخوانی پرونده نیست. ۱۹. دعا برای همه مراجعه‌کنندگان در بهترین لحظه‌های معنوی‌ام، از صمیم قلب دعا می‌کنم. @Dr_AlirezaAzad
به نام شعر (در وصف استاد محمدکاظم کاظمی) متن در ادامه: 👇 @Dr_AlirezaAzad
به‌ نام شعر (در وصف استاد محمدکاظم کاظمی) ✍ علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد 🔹 وقتی شمشیر روی نقشه جغرافیا دوید ۱ و ایران‌شهر، بیوتن گشت۲، ما نیز هم‌وطنان درون‌مرزی و برون‌مرزی شدیم. اما او پیاده در نفسِ گرمِ جاده آمد۳ و طلسم غربت شکست۴ و شمشیر فرهنگ به نان و ننگِ جنگ نفروخت.۵ 🔹 او دل‌داده‌ای بیدل۶ بود که از سنگ و خشتِ زبان۷، مرقّعِ صد رنگِ۸ دُرِّ دَری۹ ساخت و قصه‌پرداز قند پارسی۱۰ در این شب ظلمانی۱۱ شد. در عصر عسرت شاعرانِ افغانستان۱۲، همزبان با بی‌زبان‌ها گشت۱۳ و سپیده‌باورانه۱۴، روزنه‌ای۱۵ برای رصد صبح۱۶ گشود. 🔹 درخت شاتوت حیاطش۱۷، ارغوانِ خراسان۱۸ است و هر بهار، حدیثِ نقدِ جوانی با موی سپید او می‌گوید.۱۹ و نقشی از ترانه بر دیوار این خانه می‌کشد۲۰. 🔹 استاد محمدکاظم کاظمی صرفاً یک شاعر نیست، بلکه تعریف شعر معاصر است. صرفاً فارغ‌التحصیل مهندسی عمران دانشگاه فردوسی نیست بلکه افتخار این دانشگاه است. صرفاً اهل افغانستان نیست بلکه هویت کشور افغانستان است. صرفاً عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیست بلکه معنای زبان در زمان است. صرفاً انسان اخلاق‌مداری نیست بلکه اسطوره مجسّم اخلاق است. صرفاً ساکن مشهد نیست بلکه تنفس‌گاه فرهنگی این شهر است. صرفاً یک انسان دوست‌داشتنی نیست بلکه نمی‌توان او را دوست نداشت. 🔹 او بیدقِ(سرباز) فرزین(وزیر) شده‌ای‌ست۲۱ که شاه شطرنج روزگار۲۲، قدرش ندانسته و اجر و ارجش ننهاده است۲۳. نامدگان قدرش را بیش از رفتگان خواهند دانست۲۴. باشد که تا هست، منزلتش بدانیم و بداریم... 🔹 پاورقی‌: ۱. اشاره به شعر استاد: شمشیر روی نقشه جغرافیا دوید این‌سان میان ما و تو میهن درست شد ۲. اشاره به نام کتاب استاد رضا امیرخانی، دوست صمیمی استاد کاظمی: بیوتن (بی‌وطن) ۳. اشاره به شعر استاد: غروب در نفَس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت ۴. اشاره به شعر استاد: طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهدشد ۵. اشاره به جنگ‌های داخلی و مهاجران افغانستان و شعر استاد: ولی خسته بودیم و یاران همدل به نانی گرفتند شمشیر ما را ۶. اشاره به یکی از آثار استاد: گزیده غزلیات و رباعیات بیدل ۷. اشاره به یکی از آثار استاد: قصه سنگ و خشت ۸. اشاره به یکی از آثار استاد: مرقع صد رنگ ۹. اشاره به عضویت استاد در: فصلنامه دُرِّ دَری ۱۰. اشاره به یکی از آثار استاد: این قند پارسی؛ فارسی دری در افغانستان امروز ۱۱. اشاره به شعر مرحوم هوشنگ ابتهاج: كورسویی ز چراغی رنجور  قصه پرداز شب ظلمانی ست  نفسم می گیرد كه هوا هم اینجا زندانی ست  ۱۲. اشاره به شعر استاد شفیعی کدکنی: در اين زمانه عسرت، به شاعران زمان برگ رخصتي دادند كه از