🔻مثلث هراسافکنی در جنگ روانی
هنگامۀ خروش نخبگان انقلابی
آزاده محمودیان
۱. اینکه ملت ایران بیش از پنجاه روز پیوسته و مستحکم در میدان نبرد حضور فعال داشته است، و بیش از یکسوم جمعیت کشور (تا این لحظه) برای برخورد سخت با دشمن، در پویش جانفدا اعلام آمادگی رسمی کردهاند، بدان معناست که میان ملّت و حاکمیت اجماعنظر بسیار قدرتمند و بیمانندی در نوع مواجهه با دشمن وجود دارد. این مؤلفۀ قدرت در کنار توان بازدارندگی نظامی، موجب شده تا طراحان جنگ روانی دشمن، بهعنوان مکمل جنگ نظامی، در پی ایجاد استحاله در «بینش» و «احساس» جامعه باشند؛ چراکه خدشه در این مؤلفۀ محوری، دیگر مؤلفههای قدرت ایران را فلج و غیرعملیاتی میکند.
۲. جنگ روانیِ دشمن آمریکاییصهیونی بهطور مشخص بهدنبال تغییر نگرش، احساس و رفتار ایرانیانِ کف خیابان است. بر خلاف باور عمومی، ابزار جنگ روانی دشمن تنها رسانهها نیستند. اگر رسانهها را کانال انتقال پیام در نظر بگیریم، جنگ روانی مجموعهای از پیامها، هدفها و روشهاست که این تغییر رفتار و احساس و نگرش را طراحی و پیاده میکنند. بر این اساس، عملیات جنگ روانی علاوه بر اهرم رسانههای دشمن، نیازمند دو بازو در داخل ایران نیز هست؛ ترکیبی از روایتگری و روایتسازی، یعنی رسانههای داخلی و بخشی از ساختار قدرت.
۳. اهرم داخلی اول، رسانههای طیف اصلاحطلبی هستند. رصد رسانهای نشان میدهد، این طیف سیاسی به شیوهای فزاینده، خط القای ضعف و برجستهسازی آسیبها و تردیدافکنی در امکان تداوم جنگ را دنبال میکند. روایتهای این رسانهها بر دو نقطۀ «امکان تابآوری روانی و معیشتی جامعه»، و «تخریبهای غیرقابل جبران» در دور بعدی جنگ، تمرکز یافته است. سیل کلیدواژههایی چون تخریب زیرساخت، بیکاری، بحران معیشتی، افزایش قیمتها، تحریمهای فلجکننده و... در این رسانهها اعصاب و روان مخاطب را بمباران میکند و ترس از ادامهدادن و مقاومت را در دل او میافکند. این درحالی است که رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود در یک نهی غلیظ دستور دادند که «رسانههای داخلی کشور با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی موظفند از پرداختن به نقاط ضعف بطور جدّی خودداری کنند». رسانههای مذکور نهفقط در محدودۀ پرداختن به ضعفها، بلکه فراتر از آن، یعنی مشغول برجستهسازی ضعفها هستند. این اقدام به تعبیر رهبر انقلاب، موجب تخریب وحدت ملّی و خدشه در امنیت ملّی خواهد شد.
۴. اهرم داخلی دوم، بخشی از ساختار حکمرانی در بدنۀ قدرت است، تا کجروایتهای رسانهها را در ذهن مخاطب مستند کند. اگر رسانه از تنگنای معیشتی میگوید، او برای عدم توانیاش برای چرخاندن چرخ اقتصاد، آمارهای میدانی ارائه مینماید و طبیعی است که پیش از آن، زمینۀ صحتسنجی این آمارها را نیز فراهم میکند. این روزها، بدنۀ اقتصادی دولت، در نقش مکمل ترسافکنیِ رسانههای اصلاحطلبی، در ارادۀ مردمی مقاومت بر ادامۀ جنگ ظاهر شدهاند. مقامات بلندپایۀ دولت آشکارا اعلام میکند که از رسانه ملی توقّع گزارش دقیق آسیبهای جنگی را دارند و آن را گزارش واقعیتها مینامند. «هندسۀ نمیتوانیم» را مستندسازی میکنند و مدام از هزینۀ تخریب زیرساختها و عدم توانایی تأمین انرژی در ماههای آتی در صورت تداوم جنگ میگوید. این مواضع از سوی نهادهای مختلف نظام، در این روزها روبه افزایش است و به وضوح، بازتاب پیام ضعف نهادهای اجرایی است و نسبتی با دستور قاطع رهبر انقلاب ندارد.
