eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
122 دنبال‌کننده
211 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
بهمن ۹۶ به همت دوستان مجله شهرستان ادب، در شمشین میزگرد ادبیات داستانی بوطیقا، درباره رمان فانتزی حرف زدیم. بعد از هشت سال همچنان بسیاری از مباحث این جلسه کاربردی است و می‌شود از آنها استفاده کرد. از طریق این لینک می‌توانید مشروح این میزگرد را بخوانید. https://shahrestanadab.com/Content/ID/7780/ششمین-میزگرد-بوطیقا-از-هری-پاتر-و-ارباب-حلقه-ها-تا-رمان-فانتزی-ایرانی خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
این مطلب را امروز در گروهی مجازی گذاشتم. گفتم شما هم آن را بخوانيد. من هم شوکه شده‌ام. باورم نمی‌شود وقتی من هفت پادشاه را خواب می‌دیدم آدم‌ها و نوچه‌های یک باند جنایتکار، دو هزارکیلومتر آنطرف‌‎تر مشغول نقشه کشیدن برای حمله به سرزمینم و مردمم بودند. حساب خودفروخته‌های بی‌همه‌چیزی را که در داخل به این باند جنایتکار کمک کردند، یادم نرفته. اما جنگ همین است. هم زدن دارد و هم خوردن. بگردم جمهوری اسلامی ایران که آنقدر خوب کار کرده است که توقع ما را بالا برده است و رد شدن حتی یک موشک از حلقه پدافندی‌اش را هم کسر شأن می‌دانیم و ناراحت می‌شویم. مظلوم جمهوری اسلامی ایران! بگذریم. از صبح دو سه تا از دوستان در خصوصی پرسیدند من چه کنم؟ من نویسنده که هیچ آموزش نظامی ندیدم و جز قلمم چیز دیگری ندارم چگونه از کشورم دفاع کنم؟ منی که حتی زن هستم و حکم جهاد برای من نیست می‌خواهم از کشورم دفاع کنم، اما چگونه؟ خداوکیلی سؤالات خوبی است. اول آنکه نشان می‌دهد بچه مسلمان حزب‌اللهی حتی اگر قلم به دست هم باشد، گوشه‌نشین و منفعل و ترسو نیست. اهل عمل است. می‌خواهد قدم بردارد. حتی اگر نداند چه کند، دنبال حقیقت می‌رود تا به سؤالش برسد. دوم در همان حدیث «مداد العلماء افضل من دماء شهدا» است. قدرت قلم، قدرت نوشتن، قدرت تبیین را دست کم نگیرید. عالم که فقط درس‌خوانده حوزه و دانشگاه نیست. آن کسی هم که درست و عمقیق می‌داند و راه ولایت الله را می‌شناسد، جزو علما است. حتی اگر عاشقانه بنویسد، حتی اگر رمان فانتزی بنویسد، حتی اگر رمان امنیتی بنویسد. ابزارهای نشان دادن مسیر ولایت الله که فقط در یک مسیر محدود نمی‌شود. ارجاعتان می‌دهم به سخن رهبری که سال 1370 گفتند: «در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفته‌‌‌اید، همان‌‌‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌‌ کارها به شما متوجه است.» ما این روزها بیشتر از همه نیاز به آگاه کردن مردم داریم. مردم ما باید از چیزهای زیادی آگاه شوند؛ از جان‌فشانی نیروهای مدافع وطن اعم از ارتشی و سپاهی و مرزبانی و بسیجی، از جنایتکار بودن رژیم صهیونی و شیطان بزرگ آمریکا، از دشمنی فارسی‌زبانانی که جز دشمنی با ایران و مردم ایران، چیز دیگری ندارند، از قدم‌هایی که همه ما ایرانیان باید برداریم، از مسیر روشنی که در پیش داریم. امیرالمؤنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: علم قدرت است. اگر مردم ما آگاه شوند و علم پیدا کنند، به قدرت نهایی می‌رسیم. رسیدن به علم و آگاهی هم از قلم سرچشمه می‌گیرد. روایت کردن را دست کم نگیرید. (منظورم از روایت طبیعتاً قالب روایت نیست!) فکر نکنیم چون ما فقط می‌نویسیم باید تماشاچی باشیم. نه. در مقام نویسنده در هر قالب و گونه‌ای که علاقه دارید آنجا را مرکز عالم بدانید. با خوب خواندن، با خوب فکر کردن، با خوب نوشتن، بیشترین خدمت را به اسلام و ایران و مردمانش می‎‌کنیم. قبول دارم که نوشتن فرآیند زمان‌بری است اما