🚩 در ضرورت پاسخ به روایت تهدید؛
پردۀ اول:
🔻خطرِ خاموشی در برابر روایت تهدید
آزاده محمودیان
امروز این تابلو را در یکی از خیابانهای تهران دیدم؛ نجاتاللهی، تقاطع طالقانی.
از انتقام گفته؛ از قصاص قاتلان رهبر شهید.
بیش از یک ماه است که از دستور صریح رهبر انقلاب دربارۀ قطعیت «انتقام و قصاص» قاتلان رهبر شهید میگذرد. و تا کنون رئیس دولت و مجلس هیچ روایت صریح و برنامۀ راهی برای انجام این دستور ولایت اعلام نکردهاند؛ که هیچ، لکنت دارند از اینکه مستقیم بگویند آمرِ به این جنایت را قصاص خواهند کرد.
پس از این دستور قطعی، باید سیل روایتهای پشتیبان روانۀ میدان نبرد روایتها میشد.
راهها ارائه میشد، نقشهها پرداخته میشد. تا از دل این قطعیت و جزمیتِ حاکمان در یک روایت واحد، ضربهای بازدارنده نواخته میشد بر پیکرۀ رواییِ حریف؛ و ناامید میساخت او را از هماوردی در این میدان.
یعنی روایت میتوانست خاتمه بدهد بر امید دشمن به کارساز بودن هر اقدامی.
غفلت راویان از این عرصه، منجر شد به اینکه حریف پا را فراتر گذاشت و شخص رهبر انقلاب را هم تهدید کرد!
این از عواقب اولیۀ سکوت در جایی است که باید روایتِ فریاد را روانۀ میدان کرد.
پلههای بعدی در صورت امتداد این سکوت، روایتهایی است که جرأت و فرصت اقدام را برای دشمن ایجاد میکند.
چه جانسوز است که این تابلو شاید اولین اعلام علنی از سوی یک نهاد رسمی برای قصاصِ جنایتکاران این جنایت عظیم است... .
#نبردروایت
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
@AzadeMahmoudian
🚩 در ضرورت پاسخ به روایت تهدید؛
پردۀ دوم:
🔻نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان
نبردهای این دوران، با روایتها آغاز میشوند.
روایتها تنبهتن میجنگند.
و چهبسا نبرد در همین عرصه ختم شود و هرگز به میدان کشیده نشود.
زیرا هر روایتی که از یک جبهه منتشر میشود، میتواند شمشیری آخته باشد در برابر روایت رقیب؛ یا حکایت کند از بدنی آسیبپذیر، و رقیب را برای ضربات بیشتر وسوسه کند.
پس، هر روایت یک ضربه است، یک تهاجم، یا یک دفاع. یا آفند کردهایم یا باید پدافند کنیم و بدن جامعه را در برابر سیلیِ رقیب بیسپر نگذاریم.
سیاست ما این نیست که اگر سیلی خوردیم، طرف دیگر صورت را برای سیلی بعدی آماده کنیم. نسخۀ سیاست ما چشم در برابر چشم است و به رقیب میگوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن.
میدان این نبرد، جای به رخکشیدن خویشتنداری و رأفت نیست. اینجا فضا و هنگامۀ «أشدّاء علیالکفار» است؛ نه سخن گفتن از شفقت و مرحمت هزاران سالۀ تمدن ایرانی!
هر روایت رسمی مسئولان ما، بستری است برای اقدام یا عقبنشینی دشمن.
روایتها در حکم ضربهها هستند.
مبنای نبرد روایتها این چنین است:
اول، چه بهتر که روایت نخستین را جبهۀ ما به میدان فرستاده باشد.
دوم، در برابر روایت رقیب سکوت و انفعال جایز نیست، خاموشی به معنای دستبستگی و پذیرش ضربههای میدان عینیت و واقعیت است.
روایت ما، شمشیر و سپر ماست؛ غفلت از آن یعنی از دست دادن امکان حیات ما.