معاشقه سرو و قمری و لاله سرودها بسرايند ۱۳. اشاره به یکی از آثار استاد: هم‌زبانی و بی‌زبانی ۱۴. اشاره به یکی از ناشران آثار استاد: انتشارات سپیده‌باوران ۱۵. اشاره به یکی از آثار استاد: روزنه: مجموعه آموزشی شعر ۱۶. اشاره به یکی از آثار استاد: رصد صبح ۱۷. استاد در حیاط خانه درخت شاتوتی دارد که هر سال، از دوستان برای چیدن و خوردن آن دعوت می‌کند. ۱۸. اشاره به درخت ارغوان منزل مرحوم هوشنگ ابتهاج که دست‌مایه شعر مشهور ارغوان شد. ۱۹. اشاره به شعر مرحوم استاد رهی معیری: من جلوه‌ شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقدِ جوانی خریده‌ام ۲۰. اشاره به شعر همسر استاد کاظمی، سرکار خانم بیات، در مدح همسرش: به روی دفتر من یک درخت و خانه کشید برای هر دویمان طرح آشیانه کشید به گیسوان سیاهم گلی به دست تو زد به روی پیرهنم نقشی از ترانه کشید ۲۱. اشاره به قانون بازی شطرنج: سربازی که به آخرین خانه برسد، می‌تواند وزیر گردد. ۲۲. اشاره به علاقه فراوان استاد به بازی شطرنج ۲۳. اشاره به عدم اعطای تابعیت ایران به ایشان، علی‌رغم اقامت ۴۰ ساله و خدمات بزرگ به زبان و فرهنگ فارسی ۲۴. اشاره به شعر مرحوم استاد هوشنگ ابتهاج: نامدگان و رفتگان از دو کرانه‌ی زمان سوی تو می‌دوند هان، ای تو همیشه در میان @Dr_AlirezaAzad
🔹 مشاوره از شغل تا رسالت (پاسخ به نقدهای نوشتار: هنر مشاوره ازدواج) ▪️صفحه ۱ از ۸: ▪️پس از انتشار مطلب «هنر مشاوره ازدواج» که در آن به برخی نکات تجربی و اخلاقی در مشاوره‌های پیش و پس از ازدواج اشاره کردم، پیام‌های تقدیر از سوی برخی همکاران و دانشجویان و نقدهایی از سوی برخی استادان دریافت کردم. از همه این عزیزان سپاس‌گزارم. ▪️در ضمن فقرات ۱۹گانه آن نوشتار، آمده بود: - هر معلمی باید به نوعی روان‌شناس و جامعه‌شناس باشد تا بتواند در کنار درس، بهتر زیستن را به دانشجویان بیاموزد. - اصول علم مشاوره را باید از کتاب‌ها و کلاس‌های تخصصی آموخت. - آنچه خواهد آمد، صرفاً نکات تجربی و اصول اخلاقی ارائه مشاوره موفق است. - در مواردی مشورت با همکاران روان‌شناس و رجوع به آنها ضروری است. - هرگز مشاوره‌گیرندگان را نباید به سراغ روان‌شناسان زرد و مشاوران صرفاً مذهبیِ فاقد دانش روان‌شناسی ارجاع داد. - به لطف الهی تا کنون (در ۱۰ سال اخیر) زندگی هیچ یک از ۵۰۰ نفری که برای مشکل خانوادگی یا مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کردند و ازدواج‌شان را بلامانع تشخیص دادم، به طلاق ختم نشده است. - و... ▪️از آنجا که شرح نقدها و پاسخ‌ها می‌تواند به روشن شدن زوایای پنهان خدمات مشاوره ازدواج و ارتباط استاد و دانشجو کمک کند، بر آن شدم که خلاصه نقدها و پاسخم به آنها را در نوشتاری جداگانه تقدیم نمایم: ▪️نقد ۱: مشاوران حرفه ای درباره شیوه ارتباط، ارزیابی، تحلیل، هدف‌گذاری، چگونگی مداخله و غیره، آموزش می‌بینند و دوره‌های کارآموزی را سپری می‌کنند و دیگران بدون آموزش تخصصی نمی‌توانند