هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
◻️روایتپردازیهای اجتماعی از رهبر سوم انقلاب
💢دکتر آزاده محمودیان در هم اندیشی جمهوری اسلامی در سومین گام مطرح کرد:برجستهترین ویژگی شخصیتی رهبر سوم انقلاب، که پیش از سایر ویژگیها، خود را مینمایاند، ابرام بر پردهنشینی و حضور در سایه، طی بیش از سهدهه مؤانست نزدیک با رهبر شهید است.
➕آنچه از سیرۀ عملی معظمله مشهود است آن است که با وجود شأن علمی پذیرفتهشده از سوی بزرگان حوزه و چهرههای برجستۀ دانشی و نظامی و نیز دسترسی گسترده به قدرت، هرگز تدبیری برای چهرهپردازی سیاسی و حتی تدارک رسانهای برای ظهور سیاسی ایشان وجود نداشته و زمینه و بستری برای تولید اعتبار و شهرت فراهم نشده است.
🔍 مشروح خبر👇
🌐 iict.ac.ir/rwz9
#جنگ_رمضان #رهبر_شهید #سید_علی_خامنه_ای
🆔 @iictchannel
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
➕روایتپردازیهای اجتماعی از رهبر سوم انقلاب
💢حیات نهفته، ظهور ناخواسته: بیتصویری خودخواسته
🔺این امر را میتوان به میزان قابل تأملی، حاصل سیاستورزی ناخانوادگی رهبر شهید دانست که از حضور و حتی طرح نام خانواده خویش در محافل سیاسی نهی و نفی غلیظ میفرمود.
🔺اما این امر با توجه به وزانت علمی و نقش جدّی رهبر سوم بهمثابه مشاور مسلّط و دانشمند و صاحبفکر در عرصههای گوناگون برای رهبر شهید، دیگر تنها مربوط به نوع سیاستورزی رهبر شهید نیست؛ بلکه خبر از یک حرکت عامدانۀ مستمرِ پرحساسیت میدهد.
🔺آنچه در طی این سالهای طولانی، مانع از جایابی معظمله در بدنۀ سیاسی نظام شد، تقوای سیاسی و شدّت ورع و بیرغبتی به قدرت بوده است. زیرا پنهان نگاه داشتن این حجم از حضور مؤثر، بسیار دشوارتر از بروز و ظهور طبیعی و واقعی ایشان بوده است.
💢 تداوم خط، بازتولید مقاومت
🔹بیتردید جدّیترین هدف از ترور رهبر شهید انقلاب، قطع زنجیرۀ قدرتمند مقاومت و زوال ایدۀ مقاومت بوده است.
🔺آنچه وجود رهبر شهید را برای دشمنان، پرهزینه و دهشتناک میکرد، رهبری حکیمانه و اعجابانگیز ایشان بر ساخت و سامان و مدیریت جبهۀ مقاومت در جهان، به ویژه در غرب آسیا بود. واقعیتی که محاسبات دشمن را همواره درهم میشکست و ردّ نقشههایشان را میزدود، همین مدیریت شگفتانگیز بود.
🔺پس، برای دشمنان، حذف آیتالله سید علی خامنهای، به معنای پایان هزینههای گزاف و بیثمر آنان در اقدامات مستکبرانۀشان، و مترادف با سلطۀ فراگیر و بیزحمت در منطقه بود. اما در عمل، با انتخاب رهبر سوم، نهتنها خدشهای به گفتمان مقاومت وارد نشد، بلکه مهر تثبیتی بر تداوم ایدئولوژی مقاومت کوبیده شد.
🔺انتخاب بدیل و همگفتمان و مشابه با رهبر شهید، به معنای تداوم و رسمیّتبخشی به ایدئولوژی مقاومت در سطح رسمی نظام، و استمرار حیات سیاسی مقاومت بود.
🔺فراتر، وقایع این روزها و بیانیۀ رهبر سوم، نشان میدهد، جهان امروز، نهفقط استمرار مقاومت را، بلکه بازسازی جوانانۀ خط مبارزه و ستیز و نزاع با غرب را به مشاهده نشسته است.
🔺اکنون، با شهادت رهبر شهید، و مواضع رهبر سوم، بسیار بیش از گذشته، مکتب مقاومت در عمق نظام سیاسی جمهوری اسلامی، وجاهت ساختاری یافته است؛ تا جاییکه صداهایی که در ردّ و تضعیف آن همواره بلند بود، دیگر به گوش نمیرسد.
