eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
261 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا علی‌بن موسی‌الرضا 🌱
شماره دهم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد گزاره برگ نگاه را در اینجا هم بخوانید: https://irseri.ac.ir/s/135 🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی 📲 @irseri_ir 💻 آدرس تارنمای اینترنتی 🌐 www.irseri.ac.ir
شعار‌نوشته‌ها در این شب‌ها به یک سلاح نمادین مبدّل شده‌اند. آنها صِرف ابراز نظر و احساس نیستند بلکه اعلام تصمیم قطعی مردم خیابان، به عنوان ضلع اصلی جنگ هستند. شعارنوشته‌(پلاکارد) با ورود مذاکره به جریان محاسبات جنگ رمضان به خیابان افزوده شد؛ یعنی مردم وقتی دیدند حمایت از تصمیم رهبر انقلاب، علاوه بر حضور فیزیکی نیازمند کلمات است، دست‌به‌کار شدند و دست‌نوشته‌ها را بر سر دست گرفتند. دست‌نوشته‌ امروز رسانۀ بی‌واسطه ملی است. در این یادداشت به اینکه چرا خیابان از دست‌نوشته‌ها استقبال کرده و در پی چه هدفی این روش ارتباطی را انتخاب کرده نوشته‌ام. @AzadeMahmoudian
یادداشت‌های آزاده محمودیان
شماره دهم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد گزاره برگ نگاه را در اینجا هم بخوانید: https://irseri.ac.ir/s/
🔻شعارنوشته به مثابه سلاحِ نمادین؛ راهبرد ارتباطی هوشمندانۀ خیابان آزاده محمودیان شعارنوشته‌هایی که در هفته‌های اخیر پررنگ‌تر از قبل، در تجمعات شبانه روی دست‌ها بلند می‌شوند، یک پدیدۀ خلاقانۀ رسانه‌ای به‌شمار می‌آیند. این رسانه‌های کوچکِ دست‌نویس، در واقعیت، نمایندۀ جریان گذار از ارتباطات رسمی و ساختاریافته به ارتباطات مستقیم و تجربی در فضای بحرانی است و زوایای قابل تأملی دارد. در اولین نگاه، در عصر رسانه‌های دیجیتال و اخبار دست‌کاری شده، پلاکارد دست‌نویس، نوعی رسانۀ ابتدایی محسوب می‌شود که به دلیل ماهیت فیزیکی و به دور از تظاهرهای رسمی، در ذهن مخاطب، صاحب اصالت است. مخاطب می‌داند که این پیام از فیلتر ویراستاران، سانسورچی‌ها یا مداخله‌گران نهادی عبور نکرده است. این ناخالصی نوشتاری، با همۀ خطاهای ظاهری محتمل، یک مهر تأیید بر حقیقت بودن پیام است. تضاد میان خط‌های لرزان، دست‌خط‌های ساده و کاغذهای برش‌خورده، شدت حرارت و فوریتِ پیام را به مخاطب منتقل می‌کند؛ چیزی که متن‌های تایپ‌شده و بنرهای چاپ شده و رسمی هرگز نمی‌توانند منتقل کنند. از سوی دیگر این شعارنوشته‌ها نماد گذار از ارتباط عمودی به ارتباط افقی و مستقیم است. در ساختارهای سنتی، ارتباط مردم با مسئولین معمولاً عمودی و از طریق لایه‌های ثابت در ساختارهای نهادی است. اما پلاکارد، این ساختار را می‌شکند. وقتی مردم، مسئولی را مستقیم نام می‌برند، فاصله قدرت را به شدت کاهش می‌دهند. این یعنی رسانه از حالت گزارش‌گری به حالت رویارویی رسیده است. شعارنوشته‌ها، الگوهای معمولِ گفتگو را دور می‌زنند. صراحت شعارهای روی شعارنوشته‌ها در واقع نوعی بازتعریف آزادی و حقِ بیانی است که از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی توسط امام خمینی برای مردم تعریف شده بود. پایان سخن، آنکه شعارنوشته‌ها به مثابه سلاحِ نمادین در میدان رزم نوشتاری هستند؛ بدان معنا که کلمات، دیگر صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیستند، بلکه ابزار جنگی شده‌اند. اینکه در کنار توصیه‌ به مسئولین و حمایت از آنها، همدلی با مردم و اعلان‌های پرمحبت و اعلام وفاداری به رهبر انقلاب، دیده می‌شود، نشان‌دهنده یک تاکتیک ارتباطی هوشمندانه است. این یعنی جامعه در حال مدیریت تنش‌های داخلی و تهدیدات خارجی به طور همزمان در کف خیابان است. @AzadeMahmoudian
