🔷 نهالستان (۵)
✍ علیرضا آزاد
خلق همه یکسر نهالِ خدایاند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»
🔹در قسمتهای قبل، پس از تعریف رویکرد نهالستانی در برابر سیاستِ مزرعهسازی، تجربههای سایر کشورها و شرایط اجتماعی ایران امروز را مرور کردیم. اکنون مهمترین موانعِ نهالاندیشی را فهرست میکنیم تا بدانیم که چگونه میتوان همگراییِ جامعه در روزهای جنگ را در فردای جنگ، استمرار دهیم.
🔹۱. اتحاد یا انسجام؟
▫️وحدت به معنای یکی شدن و واحد بودن است ولی انسجام به معنای سازگاری و همبستگی و هماهنگی در یک راستا میباشد. در اتحاد، تفاوت و دوگانگی محو میشود و در انسجام، علیرغم وجودِ تفاوت، همکنشی و همهدفی حفظ میگردد.
▫️وقتی رهبر شهید سال ۱۳۸۶ را سال «وحدت ملی و انسجام اسلامی» نامید، به این تمایز توجه داشت که وحدت، آرمانِ فرجام است و انسجام، امیدِ انجام.
▫️کسانی که جامعه را مانند نهالستانی متکثر میبینند، اگر آرمانِ وحدت محقق نشود، لااقل انسجام را بهعنوان راهحلِ میانه برمیگزینند. اما کسانی که جامعه را مزرعهای یکدست میخواهند، «دیگری» را اگر عین خودشان نباشد، علف هرز فرض میکنند. در نظر آنان «یا با مایی یا علیه ما». آنان دچار کوررنگی معرفتیاند و مردم را فقط سیاه و سفید میبینند و توان مشاهده و درک طیفهای متنوع اجتماعی را ندارند و سخن عطار نیشابوری را نمیفهمند: «میانِ مسجد و میخانه راهیست...»
🔹۲. مثلِ من یا در کنارِ من؟
▫️همگرایی با ناهمگِنان در زمان مضیقه و از باب اَکلِ مَیته، خوب است اما هنر بزرگتر آن است که بتوانیم این تاکتیک را به رویکردی استراتژیک تبدیل کنیم و در فردای جنگ نیز ادامه دهیم؛ نه آنکه به قول صائب تبریزی: «که چون سوار به منزل رسد، پیاده شود...»
▫️جذب حداکثری نباید با هدف تبدیل «دیگری» به «خود» و روتوش و تاکتیکی در راستای همانندسازیِ مزرعهوارِ جامعه باشد. برای تحقق انسجام، لازم نیست که دیگری حتماً عینِ من یا مثلِ من یا جذبِ من شده باشد؛ همین که در کنارِ من باشد، عالیست.
▫️«غیر» با تمام غیریّتاش وقتی کنار من در برابر دشمن ایستاده، همسنگرِ من در زمان جنگ، و همسنگِ من در فردای جنگ است.
▫️در تعامل با متفاوتان و مخالفان (نه معاندان)، اگر بتوانیم دیگری را با تمام «دیگری بودن» او بپذیریم و مشروط به «مثلِ من بودن» نکنیم، هنر کردهایم.
▫️در نهالستان، حفظ و مدیریتِ تنوعِ زیستیِ همراستا، مهمترین استراتژیِ سیاسی و ضامنِ بقای اجتماعیست. با این نگاه میتوانیم به وحدت و انسجام که بزرگترین معروف اجتماعی است، برسیم و از تفرقه که بزرگترین منکر اجتماعی است، پرهیز نماییم و وفاق را تحقق ببخشیم.
🔹۳. اقتدار یا انحصار؟
▫️سیاستمداری که خود را مزرعهدار میداند، قدرتاش را در یکدستسازی جامعه و انحصارگرایی، تعریف میکند. اما سیاستمداری که خود را جنگلبان و نهالبان میداند، قدرتاش را در اقتدارگرایی برای مدیریت و حفظ تنوعِ اجتماعی در راستای بقای پایدار نظام سیاسی، تعریف میکند.
▫️مزرعهدار، صاحبِ انحصاریِ محصول است. قدرت وی در آن است که گیاهِ مدنظرش را در زمینِ جامعه برویاند و سایر گیاهان را علف هرز قلمداد کند و بخشکاند تا فاعل مایشاء مزرعه بماند. اما جنگلبان و نهالبان، مالک درختان نیستند. اقتدارشان در صیانت و حفاظت از گیاهانیست که طبیعتِ جامعه میرویاند. آنان به قرینه آیه أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ، پاسبانِ نهالستانِ خدایند.
▫️تفکر تکفیری (نسبت دادنِ کفر به دیگری) صرفاً داعشیگری نیست. هر فرد و جریانی که حقیقت را در انحصار خود میشمارد و غیر خود را کافرِ سیاسی میانگارد و تکفیر میکند و بجای نهالبانی به مزرعهسازی جامعه میپردازد و اقتدار را در انحصار میخواهد، بهنوعی گرفتارِ تفکرِ تکفیری است.