سوم، روایت ما باید تناسبی با روایت رقیب داشته باشد. درخور باشد نه ضعیف و پرلکنت و با تعارف؛ در نبرد روایتها نمیتوان با دست پسزد و با پا پیش کشید. روایت ضعیف و نامتناسب، خبر از تزلزل در اراده است! نبودِ اطمینان از ادامۀ مقاومت! روایت ضعیف و فقدان روایت راه را برای اقدام حریف باز خواهد کرد... .
#نبردروایت
@AzadeMahmoudian
🔻 دوقطبیسازی با نظرسنجیهای بیاعتبار؛
بیکفایتیهایِ پنهاننشدنی
آزاده محمودیان
این روزها بازار اعلام آمار و نظرسنجی از سوی لیبرالهای قدرتنشین گرم است.
مشاوران و معاونان برای آنکه بستری علمی برای اقدامات خسارتبار خود و بیاعتبار کردنِ مردم خیابان دستوپا کنند، آمار میدهند و نظرسنجی رو میکنند.
نتایج و گزارشها هم، دو هدف دارد: «تخریب تابآوری و مقاومت مردم»، و «فرسایش انسجام ملی و بازتولید شکافهای اجتماعی».
آمارهای ناگهانی یکی از سناریوهای نخنمای لیبرالهای ایرانی است که خود را نزدیک به مردم، و مردم را دچار فاصله و زاویه از حکومت بازنمایی کند.
همانطور که قدرت را در دست گرفتهاند، در جایگاه اپوزیسیون بنشینند و ناکارآمدی و نابلدی و سازمان معیوب خود را یکسره بهپای انقلاب اسلامی بنویسند.
بگذریم که در یک نگاه ساده، در صدر و ذیل این آمارها، تناقض موج میزند؛ اما صورت اصلی مسئله این جاست که وقتی یک گروه سیاسی اقبال مردمی خود را از دست میدهد و هیچ امیدی برای بازگرداندن آن بوسیله اصلاح سیاستگذاریها و اقداماتِ اثرگذار ندارد، دستبه دامان شعارهای پوپولیستی از دل نظرسنجی میشود تا اذهان عمومی را مدیریت کنند. و واقعیتی را که کامشان را تلخ کرده با بهانههای به ظاهر آکادمیک تضعیف و نابود کند.
یعنی، اگر اکنون انسجام و زبان برّان و ارادۀ راسخ خیابان بر انتقام خون رهبر شهید، مانع از تحقق اهداف لیبرالها شده، تلاش این گروه بر بازنمایی عدم انسجام و تفکیک «مردم خیابان» از آنانکه «مردم جامعه» خطاب میشوند و اختلاف در مطالبات این دو گروه تمرکز دارد.
جوزف نای در کتاب «قدرت نرم» مینویسد: نتایج نظرسنجیها و مقبولیتسنجیها در برشهای برههای از زمان، حتی حداقل اعتبار را هم ندارند. زیرا با تغییر روش پژوهش و فرمولهای آماری مورد استفاده، به راحتی میتوان به پاسخهایی کاملا متفاوت و حتی مخالف رسید!
لیبرالها مدتهاست که از «نتایج نظرسنجی» برای تضعیف و تحقیر آرمانهای جمهوری اسلامی، بهویژه آرمان استقلالطلبی و مقاومت و دینباوری بهره گرفتهاند. نتایجی که اگرچه مکرر در دنیای عینیتها و واقعیتها نقض شده، اما همچنان بهعنوان ابزار پوپولیستیِ پرقدرتی، در دست آنان کارایی دارد.
🖇بخاطر دارم که یکی از اساتید لیبرال دانشگاه، سر کلاس، با چه ذوقی از نتیجۀ پژوهشی درباره ارزشهای جامعه ایران، که کاهش دینداری و زوال پایبندی مردم به حکومت را حکایت میکرد، بیکفایتی جمهوری اسلامی را نتیجه میگرفت.
