eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
22.9هزار دنبال‌کننده
696 عکس
588 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نذر فاطمی
🔹مشارکت در ساخت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) 🌹نذری ماندگار برای نسل های آینده ❤️با هر میزان توان مالی و به قدر عشق و ارادت خود، در ساخت ضریح جدید بانوی کرامت، سهیم شوید. 🤝راههای مشارکت: 💳واریز به شماره کارت: (کپی آسان)
606373701000062
📲ارسال عدد 22 به شماره 30001122 🔹پرداخت از طریق ربات بله 👈پرداخت مستقیم نذورات در ایتا 💻 از طریق درگاه ملی نذر فاطمی: 🌐nazr.amfm.ir کانال‌رسمی نذر فاطمی 🆔 @nazr_astanqom
👆 مشارکت در ساخت جدید حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) کانال‌رسمی نذر فاطمی 🆔 @nazr_astanqom
🌿 پند؛ همه درها برای تو نیستند گاهی برای باز شدن دری آن‌قدر تلاش می‌کنیم که فراموش می‌کنیم شاید آن در اصلاً قرار نبوده برای ما باز شود. اصرار بیش از حد، همیشه نشانه پشتکار نیست؛ گاهی نشانه این است که نمی‌خواهیم حقیقت را بپذیریم. اگر فرصتی بارها از دستت می‌رود، اگر رابطه‌ای مدام تو را خسته می‌کند یا مسیری هرچه جلوتر می‌روی بیشتر آزارت می‌دهد، یک لحظه بایست و نگاه کن. شاید قرار نیست بیشتر زور بزنی؛ شاید قرار است مسیرت را عوض کنی. گاهی نرسیدن، شکست نیست؛ نجاتی است که در لباسِ نرسیدن پنهان شده. ✨ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
شب بخیر 🌙 حکایت امروزت هرچه بود، به پایان رسید. دل را از دلخوری‌ها خالی کن و با امید به فردا بخواب؛ شاید فردا، قشنگ‌ترین صفحه‌ی زندگی‌ات باشد. 🤍 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
صبح بخیر ☀️ هر صبح، فرصتی‌ست برای نوشتن یک صفحه‌ی تازه از حکایت زندگی؛ امروزت را با امید شروع کن و بگذار پایانش، قصه‌ای برای لبخند باشد. 🤍 صبح‌ات پر از آرامش و اتفاق‌های قشنگ. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌿 ضرب‌المثل: «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» معنی: برای کاری، مقدمات و ظاهر زیادی فراهم شود، اما در نهایت اصلِ کار انجام نشود یا نتیجه‌ای نداشته باشد. داستان ضرب‌المثل: در گذشته، در مهمانی‌های رسمی و خانه‌های اعیان، هنگام غذا خوردن تشریفات زیادی وجود داشت. پیش از غذا، خدمه با آفتابه و لگن برای شستن دست‌ها حاضر می‌شدند و وسایل و مقدمات فراوانی برای پذیرایی آماده می‌کردند. گاهی ممکن بود این تشریفات آن‌قدر زیاد باشد که همه تصور کنند سفره‌ای مفصل و رنگین در راه است؛ اما وقتی زمان غذا می‌رسید، خبری از غذای درست‌وحسابی نبود! از همین موقعیت، مردم برای کسانی که ظاهر و مقدمات زیادی دارند اما در عمل چیزی ارائه نمی‌کنند، این جمله را به کار بردند: «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!» 🔹 کاربرد: وقتی کسی برای انجام کاری کلی حرف، وسیله، برنامه و تشریفات دارد، اما در نهایت نتیجه‌ای از کارش دیده نمی‌شود، این ضرب‌المثل مناسب است. 💭 پند: ارزش یک کار به سر و صدا و ظاهر آن نیست؛ مهم این است که در پایان، نتیجه‌ای واقعی داشته باشد. گاهی یک کار ساده و بی‌تشریفات، از ده‌ها وعده و نمایش ارزشمندتر است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🍂روزگار قدیم عجب صفایی داشت... 🍃 روزهایی که ساده بودیم،ساده می‌خندیدیم،اما از ته دل خوش بودیم... بیا؛ شاید اینجا تکه‌ای از گذشته‌ات را پیدا کنی... همان کودکی را پیدا کنی که سال‌هاست در شلوغیِ زندگی گمش کرده‌ای... 🥺❤️ 🔗 https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f ♥️ یک کلیک تا خاطرات کودکی...👆👆 مخصوص متولدین دهه ۵۰ ؛ ۶۰ و ۷۰🫴 [همراه با کلی پند و حکایت...]
عبور نکن ⛔️✋ حکایت جالبیه: ✍تاجر، همسر زیبایش را به امانتداریِ قاضی شهر سپرد؛ اما زیبایی خیره‌کننده زن، قلع و قمع پرهیزگاری قاضی را در هم شکست و او را به مسیری کشاند که هیچ‌کس گمان نمی‌کرد... 🔴 جهت دیدن حکایت تکان دهنده کلیک کنید 🔴 جهت دیدن حکایت تکان دهنده کلیک کنید 👈قسمت اول حکایت
📖 حکایت | نانوا و سکه‌ی طلا در شهری کوچک، نانوایی بود که سال‌ها نان مردم را می‌پخت. روزی مرد ثروتمندی وارد نانوایی شد و هنگام خرید، سکه‌ی طلایی از جیبش افتاد؛ اما خودش متوجه نشد. نانوا سکه را پیدا کرد. آن شب تا صبح به سکه نگاه کرد. می‌توانست با آن زندگی‌اش را برای مدتی راحت کند، اما می‌دانست صاحبش روزی برمی‌گردد. صبح روز بعد، مرد ثروتمند با عجله وارد نانوایی شد و گفت: «دیشب سکه‌ای طلا اینجا گم کردم.» نانوا سکه را از جیبش بیرون آورد و گفت: «این همان چیزی‌ست که دنبالش می‌گردی.» مرد از خوشحالی سکه را گرفت و خواست برود. نانوا گفت: «صبر کن.» مرد برگشت. نانوا گفت: «فقط می‌خواستم بدانم اگر من سکه را پس نمی‌دادم، تو چه می‌کردی؟» مرد گفت: «نمی‌دانم... شاید فکر می‌کردم کسی آن را پیدا کرده و برداشته.» نانوا لبخند زد و گفت: «من هم نمی‌دانستم اگر پسش ندهم چه می‌شود؛ فقط می‌دانستم که اگر نگهش دارم، هر بار که به آن نگاه کنم، یادم می‌افتد چیزی دارم که مال من نیست.» مرد لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: «تو سکه را به من برگرداندی، اما چیزی باارزش‌تر به من دادی؛ یادآوری کردی که آدم می‌تواند فقیر باشد، اما بی‌نیاز از خیانت زندگی کند.» نتیجه: ارزش انسان به چیزهایی که به دست می‌آورد نیست؛ به چیزهایی‌ست که با وجود تواناییِ برداشتن، باز هم به آن‌ها دست نمی‌زند. 🤍 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