💢انتخاب رسمی، انتخاب اجتماعی: کشش معنوی
🔹آنچه همتای شدّت بهت و غمِ شهادت رهبر انقلاب، قلبها و ذهنها را به خود معطوف کرده بود، حجم سنگینی از نگرانی در انتخاب جانشنین ایشان بود.
🔺مردم انقلابی ایران از یکسو اندوه فقدان رهبر خود را بر دوش گرفته بود، و از سوی دیگر مضطرب از به تاراج رفتن ارزشهایی بود که رهبر شهید در طی سیوشش سال زعامت خویش، با حکمت و مقاومت و مظلومیّت و در نهایت، خون خویش، برای امّت اندوخته بود.
🔺اقبال اجتماعیِ سراسری به سوی رهبر سوم انقلاب از همان ساعتهای ابتدایی فعالیت خبرگان آغاز شد و کشش اجتماعی به ایشان، پیش از معرفی رسمی، شکل گرفته بود.
🔺آنچه واقع شد، جمع میان انتخاب رسمی و انتخاب اجتماعی بود. در مسیر این انتخاب، جامعه شاهد تکوینِ موج حمایت اجتماعی و نوعی گزینش طبیعیِ برخاسته از مطالبۀ مردمی بود. این یک اقبال ساختگی و فرمایشی نبود؛ بلکه از عمق فهم و تشخیص و تجربۀ یک جامعۀ زخمخورده و نگران برخاسته بود.
🔺افزون بر آن، حس مودّت و تعلّق خاطر اجتماعی به یک شخصیت سیاسی، آنهم در اوج فقدان تبلیغات رسمی را باید بر اساس باورهای عمیق دینی تفسیر و تعبیر کرد.
🔹این ربط قدسیِ امام و امّت، و ولیّ و مردم، ریشه در مبنا و منطق محبّت ایمانی، و مودّت به اولیای الهی دارد.
🔺همانطورکه رهبر شهید میفرمود که «دلها دست خداست»، کشش غیرقابل انکارِ عقلها و دلها به سوی رهبر سوم، نه امری قراردادی و اعتباری، که تجسّم عقل ایمانی در جامعه، و برگرفته از حکمت و نسبت مؤمنانۀ مردم با ولی زمان بود.
#جنگ_رمضان #رهبر_شهید #سید_علی_خامنه_ای
🆔 @iictchannel
یادداشتهای آزاده محمودیان
.
خردهروایتهای جنگی-۸
معجزۀ تزویج غم و نشاط
محرّم، در مجلس عزای اباعبدالله، در میانۀ روضه، غم عالم بر دل شیعه مینشیند. روز عاشورا، سینه چنان سنگین میشود که گویی دنیا را با تمام آنچه بر آن است، روی سینۀ تو گذاشتهاند؛ اشک سرازیر است و بر سر و سینه میزنی؛ هزار بار در دلت میگویی کاش من هم در آن صحرا بودم؛ کاش جان خودم و عزیزانم، همچون دست مبارک حضرت قاسم(ع) سپری میشد در برابر حتی یک ضربه از ضرباتی که بر پیکر مبارک حضرت اباعبدالله نشست.
اما عجبا که وقتی روضه تمام میشود، حس سبکی، جانت را فرا میگیرد، همچون پرندهای تیزپرواز آمادۀ پر کشیدن میشوی! آمادۀ فکر! پر از شوق تلاش!
چه عجیب که آن بار سنگینِ روی سینه، به کیمیای محبّتِ ولایت، عین سبکبالی میشود، عین نشاط و آرامش و انگیزه. این معجزۀ حبّ ولایت است.
در اینشبها مردم را به دقت مینگرم، فقدان رهبر شهیدمان را نپذیرفتهاند. هیچکس از جماعت این شهرِ ولایی، نبودنش را باور ندارد؛ حضورش و نگاهش و توجّه خالصانه و پر نفوذش، برای همۀ خیاباننشینانِ این شبها، حس و لمس میشود. گویی بیش از گذشته رهبریمان میکند؛ اما نیمیادی از روز واقعه، سینهها را مالامال اندوه میکند و ابر چشمان را آمادۀ باریدن.
اینجا هم همان کیمیای کمیابِ ولایت، به زانوها، توان ایستادن و به حنجرهها، توان فریاد میدهد.
انگار باران ایمان و شوق و شور از آسمان میبارد و دلها را برای فدای دین الهی شدن، بارور میکند.
آشکارا، شهرمان باایمانتر شده!
محبّت ولیّ الهی معجزه میکند و غم و نشاط را به تزویج هم درمیآورد و انگیزۀ ماندن میدهد؛ انگیزۀ مقاومت و حفظ میراث او، انقلاب.