نتایجی که در شرایط گوناگون در طرحهای متنوع مردمپایه از مواسات مؤمنانۀ زمان کرونا تا خروش چندماهۀ ملت مبعوث، نقض شد و ذرهای از اعتبار و حیثیت علمی آن پژوهشها و پژوهشگران پرآوازهاش باقی نگذاشت.
@AzadeMahmoudian
📌 در این یادداشت از نقش متفاوت زنان در جنگ اخیر نوشتهام:
آنها پیشقراول میشوند و با پلاکاردها و پرچمهای سرخ ادبیات میآفرینند؛
و این ادبیات را تعمیم سراسری میدهند.
از این منظر، تصویری که از زن ایرانی در روایت جنگ شکل میگیرد، تصویر زنی مقاوم و نقشآفرین است؛
زنی که در لحظات سرنوشتساز توانسته به ستون روحی جامعه تبدیل شود.
این یادداشت در مجله عصر زنان منتشر شده است:
@asrezanan_mag
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از مجله عصر زنان
زن ایرانی؛ از حافظۀ مقاومت تا کنش اجتماعی
در لحظههای بحران، نقش زنان تنها به روایتکردن یا همراهیکردن محدود نمیماند. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد زن، هم در حفظ پیوندهای خانواده و هم در بازسازی روحی و اجتماعی جامعه، حضوری مؤثر داشته است.
این حضور، چهرهای از زن ایرانی را نشان میدهد که بحران را صرفاً تماشا نمیکند؛ مسئولیت میپذیرد، معنا میسازد و در متن زندگی جمعی میایستد.
📕 مجله عصر زنان
@asrezanan_mag
یادداشتهای آزاده محمودیان
@AzadeMahmoudian
🚩از تسلیمخواهی تا روایت اقتدار
دبیر شورایعالی امنیت ملی، ضربۀ کلامیِ سهمگینی را بر جان دشمن و متّحدان او فرود آورد.
پس از مدتها، روایت اقتدار از سوی یک مقام رسمی ایران به میدان نبرد روایتها وارد شد.
وی حتی به مولفه بصریِ روایتپردازیِ اقتدار توجه داشت و با پوشش نظامی جلوهگری کرد.
روایت او بر روایت حریف برتری مییابد، چرا که:
گامهایی بلندتر و فراتر از روایت پیشین ایران برداشته است؛
از ادبیاتی صریح بهره میبرد، نه آنکه وسطنشینی را برگزیند و هم بر نعل بکوبد و هم بر میخ؛
حامل ایدههای خلاقانه و نو است؛
با شجاعت و بدون لکنت، با دوست و دشمن سخن گفته است؛
حجت را بر همسایگانِ بدسابقه تمام کرده است؛
و
شخصیت فردِ راوی در فهم جهانی، مرد اقدامِ انقلابی است، نه یک دیپلمات صرف.
شدت ضربه او، خوابِ آشفتۀ دشمن برای آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران را بر هم میزند و محاسباتش را مختل میسازد.
📌 روایت اقتدار چنین است:
. در ادبیات، قدرتمندتر از حریف ظاهر میشود؛
. هیچ جنبهای از تهدیدات دشمن را مغفول نمیگذارد؛
. در شدت ضربه، گامی فراتر مینهد؛
. و از همه مهمتر، در باب اقدام آتی خود، در دل دشمن التهاب و تردید میآفریند؛
همان کاری که دبیر قدرتمند شعام با روایت اتم به انجام رساند.
نکته حائز اهمیت آنکه:
این روایت، نیازمند روایتهای پشتیبان است،
و مستلزم همراهیِ سایر روایتپردازانِ رسمیِ نظام سیاسی است.
اگرچه این روایت، خشم تسلیمخواهانِ نشسته در قدرت را برانگیخته است... .
آزاده محمودیان
#نبردروایت
@AzadeMahmoudian