هدایت شده از جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
🚨مرزهای بیدفاع؛
هشداری بر وضعیت بحرانزای فضای مجازی
🔹گروهی خاص که در قدرت قرار دارند، بر نادیدهگرفتن ضرورت حکمرانی بر فضای مجازی کشور و ولنگاری آن اصرار میورزند:
. نسبت به حضور فعال و سازماندهندۀ سکوهای بیگانه در کودتای دیماه بیاعتنا هستند؛
. در دل جنگ، اینترنت را با استبداد و خودرأیی و بدون طی مراحل از پیشتعیینشدۀ قانونی باز کردند؛
. در برابر حملات سایبریِ پس از این بازگشایی به بانکها و معطلی زندگی مردم، سکوت کردند؛
. و اکنون بر تبدیل شدن سکوی اینستاگرام و تلگرام به میدان تبلیغ و تحریک و نمایش جنایت، چشم بستهاند؛
. و با پروپاگاندا و به اسم حق همگانی، در تلاشند اندک حصارهای باقیمانده از حکمرانی بر فضای مجازی را از سر راهشان بردارند.
محمودیان ✍️
#️⃣ #صیانت_از_فرهنگ
جبههٔ #انقلاب اسلامی در فضای مجازی
✊🏻 @jebheh
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🔻محقّقانِ جبهۀ فکریِ انقلاب -۱
[حسن رحیمپورازغدی]. در عرصۀ معرفت، خطّشکنی کرد و در برابر موج لیبرالیسمِ شبهروشنفکریِ دهۀ هفتاد، سرسختانه ایستاد و یکتنه، همۀ آنها را نقد کشید و منفعل کرد. هیچکس در جریان و جبهۀ لیبرالهای ایرانی وجود ندارد که بتواند از عهدۀ مواجهۀ نظری با او برآید. در لحظههای آغازینِ صیرورت قرار داشتم که وی را شناختم و از آن پس، مباحث او را دنبال کردم. رسالت او، گشودن یک معبر برای مؤمنانه اندیشیدن بود و کامیاب نیز شد. افقگشایی کرد و نسل سوّم انقلاب را امتداد هویّتی و انقلابی بخشید. البته از وی گلایه دارم که بهطور مستقیم و مسئولانه، نیروسازی و شاگردپردازی نکرد و تنها بر گفتارهای رسانهای بسنده نمود.
https://eitaa.com/rahimpour
[حسن عباسی]. یک راهبردپردازِ تمامعیار است؛ از این نظر، همتا ندارد و یکهتاز است. او بود که برای نخستینبار، مطالعات راهبردی را بهعنوان یک چشمانداز نظری، در جامعۀ فکریِ انقلابی، بیان و کاربردی کرد. نسل من، وامدار تبیینهای موشکافانه و منحصربهفرد اوست. کثیرالاضلاع است؛ اما همچنان عمق خویش را حفظ کرده است. هم علم است و هم غیرت؛ هم کلّنگر است و هم باریکبین. نگاهِ خاص، آفریده و بدینجهت، نمیتوان وی را ندید. اندوختههایی در انبان معرفت دارد که استثنائی هستند.
https://eitaa.com/Hasanabbasi_ir
[محمدحسین رجبیدوانی]. تاریخ اسلام را سطربهسطر میشناسد؛ چنانکه گویا در گذشته زیسته است. دقیق فکر میکند و با تأمّل سخن میگوید. هم عاقل و فهیم است، هم اخلاقی و مهذب، هم شجاع و انقلابی. از تاریخگوییِ محض و بیاعتنا به اینجا و اکنون، پرهیز دارد و در تناسب با اقتضای زمانه و تطبیق با خلاءهای آن، نقل و تحلیل میکند. در چهرهاش، نورِ عبودیّت نمایان است.
https://eitaa.com/rajabidavani
[شهریار زرشناس]. غرب را بلعیده است؛ هرچند غربی و غربزده نیست. آنچنان در تاریخ و فلسفه و فرهنگ غربی، غور و تعمّق کرده که اسباب حیرت است. بهواقع، متفکّر است و قدرت تحلیل و خلاقیّت دارد. از غرب، فراوان خوانده، اما هرگز اسیر استحاله و چرخش نشده است. هرچه بیشتر از غرب خوانده، فاصلۀ هویّتی و معناییِ بیشتری از آن گرفته است. یک انقلابیِ اندیشمند است که مسیر تقابل و چالش با لیبرالهای ایرانی را در پیش گرفته است. ادبیات خاص و سبک گفتار ویژه آفریده است. یار غارِ آوینی بوده و از وی، خاطراتی دارد بسی شنیدنی.