مودّت او، شبهای غمآلودمان را پر از تلاش و حس مسئولیت و نشاط میکند.
و چشمانِ همیشهحاضرانِ خیابان، این حقیقت را بلندتر از حنجرهها، فریاد میزنند.
@AzadeMahmoudian
🗒 «... یک مسیر دشمن، عملیات رسانهای او است که در این ایام بطور خاص با نشانهگیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملّی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهلانگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. از اینرو توصیهام به رسانههای داخلی کشورمان با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند این است که از پرداختن به نقاط ضعف بطور جدی خودداری کنند. در غیر اینصورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد.»
(آیتالله سیدمجتبی خامنهای، ۲۹ اسفند ۱۴۰۴)
#رسانه
#خیانتروایت
#جنگرسانهای
@AzadeMahmoudian
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خردهروایتهای جنگی- ۹
با جهاد تبیین چه کردیم
«کاش آقای خامنهای از ما بگذرد»؛
«کاش میشناختیمش»؛
«در حق او ظلم کردیم»؛
و ...
این جملات را این ایام زیاد میشنوم.
خون شهید، پردههای غفلت را کنار زده،
نحوۀ رفتنش دیدهها را روشن و سینهها را گداخته؛ یعنی آن کینهها حقیقی و ذاتی نبود، نیرنگ و ساختگی بود.
اصل سخنم اینجاست:
کینه و غفلتی که با بوغهای تبلیغاتی دشمن ایجاد شده بود، با تبیین ما،
اگر که جهادی بود،
اگر که یکصدا و منسجم بود،
اگر که با انقلتهای خودمان تضعیف نمیشد،
زدوده میشد؛
پیش از آنکه کار به خون رسد.
تازه امروز شدّت خفته در این کلام را میفهمم: «جهاد تبیین یک فریضۀ قطعی و یک فریضۀ فوری است و هر کسی که میتواند[باید اقدام کند]».۱۴۰۰/۱۱/۱۹
چهبسا ظلم اصلی را ما کردهایم در حق آن رهبرِ تاریخیِ بیتکرار...
ما تبیینگران جبهۀ انقلاب.
@AzadeMahmoudian
این مطلب را یکبار با دقّت بخوانید.
حالا، بدون کلمۀ «شنیدم»، دوباره بخوانید و ببینید چه تفاوتی دارد.
لطف الهی، نهفقط یک «صادق»، که یک «صدّیق» را روزیِ ملّت ایران کرده است؛
حقیقت عینیِ «الوَلَدُ سرُّ أَبیه».
@AzadeMahmoudian
در «هندسه ولایی مناسبات ارتباطی در عالم انقلابی» به وجوه معرفتی ارتباط میان امام و امت پرداختهام:
https://ana.ir/004Myi
از آغاز جنگ رمضان، محلههای مختلف در شمال و جنوب و شرق و غرب تهران را بیواسطه مشاهده کردم. حتی برخی استانها و شهرستانها را با دقت رصد کردم؛ بیاستثنا، حضور زنان در تجمعّات شبانه بسیار چشمگیر و پر حرارت است.
در گفتگوی اختصاصی با جهانبانو، به این پدیدۀ اجتماعیِ ایمانی و جذّاب و قابل تأمل پرداختهام.
«زنان در جنگ رمضان؛ وقتی خیابان به پشت جبهه تبدیل شد»
را اینجا بخوانید👇
پایگاه خبری جهانبانو در گفتوگو با آزاده محمودیان، پژوهشگر فرهنگ و رسانه و دانشآموخته دکتری ارتباطات دانشگاه تهران، به سراغ یکی از پدیدههای قابلتوجه این روزها رفته است؛ حضور گسترده و فعال زنان در صحنههای اجتماعیِ «جنگ رمضان».
🔻حضور زنان نهتنها از نظر تعداد چشمگیر است، بلکه از نظر نوع کنشگری و نقشآفرینی نیز توجه بسیاری از ناظران اجتماعی را به خود جلب کرده است.
ریشه این حضور را باید در یک خودآگاهی تاریخی جستوجو کرد.
🔻 زنان، با پیشگامی در تجمعات و حضور مستمر در خیابان، نوعی غیرت، حساسیت و احساس مسئولیت را در مردان و فرزندان خودشان شعلهور کردند.
🎤#مهتا_صانعی
📎بررسی ورود زنان به میدان مسئولیت اجتماعی تا تأثیر این حضور بر خانواده و جامعه....