▫️خدا رحمت کند حاج قاسم عزیز را که همزمان با تکفیریهای اعتقادی و سیاسی و نظامی مینَبَردید و با انتقاد از آنها میگفت:
«من و آدمهای خودم؛ من و رفقای خودم؛ من و مریدهای خودم؛ این بیحجاب است؛ اون باحجاب است؛ این چپ است؛ اون راست است؛ این اصلاحطلب است؛ اون اصولگراست، [با این روشهای غلط] خب، پس چه کسی را میخواهید حفظ کنید؟!»
▫️تقلیل اقتدار به انحصار، وقتی با توهمِ کلیدداریِ حقیقت، توأم شود، بزرگترین تهدیدِ نهالستان و مهمترین عامل معرفتیِ حاکم بر اذهانِ مزرعهسازانِ جامعه است.
🔹در قسمت بعد، بقیه موانعِ معرفتیِ نهالستاناندیشی را شرح میدهیم.
ادامه دارد...
@AzadName
🇮🇷 ایرانِ من!
پای پرچم تو میایستم چون ملتها نه در شکستها و پیروزیهایشان، بلکه در ایستادگیهایشان تعریف میشوند.
🇮🇷 ایرانِ من!
پرچمات را بلند میکنم، نه به خاطر آنکه تو فراموش نشوی، بلکه به خاطر اینکه خودم را فراموش نکنم.
🇮🇷 ایرانِ من!
وقتی احساس، بیواژه میشود؛ وقتی حقیقت میان تفسیرها گم میشود؛ وقتی شرافت به دست شقاوت، یتیم میشود؛ من مانند کودکی که به چادر مادرش چنگ میزند، به پرچم تو پناه میآورم.
🇮🇷 ایرانِ من!
چه کوتاه بود فاصله خواندن «سرخ و سفید و سبزه/یه عالمه میارزه» تا «ای در رگانم خون، وطن/ای پرچمت، ما را کفن/دور از تو بادا اهرمن/ایرانِ من،ایرانِ من»
🇮🇷 ایرانِ من!
پای پرچم تو ایستادهام، چون اینجا چیزی هست که ارزش ایستادن دارد.
🔻پینوشت:
در اقدامی خودجوش، پرچم ایران به صورت نمادین در میدان احمدآباد مشهد برافراشته شده است. این پرچم تا پایان جنگ، بهصورت ۲۴ ساعته به همت شما مردم در این مکان، در اهتزاز خواهد ماند. برای رزرو نوبت پرچمداری، به آیدی @parchamdar_iran در "بله" و "ایتا" پیام ارسال نمایید.
@AzadName
🔷 نهالستان (۶)
✍ علیرضا آزاد
خلق همه یکسر نهالِ خدایاند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»
🔹در قسمتهای قبل، سیاستِ نهالستانی را تعریف و تجربههای سایر کشورها و شرایط اجتماعیِ ایران را مرور کردیم. سپس مهمترین لوازم و موانعِ همگراییِ جریانهای اجتماعی در اکنون و فردای جنگ را در قالب دوگانههای زیر برشمردیم: ۱. اتحاد یا انسجام؟ ۲. مثلِ من یا کنارِ من؟ ۳. اقتدار یا انحصار؟ در ادامه، دوگانههای دیگر را شرح میدهیم.
🔹۴. جمهوریت یا سلطنت؟
▫️در نظام سلطنتی، کشور متعلق به سلطان است و مردم رعایایی که ارادهشان در گرو اراده سلطان است. سلطنت فقط در قالب تاج و شاه نیست. «تکصدایی» و «سلطنتِ حزبی» و «سلطنتِ فکری» و «توتالیتاریسم» جملگی صورتهایی از سلطنت و در نقطه مقابل جمهوریتاند.
▫️نظام اسلامی همانطور که به حدیث «الناس مسلطون علی اموالهم» باور دارد، «الناس مسلطون علی مملکتهم» را نیز به رسمیت میشناسد. از اینرو امام خمینی در دیدار با خبرگان قانون اساسی در ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ به زیباترین شکل، جمهوریت را تعریف کرد و فرمود:
«اکثریت مردم هر چه گفتند، آراءشان معتبر است ولو به خلاف، حتی اگر به زیانشان باشد، باید همان اجرا شود... شما ولیّ ملت نیستید که بگویید این به ضرر شماست و نباید انجام شود. شما [صرفاً] وکیلشان هستید...»
▫️این فرموده امام خمینی، عصاره جمهوریت و عین اسلامیت در نسبت حاکمیت و ملت است. وفاق در نهالستانِ ایران، در گرو چنین تعریفی از جمهوریت و اسلامیت است. در غیر این صورت، خدای ناکرده «جمهوری اسلامی» به «امارت اسلامی» و «سلطنت دینی» تبدیل میشود.
▫️عبور از «سلطنت» به «جمهوریت» یک پیشنیاز مردمی و یک پیشنیاز حاکمیتی دارد.