۵. این چرخه با همین سه بخش، تکمیل نمیشود؛ بلکه نیازمند نوعی اهمال و نادیده انگاشتنِ بمباران ذهنی جامعه از سوی «جماعت مرجفون» است. در حالیکه در لایههای حکمرانی، بخشهایی عهدهدار مقابله و مواجهه با خطا و خاطی است، هیچ واکنشی از سوی این دستگاههای نظارتی و امنیتی و قضایی بروز نکرده است. این عدم واکنش در عمل، بازتاب و تأیید مسیر ایجاد هراس و شبهه در جامعه است.
۶. در این میان، نخبگان و حلقههای میانی و انسانرسانههای صاحباندیشه میتوانند در قامت مصلح این وضعیت بحرانی و شکستن چرخۀ جنگ روانی ظاهر بشوند. انسانرسانههای مستقل، صادق و صبور، مانند «سدهای خاکی کوچک» در برابر سیل عظیم جنگ روانی عمل میکنند. آنها با آرامش، و تحلیلِ بهدور از هیجان و نفی روایتهای قطبی، تابآوری جامعه را بالا میبرند. این افراد بهمثابه «سرمایه اجتماعیِ شبکهای» هستند که در ذهن جامعه، مراجعی راستگو و قابل اعتمادند. این اعتماد، زمینهساز مدیریت اضطراب جمعیای است که «ترکیب مرجفون»، در رسانههای اصلاحطلب و مدیران نهادی، در دل جامعه ایجاد کردهاند. باید نخبگان جبهۀ انقلاب زبان باز کنند و فریاد، بلند کنند و روایت تواناییِ مقابله با دشمن، ساز کنند؛ بهویژه اکنون که رأی قاطع رهبر انقلاب درباره مقاومت آشکار شده است.
#جنگروانی
@AzadeMahmoudian
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه نیروها، همه قدرتها در هرجا هستند، محتاج به توجه خاص حضرت رضا (سلامالله علیه) هستند.
@AzadeMahmoudian
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا علیبن موسیالرضا 🌱
هدایت شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
شماره دهم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد
گزاره برگ نگاه را در اینجا هم بخوانید:
https://irseri.ac.ir/s/135
🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📲 @irseri_ir
💻 آدرس تارنمای اینترنتی
🌐 www.irseri.ac.ir
شعارنوشتهها در این شبها به یک سلاح نمادین مبدّل شدهاند. آنها صِرف ابراز نظر و احساس نیستند بلکه اعلام تصمیم قطعی مردم خیابان، به عنوان ضلع اصلی جنگ هستند.
شعارنوشته(پلاکارد) با ورود مذاکره به جریان محاسبات جنگ رمضان به خیابان افزوده شد؛
یعنی مردم وقتی دیدند حمایت از تصمیم رهبر انقلاب، علاوه بر حضور فیزیکی نیازمند کلمات است، دستبهکار شدند و دستنوشتهها را بر سر دست گرفتند.
دستنوشته امروز رسانۀ بیواسطه ملی است.
در این یادداشت به اینکه چرا خیابان از دستنوشتهها استقبال کرده و در پی چه هدفی این روش ارتباطی را انتخاب کرده نوشتهام.
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
شماره دهم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد گزاره برگ نگاه را در اینجا هم بخوانید: https://irseri.ac.ir/s/
🔻شعارنوشته به مثابه سلاحِ نمادین؛
راهبرد ارتباطی هوشمندانۀ خیابان
آزاده محمودیان
شعارنوشتههایی که در هفتههای اخیر پررنگتر از قبل، در تجمعات شبانه روی دستها بلند میشوند، یک پدیدۀ خلاقانۀ رسانهای بهشمار میآیند. این رسانههای کوچکِ دستنویس، در واقعیت، نمایندۀ جریان گذار از ارتباطات رسمی و ساختاریافته به ارتباطات مستقیم و تجربی در فضای بحرانی است و زوایای قابل تأملی دارد.