سلطۀ غربی با فضای مجازی غربی (چند سطری دربارۀ بیانیه انجمن جامعه‌شناسی ایران) ▫️انجمن جامعه‌شناسی ایران، بیانیه‌ای نوشته و در آن از رها نبودن اینترنت بین‌الملل (بخوانید اینترنت آمریکایی) شکایت کرده؛ آن را «صرفاً ابزاری حامل پیام‌» خوانده و قطع آن‌را «تعرض به حق بر فضای عمومی» دانسته است. از بیخ و بن تأثیر آن بر التهابات جامعه را رد کرده و در پایان هم بدون هیچ نسخۀ عالمانه‌ای نوشته: «ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم». ▫️اعضای این انجمن از اساتید و اهالی علم جامعه‌شناسی کشور هستند که من در کلاس برخی از ایشان دانشجویی کرده‌ام؛ اما از شدّت تفکر انتزاعی آنان و بی‌ارتباطی‌شان با وقایع جامعه در شگفتم. مگر می‌شود اهل علوم اجتماعی باشی و تا این میزان در فضای فانتزی ذهنی خودت غوطه بخوری!! مگر می‌شود در مسند استادی جامعه «شناسی» بنشینی و اینچنین با مصالح قطعی جامعه بیگانه باشی!! ▫️شگفتا که از ابتدای جنگ تا کنون، این اساتید که به این غلظت نگران وضعیت اینترنت هستند: ۱. هرگز دربارۀ خسارات و خطرات واقعی و عینی حملات سایبری کلمه‌ای بیان نکردند، بلکه به‌راحتی آن را انکار کردند! ۲. از قابلیت اینترنت بین‌الملل در قالب سرویس‌های اجتناب‌ناپذیر گوگل، در رصد و جاسوسی اطلاعات ایرانیان برای آمریکا سخنی نگفتند! ۳. هیچ دغدغه‌ای برای تشکیل و تقویت شبکه ملی اطلاعات نداشتند! ۴. اغلب این اساتید، که کبادۀ وطن‌پرستی می‌کشند و «دفاع میهنی» را هشتگ می‌کنند، حتی یکی از پیام‌رسان‌های دست‌ساز جوانان نابغۀ ایرانی را استفاده نمی‌کنند! ۵. هیچ اشاره‌ای به نقش آشکار سکوهای بیگانه در آشوب و کشتار ایرانیان در دی‌ماه ۱۴۰۴ و فتنۀ ۱۴۰۱ نمی‌کنند، بلکه آن را تنها حاصل شکاف بین مردم و ساختار می‌نامند! ▫️ و ده‌ها پرسش دیگر که پاسخ بدان‌ها تنها، بی‌نسبتی و بازی‌های سیاسی پشت پردۀ چنین انجمن‌های بی‌حاصل، و بی‌رغبتیِ اعضای آن به حل مسایل اجتماعی جامعه را عیان می‌کند. کاش این‌ها به روزۀ سکوتی که تا مدتی پس از جنگ گرفته بودند، ادامه می‌دادند. اینکه در یک بازۀ زمانی مشترک، از سلبریتی‌های خارج‌نشین گرفته تا روشنفکری سکولار داخلی بر روی رهاسازی اینترنت متمرکز شده‌اند، نشان می‌دهد «اینترنت» می‌تواند برای چندمین بار چشم اسفندیار نظام واقع گردد. آزاده محمودیان پژوهشگر ارتباطات @AzadeMahmoudian
یادداشت‌های آزاده محمودیان
سلطۀ غربی با فضای مجازی غربی (چند سطری دربارۀ بیانیه انجمن جامعه‌شناسی ایران) ▫️انجمن جامعه‌شناسی ا
اینکه در یک بازۀ زمانی مشترک، از سلبریتی‌های خارج‌نشین گرفته تا روشنفکری سکولار داخلی بر روی رهاسازی اینترنت متمرکز شده‌اند، نشان می‌دهد «اینترنت» می‌تواند برای چندمین بار چشم اسفندیار نظام واقع گردد. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/565