الف) پیشنیاز مردمی:
▫️وقتی من فرعونام ولی مصر من کوچکتر است، وقتی در خانهام، در کلاسام، در مغازهام، در فضای مجازیام و... در حد خودم فرعونی و سلطنت میکنم، آیا میتوانم جمهوریت را در پهنه سیاست رقم بزنم؟! در افغانستان، جمهوریت بدون توجه به پیشنیازهای فرهنگی و آمادگی اجتماعی، وارد ساختار سیاسی شد. لذا شکست خورد و نتیجه آن بازگشت طالبان بود.
ب) پیشنیاز حاکمیتی:
▫️جمهوریت اگر مبتنی بر به رسمیت شناختن تکثر سیاسی و اجتماعی و تنوع فکری در چارچوب بقای کشور و نظام سیاسی نباشد، عملاً به استمرار سلطنت در پوستینِ جمهوریت میانجامد. مانند عراقِ زمانِ صدام که جمهوریت، ابزار تبدیل سلطنتِ فردی به سلطنتِ حزبی و سلطنتِ فکری شد.
🔹۵. حذف یا هضم؟
▫️اکوسیستمهای طبیعی وقتی نمیتوانند تهدیدهای وجودی را حذف کنند، با ایجاد تنوعِ زیستی، تهدید را بجای «حذف»، «هضم» و تابآوری را زیاد و امکانِ بقا را افزایش دهد. این همان کاریست که ایرانیان پس از حمله اسکندر و اعراب و مغول کردند و در سلسله نوشتار «شکستشناسیِ ایرانیان» مفصلاً به آن پرداختیم.
▫️اما پیام و الهامِ این قانونِ طبیعی برای وضعیت کنونی ایران چیست؟ ایران کشوری است که بهخاطر ویژگیهای ژئوپولیتیک و ایدئولوژیک، همواره در معرض تهدیدِ وجودی قرار داشته است:
☆طولانیترین جنگ دو کشور در قرن بیستم بر آن تحمیل شد؛
☆تهاجم فرهنگی را تجربه کرد؛
☆شدیدترین تحریمهای اقتصادی را تحمل نمود؛
☆اعتراضات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را پشت سر گذاشت؛
☆همزمان با دو قدرت اتمی جهان جنگید؛
☆بالاترین سطح ترورهای سیاسی و نظامی در جهان را تحمل کرد؛
☆و لذا «شرایط حساس کنونی» واقعیترین و پربسامدترین کلیدواژههای سیاسی در تمام این سالها بود.
▫️حاکمیت ایران علیرغم تهدیدهای بیشماری که در دهههای اخیر داشت، برای افزایش سعهصدر خود، کوشید. اما آیا هنوز هم میتوان از حاکمیت، سعهصدر بیشتری را در حوزه سیاستِ داخلی، انتظار داشت؟ آیا مطالبه گشودگیِ سیاسی و اجتماعی در این شرایط، انتظار بجایی است؟ وقتی دسیسههای دشمنان، کشور را مدام از امن بودن به امنیتی بودن سوق میدهد، آیا میتوان باز هم توقع نهالاندیشی داشت؟ پاسخ، همچنان آری است. زیرا:
▫️برای مقابله با این حجم از تهدیدهای وجودی که کشور را دههها در «شرایط حساس کنونی» نگه داشته است، راهی جز تکیه بر ظرفیتهای مردم و سرمایههای اجتماعیِ درونزا وجود ندارد. این سعه صدر اگر در شرایط عادی یک «فضیلت» باشد، در شرایط اضطراری، یک «ضرورت» است.
▫️هضم و جذبِ متفاوتاندیشانِ داخلی به مراتب راحتتر از حذفِ دشمنانِ خارجیست. پس چه بهتر که با یاری اینان به جنگ آنان برویم. زیرا بقای نظام سیاسی و نظامات اجتماعی جز با مشارکت و همافزاییِ طیفهای متنوع و متکثر مردمان و نخبگان و حاکمان، و به تعبیر استعاری، نهالستانسازی بهجای مزرعهوارسازی، و پرهیز از دوقطبیسازیهای سرمایهسوز، میسر نخواهد بود.
🔹در قسمت بعد، درباره «چه باید کرد؟» در روزهای جنگ و فردای آن در نهالستانِ ایران سخن خواهیم گفت.
ادامه دارد...
@AzadName
🔷 نهالستان (۷)
✍ علیرضا آزاد
خلق همه یکسر نهالِ خدایاند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»
🔹از نخستین روزهای جنگ وقتی بار دیگر، شجاعت میدانی نظامیان و تدابیر اجرایی مسؤولان و حضور پرشور خیابانی مردمان را دیدم، از پیروزی ایران عزیزمان اطمینان یافتم و امیدوارانه در اندیشه فردای کشور و حل این دغدغه بودم و هستم که:
«چگونه میتوان انسجامِ ملیِ روزهای جنگ را در فردای جنگ نیز ادامه داد و اسمِ اعظمِ وحدت را استمرار بخشید؟»
🔹از ۱ فروردین ۱۴۰۵ مصادف با روز ۲۱ جنگ تحمیلی سوم، انتشار سلسله نوشتار نهالستان آغاز کردم و تا کنون ۷ شماره آن را در کانال آزادنامه با شما به اشتراک گذاشتم.