مشاوره خوبی انجام دهند. ▪️پاسخ: مقوله آموزش در تمام رشته‌های علوم انسانی، لازم است اما نقش مکملی دارد. هر چند افراد، با تجربه زیسته و اندیشه‌های نهادینه شده، این قابلیت را دارند که مدیر توانمندی باشند، مؤمن و خداشناس گردند، تاریخ را بفهمند، درک سیاسی و اجتماعی یابند، مشکلات زندگی انسان‌های دیگر را تشخیص دهند و حل نمایند و... اما آموزش کلاسیک در علوم انسانی، قطعاً احتمال خطا را کاهش و مرزهای فهم را گسترش و رضایت از عملکرد را افزایش می‌دهد. این آموزش‌ها اغلب لازم است اما تصور اینکه بدون علوم انسانی هرگز نمی‌توان امور انسانی را درک کرد، پنداری ناروا و برخاسته از درک مهندسی‌وار از علوم انسانی و ناشی از غفلت از فلسفه، تاریخ و ماهیت امور و علوم انسانی است. بسیاری از روان‌شناسان و نظریه‌پردازان بزرگ روان‌شناسی، در ابتدا و گاهی تا انتها، تحصیلات رسمی و کلاسیک در این حوزه نداشتند. یونگ و فروید و هاینس کوهوت و ویکتور فرانکل، همگی پزشک یا جراح بودند. اریک فروم و جیمز هیلمن نیز تحصیل کرده رشته حقوق و جامعه‌شناسی بودند. رالف امرسون و اِلِیاس، هر دو دانش‌آموخته فلسفه بودند. ژان پیاژه یک زیست‌شناس بود و... . تأکید می‌کنم که آموزش در حوزه علوم انسانی قطعاً مفید و لازم است اما تخصص‌گرایی افراطی در این حوزه‌ها، ناشی از عدم درک درست ماهیت امور و علوم انسانی است. از این گذشته، امروزه آموزش تخصصی دیگر به معنای آموزش رسمی کلاسیک و آکادمیک نیست. مثلاً من بعد از عضویت در هیأت علمی الهیات، با کمک همکاران زبان‌شناس، استعاره جدیدی را بر پایه آیه‌ای از قرآن، کشف و در یکی از معتبرترین مجله‌های زبان‌شناسی دنیا معرفی کردیم اما هرگز مدرک آکادمیک زبان‌شناسی ندارم و یا در دانشگاه‌های مختلف، مباحث هرمنوتیک را تدریس کرده‌ام و عضو انجمن هرمنوتیک فلسفی امریکای شمالی‌ام اما به صورت رسمی هرگز در رشته فلسفه یا هرمنوتیک تحصیل نکرده‌ام. این پندار که فقط کسی صلاحیت علمی دارد که در آن رشته تحصیل کرده و مدرک گرفته باشد، برخاسته از عدم درک عمیق علوم انسانی و یا برخاسته از نوعی انحصارطلبی غیرعلمی است. در امر مشاوره نیز چنین است. ادامه 👇
ادامه مطلب: "مشاوره از شغل تا رسالت" (پاسخ به نقدهای نوشتار: هنر مشاوره ازدواج) ▪️صفحه ۲ از ۸: ▪️نقد۲: نسبت علم و هنر روان‌درمان‌گری، بحثی ابتدایی در روان‌شناسی است. ▪️پاسخ: مشاوره بیش از علم، یک هنر است. انسان ها شیء نیستند لذا مشاوره، مهندسی انسان ها نیست. چه بسا روان‌شناسانی که هنر استفاده از دانش انبوه خود، متناسب با اقتضائات مخاطبان‌شان را ندارند و چه بسا کسانی که هنر کاربردی‌سازی دانش اندک خود را دارند. اینکه نسبت علم و هنر روان‌درمان‌گری بحثی ابتدایی در روان‌شناسی است، دلیل بر آن نمی‌شود که از توجه به آن غافل شویم و اهمیت آن را اندک جلوه دهیم یا حل‌شده در نظرش بگیریم. ▪️نقد۳: پیچیدگی روان انسان بیش از آن است که با توصیه به چنین روش‌هایی بتوان به نتایج موفقی رسید. ▪️پاسخ: قطعاً انسان موجودی بسیار پیچیده است. به همین خاطر است که روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، الهی‌دانان و... هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند ادعا کنند که قادر به حل مشکلات انسان‌ها هستند. آنچه بیان شد، روش علمی مشاوره نبود بلکه ملاحظات اخلاقی مؤثر در فرایند مشاوره بود که به تجربه دریافتم که رمز موفقیت مشاوره‌هایم بوده و برخی مشاوران حرفه‌ای از آن غافل اند. روش‌هایی مانند روش اکت، روش شناختی، روش رفتاری، روش تعهد، روش تلفیقی، DBT، CFT، IPT، EFT و... هر کدام در شرایطی لازم و ضروری‌اند. اما سخن درباره این روش‌ها نبود بلکه درباره چیزهایی بود که هر مشاوری علاوه بر این روش‌های علمی و در ورای آن باید به آن ملتزم باشد تا بتواند مشاوره ازدواج موفقی داشته باشد و از پس پیچیدگی‌های روان انسان برآید. ▪️نقد ۴: نقش ارشادی مشاوران دینی نباید با نقش مشاوران تخصصی ازدواج، زوج درمانی، فرزندپروری و... خلط شود. مشاوره های دینی نوعی میانجی‌گری و پند و نصیحت است و نه مشاوره علمی و لذا قابلیت تعمیم ندارد و فاقد مکانیزم رسیدن از فکر به عمل است. ▪️پاسخ: ارائه مشاوره دینی بدون دانستن اصول علم مشاوره، غلط و بلکه گاهی جنایت ایمانی است. ارائه مشاوره حرفه‌ای روان‌شناسی نیز بدون در نظر گرفتن اصول دینی و اخلاقی، به‌ویژه در جامعه ایدئولوژیکی مانند ایران که فرهنگ خانوادگی و اجتماعی در آن با اصول دینی تنیده شده است، فاجعه انسانی است. روان‌شناسان و الهی‌دانان باید هر دو سو را ببینند و در کنار هم و به مدد یکدیگر در راستای به‌سازی تعاملات خانوادگی گام بردارند. اینکه نام این خدمت را مشاوره یا مشورت، زوج‌درمانی یا پندآموزی، مشاوره تخصصی یا میانجی‌گری یا راهنمایی و نظایر آن بگذاریم، تغییری در ماهیت و ضرورت آن ایجاد نمی‌کند. واژه‌ها از آنِ ما نیستند و تعریف علمی آنها اگر نتواند بهبودی در عملکردمان ایجاد نماید، به ویترینی شدن علم، ختم خواهد شد. اتهام عدم قابلیت تعمیم و فقدان مکانیزم رسیدن از فکر به عمل، شاید بر عملکرد عده‌ای وارد باشد اما همه را به یک چوب راندن، شایسته نیست. این نقد را ناشی از عدم آگاهی منتقدان ارجمند از روش و عملکرد خود می‌دانم. فرآیندهای رسیدن از فکر به عمل در مشاوره مانند: تعیین هدف، تعیین راهبرد، زمان‌بندی، استراتژی شناختی و رفتاری، ثبت افکار، بازخوردگیری و... در هر مشاوره‌ای باید مورد توجه باشد. ولی اینها چراغ جادو و عصای شعبده ای نیست که فقط در دانشکده‌های روان‌شناسی و در قالب چند واحد نظری و عملی آموزش داده شود ولی یک استاد از رشته دیگر، نداند یا نتواند آنها را فراگیرد و به‌کار بندد. اینکه عده‌ای گمان می‌کنند با چند واحد کارشناسی و ارشد می توان آنها را فهمید ولی با مطالعه و گذراندن دوره های تخصصی و پیمودن تجربه چندین ساله، نمی‌توان به آن دست یافت و صرفاً باید در کلاس‌های ایشان نشست تا فهمید، باوری نادرست است. ادامه 👇
ادامه مطلب: "مشاوره از شغل تا رسالت" (پاسخ به نقدهای نوشتار: هنر مشاوره ازدواج) ▪️صفحه ۳ از ۸: ▪️نقد ۵: مشاوره ازدواج و زوج درمانی مسأله‌ای اورژانسی و اضطراری نیست که کمک غیرحرفه‌ای بطلبد. ▪️پاسخ: امثال من به‌عنوان یک معلم دانشگاه، در معرض مسائل و نیازهای دانشجویان و محل رجوع هر روزه آنها هستیم. آیا می‌توانیم نسبت به نیازهای آنها بی‌تفاوت باشیم؟ ما کار حرفه‌ای مشاوره که نمی‌کنیم اما آیا نباید مشاوری امین و آگاه برای دانشجویان‌مان در طول زندگی‌شان باشیم؟ آیا رسالتی در برابر نرخ طلاق ۳۰٪ جامعه‌مان نداریم؟ آیا مراکز تخصصی مشاوره در کشور، توان رسیدگی به این حجم از مشکلات زوج ها و خانواده ها را دارند؟ آیا معدود فارغ‌التحصیلان رشته تخصصی مشاوره خانواده، امکان پاسخ‌گویی به این حجم از مُراجعان را دارند؟ چند درصد از استادان و مشاوران در کلینیک‌های روان‌شناسی، حقیقتاً فارغ‌التحصیل رشته مشاوره خانواده‌اند؟ نظام روان‌شناسی و مشاوره چقدر پاسخ‌گوی عملکرد ضعیف برخی مراکز مشاوره در بهبود وضعیت خانواده‌ها در کشور بوده است؟ چند درصد از خانواده‌ها و دانشجویان توان پرداخت تعرفه‌های گران‌قیمتِ جلساتِ مراکز حرفه‌ای مشاوره را دارند؟ آیا منتقدان ارجمند به همان اندازه که نسبت به این نوشته واکنش نشان داده‌اند، نسبت به دریافت تعرفه‌های غیرقانونی و چند برابری در مراکز زوج‌درمانی و حتی کلینیک‌های مشاوره تحت مدیریت خودشان، حساس بوده‌اند؟ آیا مراکز مشاوره دانشگاه‌ها که به‌خاطر کمبود نیروی انسانی و امکانات، قادر به پاسخ‌گویی مناسب به دانشجویان نیستند و نوبت‌های چند هفته و چند ماه بعد می‌دهند، توانسته‌اند به تنهایی از عهده حل مسائل زوج های دانشجو برآید؟ مسأله خانواده در کشور و مسأله ازدواج و طلاق برای دانشجویان و خانواده‌های‌شان به لحاظ شرایط اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و... به حدی از اضطرار رسیده و بحران آن،چنان سر جامعه آوار شده است که هر کس به اندازه توان خود اگر بتواند کلوخی بردارد، غنیمت است. اینکه هنوز برخی دوستان مسأله را اورژانسی نمی‌دانند و چشم بر واقعیت‌ها می‌بندند یا گمان می‌کنند که به تنهایی از عهده آن بر می‌آیند، جای تأمل و تأسف دارد. این دوستان نیز البته دغدغه‌مند هستند و زحمت می‌کشند. هرگز آنها را متهم نمی‌کنم که به خاطر منافع صنفی و مالی چنین می‌گویند و به بهانه تخصص‌گرایی، انحصارگرایی می‌کنند اما باید مراقب بود که هرگونه انحصارگرایی ناخواسته، به هر بهانه در ارائه خدمات مشاوره، همان بلایی را بر سر مردم می‌آورد که انحصارگرایی در خودروسازی و انحصارگرایی در ارائه خدمات دینی و... ممکن است، بر سر مردم بیاورد. انحصارگرایی، ناکارآمدی و فساد سیستمی را در پی دارد. چه از سوی دولت‌مردان و چه از سوی روان‌شناسان و مشاوران. ادامه 👇
ادامه مطلب: "مشاوره از شغل تا رسالت" (پاسخ به نقدهای نوشتار: هنر مشاوره ازدواج) ▪️صفحه ۴ از ۸: ▪️نقد ۶: مشاوره پیش از ازدواج و زوج‌درمانی و... هر کدام تخصص جداگانه‌ای است و نمی‌شود توسط یک نفر انجام گیرد. ▪️پاسخ: این فرمایش شاید به لحاظ حرفه‌ای و در کتاب و روی کاغذ درست باشد اما در عمل، تفکیک زوج‌درمانی از مشاوره پیش و پس از ازدواج، امکان‌پذیر نیست. بگذریم... به فرض که روان‌شناسان، مثل یک پزشک جراح‌اند و ما و دیگران در حد یک تزریقاتی. اما آیا کسی که دوره امدادی هلال احمر را سپری کرده، حق ندارد در حد پانسمان و تزریق وریدی و عضلانی و احیای سرپاییِ کسانی که دچار سکته شده‌اند، در پروسه درمان وارد شود؟ آیا در هر پیش‌آمدی باید منتظر حضور پزشک جراح بماند؟ بی‌شک مواردی را باید به متخصص جراح ارجاع داد. قطعاً برخی تزریق‌های خاص باید توسط پزشک متخصص صورت گیرد. اما این منافاتی با فعالیت پیراپزشکان و پرستاران و خدمات تزریقات ندارد. هر روان‌شناسی می‌داند که گاهی امکان یا فرصت ارائه خدمات حرفه‌ای نیست و باید بدون فوت وقت، کاری کرد. وقتی دانشجوی من در خانه توسط پدرش زندانی شده و اجازه حضور در جلسه امتحان ندارد، وقتی دانشجوی من در خانواده‌ای مذهبی عاشق فردی شده که دین دیگری دارد و از سوی خانواده تهدید می‌شود، وقتی دانشجوی من شکایت می‌کند که پدر و مادرش ۱۰ سال است که با هم حرف نمی‌زنند و حاضر نیستند به مشاور مراجعه کنند ولی قبول کرده‌اند پیش شما بیایند، وقتی دانشجوی من تغییر جنسیت داده و شناسنامه جدید گرفته ولی در تعامل با همکلاسی‌ها و هم اتاقی‌های خوابگاه با مشکلات عدیده‌ای مواجه است، وقتی دانشجوی متأهل من با بدفهمی احکام، گمان می کند که اگر ازدواج موقت نکند، لابد گناه کرده است، وقتی دانشجوی من به‌خاطر سخت‌گیری استاد راهنما و دادن مقاله، مجبور به سقط جنین می‌شود، وقتی دانشجوی من در ورطه رابطه نامشروع با برادر و خواهرش می‌افتد و روح و روانش جریحه‌دار می شود، وقتی دانشجوی من درگیر عشق های مثلثی می‌گردد، وقتی ازدواج دانشجوی من، شب عروسی و بعد از پخش کارت‌های دعوت به هم می‌خورد و هزار مسأله ناگفته دیگر، من به عنوان یک معلم باید دست روی دست بگذارم و صرفاً آنها را به متخصص ارجاع دهم؟ هرگز. من نباید فرصت ابتکار عمل در میدان را از دست بدهم بلکه باید مانند آن پرستار، اول مانع خونریزی بیشتر شوم. پانسمان اولیه و خدمات امداد روانی را انجام و مانع وقوع یا گسترش بحران شَوَم و پذیرش ذهنی برای مراجعه به متخصص را در او به وجود آورم و سپس کسانی را که واقعاً متخصص، کارآمد، دلسوز و عالِم‌اند، به ایشان معرفی کنم. همان طور که صدها بار چنین کرده‌ام. ما استادان با نظر به میثاق معلمی، آیا باید نسبت به مشکلات دانشجویان‌مان بی‌تفاوت باشیم؟ یا آنها را به کسانی که فقط در یک حوزه از حوزه‌های روان‌شناسی تخصص دارند ولی در همه زمینه‌ها ویزیت می‌کنند و مشاوره می‌دهند و مانند پزشکان عمومی هستند که زیر تابلوی خود «پوست، مو، زیبایی، داخلی» می‌نویسند، ارجاع دهم؟ و یا به سراغ برخی روحانیانی که جز درس دین نخوانده‌اند ولی دفتر مشاوره و روان‌شناسی زده‌اند، بفرستیم؟ هرگز چنین نمی‌کنیم بلکه از روش‌های دیگری از جمله درمان ترکیبی کمک می‌گیرم. مشاوره بین فرهنگی و باوردرمانی در برخی موارد شایسته و بایسته است. لذا بارها متخصصان مراکز مشاوره درون و بیرون دانشگاه، مراجعه‌کنندگان‌شان را برای مشاوره خانواده، به‌ویژه وقتی مشکل خانوادگی دینی داشتند، به من ارجاع داده‌اند و حتی فارغ‌التحصیلان رشته مشاوره خانواده، برای مشاوره درباره مسائل خانوادگی‌شان به این جانب رجوع کرده‌اند و برخی استادان روان‌شناسی، فرزندان‌شان نزد من فرستاده‌اند. همان طور که من بارها برای مشاوره ازدواج فرزندم و مُراجعانم به آنها مراجعه و از کمک‌شان استفاده و دانش شان بهره گرفته‌ام. ادامه👇
ادامه مطلب: "مشاوره از شغل تا رسالت" (پاسخ به نقدهای نوشتار: هنر مشاوره ازدواج) ▪️صفحه ۵ از ۸: ▪️نقد ۷: ارائه خدمات رایگان و دادن شماره همراه جز در موارد بحرانی، کار ارزشمندی نیست. ▪️پاسخ: همان طور که در «مهارت مشاوره ازدواج» نوشتم، هیچ‌گاه برای مشاوره ازدواج مبلغی دریافت نمی‌کنم و شماره همراهم را نیز سال‌هاست پشت درب اتاقم نصب کرده‌ام. قابل حدس بود که این مطلب مورد اعتراض برخی منتقدان ارجمند قرار گیرد. به هر حال، یکی از علل جذابیت رشته روان‌شناسی برای داوطلبان، آینده خوب شغلی و مالی آن است. اخذ وجه در فرایند درمان و مشاوره، فلسفه خاص خودش را دارد و گاهی بر کارامدی و فایده آن می‌افزاید اما گمان می‌کنم که همیشه چنین نیست و گاهی نیز زیان و اخلالی که به وجود می‌آورد، بیش از فایده آن است و درصد زیادی از افراد به خاطر هزینه‌های خدمات مشاوره، از مراجعه به روان‌شناسان صرف نظر می‌کنند. کاش منتقدان ارجمند تدبیری می‌اندیشیدند تا لااقل خدمات پاراکیلنیکی در مراکز مشاوره، رایگان بود و این دسته از افراد، از این خدمات، محروم نمی‌ماندند. آیا ارائه رایگان این خدمات از سوی یک استاد که بر حسب رسالت انسانی و اجتماعی و با الهام از سنت نبوی و آیه الهی «لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی» هرگز مبلغی برای این خدمت دریافت نمی‌کند، این قدر آزاددهنده و ناخرسندکننده است؟! علی رغم اینکه از ابتدای عضویت در هیأت علمی دانشگاه، همواره شماره تماس خود را در اختیار دانشجویان و مراجعه‌کنندگان قرار داده ام، هیچ‌گاه تماس نامربوط و خلاف عرفی دریافت نکرده‌ام. سایر همکارانی که با هدف خیر چنین کرده‌اند نیز همین تجربه نیکو را داشته‌اند. اتفاقاً چه بسا مشکلاتی که با همین تدبیر حل شد و چه ارتباط‌های شایسته‌ای که باقی ماند و چه مشورت‌های لازمی که داده شد. بسیاری از همکاران دانشگاهی و اعضای هیأت علمی نیز کم و بیش همین مرام نیکو را داشته و دارند. انتظار می‌رود مشاوران و همکاران روان‌شناس دانشگاهی بیش از دیگران زمینه تعامل رایگان و مستمر با مراجعان را درون و بیرون از دانشگاه، فراهم نمایند و نگاه رسالت گونه را بر هر چیز دیگری ترجیح دهند. ادامه👇