🔻تجربۀ تلخ تغافل‌ها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان آزاده محمودیان ۱. شواهد نشان می‌دهد میان دیپلماسی و خیابان، شکاف ارتباطی عمیق و خسارت‌زایی وجود دارد. این شکاف در هفته‌های اخیر به اندازه‌ای غلیظ و شدید گردیده که‌امکان شکل‌گیری یک فهم دو سویه، در عمل از دست رفته است. این درحالی است که با وجود مواجهۀ میدان نظامی با حجم وسیعی از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، از همان روزهای آغازین جنگ رمضان ارتباط کامل و فهمی متقابل میان میدان و خیابان شکل گرفت؛ فهمی که تعامل مؤثر و هم‌افزایی و‌ هم‌دلی میان این دو رکن بنیادین جنگ را در پی داشت و در عمل دست دشمن را در تفرقه‌افکنی در این حوزه به‌طور قاطع قطع نمود. ۲. اما چنین ارتباطی هرگز در میان ضلع سوم جنگ یعنی دستگاه سیاسی و دیپلماسی، با خیابان شکل نگرفته است. آنچه امروز در این کژ-ارتباط شاهدیم، یک وضعیت مرضیِ فزاینده و خطرناک است که آبستن آسیب‌های جدی برای کشور است؛ از جمله، فراهم شدن زمینۀ فتنه‌انگیزی دشمن بر بستر این فلجی ارتباطی. برای فهم هرچه بیشتر این وضعیت بیمارگونه می‌توان به یک واقعۀ رسانه‌ای اشاره داشت. به‌تازگی، خبرگزاری الجزیره شروط عجیبی را به عنوان پیشنهادهای طرف ایرانی برای امریکا ذکر کرد، مواردی که بی‌تردید حساسیت شدید، سرخوردگی و خشم مردم حاضر در خیابان و بیش از سی‌میلیون جانفدا را در پی می‌داشت. اگرچه یک خبرگزاری داخلی ادعای الجزیره را تکذیب کرده اما چیزی از ابهام ماجرا کاسته نشده است. بی‌تردید، زمینۀ چنین سوءاستفاده‌ای بر نابسامانیِ اطلاع‌رسانی دستگاه دیپلماسی برای مردم خیابان است. ۳. نگاه ارباب‌رعیتی و از بالا و به‌دور از اعتماد دستگاه دیپلماسی به مردم، موجب شده در هفته‌های اخیر مردم خیابان، اخبار مربوط به مذاکره و شروط دو طرف و سایر موارد را در رسانه‌های غیر ایرانی و حتی متعلّق به دشمن جستجو کنند. این یک فاجعه در مسیر تعامل دو رکن اصلی جنگ، یعنی خیابان و دیپلماسی، مردم و دستگاه سیاسی است. از بین رفتن اعتماد عمومی و ایجاد شکاف اطلاعاتی و تزلزل روانی از کمترین آسیب‌های روند چنین ارتباطی در شرایط جنگ یا تنش است. در این شرایط جامعه به دنبال تثبیت‌کننده‌هاست. افکار عمومی وقتی از طریق رسانه‌های داخلی بی‌خبر می‌مانند، یک خلأ اطلاعاتی ایجاد می‌شود. این خلأ بلافاصله توسط شایعات، تحلیل‌های تخمینی و پروپاگاندای دشمن پر می‌شود و این امر اضطراب و ترس و ناامیدی و خشم را در میان توده مردم به همراه دارد. ۴. اما چرا این شکاف ارتباطی رخ داده است؟ اینکه خیابان، یعنی افکار عمومی به دیپلماسی یعنی دستگاه سیاسی، اعتماد نداشته باشد، امری برخاسته از ارتقای ادراک مردم و به‌کار بستن تجربه‌هاست. مردم خیابان از اشتباهات و تغافل‌های دستگاه دیپلماسی خاطرات تلخی در حافظۀ تاریخی خود دارند؛ هم سفره مردم از مذاکرۀ برجام سوخته، هم جان‌ هزاران ایرانی از اصرار بر مذاکره در پیش و پس از جنگ دوازده‌روزه به یغما رفته است. با کشتار کودکان و مردم عادی توسط آمریکا، گردوغبارها فرونشسته و مردم از رؤیای باز شدن گره‌های اقتصادی بوسیله تعامل با آمریکا، به ضرورت دور شدن حداکثری از او علم یقینی یافته‌اند. دیگر امکان رؤیافروشی از آمریکا برای ملت ایران وجود ندارد؛ صورت و سیرت او چنان یکی شده که هیچ بزکی بر چهره او، امکان تکرار بازیگری‌های شب انتخاباتی را مهیا نخواهد کرد. مردم در بی‌اعتمادی به دستگاه دیپلماسی ذی‌حق هستند. ۵. اما اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمی‌داند