▫️در نهالستان ۱ تعریف سیاست نهالستانی، ارائه و به ضرورت الگوگیری از اکوسیستمهای طبیعی برای تنوعبخشی اجتماعی جهت تضمین بقای کشور و نظام سیاسی پرداخته شد.
https://eitaa.com/AzadName/891
▫️در نهالستان ۲ تجربههای ناخوشایند برخی کشورها در یکدستسازی مزرعهوار، بجای تنوعبخشی نهالستانوار بیان گشت و عاقبتِ ناگوارِ ناتوانی در حفظ انسجام روزهای ایستادگی برای فردای سازندگی توضیح داده شد.
https://eitaa.com/AzadName/894
▫️در نهالستان ۳ تجربههای خوشایند برخی کشورها و روشهای نهالستانسازی و استمرار وحدت ملی در فردای جنگ را در آنها مرور شد.
https://eitaa.com/AzadName/895
▫️در نهالستان ۴ شرایط سیاسی و اجتماعی ایران در اثنای جنگ، به اختصار شرح شد و گزینههای پیشِ روی حاکمیت و ملت برای فردای جنگ برشمرده شد.
https://eitaa.com/AzadName/898
▫️در نهالستان ۵ مهمترین موانع معرفتشناختیِ نهالستاناندیشی، در قالب دوگانههای: اتحاد یا انسجام، مثلِ من یا در کنارِ من، اقتدار یا انحصار بررسی شد.
https://eitaa.com/AzadName/900
▫️در نهالستان ۶ به سایر موانع معرفتی نهالستاناندیشی در قالب دوگانههای: جمهوریت یا سلطنت، حذف یا هضم اشاره شد.
https://eitaa.com/AzadName/902
▫️در نهالستان ۷ که پیشِ روی شماست، مروری بر اهداف این سلسله نوشتار شد و اکنون برای ادامه کار، دست یاری به سوی تکتک شما دراز میشود.
https://eitaa.com/AzadName/904
🔹از یک سو، رهبر ایران در پیام اخیرشان با روشنبینی، دعوت به کاشتن نهالِ امید در سراسر ایران کردند و تعبیر استعاریِ نهالستانِ ایران را که پیشتر، عنوان و راهبرد این سلسله نوشتار بود، عینیت عملی بخشیدند. از سوی دیگر، آتشبس دو هفتهای که از دیشب آغاز شده، تمرینی برای انسجامبخشی و اتحادآفرینی در جبهه داخلی و کارگاهِ عملی و تمرینِ نهالستاناندیشی است.
🔹سلسله نوشتار نهالستان از شماره ۸ به بعد میکوشد تا راهکارهای تحقق انسجام در روزهای جنگ و حفظ آن برای فردای جنگ را در سه سطح: حاکمیتی، نخبگانی، مردمی، فهرست کند تا در نهایت به مانیفستِ استمرارِ انسجامِ ملی برسد.
🔹شما عزیزان نیز میتوانید با ارائه پیشنهادهای کاربردی خود در راستای این هدف و نیز نقد آنچه تاکنون در نهالستان بیان شده، در تکمیل و تدوین شمارههای بعدی نهالستان، مشارکت نمایید و آرمان وحدت را قوام بیشتری بخشید و نهالی در نهالستان ایران بکارید.
🔹لطفاً پیشنهادها و نکتههای تکمیلی و اصلاحی خود را به آیدی اینجانب در ایتا و بله به آدرسهای زیر ارسال نمایید تا بدون ذکر نام، در شمارههای بعدی سلسله نوشتار نهالستان، منتشر شود.
🌐https://eitaa.com/Dr_Alireza_Azad
🌐https://ble.ir/Dr_Alireza_Azad
@AzadName
🔷 جنگ و علوم انسانی
✍ دکتر علیرضا آزاد
🔹در روزهای جنگ، متفکران علوم انسانی چه میکنند؟ جامعهشناسان، روانشناسان، الهیدانان، فیلسوفان و روشنفکران دقیقاً در کجای ماجرا هستند؟
🔹حقیقتاش آنان قبلاً کارشان را کردهاند و در لحظه جنگ، مثل پدری سربهزیر، پشتِ درِ اتاقِ زایمان ایستادهاند تا ببینند که چه دسته گلی به آب دادهاند!
🔹بعد از جنگ جهانی، متفکران علوم انسانی فهمیدند که نه در جنگ بلکه در برابر جنگ شکست خوردند. آنها سالها با توسل به رشنالیسم، مدرنیسم، لیبرالیسم، ناسیونالیسم، سوسیالیسم و... در رؤیای اتوپیاسازی جهان بودند و موفقیتهایی هم به دست آوردند اما در نهایت، جهان را در حال جنگ جهانی، جنگ ویتنام، جنگ کره، جنگ سرد، فجایع کامبوج، گولاک، ساختن دیوار برلین و بمب اتم دیدند.