در اولین نگاه، در عصر رسانههای دیجیتال و اخبار دستکاری شده، پلاکارد دستنویس، نوعی رسانۀ ابتدایی محسوب میشود که به دلیل ماهیت فیزیکی و به دور از تظاهرهای رسمی، در ذهن مخاطب، صاحب اصالت است. مخاطب میداند که این پیام از فیلتر ویراستاران، سانسورچیها یا مداخلهگران نهادی عبور نکرده است. این ناخالصی نوشتاری، با همۀ خطاهای ظاهری محتمل، یک مهر تأیید بر حقیقت بودن پیام است. تضاد میان خطهای لرزان، دستخطهای ساده و کاغذهای برشخورده، شدت حرارت و فوریتِ پیام را به مخاطب منتقل میکند؛ چیزی که متنهای تایپشده و بنرهای چاپ شده و رسمی هرگز نمیتوانند منتقل کنند.
از سوی دیگر این شعارنوشتهها نماد گذار از ارتباط عمودی به ارتباط افقی و مستقیم است. در ساختارهای سنتی، ارتباط مردم با مسئولین معمولاً عمودی و از طریق لایههای ثابت در ساختارهای نهادی است. اما پلاکارد، این ساختار را میشکند. وقتی مردم، مسئولی را مستقیم نام میبرند، فاصله قدرت را به شدت کاهش میدهند. این یعنی رسانه از حالت گزارشگری به حالت رویارویی رسیده است. شعارنوشتهها، الگوهای معمولِ گفتگو را دور میزنند. صراحت شعارهای روی شعارنوشتهها در واقع نوعی بازتعریف آزادی و حقِ بیانی است که از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی توسط امام خمینی برای مردم تعریف شده بود.
پایان سخن، آنکه شعارنوشتهها به مثابه سلاحِ نمادین در میدان رزم نوشتاری هستند؛ بدان معنا که کلمات، دیگر صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیستند، بلکه ابزار جنگی شدهاند. اینکه در کنار توصیه به مسئولین و حمایت از آنها، همدلی با مردم و اعلانهای پرمحبت و اعلام وفاداری به رهبر انقلاب، دیده میشود، نشاندهنده یک تاکتیک ارتباطی هوشمندانه است. این یعنی جامعه در حال مدیریت تنشهای داخلی و تهدیدات خارجی به طور همزمان در کف خیابان است.
@AzadeMahmoudian
سلطۀ غربی با فضای مجازی غربی
(چند سطری دربارۀ بیانیه انجمن جامعهشناسی ایران)
▫️انجمن جامعهشناسی ایران، بیانیهای نوشته و در آن از رها نبودن اینترنت بینالملل (بخوانید اینترنت آمریکایی) شکایت کرده؛ آن را «صرفاً ابزاری حامل پیام» خوانده و قطع آنرا «تعرض به حق بر فضای عمومی» دانسته است. از بیخ و بن تأثیر آن بر التهابات جامعه را رد کرده و در پایان هم بدون هیچ نسخۀ عالمانهای نوشته: «ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم».
▫️اعضای این انجمن از اساتید و اهالی علم جامعهشناسی کشور هستند که من در کلاس برخی از ایشان دانشجویی کردهام؛ اما از شدّت تفکر انتزاعی آنان و بیارتباطیشان با وقایع جامعه در شگفتم.
مگر میشود اهل علوم اجتماعی باشی و تا این میزان در فضای فانتزی ذهنی خودت غوطه بخوری!! مگر میشود در مسند استادی جامعه «شناسی» بنشینی و اینچنین با مصالح قطعی جامعه بیگانه باشی!!
▫️شگفتا که از ابتدای جنگ تا کنون، این اساتید که به این غلظت نگران وضعیت اینترنت هستند:
۱. هرگز دربارۀ خسارات و خطرات واقعی و عینی حملات سایبری کلمهای بیان نکردند، بلکه بهراحتی آن را انکار کردند!
۲. از قابلیت اینترنت بینالملل در قالب سرویسهای اجتنابناپذیر گوگل، در رصد و جاسوسی اطلاعات ایرانیان برای آمریکا سخنی نگفتند!
۳. هیچ دغدغهای برای تشکیل و تقویت شبکه ملی اطلاعات نداشتند!