https://eitaa.com/shahriyarzarshenas
[محمدحسن وکیلی]. یک عالمِ دینیِ اهل سلوک و معرفت که در عین اتکای به سنّت اصیلِ حوزوی، روزآمد و عینی است و به اکنون میپردازد و مواضع انقلابی دارد. ریشههای شخصیّتی عارفانهاش، معارفش را سویۀ معنوی بخشیده است. خشک و سرد نیست، بلکه از منظر معرفتِ توحیدی به مسائل مینگرد. این نگاه را وامدار علامۀ طهرانی است که نسلهای پس از خود را به راهی نو، رهنمون ساخت. خوشفهم و اهل مداقه و تدبّر است. میتواند به مسأله، امتداد بدهد و برای آن، فروع و اضلاع نوپدید بیا فریند.
https://eitaa.com/mhva_ir
[محمدرضا کائینی]. تسلّطش به تاریخ معاصر، ستودنی است؛ نه فقط به رویدادها، بلکه به جزئیّات شخصیّتها. تاریخ معاصر را بهگونهای خاص، دریافته و در مقام فهم و تحلیل برآمده است. گفتههایش، آکنده از دقایق و لطایف تاریخی است که شگفتی میآفریند. بیموضع و انتزاعی و گذشتهزده نیست، بلکه یک انقلابیِ اصیل است که سنگرِ غنیِ تاریخ را برای مبارزه و مجاهده برگزیده است. ذهنش، حاضر و فعّال است و با تاریخ، اُنس عاشقانه یافته است. در مصاحبت با وی، بیشتر باید شنید تا متقبّل زحمتِ مطالعات تاریخیِ فراوان نگشت.
https://eitaa.com/r_kaeini
[آزاده محمودیان]. به نظریهپردازی در زمینۀ ماهیّت و مقوّماتِ عالمِ ارتباطی انقلاب، اهتمام میورزد. قلمی دارد فاخر و قویم. بر آثار علامه حسنزاده، اشراف و احاطه دارد. متأثّر از سیّدمرتضی آوینی است. یک مؤمن انقلابی است که هویّت اصیل و خالصش، در نوشتههایش آشکار است. اهل تعمّق و تأمّل است و محقّقانه، قلم میفرساید. در پی ایجاد و خلقِ معرفت انقلابی است و به این دلیل، میاندیشد. در آیندۀ نزدیک، بیشتر خواهد درخشید.
https://eitaa.com/AzadeMahmoudian
[تینا چهارسوقیامین]. مبدعِ گشودنِ یک باب معرفتیِ جدید در ایران است؛ گفتمانپژوهی در مقام بیان و روایت. در طول سالهای اخیر، از این دریچه به مسائل انقلاب نگریست. صورتگرِ روایت است و به نحوۀ گفتن میپردازد. از این جهت است که دستی در ساحت سیاست دارد و سیاست کنونی ما را به نقد میطلبد. روایت منهای بیان، تعاریفی بیش نیست. تجربۀ روشنفکری سکولار نشان داد که ادبیات گفتاری و صورت سخن ما، آنچنان که باید نیست. ما در بند معنا ماندهایم و از قالب و قاب، غفلت ورزیدهایم.
https://eitaa.com/Tina_Ch_Amin
مهدی جمشیدی
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
یادداشتهای آزاده محمودیان
🔻محقّقانِ جبهۀ فکریِ انقلاب -۱ [حسن رحیمپورازغدی]. در عرصۀ معرفت، خطّشکنی کرد و در برابر موج لیبر
📌قدردان نیکنظری استاد جمشیدی بزرگوار هستم.
ایشان الگوی کمنظیری است در:
پیوند رویکردهای نظری و معرفتی با عینیّتهای میدانی،
تفکّر انتقادی و بینشمندی در ساحت انقلابی،
و
شجاعت.
در مکتبخانۀ سخنان و مکتوبات ایشان، میتوان دانشی را که در اثر غلبۀ سکولاریسم و محافظهکاری، در دانشگاهها یافت نمیشود، آموخت.
🖇پ.ن:
این خلاقیّتِ مؤمنانه، در یاد کردن و اهتمام به غیر از خود، میتواند سنگبنای اخلاقیِ ارزشمندی باشد برای تکثیر جبهۀ نظری و معرفتیِ انقلاب.
🚩 در ضرورت پاسخ به روایت تهدید؛
پردۀ اول:
🔻خطرِ خاموشی در برابر روایت تهدید
آزاده محمودیان
امروز این تابلو را در یکی از خیابانهای تهران دیدم؛ نجاتاللهی، تقاطع طالقانی.