🔹وقتی کلانروایتهای کمونیسم، لیبرالیسم، امانیسم، دمکراسی، قدسیّت و عقلانیت ابزاری، همهوهمه به خشونت ختم شد، متفکران علوم انسانی دو نوع واکنش داشتند:
۱. نقد مبنایی:
برخی معتقد بودند که این، علوم انسانی بود که پتیارههای قدرت را باردار کرد و نظامیان صرفاً قابلههای زایشگاه خشونت بودند. انتقاد آنان به مبانی و خاستگاههای علوم انسانی بود و دعوت به تجدیدنظر در آن کردند.
۲. نقد روشی:
برخی دیگر معتقد بودند که خشونت، نوزاد نارَس عقلانیت است. سیاستمدارانی که گوششان بدهکار حرفهای متفکران نبود، دستور سزارین این نوزاد نارَس را به قابلههای نظامی دادند و تیغ بر شکم بشر کشیدند. نقد آنان نه به مبانی بلکه به مدل اجراییسازی علوم انسانی بود و دعوت به تجدیدنظر در روشها کردند.
🔹این تفاوت دیدگاه، چیزی از عمق فاجعه نمیکاست. متفکران بهعیان میدیدند که در جنگهای قرن بیستم، بهاندازه تمام جنگهای تاریخ، آدم کشته شد. اینجا بود که:
▫️آدورنو پی برد که عقلانیت مدرن میتواند ابزار سلطه باشد.
▫️سارتر متوجه شد که مسؤولیت اجتماعی روشنفکران، مهمتر از دغدغههای نظریشان است.
▫️آرنت ابتذال شر و توتالیتاریسم را نوشت تا بگوید فاجعه را نه هیولاها بلکه انسانهای عادی بهوجود می آورند.
▫️فروم از روانکاوی به نقد جامعه مدرن روی آورد.
▫️فوکو به کلان روایتها بیاعتماد شد و از ساختارگرایی عبور کرد.
▫️پوپر از فلسفه علم به فلسفه سیاست رو آورد.
▫️لویناس از تقدم اخلاق بر هستیشناسی گفت.
▫️کامو به ایدئولوژیها بدبین شد و کوشید تا از اخلاق در جهانی بیمعنا دفاع کند.
🔹اگر واکنش متفکران اروپا بعد از جنگهای جهانی این بود. واکنش متفکران ایران بعد از ۳ جنگ تحمیلی طی ۴۵ سال چه باید باشد؟
🔹این روزها، بمب و موشکی که در خانهها و کوچهها و دانشگاههای ما فرود میآید، نه صرفاً دستپخت نظامیان بلکه مغزپخت همان کلانروایتهای جهان مدرن است. چه مشکل را مبنایی بدانیم و چه روشی، آنچه مسلم است اینکه:
▫️روی کار آمدن ترامپ و نتانیاهو، آبروی دمکراسی را برده است؛
▫️وقوع فجایع ابوغریب و گوآنتانامو، بهدست همانهایی که تحقیق درباره هولوکاست را هم ممنوع کرده بودند، آبروی لیبرالیسم را برده است؛
▫️دزدیدن رئیسجمهورها، آبروی نظام حقوق بینالملل را برده است؛
▫️حمله به ایران در حین مذاکره، آبروی سازمان ملل را برده است؛
▫️تهاجم دارندگان حق وتو به اوکراین، ایران، عراق، افغانستان و... آبروی شورای امنیت را برده است؛
▫️نداشتنِ جرئتِ تسلیتِ شهادت رهبر ایران، از سوی ۹۵% کشورهای جهان، از ترس امریکا، آبروی آزادی بیان را برده است؛
▫️سکوت در برابر قتلعام دختران معصوم میناب و بمباران چهلستون اصفهان، آبروی یونسکو را برده است؛
▫️برسرکار بودنِ جنایتکارانِ طبقه اپستین، آبروی یونیسف را برده است.
▫️صدها هزار کشته در غزه و روآندا و سومالی و بوسنی و... آبروی حقوق بشر غربی را برده است.
🔹در دادگاه جنگ، قبل از نظامیان، بانیان اندیشه محاکمه میشوند. زیرا لغزشِ فیلسوفان، عاملِ غرّشِ مستبدان است.
🔹اکنون که خون برادران و خواهرانمان بر دامنمان پاشیده و ایرانِ جانمان کُنام گرگصفتان شده آیا میتوانیم همچنان به اندیشههایی که خاستگاه این توحش مدرناند یا ناتوان از کنترل آناند، خوشبین باشیم؟ و یا مشکل را صرفاً در روشِ پیادهسازی آنها بدانیم؟
🔹پس از این جنگ، با درایتی که مدیران غیرتی که نیروهای مسلح ایران نشان دادند، معادلات سیاسی و نظامی جهان قطعاً دگرگون خواهد شد. اما چه کسانی معادلات علوم انسانی جهان را پس از این جنگ، دگرگون خواهند کرد؟ بیش و پیش از همه، این حق و بلکه وظیفه متفکران ایران است.