#اختصاصی
□ سایت | ایتا | بله
📢جهانبانو پایگاه خبری تحلیلی زنان و خانواده
https://eitaa.com/joinchat/1999044732Cc43266076c
💬 نظرات
🔻از خلأ روایتی تا خیانت روایتی؛
ستاندن زمام تفسیر جنگ از لیبرالها
آزاده محمودیان
۱. دال مرکزی اندیشۀ اصلاحطلبی، اول، جدایی دین از سیاست در نظام حکمرانی و دوم، ارتباط با آمریکا، بوده است. پس از جنگ دوازدهروزه و کشتار ایرانیان توسط آمریکا و رژیم صهیونی، آنهم در میانۀ مذاکره، و وحدت مردم حول محور ولیّفقیه، جبهۀ اصلاحات دو روایت مشخص را برای عدم انهدام اندیشۀ خود به میدان افکار عمومی روانه کرد. اول، تأکید بر ملی بودن دفاع و نقش منفیِ گرایشهای دینی در حفظ انسجام، و دوم، تفکیک آمریکا از رژیم صهیونی. این کجروایتها با پروپاگاندای روزنامههای اصلاحطلب، تا صدور بیانیۀ تغییر پارادایم پیش رفت؛ بدان معنا که این جنگ، بهدلیل سیاستهای نادرست خودِ نظام جمهوری اسلامی بوده و این نادرستی نیز از اصرار بر حفظ رویکردهای دینی و نفوذ ارادۀ ولیّفقیه در تعاملات داخلی و بینالمللی برخاسته است. با آغاز جنگ رمضان دشمن آمریکایی چنان در کشتار ایرانیان با صهیونها همپیاله شد، که در عمل، امکان تفکیک و تطهیر او باقی نماند. پس لیبرالهای اصلاحطلب در سکوتی عمیق فرو رفتند. البته در سهدهۀ اخیر هم نخبگان اصلاحات همواره در مواجهه با واقعیتهای ناسازگار با ایدئولوژی غربگرایی، مدتی در سکوت از کنشگری اجتناب میکردند، سپس مواضع پیشین خود را با بوغهای تبلیغاتی، چنان تکرار میکردند که گویی آن واقعیت از اساس چون عدم بوده است.
۲. در بیش از بیست روز، تهاجم دشمن به خاک ایران و موشکباران مناطق مسکونی و بیمارستانها از یکسو، و حضور ایمانیِ اعجاببرانگیز مردم در خیابانها از سوی دیگر، چهرههای برجستۀ سیاسی و اندیشگی اصلاحات، حتی توان محکوم کردن این تجاوز علنی را نداشتند. آنچنان ساختار اندیشگی اصلاحطلبی توسط واقعیتهای جاری میدان منهدم شده که دو ابزار همیشگیشان هیچ کارکردی ندارد. نه میتوانند فریاد بلند داغدیدگی ملت از شهادت ولیّفقیه را ناشنیده بگیرند، و نه میتوانند موضعی متناقض با مواضع غربگرای خود اتّخاذ کنند. پس هم نخبگانشان چندصباحی از گفتگو با دشمن نگفتند و هم شومنها زبان در کام کشیدند و قاتلان ملت را محکوم نکردند؛ مبادا که از اینسو منفور ملت شوند و از آنسو، مواضع پیشین خود نسبت به آمریکا را تغییر دهند. البته به باور نویسنده، که پای درس اساتید نامآشنایی بوده که در جایگاه ایدئولوگهای اصلاحطلبی، همواره گفتگو با جهان را بهعنوان تنها راه معرفی کردهاند، اکنون، زمانی مناسب برای بهچالش کشیدن آن ایدههایی است که هزینههای سنگینی را برای کشور به همراه داشته است.
۳. اما اصحاب اصلاحطلب را آشنایی غریبی با رسانه است. اینان ثابت کردهاند بسیار بیش از حریفِ سیاسی خود رسانهبلدند و بارها بازی باخته را از طریق هجوم کجروایتها به دستِبرنده، مبدّل ساختهاند. تا آنجا که توانستند جسد پوسیدۀ مذاکره و رفع تحریم را بعد از یک دهه تعطیلی اقتصاد و شکست قطعی این تفکر، باز به افکار عمومی بفروشند. اگر نمیتوان خوی استکبار و دنائت را از آمریکا زدود، میتوان نالۀ خستگی مردم از فشار روانی جنگ را سر داد و از تابآوری بینظیر ملت در میان این نبردِ حساس فروکاهید. اگر نمیتوان دلاوری نیروهای نظامی و پیروزیهای آنان را نادیده گرفت، میتوان همچون همیشه در شیپور شکستۀ حضور همه سلیقهها دمید. پس چون گذشته، رسانههای اصلاحطلب در اوج شکست میدانیِ ایدئولوژیشان، مشغول سیاهسازی فضای معنویای شدهاند که بهواسطۀ پیوند داغ امام شهید و مردم بیگناه با فضای ملکوتی ماه رمضان و تقدّس دفاع از میهن اسلامی، پدید آمد.