از انتقام گفته؛ از قصاص قاتلان رهبر شهید.
بیش از یک ماه است که از دستور صریح رهبر انقلاب دربارۀ قطعیت «انتقام و قصاص» قاتلان رهبر شهید میگذرد. و تا کنون رئیس دولت و مجلس هیچ روایت صریح و برنامۀ راهی برای انجام این دستور ولایت اعلام نکردهاند؛ که هیچ، لکنت دارند از اینکه مستقیم بگویند آمرِ به این جنایت را قصاص خواهند کرد.
پس از این دستور قطعی، باید سیل روایتهای پشتیبان روانۀ میدان نبرد روایتها میشد.
راهها ارائه میشد، نقشهها پرداخته میشد. تا از دل این قطعیت و جزمیتِ حاکمان در یک روایت واحد، ضربهای بازدارنده نواخته میشد بر پیکرۀ رواییِ حریف؛ و ناامید میساخت او را از هماوردی در این میدان.
یعنی روایت میتوانست خاتمه بدهد بر امید دشمن به کارساز بودن هر اقدامی.
غفلت راویان از این عرصه، منجر شد به اینکه حریف پا را فراتر گذاشت و شخص رهبر انقلاب را هم تهدید کرد!
این از عواقب اولیۀ سکوت در جایی است که باید روایتِ فریاد را روانۀ میدان کرد.
پلههای بعدی در صورت امتداد این سکوت، روایتهایی است که جرأت و فرصت اقدام را برای دشمن ایجاد میکند.
چه جانسوز است که این تابلو شاید اولین اعلام علنی از سوی یک نهاد رسمی برای قصاصِ جنایتکاران این جنایت عظیم است... .
#نبردروایت
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
@AzadeMahmoudian
🚩 در ضرورت پاسخ به روایت تهدید؛
پردۀ دوم:
🔻نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان
نبردهای این دوران، با روایتها آغاز میشوند.
روایتها تنبهتن میجنگند.
و چهبسا نبرد در همین عرصه ختم شود و هرگز به میدان کشیده نشود.
زیرا هر روایتی که از یک جبهه منتشر میشود، میتواند شمشیری آخته باشد در برابر روایت رقیب؛ یا حکایت کند از بدنی آسیبپذیر، و رقیب را برای ضربات بیشتر وسوسه کند.
پس، هر روایت یک ضربه است، یک تهاجم، یا یک دفاع. یا آفند کردهایم یا باید پدافند کنیم و بدن جامعه را در برابر سیلیِ رقیب بیسپر نگذاریم.
سیاست ما این نیست که اگر سیلی خوردیم، طرف دیگر صورت را برای سیلی بعدی آماده کنیم. نسخۀ سیاست ما چشم در برابر چشم است و به رقیب میگوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن.
میدان این نبرد، جای به رخکشیدن خویشتنداری و رأفت نیست. اینجا فضا و هنگامۀ «أشدّاء علیالکفار» است؛ نه سخن گفتن از شفقت و مرحمت هزاران سالۀ تمدن ایرانی!
هر روایت رسمی مسئولان ما، بستری است برای اقدام یا عقبنشینی دشمن.
روایتها در حکم ضربهها هستند.
مبنای نبرد روایتها این چنین است:
اول، چه بهتر که روایت نخستین را جبهۀ ما به میدان فرستاده باشد.
دوم، در برابر روایت رقیب سکوت و انفعال جایز نیست، خاموشی به معنای دستبستگی و پذیرش ضربههای میدان عینیت و واقعیت است.
روایت ما، شمشیر و سپر ماست؛ غفلت از آن یعنی از دست دادن امکان حیات ما.
سوم، روایت ما باید تناسبی با روایت رقیب داشته باشد. درخور باشد نه ضعیف و پرلکنت و با تعارف؛ در نبرد روایتها نمیتوان با دست پسزد و با پا پیش کشید. روایت ضعیف و نامتناسب، خبر از تزلزل در اراده است! نبودِ اطمینان از ادامۀ مقاومت! روایت ضعیف و فقدان روایت راه را برای اقدام حریف باز خواهد کرد... .
#نبردروایت
@AzadeMahmoudian
🔻 دوقطبیسازی با نظرسنجیهای بیاعتبار؛
بیکفایتیهایِ پنهاننشدنی
آزاده محمودیان
این روزها بازار اعلام آمار و نظرسنجی از سوی لیبرالهای قدرتنشین گرم است.
مشاوران و معاونان برای آنکه بستری علمی برای اقدامات خسارتبار خود و بیاعتبار کردنِ مردم خیابان دستوپا کنند، آمار میدهند و نظرسنجی رو میکنند.