۴. اغلب این اساتید، که کبادۀ وطنپرستی میکشند و «دفاع میهنی» را هشتگ میکنند، حتی یکی از پیامرسانهای دستساز جوانان نابغۀ ایرانی را استفاده نمیکنند!
۵. هیچ اشارهای به نقش آشکار سکوهای بیگانه در آشوب و کشتار ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ و فتنۀ ۱۴۰۱ نمیکنند، بلکه آن را تنها حاصل شکاف بین مردم و ساختار مینامند!
▫️ و دهها پرسش دیگر که پاسخ بدانها تنها، بینسبتی و بازیهای سیاسی پشت پردۀ چنین انجمنهای بیحاصل، و بیرغبتیِ اعضای آن به حل مسایل اجتماعی جامعه را عیان میکند. کاش اینها به روزۀ سکوتی که تا مدتی پس از جنگ گرفته بودند، ادامه میدادند.
اینکه در یک بازۀ زمانی مشترک، از سلبریتیهای خارجنشین گرفته تا روشنفکری سکولار داخلی بر روی رهاسازی اینترنت متمرکز شدهاند، نشان میدهد «اینترنت» میتواند برای چندمین بار چشم اسفندیار نظام واقع گردد.
آزاده محمودیان
پژوهشگر ارتباطات
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
سلطۀ غربی با فضای مجازی غربی (چند سطری دربارۀ بیانیه انجمن جامعهشناسی ایران) ▫️انجمن جامعهشناسی ا
اینکه در یک بازۀ زمانی مشترک، از سلبریتیهای خارجنشین گرفته تا روشنفکری سکولار داخلی بر روی رهاسازی اینترنت متمرکز شدهاند، نشان میدهد «اینترنت» میتواند برای چندمین بار چشم اسفندیار نظام واقع گردد.
https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/565
🔻تجربۀ تلخ تغافلها؛
در نسبت میان دیپلماسی و خیابان
آزاده محمودیان
۱. شواهد نشان میدهد میان دیپلماسی و خیابان، شکاف ارتباطی عمیق و خسارتزایی وجود دارد. این شکاف در هفتههای اخیر به اندازهای غلیظ و شدید گردیده کهامکان شکلگیری یک فهم دو سویه، در عمل از دست رفته است. این درحالی است که با وجود مواجهۀ میدان نظامی با حجم وسیعی از اطلاعات طبقهبندیشده، از همان روزهای آغازین جنگ رمضان ارتباط کامل و فهمی متقابل میان میدان و خیابان شکل گرفت؛ فهمی که تعامل مؤثر و همافزایی و همدلی میان این دو رکن بنیادین جنگ را در پی داشت و در عمل دست دشمن را در تفرقهافکنی در این حوزه بهطور قاطع قطع نمود.
۲. اما چنین ارتباطی هرگز در میان ضلع سوم جنگ یعنی دستگاه سیاسی و دیپلماسی، با خیابان شکل نگرفته است. آنچه امروز در این کژ-ارتباط شاهدیم، یک وضعیت مرضیِ فزاینده و خطرناک است که آبستن آسیبهای جدی برای کشور است؛ از جمله، فراهم شدن زمینۀ فتنهانگیزی دشمن بر بستر این فلجی ارتباطی. برای فهم هرچه بیشتر این وضعیت بیمارگونه میتوان به یک واقعۀ رسانهای اشاره داشت. بهتازگی، خبرگزاری الجزیره شروط عجیبی را به عنوان پیشنهادهای طرف ایرانی برای امریکا ذکر کرد، مواردی که بیتردید حساسیت شدید، سرخوردگی و خشم مردم حاضر در خیابان و بیش از سیمیلیون جانفدا را در پی میداشت. اگرچه یک خبرگزاری داخلی ادعای الجزیره را تکذیب کرده اما چیزی از ابهام ماجرا کاسته نشده است. بیتردید، زمینۀ چنین سوءاستفادهای بر نابسامانیِ اطلاعرسانی دستگاه دیپلماسی برای مردم خیابان است.