🔹میدان جنگ، زایشگاه اندیشه است. و شاید رنجِ جنگ، درد زایمانِ تولدِ نوعِ دیگری از علوم انسانی باشد.
🔹آدورنو میگفت: «شعر گفتن بعد از آشویتس، بربریّت است.» و من میگویم: «غربگرایی بعد از غزه و میناب، دیاثتِ فکری است.»
🔹بزرگترین فاجعه، نه جنگ بلکه باقی ماندن بر اندیشههایی است که جنگ را بهوجود آوردهاند.
@AzadName
🔷 نهالستان (۸)
✍ علیرضا آزاد
خلق یکسر همه نهال خدایند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصرخسرو»
🔹نهالستان، الگوگیری از گفتمان طبیعت برای تحقق وحدت در عینِ کثرت، و استمرارِ انسجام در امروز و فردای جنگ است. شعارِ نهالستان، شجاعتِ این باور است که: «حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.»
🔹 در شمارههای پیشین، بینشها و نگرشهای نهالستاناندیشی را تبیین کردیم و در ادامه، روشها و راهکارهای: ۱. مردمی ۲. نخبگانی ۳. حاکمیتی آن را در: الف) ساحت نظر ب) ساحت عمل، بیان میکنیم.
۱. راهکارهای مردمیِ نهالستانسازی
🔻الف) در ساحت نظر:
▫️جنگ تراژدی است، اما هر ملتی برای ادامه، نیاز به حماسه دارد. لذا حماسههای دینی و ملی را برجسته کنیم.
▫️در دل جنگ، روایت امید بیافرینیم و آیندهباوریمان را از دست ندهیم.
▫️بر مسئولیتپذیری همگانی در قبال آینده، تأکید کنیم.
▫️ایران همواره در معرض تهدید بود و خواهد بود؛ چه با جمهوری اسلامی و چه بیجمهوری اسلامی. هنگامی که پرتغالیها جزایر، انگلیسیها جنوب و شوروی شمال ایران را تصرف کردند، جمهوری اسلامی وجود نداشت. پس دفاع از کشور را در قالبی فراتر از دفاع از نظام سیاسی درک کنیم.
▫️دفاع، وحدتبخش است. ماهیت دفاعی هر سه جنگ تحمیلی علیه ایران را از یاد نبریم و تفسیرِ وحدتشکنانه از جنگ ارائه ندهیم.
▫️ایران، محور مقاومتِ استکبارستیزانِ جهان است. ایران را محور وحدتِ آزادیخواهان جهان نیز بکنیم.
▫️از دوقطبیسازی افراد به قهرمان/خائن پرهیز کنیم و مراقب شیزوفرنی مزمن سیاسیمان باشیم.
▫️اگر وحدت میسر نیست، دستکم انسجام و همگرایی با کسانی را که عین ما نیستند، بیاموزیم.
▫️مبارزه با فرعونهای زمان را از مبارزه با فرعون درونِ تکتک خودمان آغاز کنیم.
▫️اگر به شکار اژدها میرویم، مراقب باشیم که خود اژدها نشویم؛ مبادا زل زدن به دشمن، ما را شبیه او کند.
▫️خود را بیش از مطالبهگر، پاسخگو و بیش از منتقد سیاسی، مصلح اجتماعی بدانیم.
🔻ب) در ساحت عمل:
▫️فرهنگ گفتوگو، آزادفکری، خشونتپرهیزی، احترام به تفاوتها و نهالستاناندیشی را از خانوادهها آغاز کنیم.
▫️خشونتپرهیزی در گفتار و رفتار را تمرین کنیم و از ریشخند، مچگیری و «دیدی گفتم»ها بپرهیزیم.
▫️نقد کردن بدون حذف کردن را تمرین کنیم.
▫️اخلاقِ شنیدن را در هر جایگاه و موقعیتی که هستیم، تقویت کنیم.
▫️بجای مجادله و نفرتپراکنی، با سکوت و نادیدهگرفتنِ افراطگرایان، زمینه اصلاح آنان را فراهم کنیم.
▫️در جنگهای مدرن، عدم دسترسی مستقیم به دشمن اصلی میتواند به خطای شناختیِ دشمنپنداریِ دمِ دستیها دامن بزند. مراقب باشیم این خطا، باعث دشمنانگاریِ همسنگران و تفرقهمان نشود.
▫️کمک نقدی و غیرنقدی به رزمندگان را نهفقط بهسبب نیاز آنان، بلکه برای مشارکت در امر ملی و تقویت روحیه همدلی انجام دهیم.
▫️با توجه به آسیب زیرساختها، برای دشواریهای اقتصادیِ پس از جنگ و سازندگی مداوم کشور آماده باشیم.