نتایج و گزارشها هم، دو هدف دارد: «تخریب تابآوری و مقاومت مردم»، و «فرسایش انسجام ملی و بازتولید شکافهای اجتماعی».
آمارهای ناگهانی یکی از سناریوهای نخنمای لیبرالهای ایرانی است که خود را نزدیک به مردم، و مردم را دچار فاصله و زاویه از حکومت بازنمایی کند.
همانطور که قدرت را در دست گرفتهاند، در جایگاه اپوزیسیون بنشینند و ناکارآمدی و نابلدی و سازمان معیوب خود را یکسره بهپای انقلاب اسلامی بنویسند.
بگذریم که در یک نگاه ساده، در صدر و ذیل این آمارها، تناقض موج میزند؛ اما صورت اصلی مسئله این جاست که وقتی یک گروه سیاسی اقبال مردمی خود را از دست میدهد و هیچ امیدی برای بازگرداندن آن بوسیله اصلاح سیاستگذاریها و اقداماتِ اثرگذار ندارد، دستبه دامان شعارهای پوپولیستی از دل نظرسنجی میشود تا اذهان عمومی را مدیریت کنند. و واقعیتی را که کامشان را تلخ کرده با بهانههای به ظاهر آکادمیک تضعیف و نابود کند.
یعنی، اگر اکنون انسجام و زبان برّان و ارادۀ راسخ خیابان بر انتقام خون رهبر شهید، مانع از تحقق اهداف لیبرالها شده، تلاش این گروه بر بازنمایی عدم انسجام و تفکیک «مردم خیابان» از آنانکه «مردم جامعه» خطاب میشوند و اختلاف در مطالبات این دو گروه تمرکز دارد.
جوزف نای در کتاب «قدرت نرم» مینویسد: نتایج نظرسنجیها و مقبولیتسنجیها در برشهای برههای از زمان، حتی حداقل اعتبار را هم ندارند. زیرا با تغییر روش پژوهش و فرمولهای آماری مورد استفاده، به راحتی میتوان به پاسخهایی کاملا متفاوت و حتی مخالف رسید!
لیبرالها مدتهاست که از «نتایج نظرسنجی» برای تضعیف و تحقیر آرمانهای جمهوری اسلامی، بهویژه آرمان استقلالطلبی و مقاومت و دینباوری بهره گرفتهاند. نتایجی که اگرچه مکرر در دنیای عینیتها و واقعیتها نقض شده، اما همچنان بهعنوان ابزار پوپولیستیِ پرقدرتی، در دست آنان کارایی دارد.
🖇بخاطر دارم که یکی از اساتید لیبرال دانشگاه، سر کلاس، با چه ذوقی از نتیجۀ پژوهشی درباره ارزشهای جامعه ایران، که کاهش دینداری و زوال پایبندی مردم به حکومت را حکایت میکرد، بیکفایتی جمهوری اسلامی را نتیجه میگرفت.
نتایجی که در شرایط گوناگون در طرحهای متنوع مردمپایه از مواسات مؤمنانۀ زمان کرونا تا خروش چندماهۀ ملت مبعوث، نقض شد و ذرهای از اعتبار و حیثیت علمی آن پژوهشها و پژوهشگران پرآوازهاش باقی نگذاشت.
@AzadeMahmoudian
📌 در این یادداشت از نقش متفاوت زنان در جنگ اخیر نوشتهام:
آنها پیشقراول میشوند و با پلاکاردها و پرچمهای سرخ ادبیات میآفرینند؛
و این ادبیات را تعمیم سراسری میدهند.
از این منظر، تصویری که از زن ایرانی در روایت جنگ شکل میگیرد، تصویر زنی مقاوم و نقشآفرین است؛
زنی که در لحظات سرنوشتساز توانسته به ستون روحی جامعه تبدیل شود.
این یادداشت در مجله عصر زنان منتشر شده است:
@asrezanan_mag
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از مجله عصر زنان
زن ایرانی؛ از حافظۀ مقاومت تا کنش اجتماعی
در لحظههای بحران، نقش زنان تنها به روایتکردن یا همراهیکردن محدود نمیماند. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد زن، هم در حفظ پیوندهای خانواده و هم در بازسازی روحی و اجتماعی جامعه، حضوری مؤثر داشته است.
این حضور، چهرهای از زن ایرانی را نشان میدهد که بحران را صرفاً تماشا نمیکند؛ مسئولیت میپذیرد، معنا میسازد و در متن زندگی جمعی میایستد.
📕 مجله عصر زنان
@asrezanan_mag