۳. نگاه اربابرعیتی و از بالا و بهدور از اعتماد دستگاه دیپلماسی به مردم، موجب شده در هفتههای اخیر مردم خیابان، اخبار مربوط به مذاکره و شروط دو طرف و سایر موارد را در رسانههای غیر ایرانی و حتی متعلّق به دشمن جستجو کنند. این یک فاجعه در مسیر تعامل دو رکن اصلی جنگ، یعنی خیابان و دیپلماسی، مردم و دستگاه سیاسی است. از بین رفتن اعتماد عمومی و ایجاد شکاف اطلاعاتی و تزلزل روانی از کمترین آسیبهای روند چنین ارتباطی در شرایط جنگ یا تنش است. در این شرایط جامعه به دنبال تثبیتکنندههاست. افکار عمومی وقتی از طریق رسانههای داخلی بیخبر میمانند، یک خلأ اطلاعاتی ایجاد میشود. این خلأ بلافاصله توسط شایعات، تحلیلهای تخمینی و پروپاگاندای دشمن پر میشود و این امر اضطراب و ترس و ناامیدی و خشم را در میان توده مردم به همراه دارد.
۴. اما چرا این شکاف ارتباطی رخ داده است؟ اینکه خیابان، یعنی افکار عمومی به دیپلماسی یعنی دستگاه سیاسی، اعتماد نداشته باشد، امری برخاسته از ارتقای ادراک مردم و بهکار بستن تجربههاست. مردم خیابان از اشتباهات و تغافلهای دستگاه دیپلماسی خاطرات تلخی در حافظۀ تاریخی خود دارند؛ هم سفره مردم از مذاکرۀ برجام سوخته، هم جان هزاران ایرانی از اصرار بر مذاکره در پیش و پس از جنگ دوازدهروزه به یغما رفته است. با کشتار کودکان و مردم عادی توسط آمریکا، گردوغبارها فرونشسته و مردم از رؤیای باز شدن گرههای اقتصادی بوسیله تعامل با آمریکا، به ضرورت دور شدن حداکثری از او علم یقینی یافتهاند. دیگر امکان رؤیافروشی از آمریکا برای ملت ایران وجود ندارد؛ صورت و سیرت او چنان یکی شده که هیچ بزکی بر چهره او، امکان تکرار بازیگریهای شب انتخاباتی را مهیا نخواهد کرد. مردم در بیاعتمادی به دستگاه دیپلماسی ذیحق هستند.
۵. اما اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمیداند و آشکارا پنهانکاری میکند محل پرسش و تأمل است. آنهم در عصری که تکثّر رسانهها و تعدّد انسانرسانهها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است. اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دورهای و معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را میخراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم میزند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهانکاریهایی ناآگاه باشد. خوانش بین سطور تجربههای پیشین نشان میدهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره بهکار آمده است. در ماجرای برجام، علیرغم ادعای گروه مذاکرهکننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نهگانۀ ایشان رعایت نشد. یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکرهکنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاههای نظارتی و نه رسانهها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند. پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهانکاریها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بیاعتماد ساخته است.
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
🔻تجربۀ تلخ تغافلها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان آزاده محمودیان ۱. شواهد نشان میدهد میان دیپل
طبیعی است که خیابان به دیپلماسی بیاعتماد است؛ چون کارنامۀ رفوزۀ مذاکرات دیپلماسی، برجام و جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان است؛
اما اینکه دیپلماسی نسبت به مردم خیابان پنهانکار است، یادآور تجربۀ تلخ برجام است که شعار «اذن رهبری» را داد، اما بدون رعایت شروط نهگانۀ رهبری، نتیجه را به ملت تحمیل کرد.
https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/567
یادداشتهای آزاده محمودیان
🔻تجربۀ تلخ تغافلها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان آزاده محمودیان ۱. شواهد نشان میدهد میان دیپل
.
🖇اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمیداند و آشکارا پنهانکاری میکند محل پرسش و تأمل است.
آنهم در عصری که تکثّر رسانهها و تعدّد انسانرسانهها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است.
اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دورهای و معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را میخراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم میزند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهانکاریهایی ناآگاه باشد.
خوانش بین سطور تجربههای پیشین نشان میدهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره بهکار آمده است. در ماجرای برجام، علیرغم ادعای گروه مذاکرهکننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نهگانۀ ایشان رعایت نشد.
یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکرهکنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاههای نظارتی و نه رسانهها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند.
پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهانکاریها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بیاعتماد ساخته است.
@AzadeMahmoudian