▫️اصل شفافیت را که پاشنه آشیل نظام حکمرانی است، از خانه و خانواده آغاز و در جامعه فرهنگسازی نماییم.
▫️بازسازی اعتماد عمومی را بهعنوان مهمترین رکن سرمایه اجتماعی، پیش از بازسازی کشور، آغاز کنیم
▫️با تمام ایرادها و گلایهها، همچنان به تدابیر مسؤولان کشورمان، چه در جنگ و چه در صلح، اعتماد کنیم.
▫️حضور خیابانی را استمرار بخشیم و خیابان را بهترتیب به عرصه حضور، مقاومت، گفتگو و وحدت ملی تبدیل کنیم.
▫️در فضای حقیقی و مجازی، برای دفاع از کشور، تاریخ، فرهنگ، هویت ملی و دینیمان اعلام آمادگی کنیم و عملاً هم آماده شویم.
▫️جشن پیروزی در برابر تجاوز خارجی و جشن وحدت و انسجام داخلی را توأمان برگزار کنیم.
▫️گروهدرمانیِ رنج و روایتِ جمعیِ تجربه مقاومت را جدی بگیریم.
▫️رفتارهای همدلانه و آیینهای جمعی را برای ترمیم شکافها و گسلهای اجتماعی بیش از پیش گسترش دهیم.
▫️تشکلهای همیاری خانوادگی و محلی و صنفی را تقویت کنیم.
▫️خیمههای مقاومتی را که در هدف، همراستا و در روش، متفاوتاند با برنامههای متنوع فرهنگی، اجتماعی، هنری و آموزشی برپا کنیم تا امکان مشارکت قشر خاکستری و کسانی که هنوز پای کار دفاع و حضور نیامدهاند، فراهم شود.
▫️همه شهدای وطن را به یک چشم بنگریم و آنان را به شهید/شهیدتر تقسیم نکنیم و آیینهای یادبود را بدون تبعیضهای تفرقهافکنانه برگزار کنیم.
▫️در فضای مجازی، مطالب امیدبخش و آیندهآفرین را بیش از اخبار اضطرابزا به اشتراک بگذاریم.
▫️از کسانی که بین مردم پل میزنند و آنها را به هم پیوند میدهند، حمایت کنیم.
▫️با حفظ کرامت، از افراد و کسبوکارهای کوچکِ آسیبدیده از جنگ حمایت کنیم.
🔹در بخش بعدی، راهکارهای نخبگانی و حاکمیتیِ نهالستاناندیشی را بیان میکنیم.
ادامه دارد...
@AzadName
🔹مصاحبه روزنامه قدس با دکتر علیرضا آزاد
۲۳ فروردین ۱۴۰۵
▪️جنگ تحمیلی سوم میتواند "ما"ی جدیدی را در جامعه ایران متولد کند.
▪️همسنگری را به همدلی، همگرایی، همراهی و همکاری تبدیل کنیم.
▪️۵ ظرفیت بیبدیل مشهد را برای استفاده در دوران جنگ، بشناسیم و از آنها بهره بگیریم.
🔹متن کامل مصاحبه:
https://qudsonline.ir/xcJJT
@AzadName
🔷 نهالستان (۹)
✍ علیرضا آزاد
خلق یکسر همه نهال خدایند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصرخسرو»
🔹نهالستان، الگوگیری از گفتمان طبیعت برای تحقق انسجام و استمرار همگرایی در امروز و فردای جنگ است. در شمارههای پیشین، بینشها و نگرشهای نهالستاناندیشی تشریح شد و راهکارهای مردمی نهالستاناندیشی تبیین گردید. در این شماره، راهکارهای نخبگانی و در شماره بعد، راهکارهای حاکمیتی بیان میشود.
۲. راهکارهای نخبگانی نهالستانسازی
🔻الف) در ساحت نظر:
▫️هویت جمعی روزهای جنگ را به الگوی ساختاری پایدار برای دوران پس از جنگ تبدیل کنیم.
▫️نه یک روایت، بلکه چند روایت از ایرانِ فرهنگی، جغرافیایی، دینی، تاریخی، سرزمینی، سیاسی، هویتی، قومی و… را به رسمیت بشناسیم.
▫️از مقطعیسازی و سیاستزدگی در امر ملی بپرهیزیم و هویتبخشی غیرسیاسی را تقویت کنیم.
▫️از تجربه شیرینِ شعار «خرمشهر را خدا آزاد کرد» که در دهه ۶۰ اختلاف نیروهای مسلح را حل کرد و از تجربه تلخ شعار «فتح سنگر به سنگر» که در دهه ۷۰ به اختلاف نیروهای سیاسی دامن زد، عبرت بگیریم و نقد قدرت را نه برای تصاحب قدرت، بلکه برای اصلاح آن به کار گیریم.
▫️فاصله نخبگان و نظام را کاهش دهیم.