لازم نیست که حتما رمان بنویسیم. یک یادداشت کوتاه، یک جستار جمع و جور، یک مقاله خلاصه شده، خودش قدم‌های بزرگی است. ان‌شاءالله سر فرصت هم آثار بزرگ و درخور می‌نویسیم که آن هم ماندگاری و اثربخشی خودش را دارد. خلاصه که ما هم فرصت قهرمان شدن را داریم. اکنون همه از درگاه اول رد شدیم. باید هدفمان را پیدا کنیم و برای رسیدن به آن با حریف روبه‌رو شویم. حریفی که به ظاهر از ما خیلی قدرتمندتر و درنده‌خوتر و سفّاک‌تر است اما ما قرار است یک پایان خوش رقم بزنیم و به هدفمان برسیم. کوچک همه شما خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
بسم الله الرحمن الرحیم انّا من المجرمین مُنتقمون ملت شریف و بزرگ ایران اسلامی دوباره شاهد حملات متجاوزانه رژیم سفاک و خونخوار باند جنایکتار صهیونی در صبحگاه جمعه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ به میهن عزیزمان ایران بود. این حملات بار دیگر ثابت کرد این باند جانی و خون‌ریز در طول دوران ننگین خود، هیچ دستاوردی جز کشتار مظلومان و بی‌گناهان نداشته است. باند جنایتکار صهیونی در حملات خود، خون پاک فرماندهان نظامی، دانشمندان متعهد و جمعی از مردم بی‌گناه را بر زمین ریخت. ما نویسندگان انجمن ادبی هزارداستان، همچون دیگر آحاد مردم ایران، این حملات را که نقض آشکار حاکمیت ملی، امنیت مردم و خون انسان‌های بی‌دفاع است، با شدیدترین الفاظ محکوم می‌کنیم. اعلام می‌داریم ما هم در کنار ملت ایران، از هر قوم و مذهب، در سایه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و در کنار یکدیگر، در برابر تجاوز، ترور و فتنه ایستاده و از خون فرزندان وطن و عزت و امنیت این کشور دفاع خواهیم کرد. انجمن ادبی هزارداستان ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های معظم شهدا و ملت سرافراز ایران، اعلام می‌کند در کنار دیگر اقشار جامعه در صف واحد دفاع از کشور، ملت و آرمان‌های بلند اسلامی ایستاده و ذره‌ای از استقلال، آزادی و امنیت این خاک عزیز را در برابر هیچ متجاوزی واگذار نخواهد کرد. این جنایت پلید و بزدلانه، نه تنها مایه اختلاف آحاد و اقشار مختلف ایرانی اسلامی نخواهد شد، بلکه آغاز وحدت و همبستگی بیشتر ملت ایران خواهد بود. در پایان از تمام نویسندگان و هنرمندان عزیز دعوت می‌کنیم با تمام توان خود، در مسیر حمایت از جمهوری اسلامی ایران و مردمان شریف این آب و خاک، قدم بردارند و پاسخ کوبنده‌ای به هرکسی که می‌خواهد عَلم فتنه و نفاق را بردارد بدهند. و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون اعضای انجمن ادبی هزارداستان ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ انجمن ادبی هزارداستان @LoAh_ir
این عکس را روی صفحه لپتابم به عنوان عکس پس‌زمینه گذاشتم. زیبایی خالص! چه کرده‌ای جوان ایرانی عزیز من! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
1109575395140837120_124636864764505.mp3
زمان: حجم: 18.6M
در هشتمین قسمت جمعه‌های روایت، جستار من را می‌شنوید با عنوان «پس از بیست سال». در این پادکست درباره ماجرای آزادسازی شهر تبریز در دوره شاه عباس صفوی حرف می‌زنم. این پادکست‌ها در کانال سیکا در شنوتو قابل شنیدن نیست! هرچه زور زدم نتوانستم سایت شنوتو را باز کنم! برای همین در کانال بارگذاری‌اش کردم. امیدوارم بشنوید و لذت ببرید و حتما نظر و پیشنهاد‌هایتان را به من انتقال دهید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
دیروز بهش گفتم ما تو نویسندگی یک مکالمه داریم یک گفت‌وگو. مکالمه هدف نداره ولی گفت‌وگو هدفمنده. ما توی داستان از گفت‌وگو استفاده می‌کنیم ولی مکالمه دونفره هم برای زندگی لازمه! مکالمه است که به زندگی جان می‌دهد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