و آشکارا پنهان‌کاری می‌کند محل پرسش و تأمل است. آن‌هم در عصری که تکثّر رسانه‌ها و تعدّد انسان‌رسانه‌ها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است. اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دوره‌ای و‌ معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را می‌خراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم می‌زند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهان‌کاری‌هایی ناآگاه باشد. خوانش بین سطور تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره به‌کار آمده است. در ماجرای برجام، علی‌رغم ادعای گروه مذاکره‌کننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نه‌گانۀ ایشان رعایت نشد. یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکره‌کنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاه‌های نظارتی و نه رسانه‌ها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند. پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهان‌کاری‌ها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بی‌اعتماد ساخته است. @AzadeMahmoudian
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔻تجربۀ تلخ تغافل‌ها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان آزاده محمودیان ۱. شواهد نشان می‌دهد میان دیپل
طبیعی است که خیابان به دیپلماسی بی‌اعتماد است؛ چون کارنامۀ رفوزۀ مذاکرات دیپلماسی، برجام و جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان است؛ اما اینکه دیپلماسی نسبت به مردم خیابان پنهان‌کار است، یادآور تجربۀ تلخ برجام است که شعار «اذن رهبری» را داد، اما بدون رعایت شروط نه‌گانۀ رهبری، نتیجه را به ملت تحمیل کرد. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/567
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔻تجربۀ تلخ تغافل‌ها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان آزاده محمودیان ۱. شواهد نشان می‌دهد میان دیپل
. 🖇اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمی‌داند و آشکارا پنهان‌کاری می‌کند محل پرسش و تأمل است. آن‌هم در عصری که تکثّر رسانه‌ها و تعدّد انسان‌رسانه‌ها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است. اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دوره‌ای و‌ معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را می‌خراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم می‌زند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهان‌کاری‌هایی ناآگاه باشد. خوانش بین سطور تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره به‌کار آمده است. در ماجرای برجام، علی‌رغم ادعای گروه مذاکره‌کننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نه‌گانۀ ایشان رعایت نشد. یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکره‌کنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاه‌های نظارتی و نه رسانه‌ها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند. پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهان‌کاری‌ها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بی‌اعتماد ساخته است. @AzadeMahmoudian