eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
22.3هزار دنبال‌کننده
670 عکس
577 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙 شب بخیر | کانال حکایت هر شب، پایان یک حکایت است؛ حکایتی پر از خنده‌ها، نگرانی‌ها، اتفاق‌های کوچک و بزرگ... اما قشنگی زندگی اینجاست که هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه فصلی از داستانش ورق می‌خورد. ✨ پس غصه‌های امروز را کنار بگذار، شاید فردا یکی از زیباترین حکایت‌های زندگی‌ات شروع شود. 🌙🤍 شبتون آرام، دلتون گرم و خوابتون شیرین. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از داستان های جذاب
داستانی کاملا واقعی🔞 دختر بچه ای روز اول مدرسه همین که میره تو حیاط شروع میکنه به گریه دورش را می‌گیرن که ساکتش کنند ولی بی فایده است فکر میکنن شاید روز اوله و ترسیده و پدر و مادرش را میخواد زنگ میزنن به پدرش که دخترتون خودش کشت از گریه و بیاین ببینین چشه؟؟!! پدرش میاد مدرسه و میگه چته؟؟ چرا گریه می کنی؟؟؟ دختر به پدرش میگه........😨😨🔞 https://eitaa.com/joinchat/617284776C67d808d310 صحنه داستان وحشت ناک و 🔞واقعا عجیب بود بزن رو لینک تا ادامه داستان رو بخونی از دست نده که پشیمون میشی😰😰
❌مواظب دخترهاتون باشید و به کسی اعتماد نکنید❌ من خواستم تجربه ای تلخی رو که داشتم بگم دختری دارم الان یازده سالشه چندسال پیش که 7یا 8سالش بود تابستون بود هوای خوزستان گرم گرم سوپری داشتیم تو محله نزدیک خونمون بود در هوای گرم کوچه خلوت بود همه زیر کولر بودن ی روزدخترم برا خرید بستنی به سوپری رفت ما با خانواده سوپری خیلی راحت بودیم خصوصا با حاجی که خیلی مرد خوبی بود بهش اعتماد داشتم حاجی مردی میانسال بود دخترم تا آمد احساس کردم لنگ. می‌زند و گریه کرده😭😭🤯 دخترم از دنیا بی خبر گفت ماما پیر مرده بهم گفت بعدا بیا با هم بازی کنیم بهش گفتم چه بازی گفت ماما من که وارد مغازه شدم منو نشوند.....😱😕 🚫ادامه داستان👇🏻😰🤯 https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c ⭕️جزئیات این سنجاق شده😳☝️🏼☝️🏼