ای لشکر صاحب‌زمان آماده باش... نمای یک پای صحبت خیلی از فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که می‌نشینی بزرگترین حسرتشان نه فقط کمبود تجهیزات که نقصان روایت دفاع است. اینکه خودشان آن زمان حواسشان نبود جنگ را دقیق ثبت و ضبط کنند، بسیاری دیگر هم دفاع از وطن اولویتشان نبود چه برسد روایت جنگ دغدغه‌شان باشد! آنها می‌گویند دفاع مقدس در این سال‌ها هم ناقص ضبط و ثبت شد، هم ناقص روایت شد. همه حواسشان به جنگ سخت بود اما به جنگ نرم نه! نمای دو از آخرین باری که یک کشور بیگانه تصمیم گرفت به ما حمله کند و ما برای دفاع اسلحه دستمان گرفتیم ۳۷ سال می‌گذرد. اگر تابستان ۱۳۶۷، آخرین سال جنگ را درنظر بگیریم. زمان کمی نیست. تعداد کسانی که آن روزهای جنگ را ندیده‌اند از تعداد کسانی که جنگ را دیده‌اند خیلی کمتر است. با تقریب ۶۰ به ۴۰. اضطرابی که در جامعه شاهدش هستیم چیز عجیبی نیست. چهل سال است در امنیت جمهوری اسلامی ایران نشسته‌ایم و امنیت برایمان عادی شده است. نمای سوم رک و پوست‌کنده بگویم: عبرت بگیریم! از دفاع مقدس در زمینه ضبط و ثبت اتفاقات حمله باند جنایتکار صهیونیستی و دفاع ایران عبرت بگیریم. این ضبط و ثبت بعداً سنگ بنای کتاب‌ها و فیلم‌ها و داستان‌های گوناگون خواهد بود. حمله رژیم صهیونیستی تهدید هست، اما ما الگویی داریم چون قاسم سلیمانی. از دل تهدیدها، فرصت‌ها را خلق کنیم. به شرط آنکه نترسیم و نترسانیم. نمای چهارم مهم نیست نوقلم هستیم یا باتجربه و قدیمی. این دفاع ما را بزرگ می‌کند و رشد می‌دهد. البته خودتان بهتر می‌دانید نویسنده با برج عاج‌نشینی به جایی نمی‌رسد. بزنید به دل خطر نوشتن و کار را پیش ببرید. برنامه بریزید و دنبال سهم خودتان باشید. فکر نکنید که فقط یک گونه خاص است که جذاب است. نه. هیچ قالب و گونه‌ای نیست که نسبت به ادبیات مقاومت و پایداری بی‌تفاوت باشد و بخواهد حرف نزند. فرقی ندارد داستان باشد، رمان باشد، ناداستان باشد، عاشقانه باشد، امنیتی باشد یا هر چیز دیگری. نمای پنجم اخبار روزمره را پیگیری را کنید، اما اخبارزده نشوید. توجه زیاد به جزئیات سودی به حال نویسنده‌جماعت ندارد. ذهن مغشوش، بازی کردن در پازل دشمن است. دلسوزی بکنید، وظایف عمومی که را مربوط به همه اقشار جامعه است به خوبی انجام بدهید اما وظیفه اصلی‌تان را یادتان نرود. من در این دفاع چه نقشی دارم؟ بگردیم و وظیفه اصلی‌مان را پیدا کنیم. نمای ششم اگر خودمان را جزو لشکر صاحب زمان می‌دانیم آماده شویم. نبردی بی‌امان در پیش داریم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی داستانت را بدون ویراستاری فرمی و محتوایی منتشر می‌کنی. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خیلی فکر کردم برای این عکس چی بنویسم. آخرش دیدم هرچی بنویسم مزه متن و عکس از بین می‌رود. به تشریح عکس اکتفا می‌کنم. کافه هایفش در بیروت در طول حملات موشکی ایران، از مشتریان خود هزینه اضافی دریافت می‌کند تا شاهد عبور موشک‌های ایران به سمت اسرائیل باشند. پ.ن: خودش ایده داستان است اگر بیاندیشیم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من خیلی اهل انتشار فیلم نیستم ولی این واقعا میکس خوب و زیرمتن‌داری است! اگر ندیدید ببینید و لذت ببرید. پ.ن: خرمشهرها در پیش داریم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
کاش یکی هم بود می‌آمد به من برای ایده جدیدم ویراستار داستان می‌شد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir