eitaa logo
آزادنامه
859 دنبال‌کننده
609 عکس
64 ویدیو
20 فایل
آثار و اندیشه‌های دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد دین‌پژوهی، هرمنوتیک، اخلاق، جامعه اطلاعات تماس: @Dr_Alireza_Azad https://t.me/AzadName https://youtube.com/azadnameh https://instagram.com/alireza_azad_amoli
مشاهده در ایتا
دانلود
📕 نقدِ همسان‌انگاریِ دین و اخلاق ✍ دکتر علی‌رضا آزاد ۱ از ۳: ▪️در سخنرانی "اخلاقِ قرآن‌بنیاد؛ امکان یا امتناع! نزاع حماسه و تراژدی" در فروردین ۱۴۰۴ در کانون دانشگاهیان خراسان، ایده‌ای را در نسبت دین و اخلاق مطرح کردم و از صاحب‌نظران تقاضا نمودم با نقدهای‌شان، به تصحیح آن کمک نمایند. خلاصه آنچه در آن سخنرانی بیان شد، به شرح زیر است: ۱. این ایده پیشتر در فهم اخلاقی از عاشورا و اکنون در فهم اخلاقی از قرآن پیاده می‌شود. با مرور بر مهم‌ترین مکتوبات اسلامی برای ارائه نظام اخلاقِ دینی و نظام‌واره‌سازیِ اخلاقِ قرآنی، ادامه می‌یابد و به نقد فلسفی آنها می‌پردازد. ۲. در پاسخ به این سؤال که «چرا دین یا تفسیرهای دینی، نمی تواند برخی از انتظارات اخلاقی انسان معاصر را برآورده نماید؟ و تأثیر اخلاقی لازم را در پی داشته باشد؟» ۳ عامل را می‌توان برشمرد: الف) غلبه نگاه گزاره‌ای و کم‌توجهی به فلسفه اخلاق ب) فقدان تبیینِ تمدنیِ اخلاق ج) به رسمیت نشناختن تغییرات مبانی، باورها و ارزش‌های اخلاقی مخاطبان امروزی. ۳. باور سنت‌گرایان بر ۲ اصل زیر استوار است: الف) انطباق کامل دین و اخلاق ب) عدم نیاز به تغییر مبانی اخلاق دینی در طول اعصار. روشنفکران دینی نیز عمدتاً از پیوند اخلاق دینی با فرهنگ زمانه و نظام‌واره‌سازی اخلاق دینی سخن گفته‌اند. اما به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از این رویکردها نمی‌تواند پاسخگوی ابهام‌های نظری و چالش‌های عملی در عصر کنونی باشد. ۴. در سنت اُمانیستی، اخلاق سقف صعود آدمی است و امروزه در قالب قانون و حقوق بشر تعیّن پیدا کرده است. اما در سنت الهی، اخلاق امری حداقلی است و ساحت عرفان و عبودیت، به عنوان هدفی فراتر از اخلاق تعریف می‌شود. از این رو، تأویل و تحویل دین به اخلاق، نه تعالی بلکه تقلیل و فروکاستِ دین قلمداد می‌گردد. از این روست که حتی احادیثی نظیر «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» که قدیمی‌ترین سند آن، منابع قرن ۶ هجری است نیز در میان علمای گذشته و در منظومه معرفت دینی، چندان جدی گرفته نشد. ۵. در نظام‌سازیِ اخلاق قرآنی، نمی‌توان صرفاً به آیاتِ مهربانی خدا، اخلاق پیامبر، تاکید بر عدالت و احسان اشاره کرد و موارد مغایر با پسند اخلاقیِ امروز را در قصص‌الانبیاء نادیده گرفت. طبق آیات قرآن، حضرت ابراهیم همسر و فرزندش را در بیابان رها می‌کند و می‌خواهد گلوی فرزند بی‌گناه‌اش را ببُرد؛ عبد صالح (حضرت خضر) کودکی را به جرمی که هنوز مرتکب نشده، می‌کشد؛ حضرت موسی در میان نزاع دو فرد، مردی را با مشتی هلاک می‌کند و... کدام‌یک از این کارها با مبانی اخلاقی و حتی فقهی شناخته شده، سازگار است؟ یا باید این دسته از آیات را کنار گذاشت و یا آنها را نه کاشف از واقعیت بلکه بیانی تمثیلیِ حقیقتی تأویلی انگاشت و یا آنها را در ساحتی فراتر از فقه و اخلاق که همان عرفان و تعبد است، تفسیر کرد. ۶. آنچه عالمان دینی در قالب اخلاق اسلامی یا قرآنی بیان می‌کنند، بنیانِ یونانی دارد. کافی است سری به اخلاق نیکوماخوس و رساله اوتیفرون بزنید تا ببینید تعریف عدالت و نظریه قوای اربعه نفس و بیان مسأله حسن و قبح عقلی و شرعی و نظریات عبدالجبار و غزالی و ملا مهدی و ملا احمد نراقی در اخلاق، همه و همه بر پایه مفاهیمی است که ۱۰۰۰ سال پیش از اسلام در یونان باستان، بحث و تحلیل شده است. ۷. در تمدن اسلامی، اخلاق هرگز تبدیل به علم نشد و دستگاه استنباط اخلاقی مانند آنچه برای فقه ساخته شد، به وجود نیامد. دلیل این کم‌توجهی به اخلاق و استقلال فقه و عرفان از آن، صرفاً یک غفلت نبود بلکه احتمالاً ناشی از وجود نشانه‌هایی از تباین یا حداقل، عدم همپوشانی کامل دین و اخلاق در باور آنها بود. ۸. چه بپسندیم و چه نپسندیم، به نظر می‌رسد در دستگاه تفکر دینی و طبق آیات قرآنی، عملِ صالحِ اخلاقی، نه استقلالاً بلکه به شرط ایمان ارزشمند شمرده می‌شود. ۹. اخلاق و خوانش امروزی از آن در قالب قانون، می‌خواهد نسبت انسان را با جهان، طبیعت و سایر انسان‌ها تعریف کند. برای انسان شرقی یا بهتر است بگوییم انسان دین‌دار، وقتی این نسبت در ساحت دین و عرفان به نحو بهتری تعریف می‌شود، دیگر او نیازی به اخلاق احساس نمی‌کند و با آن را ذیل تقوا و نسبت خود با خدا تعریف می‌کند. ۱۰. کوشش روشنفکران دینی در معرفت‌شناسی اخلاقِ دینی و پیوند زدن آن با فرهنگ زمانه جهت همگام‌سازی آن با نیازهای عصری، همانند کوشش‌های سنت‌گرایان، ابتر است. زیرا دین و اخلاق، علی‌رغم همپوشانی در برخی روساخت ها، اساساً خاستگاه و هستی‌شناسی متفاوتی دارند و نسبت وجودی انسان امروزی با این‌دو نیز یکسان نیست‌. ادامه دارد...
۲ از ۳: ادامه... ۱۱. کشاکش اخلاق و دین، نوعی از کشاکش تراژدی و حماسه است. حماسه شکوه می‌آفریند و معنا می‌افزاید. انگار جهان با قهرمان حماسی همراه است اما در نقطه‌ی مقابلِ قهرمانِ تراژیک می‌ایستد. غرب دنیای تراژدی و اخلاق و قانون است و شرق دنیای حماسه و شهود و عرفان. دین هم نوعی حماسه معنوی‌ست. تراژدی به کاتارسیس و پالایش انسان منجر می‌شود و به اخلاق می‌انجامد اما حماسه، منجر به والایش و تعالی می‌شود و انسانِ خداگونه می‌آفریند. از دل تراژدی، اخلاق‌نامه‌ها و از دل حماسه، فتوت‌نامه‌ها زاده می‌شود. از اخلاق، قانون و از عرفان، عبودیت حاصل می‌شود. ۱۲. اخلاق مرهمی برای التیام انسانِ له شده و جا مانده در غربت جهان است. اما انسان شرقی، غربتی ندارد و پایمال نشده. لذا اخلاق، مسأله‌ای محوری برای انسان شرقی نیست زیرا گرگ-انسان و رها شده در جهان نیست. برای او "الخیر فی ما وقع" است. در این نوع جهان‌بودگی، عالَم همه بر منهج عدل است. از این رو، اخلاق برای او تفسیری متفاوت دارد. ۱۳. انسان غربی زیر سقف اخلاق و انسان شرقی، پشت بام اخلاق ایستاده است. از منظر او اخلاقیات مثل ریاضیات، ساحتی وُسطا است و نه عُلیا. در نتیجه، در شرق قانون و حقوق بشر متولد نمی‌شود بلکه نظریه ولایت و وحدتِ وجود و عصمت و انسانِ کامل متولد می‌شود. به قول خشایارشا: «کشوری که پادشاه دارد، قانون را می‌خواهد چه کند؟!» ۱۴. بنیان فلسفیِ علم‌ناشدگیِ اخلاق در تمدن اسلامی و قانون‌ناپذیری ایرانیان و فقدان سایر عناصر تراژیک را باید در همین استیلای روح حماسیِ حاکم بر فرهنگ جُست. سخن برخی تئوری‌پردازان حکومت دینی که گفتند: «اخلاق این ظرفیت را دارد که در برابر دین بایستد.» را نیز باید از این منظر تحلیل کرد و البته تبعات خطرناک سیاسی و اجتماعی آن را پیش‌بینی و درک نمود. ۱۵. اخلاق، مقوّم زندگی‌ست و انسان همواره به آن نیازمند است اما تقلیل دین به اخلاق و یکسان‌انگاری این دو، ممکن است مانع از شکل‌گیری یک نظام حقوقی-تمدنی متناسب با روحِ الهی-حماسیِ آن شود. ۱۶. نه غرب هیچ‌گاه بدون دین بود و نه شرق هیچ‌گاه بدون اخلاق. اما مسأله این گفتار، توجه به غلبه گفتمانی و روح حاکم بر آنهاست. خط‌کشی پررنگ میان شرق و غرب هم به ضرورت بحث انجام شده و در عمل، این حد از تفکیک، قابل حصول نیست. ۱۷. هدف از این گفتار، نفی اخلاق یا دفاع از اخلاق سکولار نیست بلکه شناخت چارچوب‌های شکل‌گیری اخلاق و نسبت‌سنجیِ دین و اخلاق جهت بازخوانیِ نظام اخلاقی قرآن و بازنگری در مفاهیمی نظیر تقوا (اخلاق فردی) و عدالت (اخلاق اجتماعی) در قالبِ دینی-تمدنی است تا مدخلی برای شناختِ بهترِ نسبتِ انسان معاصر با دین و اخلاق، باشد. ۱۸. به نظر می‌رسد، قرآن با طرح ایمان در کنار عمل صالح، می‌خواهد الاکلنگ دین و اخلاق در فرهنگ را موازنه ببخشد و آن دو را در یک راستا قرار دهد. ادامه دارد...
۳ از ۳ ادامه... ▪️برخی صاحب‌نظران با ارائه نقدهای‌شان، بر این‌جانب منّت نهادند. از همه آنان صمیمانه تشکر می‌کنم. به‌ویژه از آقای دکتر نکونام که حق استادی بر گردن بسیاری از قرآن‌پژوهان کشور دارد و نقد عالمانه‌ای بر آن نوشتند، بسیار ممنونم. در ادامه، پاسخ خود به برخی از این نقدها را تقدیم می‌نمایم: ۱. حماسه و تراژدی برخلاف تصور برخی منتقدان، دو نوع مواجهه انسان با جهان است و نه صرفاً دو سبک ادبی. (رک: مباحث نیچه و کیرکگور درباره زایش تراژدی و سپهرهای معرفتی) ۲. این‌جانب دین را مساوی حماسه قرار ندادم بلکه خاستگاه دین را متناسب با جهان‌بینی حماسی و خاستگاه اخلاق را متناسب با جهان‌بینی تراژیک دانستم و با سازوکار حماسه و تراژدی به سراغ فهم نسبت دین و اخلاق رفتم. ۳. مدعای من، نه نفی دین است و نه نفی اخلاق؛ بلکه نفیِ همسان‌انگاری دین و اخلاق با تکیه بر پدیدارشناسی آنهاست. ۴. رویکرد فرااخلاقی به آیاتِ ذبح اسماعیل توسط ابراهیم و قتل کودک به دست خضر و مرگ قبطی با مشت موسی، نوعی دفاع از قرآن می‌باشد. این در حالی است که تفاسیر کلاسیک از توجیه و توضیح اخلاقی این آیات، چه در قالب دینی و چه عقلانی، عاجز مانده‌اند. مگر آنکه متوسل به تمثیلی بودن این آیات شوند؛ چنان که محی‌الدین بن عربی شد. ۵. شاید رویکرد فرااخلاقی من مکفی نباشد. اما کسانی که منتقد این رویکرد به این آیات هستند، آیا تاکنون راهکار جایگزینی ارائه داده‌اند؟ و تعارض دین و اخلاق در این آیات را حل کرده‌اند؟ و تفسیر مقبولی عرضه داشتند؟ یا صرفاً با فرواخلاق نامیدن آنچه من فرااخلاق نامیده‌ام، این آیات را غیرقابل دفاع جلوه داده‌ و از آن عبور کرده‌اند؟! ۶. آیا مفسران کلاسیک هرگز توانسته‌اند بین "اخلاق به مثابه قواعد" و "اخلاق به مثابه فضیلت" در تفسیر آیات قرآن، تمایز بگذارند؟! و از آن مهمتر، آیا نقدهای‌شان از سطح moral به ethics رسیده است؟ و با آنچه تاکنون گفته‌اند، آیا توانسته‌اند به پرسش‌ها و انتظارهای نوپدید اخلاقی پاسخ دهد؟! به گمان من، خیر. بلکه با هر پرسش، قدمی عقب نشسته‌اند. طرح این ایده، اعلام آتش‌بس در نبردی است که به زعم این‌جانب، دین و اخلاق، هر دو بازنده آن خواهند بود. ۷. آنچه برخی روشنفکران درباره عقل و منطق و منزلت آنها در داوری اندیشه‌ها می‌گویند، نه با کارکرد عقل در فلسفه یونان سازگار است و نه تناسبی با کارکرد عقل در آیات قرآن دارد و نه نسبتی با عقل خودبنیادِ کانت و عقلانیت مدرن برقرار می‌کند و نه با هرمنوتیکال بودنِ حقیقت، پیوند دارد. بلکه آنان چون گزاره‌های امروزین را همچنان در ظرف معرفت‌شناسی دیروزین تفسیر می‌کنند، از عقل و منطق و حقیقت هم اسطوره‌ مقدس جدیدی بسان اسطوره‌های کهن ساخته‌اند. آنها ظاهراً امر مقدس را نقد می‌کنند در حالی که ناخودآگاه در حال تولید مقدسات مدرن هستند. در حالی که ماهیت و کارکرد عقل از دوران اسطوره تا دوران دین و سپس دوران مدرن تا پسامدرن، تغییر کرده و سخن گفتن از عقل مشترک، پس از مباحث وبر و ماکس و هگل در این‌باره، بسیار دشوار شده است. (رک: مباحث هابرماس درباره عقلانیت ابزاری و ارتباطی و نظریه لومان درباره سیستم های پیچیده و نظریه وبر درباره عقلانیت چندگانه و نظرات ویتو و اشتراوس و فوکو درباره تغییر معیارهای اخلاقی در گذر زمان و...) ۸. نقد اغلب منتقدان، با استظهار به نظریه "عقلانیّتِ اخلاقی" صورت گرفت. این نظریه هرچند جزء نظریه‌های قدرتمند در فلسفه اخلاق است اما رقیبان جدی نظیر عقلانیّتِ تلفیقی، اخلاقِ عصب‌شناختی، اخلاقِ تکاملی، عقلانیّتِ گفتمانی و... دارد و به این راحتی نمی‌توان آن را مسجّل یا تنها نظریه در این عرصه دانست و با تکیه بر آن، سایر نظریه‌ها را مطرود انگاشت. ۹. فرااخلاقی بودن، فراسنجه‌ای بودن نیست بلکه سنجه‌هایی متناسب با خودش را بازتولید می‌کند و چون این سنجه‌ها همانند سنجه‌های شناخته شده در نزد منتقدان نیست، برخی عزیزان گمان کرده‌اند که فراسنجه‌ای می‌باشند. مشابه این مسأله درباره معیارهای فهم در هرمنوتیک، مطرح است که پیشتر درباره آن توضیحات مبسوطی داده‌ام. ۱۰. نگرانی از پیامدهای عملی این ایده، نگرانیِ بجایی است. این‌جانب نیز در اواخر سخنرانی اخیر به آن اشاره کردم. اما رفع این نگرانی زمانی میسر می‌شود که درک درستی از هستی‌شناسی متفاوت دین و اخلاق داشته باشیم و از یکسان‌انگاری آن دو دست بکشیم تا صورت مسأله تعارض دین و اخلاق را بهتر تبیین کنیم و راهی مناسب‌تر برای همزیستی آنها در اندیشه انسان معاصر بیابیم. ۱۱. نگرانی از شمشیر دو لبه بودنِ این اندیشه هم بجاست. اما کدام شمشیر در جهان اندیشه، دو لبه نیست؟ از دین و اخلاق گرفته تا آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، جملگی تیغ دو لبه‌اند و مورد استفاده و سوء استفاده‌ها واقع شده‌اند چنان که خداوند حتی درباره قرآن می‌گوید: «یضل به کثیراً و یهدی به کثیراً» @Dr_AlirezaAzad
⚫️ اللَّهُمَّ اغْفِرْ «پاپ فرانسیس» ✍ دکتر علی‌رضا آزاد ◾️پاپ فرانسیس امروز درگذشت. او را نه به‌خاطر جایگاه دینی‌اش، بلکه به‌دلیل مرام اخلاقی و اندیشه والای انسانی‌اش، می‌توان الگویی شایسته برای بسیاری از رهبران دینی جهان دانست: ▪️نخستین پاپی بود که برای ادای احترام و ایجاد نزدیکی بین ادیان، در معابد غیرمسیحی حضور یافت. ▪️به‌خاطر برخی جنایات کلیسای کاتولیک در طول تاریخ، مانند کشتار کودکان بومی در مدارس تحت پوشش کلیسا در کانادا، رسماً عذرخواهی کرد. ▪️پای ۱۲ زندانی را به نشانه احترام، شست و بوسید که در میان آنها برای نخستین‌بار ۲ زن و جوانی مسلمان نیز حضور داشتند. ▪️نخستین پاپی بود که نام فرانسیس را با الهام از قدیس فرانسیس آسیزی که نماد همدردی با محرومان بود، انتخاب کرد و به‌جای کاخ مجلل واتیکان، زندگی ساده در اقامتگاه سانتا مارتا را برگزید. ▪️نامه تاریخی «’Laudato Si» را به عنوان نخستین سند رسمی کلیسا درباره بحران‌های محیطزیستی و مسئولیت انسان در قبال آن منتشر کرد. ▪️از سیاست‌های ضد مهاجرتی برخی کشورها صراحتاً انتقاد کرد و در اقدامی نمادین در راستای حمایت از پناه‌جویان در سفر به جزیرهٔ لسبوس یونان و بازدید از کمپ‌های آوارگان سوریه، ۱۲ نفر از آنها را با خود به واتیکان برد. ▪️نخستین پاپ از فرقه یسوعیان (ژزوئیت) در تاریخ کلیسای کاتولیک بود و پس از ۱۲۰۰ سال، به‌عنوان پاپ غیر اروپایی انتخاب شد. ▪️علاقه‌ شخص‌اش به فوتبال، بستنی و رقص تانگو را که جزء سنت‌های اصیل زادگاهش، آرژانتین است، نه انکار می‌کرد و نه پنهان می‌نمود و نه زشت می‌شمرد. ▪️علی‌رغم مخالفت با هم‌جنس‌گرایی، بر لزوم مواجهه اخلاق‌مدارانه و همدلانه با دگرباشان جنسی (LGBTQ) تأکید می‌کرد. ▪️گزارش آزار راهبه‌ها از سوی کشیشان و سوء استفاده‌های جنسی مقامات کلیسا را الزامی کرد و تابو بیان آن را شکست. ▪️در اقدامی بی‌سابقه، با آیت‌الله سیستانی، مرجع تقلید شیعه و شیخ احمد الطیب امام اهل سنت الازهر دیدار کرد و با الطیب، سند برادری انسان‌ها را به‌عنوان نخستین تفاهم‌نامه اسلام و مسیحیت برای برقراری صلح جهانی امضا نمود. ▪️با تزریق واکسن کرونا در انظار عمومی، به شایعات غیر علمی در این‌باره در میان کاتولیک‌های جهان خاتمه بخشید. ▪️برای نخستین‌بار به بانوان اجازه داد که جزء خادمان محراب در مراسم عشای ربانی قرار گیرند و به این ترتیب، جایگاه زنان در سلسله مراتب کلیسا را ارتقا بخشید. ▪️در اقدامی اعجاب‌انگیز، مجازات اعدام را ناقض کرامت انسانی اعلام کرد. ▪️با میانجی‌گری او، روابط دیپلماتیک امریکا و کوبا بعد از ۵۴ سال دوباره از سر گرفته شد. ▪️با اعلام اینکه «حتی یک آتئیست (خداناباور) که کار نیک انجام می‌دهد، به بهشت می‌رود» شرط ایمان برای پذیرش عمل صالح را لغو کرد. ▪️نخستین پاپی بود که در راستای دمکراتیزه کردن کلیسا و توسعه محتوایی آن، به صورت رسمی از غیرروحانیون برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مهم کلیسا دعوت کرد و علم و دانش غیرکلیسایی را بیش از همیشه رسمیّت بخشید. ▪️بارها نسبت به جنایات ظالمانه رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینیان با شدیدترین لحنی واکنش نشان داد. ▪️«خانهٔ خانوادهٔ ابراهیمی» را که شامل مسجد ، کلیسا و کنیسه در یک محوطه و کنار هم بود، به عنوان نمادی از تعامل عملی ادیان، در ابوظبی تأسیس کرد. 🍃 از ۱۲ سال قبل که خورخه ماریو برگولیو، پاپ فرانسیس شد و او را شناختم، همواره در نمازها، وی را در شمار ۴۰ مؤمن، دعا کرده‌ام. خدایش بیامرزد که مصداق بارز این آیه بود: 🍃 إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّـٰبِـِٔينَ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحࣰا فَلَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ: هر يك از مؤمنان و یهودیان و مسیحیان و صابئان (پيروان حضرت يحيى)، اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورند و کار نیک انجام دهند، (در قیامت) پاداش آنها در نزد خدا محفوظ است و هيچ ترس و اندوهی نخواهند داشت. @Dr_AlirezaAzad
🌗 کویر، عدم را به رخِ وجود می‌کشد و انسان، در آیینه کویر، عریانیِ خویش را به نظاره می‌نشیند... 🌗 کویر، معبدِ خاموشِ خداست‌. خورشید نه صورت که معنای "من" را در تو می‌سوزاند و باد، "هو کِشان" خاکسترت را با خود می‌برد... 🌗 شب‌ها ستاره‌ها، این چشم‌های بی‌پلکِ خدا،، به اسرارِ خاک خیره می‌شوند و تو، ناچیزتر از همیشه، در تپش‌های شب گم می‌شوی... 🌗 وقتی دستِ هستی، با قلمِ باد، کلماتِ عدم را در رقصِ شن‌ بر کتابِ هیچستان می‌نویسد و زمین و آسمان هم‌آغوش می‌شوند، انسان از هستیِ خویش می‌گریزد و در ورایِ مقدس و نامقدس، به نیستیِ محض می‌پیوندد... ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ حاشیه کویر لوت سه قلعه @Dr_AlirezaAzad
🟢 مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با حضور استادان داخلی و خارجی برگزار می‌کند: 📗 مدرسه بهاره علم، فلسفه، الهیات الگوهای مطالعاتی الاهیات در دنیای مدرن ❇️ مروری بر الاهیات‌هایِ : تحلیلی؛ شناختی؛ جنسیتی؛ تطبیقی؛ کاربردی؛ علمی؛ گشوده؛ سلبی؛ پویشی؛ هرمنوتیکی، اگزیستانسیالیستی، زیبایی‌شناختی؛ سیاسی و... 🗓 ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت 🗓 ۳۱ اردیبهشت و ۱ خرداد ✅ این‌جانب با ارائه‌ موضوع "الهیاتِ هرمنوتیکی" در روز دوم این مدرسه، در خدمت علاقه‌مندان خواهم بود. ✳️ برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام در این مدرسه بهاره، به پیوند زیر مراجعه نمایید: https://B2n.ir/uy2244 @hekmatfalsafe @Dr_AlirezaAzad
📖 من، استادم، استادِ استادم ▫️آموختن، عبادتی بی‌پایان است و آموزگار، سر به سایه خدای "ن والقلم" می‌سایند. ▫️معلمی به ارث نمی‌رسد اما معلمان میراث‌دارانِ جان‌اند. این قاب، میراث‌نامه معلمیِ من است. خودم و استادم و استادِ استادم مانند پسر و پدر و پدربزرگ، در کنار هم ایستاده‌ایم. نور هر یک، وامدار شعله‌‌ای است که آن دیگری، روزی در وجودش افروخته و تا امروز زبانه کشیده است. ▫️آنچه از استاد بی‌بدیل‌ام جناب دکتر محمد کافی و استادِ استادم جناب دکتر علی‌رضا کوچکی آموختم، از جنس واژه و گفتار نبود... حتی از جنس عمل و رفتار هم نبود... به گمانم چیزی از جنس عشق بود... چیزی از جنس رسالت... چیزی از جنس حقیقت... چیزی از جنس خودشان! ▫️در روز بزرگداشت مقام معلم، سر تعظیم فرود می‌آورم در برابرِ همه معلمان عزیزی که دانش و بینش را می‌آموزند و چراغ حق‌جویی و حق‌بینی و حق‌گویی را می‌افروزند. @Dr_AlirezaAzad
🌑 اسوه دانایی و پارسایی خاموش شد. ◾️ درگذشت حکیم معاصر، اسوه علم و اخلاق، میراث‌دار علوم عقلی و نقلی، استاد بی‌بدیل، مرحوم محمد حسین حشمت‌پور را به تمامی اهالی اندیشه، تسلیت عرض می‌کنم. ◾️استاد حشمت‌پور اسوه پارسایی و دانایی برای بسیاری بود. انسان بی‌همتایی که یک بار دیدن و بودن در محضرش به یک عمر می‌ارزید. اهل علم و اهل تقوا که نَه، دانایی و پارساییِ مجسّم بود. در عمرم کسی را در این دو صفت، همپایه او ندیدم. آنچه در کتاب‌ها درباره عالمان راستین، خواندیم و خواندید و ندیدیم و ندیدید، در ایشان عینیّت یافته بود. "شرح آن بگذار تا وقت دگر" ◾️هر چند اندک، اگر محضر ایشان را درک نکرده بودم، در تجربه‌ی زیسته‌ی علمی و ایمانی‌‌ام، چیزی کم داشتم. ◾️خدایش بیامرزد و در اعلی علیّین جای دهد که: لا نعلم منه الّا خیراً. ◾️پی‌نوشت: - فهرست و لینک فایل‌های تدریس استاد https://eshia.ir/Aqaed/Archive/heshmatpour - نوشتک پیشین‌ام درباره استاد: https://t.me/Dr_AlirezaAzad/546 - نوشته‌ای نیکو و زیبا در معرفی استاد https://www.xn--ngbrb0g.com/shownews.php?idnews=1349 @Dr_AlirezaAzad
🎮 کلش‌رویال؛ نبرد زندگی و فانتزی ✍ دکتر علی‌رضا آزاد ادامه👇
🎮 کلش‌رویال؛ نبرد زندگی و فانتزی ✍ دکتر علی‌رضا آزاد 🔥 اولین باری که با داداشم و پسرام در کلش‌رویال همبازی شدم، فکرشو نمی‌کردم ۸ سال ادامه‌ش بدم. ولی الان بعد از کلی جنگیدن و ساختن و باختن، وقتی به آخر بازی رسیدم باید بگم: «کلش رویال برام یه بازی نبود، یه سبک زندگی بود.» 🔥 وقتی با چند تا اسکلت کوچولو یه غول بی‌شاخ‌و‌دم رو از پا در میاری؛ وقتی با یه دِک نه چندان لاکچریِ حریف، با خاک یکسان میشی؛ وقتی بین ۱۲۰ تا کارت باحال، فقط می‌تونی ۸ تا رو انتخاب کنی؛ وقتی می‌فهمی هیچ دسته‌ی همیشه پیروزی وجود نداره؛ وقتی می‌بینی حتی اگه مگاشوالیه هم باشی بازم یکی پیدا میشه لت و پارت کنه؛ وقتی می‌فهمی اینجا جای فکر کردنه نه قلدربازی... دیگه کلش‌رویال بازی نمی‌کنی؛ داری سبکی از زندگی رو تجربه می‌کنی. 🔥 احتمالاً اونایی که ژست استادی و اندیشه‌ورزی می‌گیرن، کلش‌رویال بازی نمی‌کنن. شایدم یواشکی بازی می‌کنن ولی عارشون میاد دربارش حرف بزنن. اما این دلیل نمیشه که درباره بازی محبوبی که بیشتر از ۶۰۰ میلیون بار در دنیا دانلود شده و در ایران حدود ۴ میلیون گیمر داره، با هم حرف نزنیم. 🔥 یه نگا به کارت‌ها بنداز... یکی مثل P.E.K.K.A قویه ولی کُنده، یکی مثل Bats سریعه ولی زود می‌میره، یکی مثل Ice Golem کار خاصی نمی‌کنه ولی اگه با بقیه باشه غوغا میشه. یه کارت قوی مثل Ballon اگه خودش باشه و خودش، به هیچ دردی نمی‌خوره. عین یه آدم مغرور و گَنده دماغ وسط یه مهمونی خونوادگی. 🔥 باید بدونی کدوم کارت رو کِی و با کی و کجا بذاری. گاهی یه کارت ساده در زمان و مکان درست، می‌تونه نجاتت بده. گاهی هم یه اشتباه کوچیک، سه تاج حریفت رو بالا می‌بره و زر ورق‌های قرمز بجای طلایی روی سرت می باره. 