▫️مفاهیمی چون شهادت، جهاد، دفاع، کشور و وحدت را در چارچوب نهالستاناندیشی و متناسب با ضرورتهای آینده ایران بازتعریف کنیم.
▫️از فرسایش روانی جامعه در شرایط بحران، مراقبت فعال نماییم.
▫️با رویکردی اکوسیستمی، سند «نهالستان ایران» را برای مدیریت تنوع زیستبوم سیاسی و اجتماعی کشور در چارچوب جمهوری اسلامی ایران تدوین کنیم و دستورالعمل اجرایی آن را برای تصمیمسازان و تصمیمگیران کشور تهیه و سناریوهای ایران با/بدون نهالستان مقایسه کنیم.
🔻ب) در ساحت عمل:
▫️نهادهای میانجی و میانافزا را برای تحقق گفتوگوی ملی و مشارکت خرد جمعی اجتماعی تقویت کنیم.
▫️از رمانتیزهکردن جنگ بپرهیزیم و بیان واقعیتها را عامل پیروزی در جنگ روایتها بدانیم.
▫️تاریخ شفاهی جنگ را برای عبرت آیندگان تدوین و از روایت سکوتها نیز نهراسیم.
▫️تجربه همبستگی، همگرایی و همدلی در روزهای جنگ را بهمنظور ایجاد حافظه جمعیِ نهالستاناندیشی، مستندسازی کنیم.
▫️کودکان مظهر آینده و گرانیگاه وحدتاند. روایت کودکانِ جنگ و روایت کودکان از جنگ را جدی بگیریم.
▫️روایت جنگ را با ابزار هنر به تجربهای ماندگار و بیننسلی تبدیل کنیم. ادبیات داستانی، آثار سینمایی و... درباره همبستگیهای میانطیفی در جنگ تولید نماییم.
▫️از تحلیلگران و صاحبان قلمی که طی سالهای گذشته در نقد یکدیگر مطلب منتشر کردهاند، برای حضور مشترک و عرض خداقوت به رزمندگان میدان دعوت کنیم.
▫️از منتقدانی که مهاجرت کردند یا مهاجرانده شدند اما در روزهای جنگ در کنار ایران ایستادهاند، با حفظ امنیت و کرامت، برای حضور در وطن و مشارکت در گفتوگوی ملی درباره کشور، دعوت کنیم.
▫️روزی را به نام «روز وحدت ملی» در تقویم نامگذاری کنیم و جایزه ملی وحدت را برای تقدیر از پروژههای فرهنگی و اجتماعی انسجامبخش طراحی نماییم.
▫️به منظور ترمیم اجتماعی، از «قهرمانان پلساز» که توانستهاند میان دولت/ملت، اصلاحطلب/اصولگرا یا فقیر/غنی پل بزنند و بانیان وحدت و انسجام داخلی باشند، تقدیر کنیم.
▫️از دوقطبیسازیهای سرمایهسوز و تقابلهایی چون خودی/غیرخودی، دیندار/بیدین، اسلام/ایران، مسجد/کافه و… بپرهیزیم.
▫️پویشهای ساده و وحدتبخش، مانند «پویش پرچمدار»، را طراحی و تکثیر کنیم.
▫️مضامین ملی و دینی درباره حفظ وحدت در عین کثرت را در کتابهای درسی بگنجانیم.
▫️سنت مناظره، کرسیهای آزاداندیشی و تریبونهای آزاد را در حوزهها، دانشگاهها و صداوسیما، با تأمین همزمان آزادی و امنیت بیان، احیا کنیم.
▫️از پروژههای مشترک میان گروههای ناهمطیف حمایت مضاعف کنیم و «همکاری کامل بدون همفکری کامل» را تمرین نماییم.
▫️با ساکتان و غایبان جنگ، نه با زبان شماتت بلکه با متانت گفتوگو کنیم و آنان را نیز به ظرفیتهای کشور بیفزاییم.
▫️«الهیاتِ نهالستانی» را صورتبندی کنیم.
▫️برنامههای هنری و ورزشی را در مکانهای آسیبدیده از جنگ برگزار کنیم؛ برای مثال مسابقه وحدت را در قالب رقابت فوتبال استقلال و پرسپولیس در ورزشگاهی آسیبدیده از جنگ برگزار کنیم؛ بهگونهای که دو تیم، به نشانه همگرایی، لباسی مرکب از دو رنگ قرمز و آبی بر تن داشته باشند.
▫️از تجربه بازسازی اجتماعی سایر کشورها پس از جنگ بهره بگیریم و نمونهای متناسب با ظرفیتها و ملاحظات بومی خود، در حین و پس از جنگ اجرا کنیم.
▫️نقد دوسویه و همزمان «اقتدارگرایی سخت» و «آنارشیسم نرم» را سرلوحه خود قرار دهیم.
▫️منشور اخلاقی وحدت و انسجام ملی را تدوین کنیم.
🔹در بخش بعدی، راهکارهای حاکمیتیِ نهالستانسازی را بیان خواهیم کرد.
ادامه دارد...
@AzadName