۴. باید در درون جنگ، جنگ را تفسیر کرد. اگر تفسیر و روایت جنگ را به بعد از جنگ واگذار کرد و اجازه غلبه روایت لیبرال را داد، فرصت طلایی از دست خواهد رفت. اگر در برابر جریان اصلاحطلبی به بهانه جنگ و ضرورت وحدت سکوت کنیم، آنها موفق به تثبیت گفتمان آمریکاییِ مبتنی بر سازش میشوند و این تثبیت، ماهیت جنگ را به نفع خود مصادرهبهمطلوب خواهد کرد. وحدت با اصلاحطلبی سکولار بیمعناست؛ زیرا آنها همواره پیادهنظام دشمن بودهاند و آمریکا و اسرائیل آشکارا روی آنها حساب باز کردهاند و هرگز ماشهای به روی آنها نچکاندهاند. وحدت آری، اما نه با سکولاریسم و ادبیات معطوف به بزک دشمن، و فرار از محکوم کردن او. چنین وحدتی خطاست. در روایت اصلاحطلبی، جنگ امر مذموم است نه دفاع مقدّس؛ و شهید که اسطورۀ حقیقی و بهکمالرسیده است، تنها یک قربانی. اکنون زمانۀ موضعگیری تبیینی بر ضد این دیگری هویتی است، فردا بسیار دیر است. اگر اکنون نگوییم به استقرار روایت مخدوش آنان از ماهیت جنگ و نسبت ما با آمریکا کمک کردهایم. با نیروهای لیبرال نمیتوان در برابر ایالت متحده ایستاد، تنها میشود مذاکره و سازش کرد. و میدانیم که آنها در کمیناند تا از جنگ رو به تفوّق، آتشبس لرزان بسازند.
@AzadeMahmoudian
خردهروایتهای جنگی- ۱۰
چرا باید «سنجه» را در روزهای جنگ ببینیم و بگوییم؟
پس از جنگ دوازدهروزه، یک گزارۀ بنیادین پیوسته به گوش میرسید: «دشمن نسبت به جامعۀ ایران، دچار اشتباه محاسباتی شده است.»
این گزاره را بعد از آغاز جنگ رمضان، خود دشمن نیز اذعان کرد. او آمده بود که دو سه روزه جنگ را تمام کند. تصور این بود که با شهادت رهبر انقلاب و بزرگان نظامی، جامعۀ ایران به سرعت پارهپاره شده و فرومیپاشد.
آنان توهّم هم نمیکردند که ایرانیان زیر پرچم دین و کلمۀ اللهاکبر، چنین پیوسته و منسجم باشند. حتی خود جامعه نیز این حدّ از اتحادِ کلمه را دربارۀ خود خبر نداشت.
این اشتباه محاسباتی، از کجا بود؟!
چه کسانی و چطور و با کدام کجروایتها، دشمنان را دربارۀ ماهیت ایران، به اشتباه و طمع انداخته بودند؟!
برنامۀ سنجه، که چند روزی است ساعت ۱۶، از شبکۀ چهار سیما پخش میشود، بهصورت عمیق و ریشهشناسانه و تئوریک، اما با زبانی روان، به این پرسشها پاسخ میدهد، و پردۀ غفلت را از پیش چشمان جامعۀ ایرانی کنار میزند.
در زبان و شیوۀ استدلال، برنامهای ناب و کمنظیر است؛ بهویژه برای دانشجویانی که ذهنشان زخمخوردۀ نظام آموزشعالی لیبرال است، ابزار خوبی برای مواجهه با روشنفکری سکولارِ حاکم بر دانشگاه، فراهم میآورد.
لینک قسمتهای پخششده تا امروز:
1.
https://telewebion.ir/episode/0x16bca823
2.
https://telewebion.ir/episode/0x16bcb86e
3.
https://telewebion.ir/episode/0x16bcc7d9
4.
https://telewebion.ir/episode/0x16bcdc87
5.
https://telewebion.ir/episode/0x16bcf28b
@AzadeMahmoudian