🔥 نقش شاه چیه غیر از ایستادن و ریش تکون دادن؟ سربازاش رو به کشتن میده و خودش اون بالا نشسته. نه راه میره، نه حرف میزنه، نه جادو و جنبلی میکنه. مملکتش رو داده دست دو تا شاهزاده خانمی که بالای قلعه‌ها دائم دارن میجنگن. خودمونیما... واقعاً چرا شطرنج یه ملکه داره و کلش رویال دوتا شاهدخت؟ 🔥 خانومای کلش‌رویال ابداً ضعیفه نیستن. وقتی Valkyrie تبرزین‌ش رو می چرخونه و فریاد میکشه: «!For the king» یا وقتی Rune Giant با اون هیکلش، چکش رو میکوبه به قلعه، تمام تصورت از کاراکترهای زنانه‌ی بازی‌های رایانه‌ای که فقط میخوان جلوه‌گری کنن و زنانگی‌شون رو به رخ بکشن، فرو میریزه و جاش رو حس قدرت و عدالت جنسیتی میگیره. حالا بماند که اینجا هم ساحره‌ها بازم زن هستن و پادشاه مَرده. واقعاً چرا؟! 🔥 اما عدالت نژادی... قوچ‌سوار و خوک‌سوار سیاه پوستن؛ شفادهنده سرخ پوسته؛ بربرهای نخبه تیپای وایکینگی دارن؛ ناقلاهای سه‌گانه انگار اهل شرق آسیان؛ شوالیه سیاه و طلایی سربازای اروپایی تمام عیارن؛ راهبِ و شبح انگار از کوه‌های تبت اومدن. اما چرا هیچ کاراکتری که فرهنگ و مردم خاورمیانه رو نشون بده در کلش‌رویال وجود نداره؟! 🔥 توی بازی نمی‌تونی همه‌ چی رو با زور پیش ببری. دلت میخواد همه کارت‌ها رو قوی بچینی اما اکسیر کم میاری. اگه دِک رو خیلی سبک بچینی هم قطعاً له میشی. باید جوری بچینی که نقاط قوت و ضعف کارت‌ها، همدیگه رو پوشش بدن؛ عین انتخاب‌های زندگی واقعی. 🔥 بدون پول خرج کردن هم می‌تونی به آخرش برسی، حالا یه کم دیرتر. ولی اگه پول بی‌زبون رو خرج جِم و گُلد کنی، بدون فکر و استراتژی مناسب، باز هم میبازی و برمیگردی خونه اول. آره داداش، توی کلش رویال برخلاف کوئیز آف کینگز، با دوپینگ مالی میتونی یه کم جلو بری ولی نه خیلی. 🔥 سوپرسل نمیذاره معتاد شی. روزی که روز تو نیست، بعد از ۱۰ باختِ پشتِ هم، بهت میگه بسه دیگه! برو دنبال زندگیت! روزایی هم که بی‌رویه بازی می‌کنی دیگه بهت جام نمیده که بری سراغ درس و مشق‌. 🔥 آخر بازی چی می‌شه؟ فک کردی پادشاه میاد ماچ‌ت می‌کنه و ملکه برات میرقصه؟ نه جانم... تهش هیچی نیست. حتی یه ایموجی لبخند برات نمی‌فرستن. دیدم که میگم. اینجاست که شاعری که نمی‌دونم کیه میگه: «ای هیچ، برای هیچ، در هیچ مپیچ». بازی رو باید بازی کرد و خیلی جدی نگرفت. 🔥 زندگی واقعی خیلی هم با کلش‌رویال فرق نداره. آخر هر دوشون یه تلخِ شیرینه. وسطاش هم گاهی باید عقب بکشی تا بتونی قوی‌تر برگردی. اگه به هم‌قبیلگی‌ت کمک کنی، زودتر پیشرفت می‌کنی. توی بازی دو نفره، همفکری و همکاری رو یاد می‌گیری و... 🔥 راستی، وقتی نت حریفت قطع میشه و دیگه نمی‌تونه کارت جدید بذاره، دلت براش میسوزه یا جیگرت حال میاد؟ وقتی حریفت شادی خودش رو با شکلک‌های غیرمحترمانه نشون میده، تو هم تلافی می‌کنی یا نوتیفیکیشن رو آف می‌کنی یا نه، بی‌تفاوتی؟ چطوره خودت رو در آینه این بازی بهتر بشناسی! 🔥 خلاصه... کلش‌رویال برای من فقط یه بازی نبود؛ یه کلاس فلسفه، یه باشگاه اخلاق، یه آزمایشگاه روان‌شناسی، و یه سبک زندگی بود... برای شما چطور؟ @Dr_AlirezaAzad